عملیات فرود کاوشگر فیله بر ستاره دنبالهدار آغاز شد
· 12 نوامبر 2014 - 21 آبان 1393
کاوشگر فیله پس از جدا شدن از روزتا سفر خود به سوی سطح دنبالهدار را آغاز کرده است
ستاره دنبالهدار چوری سطحی لغزنده دارد و با سرعت بسیار در حرکت است. این نخستین بار است که بشر در صدد برآمده است تا یک دستگاه تحقیقاتی را بر سطح یک ستاره دنباله دار بنشاند.
جدا شدن کاوشگر فیله از "سفینه مادر" آغاز مرحله نهایی فرود آن بر سطح ستاره دنبالهدار است. پیشتر، مرکز کنترل زمینی سازمان فضایی اروپا در دارمشتات در آلمان گفته بود که سه مرحله از چهار مرحله فرود کاوشگر فیله بر سطح ستاره دنبالهدار با موفقیت انجام شده و با انجام مرحله چهارم، فیله عازم سفر بیست کیلومتری خود به سوی ستاره دنبالهدار خواهد شد.
سفینه روزتا، که کاوشگر فضایی را به فضا حمل کرده، در ماه اوت به نزدیک دنبالهدار چوری رسید و چند هفته پیش، محل مناسب برای فرود کاوشگر را انتخاب کرد. محل فرود فیله محوطهای به ابعاد ٩٠٠ در ٦٠٠ متر است و این کاوشگر، که حدود یکصد کیلوگرم وزن دارد، حامل وسایل آزمایشگایی برای اولین بررسی نزدیک سطح یک دنبالهدار است.
پروژه پرتاب سفینه روزتا، که بیش از یک و نیم میلیارد دلار هزینه برداشته، یکی از پیچیدهترین و دشوارترین طرحهای فضایی توصیف شده که از حدود بیست سال پیش آغاز شد و سرانجام ده سال پیش، سفینه روزتا و کاوشگر همراه آن به فضا پرتاب شد. از ماه اوت تا کنون، روزتا اطلاعاتی را در مورد دنبالهدار چوری به زمین فرستاده و به کارشناسان فضایی امکان آن را هم داده است تا محل مناسب برای فرود کاوشگر را تعیین کنند.
مرکز کنترل زمینی گفته که مراحل قبلی فرود فیله با موفقیت انجام شده است
این دنبالهدار با سرعت ۱۳۵ هزار کیلومتر به طرف خورشید حرکت میکند و در حال حاضر در فاصله ۵۵۰ میلیون کیلومتری زمین در حرکت است. به دلیل بعد مسافت، رسیدن علایم ارسالی روزتا به زمین، حدود نیم ساعت طول میکشد.
دنبالهدارها یک هسته مرکزی شامل مواد منجمد و دنبالهای از ذرات گرد و غبار و گاز دارند. هسته مرکزی دنبالهدار چوری به اندازه قله کوه مونبلان و طول دنباله آن یک میلیون کیلومتر است.
قوه جاذبه این ستاره دنبالهدار بسیار کم است و به همین علت نیز لازم است کاوشگر فیلی پس از فرود، خود را با نوعی چنگک انفجاری به سطح دنبالهدار متصل کند. اطلاعاتی که روزتا از اطراف و کاوشگر فیلی از سطح این ستاره دنبالهدار میفرستند به پژوهشگران کمک خواهد کرد تا برای نخستینبار از خصوصیات یک ستاره دنبالهدار در مسیر حرکت آن به سوی خورشید آگاهی کاملتری بیابند.
دنبالهدارها از قطعات و ذرات باقیمانده از زمان تشکیل منظومه شمسی در حدود چهار و نیم میلیارد سال پیش تشکیل شدهاند و پژوهشگران امیدوارند با مطالعه اطلاعاتی که سفینه روزتا ارسال خواهد کرد، درک بهتری از نحوه شکلگیری منظومه شمسی و سابقه کره زمین و احتمالا نحوه پیدایش حیات بر این سیاره به دست آورند.
دنبالهدار چوری سرانجام از فاصله ۱۸۵ میلیون کیلومتری خورشید عبور خواهد کرد و سپس به فضای خارج از منظومه شمسی خواهد رفت.
سفینه روزتا در ماه مارس سال ۲۰۰۴ به فضا پرتاب شد و در حرکت دهساله خود به سوی دنبالهدار چوری، شش میلیارد کیلومتر مسافت را در حاشیه منظومه شمسی پیموده است.
منبع:دانش و فن بی بی سی فارسی
افزایش HIV در افراد ۱۲ تا ۲۴ سال
تغییرات در الگوی مصرف مواد مخدر و رفتارهای جنسی در سالهای اخیر آمار مبتلایان به بیماری ایدز را هم دگرگون کرده است. به طوری که ابتلا به این بیماری به دلیل اعتیاد تزریقی به سمت ابتلا بیشتر از راه ارتباط جنسی شیفت پیدا کرده است. اما اثر تغییرات اجتماعی بر سن مبتلایان نیز در آمار مشخص است.
بررسی ۳۰ ساله پس از اپیدمیHIV نشان میدهد که موارد ابتلا در پنج سال اخیر در محدوده سنی 12 تا 24 سال در حال افزایش بوده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448816
کشف جسد 11 هزار ساله دو نوزاد در آلاسکا
بقایای اجساد دو نوزاد که قدمتی بالغ بر 11 هزار سال دارند در آلاسکا پیدا شد.
بقایای دو نوزاد در زیر آتشدانی در آلاسکا که پیش از این جسد سوزاندهشدهی یک کودک سه ساله پیدا شده بود، کشف شد.
قدمت این اجساد به 11 هزار سال میرسد. یکی از اینها جنین بوده و دیگری چند هفتهای از عمرش میگذشته است. این آتشدان بخشی از سکونتگاه «رودخانه خورشید» است که یکی از قدیمیترین مناطق باستانی آلاسکا به حساب میآید.
آزمایشات انجامشده نشان میدهد، فاصله چندانی بین مرگ کودک سه ساله و دو نوزاد ظاهرا دوقلو وجود نداشته و کمتر از یک فصل بین مرگشان فاصله بوده است.
به گزارش آرکولوژی، در این آتشدان همچنین بقایای ماهی قزلآلا و سنجاب دیده شده که نشاندهندهی نوع رژیم غذایی ساکنان این منطقه و دفن شدن کودکان در فصل تابستان است. سنگهایی نوکتیز و میلههایی از جنس شاخ گوزن اشیایی هستند که به عنوان یادگاری در این قبرها گذاشته شدهاند.
به گفته باستانشناسانی که روی این پروژه کار میکنند، هدایای پس از مرگ که نوعی سلاح هستند، رفتارهای پیچیدهی نخستین ساکنان آمریکای شمالی نسبت به مقولهی مرگ را به نمایش میگذارد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/365478
هزینه زندگی ماهانه خانوار کارگری از مرز ۳ میلیون تومان گذشت
در شرایطی که قرار است در طول سال ۹۳ درآمد یک خانواده چهار نفره کارگری با احتساب مزد پایه، کمکهزینه مسکن، حق بن و حداکثر حق اولاد در حدود ۸۳۰ هزار تومان ثابت بماند، بررسیهای میدانی انجام شده توسط این نهاد کارگری نشان میدهد که برای آبان ماه سال جاری متوسط هزینههای یک خانوار چهار نفره براساس قیمتهای دولتی و آزاد از حدود ۲ میلیون و ۸۶۸ هزار تومان تا ۳ میلیون ۲۹۸ هزار تومان در تغییر است.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222678
جزئیات حادثه کشته شدن سه کارگر «پیاز کار» در مشهد
واژگونی خودرو وانت نیسان حامل زنان کارگر روز گذشته در حوالی منطقه شترک مشهد سه کشته و 18 مجروح بر جای گذاشت.
این زنان، کارگر فصلی بودند و به عنوان کشاورز در مزرعه کار می کردند و حمل و نقلشان توسط کارفرما صورت می گرفته است.
این حادثه صبح زود و در حین انتقال این کارگران به مزرعه رخ داد.
مرگ راننده غلطک بر اثر سقوط به دره
بعد از ظهر روز گذشته در منطقه گازی «وراوی» واقع در شهرستان مهر (استان فارس)، یک کارگر راننده غلطک بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد.
حوالی ساعت ۲ بعدازظهر روز دوشنبه (۱۹ آبان) «محمد رحیمی» که به واسطه شرکت پیمانکاری «زیباسازان لارستان» در منطقه عملیاتی پارسیان و در حوزه میدان گازی وراوی رانندگی غلطک را برعهده داشت در حین انجام کار دچار حادثه میشود.
در زمان این حادثه راننده حادثه دیده مشغول غلطک کاری جاده ارتباطی بین چاه شماره ۱۲ و دکل حفاری شمال بود که به دلیل انحراف خودروی غلطک در شیب تند مسیر همراه با غلطک در داخل درهّ سقوط میکند.
منطقه گازی عملیاتی پارسیان دارای چهار میدان فعال عملیاتی «تابناک»، «هما»، «وراوی» و «شانول» است و این میدان در مجاورت شهرهای «لامرد» و «خنج» قرار دارد.
همچنین میدان گازی وراوی که یکی از میدانهای فعال منطقه پارسیان محسوب میشود در شهرستان مهر و در ۳۰ کیلومتری شرق شهرستان لامرد قرار دارد.
در این میدان که بهره برداری از آن در اواخر سال ۸۵ شروع شده است تاکنون ۱۲ حلقه چاه حفاری شدهاست.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222220
واکنش کارگران پتروشیمی کارون به خبر مرگ همکارشان
برخی کارگران این مجتمع مدعی شدند که علت این حادثه به قطع نشدن جریان برق مربوط میشود.
آنزمان منابع کارگری ایلنا گفتند که در هنگام حادثه کارگر متوفی همراه ناظر فنی و دستیار ناظر فنی در اتاق پست برق (substation transformer) حضور داشت که بر اثر میدان مغناطیسی ۳۳ هزار ولتی یکی از ترانسفورماتورها براثر سوختگی ناشی از برقگرفتگی فوت میکند.
در شرایطی که ارتفاع تابلو برق حتی به یک و نیم متر هم نمیرسد، دو قسمت فوقانی و تحتانی تنها در فاصله ۱۵ سانتیمتر یکدیگر قراردارند.
این کارگران بایادآوری اینکه میدان مغناطیسی جریان ۳۳ هزار ولتی تابلوبرق به مراتب بیش از فاصله ۱۵ سانتی میان قسمت برق دار و بدون برق تابلو برق است، ادامه میدهند: در این شرایط وقتی جریان برق برقرار باشد هر شئی حتی دست یک کارگر ماهر نیز ممکن است جذب میدان مغناطیسی شود و بنابراین در زمان حادثه میبایست جریان برق تابلو برق قطع میشد.
وقتی اثر تقریبی میدان مغناطیسی هرکیلو ولت جریان برق تا حدود ۲۰ سانتیمتر هم برآورد میشود میتوان تصور کرد که وسعت یک میدان ۳۳ هزار ولتی تا چه اندازهای گسترده خواهد بود.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222134
بیکاری ۲۵ کارگر پس از یک هفته کار در فولاد آستارا
کارخانه فولاد آستارا پس از یک هفته تولید میلگرد تعطیل شد.
با تعطیلی این کارخانه ۲۵ نفر از کارگران که با قرارداد مستقیم در آن مشغول به فعالیت بودند، بیکار شدند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221818
دو کارگر اخراجی «شیشه آبگینه» به کار بازگشتند
دو کارگر اخراجی کارخانه «شیشه آبگینه» که در تاریخ ۴ آبان ماه جاری به اتهام پیگیری مطالبات همکارانشان اخراج شده بودند، با تماس مسئول اداری کارخانه به کار خود بازگشتند.
در پی اخراج آقایان «حسین فلاح» و «منوچهر افشار» که به عنوان نماینده پیگیر مطالبات معوقه ۳ ماهه گذشته کارگران و همچنین بلاتکلیفی در وضعیت تولید در این واحد تولیدی بودند، مسئول اداری کارخانه به نیابت از کارفرما از این دو کارگر خواست به کار خود بازگردند.
این منابع خبری گفتهاند که دو کارگر اخراجی هر کدام ۲۲ سال سابقه کار در کارخانه شیشه آبگینه را دارند، پس از اخراج در خردادماه سال جاریشکایتی را در اداره کار شهرستان البرز مطرح کردهاند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221784
کشف فسیل هیولای ۲۰۰ میلیون ساله
باستانشناسان امریکا فسیل شگفتانگیزی از یک جاندار دوزیست دریایی را در کالیفرنیا یافتهاند.

به عقیده محققان، این ماهی - خزنده قابلیت زندگی در دریا و خشکی را داشت که همچون یک هیولای دریایی است.به عقیده دانشمندان، این هیولای دریایی دوزیست در دوره ژوراسیک بین 150 تا 200 میلیون سال پیش میزیسته است.طول بدن حیوان حدود 20 متر بوده و ابعادی به اندازه یک تریلر داشته است.
دیرینهشناسان میگویند حیوان موجودی شبیه ماهی - نهنگ با شکل بسیار متمایز بوده که میتوانسته در خشکی هم زندگی کند.«ریوسوک موتانی» از دانشگاه کالیفرنیا میگوید: هنگامی که برای نخستینبار به فسیل این هیولا برخورد کردم، بسیار شگفتزده شدم، سازگاری بدنش با خشکی و دریا باورنکردنی بود.
شکل پوزه بسیار کوتاه آن نشان میدهد که برای شکار ماهیهای مرکب و دیگر ماهیها بسیار ماهر بوده است.شکل بدن و بالههای حیوان نشان میدهد هنگام شنا بسیار سریع نبوده و بیشتر از ماهیهای مرکب و میگوها تغذیه میکرده.شکل حیوان شبیه یک ماهی غولپیکر و یک خزنده بوده که قابلیت حیوان را در خشکی و دریا برای زندگی نشان میدهد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448499
ده نکته ای که ممکن است در مورد خنده ندانید
اولین بار که به عنوان یک کمدین روی صحنه رفتم تنها نکته کاملا مشخصی که بعد از اجرای برنامه در ذهن من وجود داشت این بود: "دوست دارم خیلی زود دوباره این کار را انجام بدم و بهتر انجام بدم."
چرا خندیدن اینقدر لذت بخش است؟
به عنوان یک روانشناس باید بگویم که پاسخ به این سوال تا حدی گیج کننده است چون تقریبا همه نکاتی که ما در مورد خنده می دانیم نادرست هستند.
بنابراین به این ده نکته در مورد خنده که احتمالا شما نمی دانستید دقت کنید.
۱- موشها غلغلکی هستند
خنده موشها اولین بار توسط یک روانشناس به نام جک پانکسپ در دهه نود میلادی کشف شد
او با غلغلک دادن موشها آنها را به خنده می انداخت هر چند برای شنیدن صدای زیر خنده موشها به یک وسیله ویژه نیاز داشت
اگر می خواهید یک موش را در حال خندیدن ببینید کافی است آن را غلغلک بدهید. موشها، شامپانزه ها و سگ ها می خندند. اما موشها به جوک و لطیفه نمی خندند. آن ها موقع بازی می خندند، درست مثل انسانها، و به این شکل نشان می دهند که خوشحالند و می خواهند رابطه با دیگران را تقویت کنند.
موشهایی که بیشتر بازی می کنند بیشتر می خندند و آنهایی که بیشتر می خندند ترجیح می دهند که با موشهای دیگری باشند که بیشتر می خندند.
این شواهد نشان می دهد که خندیدن انسان نیز از واکنش های صوتی در حین بازی تکامل یافته است. این نوع رفتار را در بسیاری از گونه های پستانداران می بینیم.
در مورد انسانها، خنده به یک وسیله مهم در ابراز احساسات بدل شده و در روشها و شیوه های مختلفی از ارتباط گیری با دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال حتی در شیوه های نوشتاری و یا علائم مرسوم در ابزارهای رسانه ای مدرن (مثل پیامک) لبخند و خنده اشکال ویژه خود را دارند.
۲- خندیدن لزوما به جوک و لطیفه ربط ندارد
اگر از افراد بالغ بپرسید چه چیزهایی بیشتر از همه آنها را به خنده می اندازد در پاسخ خواهند گفت جوک و طنز. ولی این دریافت اشتباه است.
علم "خنده شناسی" به ما می گوید که خنده بیشتر با رفتار جمعی و گروهی ما انسانها ارتباط دارد تا با جوک و لطیفه
رابرت پروواین یک روانشناس از داشنگاه مریلند آمریکا این موضوع را کشف کرده که ما هنگام صحبت با دوستان خود بیش از هر وقت دیگری می خندیم. درحقیقت امکان خندیدن ما به هر موضوع و نکته ای زمانی که در جمع دوستان هستیم ۳۰ برابر می شود.
نکته جالب این است که موضوع اکثر مکالمه های ما با دوستانمان جوک و لطیفه نیست بلکه به حرفها و یا نکته هایی می خندیم که به خودی خود ممکن است اصطلاحا بامزه و خنده دار نباشند. در نتیجه باید گفت که در این موارد خنده و خندیدن یک شکل از ارتباط گیری است و نه یک نوع واکنش.
علم "خنده شناسی" به ما می گوید که خنده بیشتر با رفتار جمعی و گروهی ما انسانها ارتباط دارد تا با جوک و لطیفه و از طریق خندیدن ما به دیگران نشان می دهیم که به آنها علاقمندیم و آنها را درک می کنیم.
۳- مغز انسان می تواند خنده واقعی و ناخودآگاه را از خنده عمدی و ساختگی تشخیص دهد.
ما در آزمایشگاه تاثیر خنده را روی مغز انسان بررسی کرده و تاثیر خنده ساختگی را با خنده واقعی مقایسه کردیم. نه تنها مغز انسان خیلی سریع تفاوت را درک می کند بلکه شنیدن صدای خنده ساختگی باعث می شود که فعالیت ها در بخشی که به آن پوسته داخلی مغز میانی می گوئیم افزایش یابد. کار این بخش از مغز انسان درک احساسات دیگران است.
این نشان می دهد که مغز ما انسان ها حتی در حالتی که چنین فرمانی را دریافت نکرده، به محض شنیدن صدای خنده ساختگی به شکل خودکار تلاش می کند احساس آن فرد را بشناسد.
۴- خنده مسری است
تصویربرداری از مغز داوطلبان در آزمایشگاه در عین حال نشان می دهد که خنده مسری و واگیر دار است. حتی در لحظاتی که یک فرد زیر دستگاه عکسبرداری و اسکن مغزی است که اصلا خنده دار نیست، به محض شنیدن صدای خنده با تغییر دادن حالت عضلات صورت خود می کوشد به این موج خنده بپیوندد.
هر چقدر که واکنش یک فرد به خنده دیگران فعالتر باشد و یا به زبانی دیگر سرایت خنده به او قوی تر باشد، بهتر می تواند یک خنده ناخودآگاه را از یک خنده عمدی و ساختگی تمایز دهد.
این نشان می دهد که پیوستن به موج خنده فراتر از حالت مسری این عمل است و ممکن است در عین حال به این دلیل باشد که ما با پیوستن به خنده دیگران می خواهیم دلیل آن را بهتر بشناسیم.
۵- آشنایان شما بامزه تر هستند
برای سوزاندن کالری موجود در یک بسته چیپس باید سه ساعت به طور مداوم خندید
خنده باعث خنده بیشتر می شود و به همین خاطر است که در بسیاری از برنامه های کمدی که به صورت زنده روی صحنه اجرا می شوند، همیشه یک مجری اصلی در بین برنامه هر کمدین سعی می کند جمعیت را حسابی بخنداند و آنها را برای لطیفه های کمدین بعدی آماده کند.
ولی آشنا بودن با افراد و انتظارات ما از ملاقات و رابطه با آنها هنوز هم مهمترین عامل در خندیدن ماست. به عنوان مثال اکثر مردم اگر یک لطیفه واحد را از زبان یک کمدین مشهورتر بشنوند احساس می کنند که خنده دار تر است.
۶- خنده و خندیدن شما را سالم تر نمی کند
مطالبی که روی اینترنت منتشر می شوند پر از ادعاهایی است که می گوید خندیدن برای سلامتی شما عالی است.
متاسفانه چنین چیزی حقیقت ندارد. هر چند خندیدن مثلا از دویدن کالری بیشتری مصرف می کند و هر چند خندیدن باعث می شود که میزان مصرف انرژی بدن و ضربان قلب ما حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش یابد، اما باید در نظر داشت که این تاثیر بسیار محدود است. به عنوان نمونه حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه خندیدن ممکن است ۱۰ تا ۴۰ کالری را بسوزاند. برای سوزاندن کالری موجود در یک بسته چیپس شما باید سه ساعت مداوم بخندید.
۷- خندیدن باعث می شود که روابط ما با دیگران تقویت و طولانی تر شود
پروفسور باب لونسون از اساتید روانشناسی دانشگاه برکلی در آمریکا در جریان یک پژوهش از یک گروه زوجهای داوطلب خواست که در مورد نکات یا عادات زوج خود که آنها را آزار می دهد بحث و گفتگو کنند.
نتایج این پژوهش نشان داد زوج هایی که بیشتر می خندند و لبخند می زنند در مجموع از رابطه خود احساس رضایت بیشتری داشتند و رابطه آنها مدت بیشتری دوام می آورد.
این نشان می دهد که خنده در حقیقت یک احساس و یک نوع بیان احساسی است و با استفاده بیشتر از آن در روابط عاطفی و نزدیک می توانیم احساس رضایت و خوشنودی بیشتری داشته باشیم.
خنده و خندیدن برای لذت بردن از لحظات و اوقات خوش ضروری است. ولی در مواقعی که شرایط باعث می شود ما احساس خوبی نداشته باشیم نقش خنده بسیار مهم تر می شود.
به خاطر دارم که درست قبل از مراسم خاکسپاری پدرم من یک نکته خنده دار به مادرم گفتم تا او را بخندانم و قبل از شروع مراسم کمی به او روحیه بدهم . و این شیوه بسیار موثر واقع شد.
خنده و خندیدن به ما کمک می کند که نه تنها درجه سلامتی دیگران بلکه رابطه بین افراد دیگر را بسنجیم. در حقیقت وسیله ای برای سنجیدن روابط اجتماعی و تاثیراتی است که این روابط روی ما می گذارند.
۸- خنده و خندیدن وقت مناسب می طلبد
معمولا در مکالمات معمولی مردم به نوعی خنده خود را تنظیم می کنند تا در پایان جمله اتفاق بیافتد. حتی کسانی که با زبان علائم ارتباط برقرار می کنند همین روش را به کار می گیرند با وجودیکه اگر بخواهند می توانند در سراسر گفتگوی "بی صدای" خود بخندند.
اینکه کمدین ها چگونه می توانند زمان دقیق گفتن لطیفه های خود را در طول اجرای یک برنامه زنده تنظیم کنند همیشه من را به حیرت وا داشته است.
پیچارد مک لین یک کمدین که در عین حال کمدی آموزش می دهد در این مورد می گوید:"رفتن روی صحنه و جلوی خنده خود را گرفتن آن هم درست در لحظاتی که همه تماشاچیان دارند می خندند، مستلزم اعتماد به نفس و کنترل بسیار زیادی است. و اینکه پس از یک موج خنده تماشاچیان دقیقا در چه زمانی می توان دوباره سر صحبت را بازکرد یک نکته بسیار ظریفی است. از یک طرف نباید با حرف زدن خنده جمعیت را مختل کرد ولی در عین حال نباید زیادی صبر کرد که فضای تالار سرد شود."
۹- خنده و خندیدن جذاب است
یک پژوهشی که در مورد آگهی های زوج یابی انجام شده نشان می دهد که هم زنان و هم مردان در توصیف شخصیت خود بیشتر از شغل، میزان شعور اجتماعی، طرز رفتار و حتی تمایل جنسی بر داشتن روحیه ای شوخ تاکید می کنند.
آیا واقعا می توان با خنده کسی را عاشق خود کرد؟ یک پژوهشی که در مورد آگهی های زوج یابی انجام شده نشان می دهد که هم زنان و هم مردان در توصیف شخصیت خود بیشتر از شغل، میزان شعور اجتماعی، طرز رفتار و حتی تمایل جنسی بر داشتن روحیه ای شوخ تاکید می کنند.
یک پژوهش دیگر نشان داده است که اگر غریبه ها به لطیفه ما بخندند برای ما بسیار جذاب خواهد بود.
۱۰- برخی چیزها بدون تردید شما را به خنده می اندازد
هیچ کمدینی تا کنون لطیفه ای نساخته است که بتواند هر فردی از هر فرهنگ و یا از هر گروه سنی را بخنداند. ولی هنگام انجام پژوهش در آزمایشگاه من متوجه شدم که برخی چیزها بیشتر از سایرین باعث خنده مردم می شود. یکی از بهترین ابزارها برای خنداندن مردم نشان دادن فیلم مربوط به واکنش های افراد در لحظاتی است که خندیدن می تواند کار نامناسبی تلقی شود و سعی می کنند به زور جلوی خنده خود را بگیرند.
منبع: بی بی سی فارسی
عوارض جدی خیره شدن به مانیتور و گوشی برای چشم
دکتر مصطفی فقهی: بیشتر نارساییها در بینایی چشم ناشی از خستگی و تمرکز است و میزان آن به مدت زمانی بستگی دارد که فرد از وسایل ارتباطی استفاده میکند.
خیره شدن به مانیتور در ساعتهای متمادی، از عمدهترین دلایلی است که فرد را دچار عارضه چشمی میکند. سردرد، تحریک چشم، تاری دید و سیاهی رفتن چشم از عوارض جانبی خیره شدن به مانتیور است.
این چشم پزشک با اشاره به ضرر نور شدید امواج مانیتورها، تصریح کرد: دیگر امواج مغناطیسی با نور شدید و آزاردهنده همراه نیستند. در تکنولوژی جدید نیز سعی شده از شدت این نور جلوگیری شود و نور کنترل شده در مانتیور این وسایل به کار رود.
فقهی ادامه داد: حداقل فاصلهای که باید چشم با مانیتور داشته باشد، 30 تا 40 سانتیمتر است و در فاصله هر 20 دقیقه کار با وسایل دارای مانیتور، لازم است 5 تا 10 دقیقه به چشم و بدن استراحت داد.
وی با بیان اینکه حین کار علاوه بر استراحت چشم، باید به عضلات بدن نیز استراحت داد، افزود: نور مانیتور وسایل باید به صورت استاندارد کنترل شود و همزمان با رعایت موارد بهداشتی در کار کردن، باید به طرز نشستن و قوز نکردن نیز دقت کرد تا به عضلات خستگی وارد نشود.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/365039
ترکان:جز در آبگوشت و قرمهسبزی در هیچ صنعتی برتری نداریم
ترکان خطاب به حاضرین این نشست تخصصی با کنایه گفت: بگذارید با خود روراست باشیم ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/365078
درگیری خونین بر سر جای پارک خودرو!
چندین مرد جوان و میانسال که به خاطر جای پارک با یکدیگر درگیر شده بودند، به دلیل اخلال در نظم عمومی دستگیر شدند.تهران بزرگ
آدرس خاک سفید خیابان امین،
چندین نفر مرد جوان و میانسال در حالی که صورتهای آنان خون آلود است در حال نزاع و درگیری هستند. منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448311
در شمیرانات ديگر زميني براي خوردن نماند!
زمينخواران با رخنه در سازمان ثبت اسناد، اقدام به صدور سند براي زمينهاي تصرف شدهشان کرده اند. به گفته وي زمين خواران در ارتفاعات و يا حتي رشته کوهها، اراضي را به تصرف خود درميآورند، اما نهايتا شهرداريها اين موضوع را به کميسيون ماده 100 خود ارجاع داده، 2 تا 3 ميليوني زمين خواران را جريمه کرده و در پايان قضيه به طور کامل تمام ميشود.
فردي ميگويد اين پنجاه هکتار مال من بوده، مال پدر من بوده، سپس آن زمين را خرد ميکند و تکهتکه، با دستنوشته و نامه شوراي دهياري و يک چنين چيزهايي به فروش ميرساند.
زمين خواري و تصرف اراضي ملي در شميرانات بسيار اسفناک است و از قوه قضاييه ميخواهيم که شعبه ويژه براي بررسي 100 نقطه از تصرفات غير قانوني در تهران اختصاص دهد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448223
قدرتمندترین شیئ کائنات چیست؟
انفجار پرتو گاما درخشانترین منبع نور در جهان است که نخستین بار در زمان جنگ سرد بصورت تصادفی کشف شد؛ اواخر دهه 1960 میلادی آمریکا از مجموعهای از ماهوارههای نظامی برای نظارت بر فضا و یافتن شواهدی از پرتو گاما از آزمایش هستهای شوروی سابق استفاده کرد.
اما ماهوارهها موفق به یافتن پرتو گاما از منابعی در فاصله میلیونها و میلیاردها سال نوری دورتر شدند.
وقتی ستارگانی 150 برابر اندازه خورشید منفجر میشوند، در مدت چند ثانیه چنان انرژی در فضا منتشر میکنند که خورشید در کل عمر 10 میلیارد ساله خود قادر به تولید این مقدار است که این میزان انرژی معادل 10 تریلیون تریلیون میلیارد مگاتن بمب است!
این انفجارها، پرتوهای تابشی پر انرژی موسوم به فورانهای پرتو گاما (GRBs) را تولید میکند که به گفته اخترشناسان، قدرتمندترین شیئ در کائنات بوده و میتوانند شانس یافتن حیات احتمالی در سیارات دیگر را از بین ببرند؛ حتی میتوان عنوان کرد که نادر بودن حیات در سیارات دیگر ناشی از پاکسازی جهان هستی توسط فورانهای پرتو گاما است.
آرایه میلیمتری بزرگ آتاکاما ESO در صحرای آتاکاما شامل 66 تلسکوپ رادیویی به قطر 12 و هفت متر است که برای کار در طول موج زیر میلیمتری طراحی شدهاند و میتواند برای مشاهده فورانهای پرتو گاما مورد استفاده قرار گیرد.
فورانهای پرتو گاما (GRBs) یک انفجار خیرهکننده از تابش متشکل از پرتوهای گاما هستند که معمولا چند ثانیه تا چند دقیقه یا حتی چند ساعت بطول میانجامند.
بر روی زمین، پرتو گاما از تجزیه رادیواکتیو عناصر تولید شده و برای موجودات زنده بسیار خطرناک است.
این پرتوهای فوقالعاده شدید از اشعه گاما توسط قدرتمندترین نوع انفجار ستارهای یعنی یک فرانواختر (hypernova) تولید میشوند.
فرانواختر نسخه جذاب از یک ابرنواختر – انفجار عظیم نور و انرژی در زمان انفجار یک ستاره ابر پر جرم – است؛ در زمان این انفجار، حجم انبوهی از پرتو گامای مضر با سرعت بسیار بالا به فضا پرتاب می شود.
این پرتوی مضر قادر به پاکسازی و استریل کردن جهان است و اگر در زمان تکامل یک جامعه روی دهد، در اینصورت شانس یافتن هوش فرازمینی در سیارات دیگر کمتر از حد تصورات قبلی خواهد بود که به این مسئله تناقض فرمی (Fermi paradox) گفته میشود.
باتوجه به درخشندگی بسیار زیاد، امکان مشاهده فورانهای پرتو گاما از فواصل فوق العاده دورتر فراهم میشود. یک کهکشان منفرد، در هر 100 هزار تا یک میلیون سال یک انفجار داشته که در معیارهای کیهانی پدیده نادری محسوب میشود.
کهکشان راهشیری هرگز شاهد فورانهای پرتو گاما نبوده و به احتمال زیاد یک فوران احتمالی در این کهکشان در فاصله 7500 سال نوری دورتر قرار دارد که فاصله ایمن برای زمین محسوب شده و در عین حال از درخشندگی کافی برخوردار است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448185
د
ختران باید زودتر دیپلم بگیرند و نیازی به ریاضی و فیزیک ندارند
استاندار اردبیل گفت: طرح ارائه دیپلم زودرس به دختران به نهادهای متولی پیشنهاد خواهد شد.
باید به دختران دیپلم زودتر از پسران ارائه شود.
تا کلاس نهم دختران می توانند دیپلم خود را دریافت کنند و لازم نیست بسیاری از آموزش ها از جمله فیزیک و ریاضی که فردا در زندگی به درد دختر نمی خورد به وی ارائه شود.
از شما انتظار نمی رفت این طور تیتر انتخاب کنید.
حرف ایشان حرف معقولی است.
اینا دیگه کی اند واقعا که
آقای روحانی تحویل بگیر.
باورم نمیشه... واقعاً متاسفم
کاش به جای اینها به فکر یاد دادن روشها و اصول زندگی بهتر بودید تا اینهمه آمار طلاق بالا نمی رفت.
بابا تو دیگه کی هسی؟!
عجب استاندار فهمیده ای!
قربونت واسه پسرها هم حذف کن به درد نمی خوره!!! :)))
100 سالشون هم بشه اندر خم یک کوچه اند....
باید به این استاندار یادآوری شود تنها برنده ایرانی بالاترین نشان ریاضی در جهان که معادل نوبل است یک دختر است.
عجبببببببببببببببببببببب استاد شما تا حالا کجا بودین آخه
جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این هم دقیقا" همان فرهنگ داعشی است.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364918
۴۶۰ میلیون تومان؛ جریمه زیرمیزی ۲ پزشک
دو پزشک ارتوپد متخلف به علت دریافت پول بالاتر از حد تعرفه های رسمی کشور (پول زیرمیزی) از بیماران خود، ۴۶۰ میلیون تومان جریمه شدند.
پرونده پزشک اول که یکی از پزشکان ارتوپد شناخته شده کشور و در یک بیمارستان خصوصی فعال است به علت شکایت ۱۱ بیمار در تعزیرات استان تهران رسیدگی شد و بعد از اثبات تخلف، وی به برگرداندن ۱۲۵ میلیون تومان به بیماران و ۳۵۰ میلیون تومان در حق دولت محکوم شد و حکم قطعی است.
این پزشک متخلف مبالغی بین ۱۵ تا ۳۰ میلیون تومان علاوه بر تعرفه پزشکی خود از بیماران دریافت کرده است.
در پرونده دوم هم یک ارتوپد شناخته شده کشور در یک بیمارستان خصوصی دیگر مبلغ ۵۵ میلیون تومان زیر میزی دریافت کرده است که در دادگاه بدوی این پزشک به پرداخت ۱۱۰ میلیون تومان در حق دولت و بازگرداندن ۵۵ میلیون تومان بیمار محکوم شده و در حال حاضر پرونده در دادگاه تجدید نظر در حال رسیدگی است.
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/364773
تجمع کارگران فولاد سازی ترنی در اعتراض به اخراج همکارانشان
روز گذشته صدها نفر از کارگران مجتمع بزرگ فولاد سازی ترنی ایتالیا، بار دیگر در اعتراض به اخراج ۵۵۰ نفر از همکارانشان در برابر ساختمان وزارت توسعه اقتصادی در رم تجمع کردند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221233
بیکاری ۱۸ کارگر «نادر لبن» بدون دریافت ۳ تا ۵ ماه حقوق
تقریبا دو هفتهای است که شرکت تعاونی صنایع شیر «نادرلبن» تویسرکان به علت اختلافات داخلی تعطیل شده است و ۱۸ کارگر این کارخانه با معوقات حقوقی بین ۳ تا ۵ ماه بیکار شدهاند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221288
تجمع کارگران روغن نباتی قو در اعتراض به پرداخت نامنظم حقوق
حدود یکصد نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی قو صبح امروز (۱۸ آبان) در اعتراض به پرداخت نامنظم حقوق طی دو ماه اخیر در محوطه این کارخانه تجمع کردند.
از حدود یک سال پیش که مالکیت کارخانه به بخش خصوصی واگذار شد، کارفرما در اداره کارخانه ناموفق بوده است، بطوری که در ۶ ماه اخیر به دلیل نبود بودجه کافی تولید این واحد صنعتی بصورت اجرتی و سفارشی درآمده بود و در نهایت از ۲۰ روز پیش نیز به دلیل بدهی گاز این واحد صنعتی قطع شده است.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221297
پزشکی قانونی: در نیمه اول امسال بیش از 9 هزار در جاده های کشور كشته شدهاند
در نیمه اول سال 93 تعداد 9 هزار و 317 نفر در حوادث رانندگي كشته شدهاند، اين تعداد نسبت به سال گذشته قبل از آن 5.9 درصد كاهش يافته است.
بيشترين كشته هاي حوادث رانندگي در شهريور
بيشترين کشته هاي حوادث رانندگي مربوط به شهريور ماه با دو هزار و 828 نفر و پس از آن مردادماه با يكهزار و 688 نفر و کمترين آن مربوط به اردیبهشت ماه يا يكهزار و 317 نفر بوده است.
بيشترين تلفات در استان فارس
بر اساس اين گزارش در نیمه اول امسال استانهاي فارس با 807 نفر، خراسان رضوی با 724 نفر و تهران با 674 نفر بيشترين و استانهاي ايلام با 65نفر، كهكيلويه و بويراحمد با 94 و اردبیل با 134 نفر كمترين تعداد كشته هاي ناشي ازحوادث رانندگي را داشتهاند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364728
درهای کارخانه «لوله صفا» به روی کارگران معترض باز شد
درهای کارخانه لوله و نورد صفا در ساوه بعد از گذشت ۱۸ روز به روی نزدیک به یکهزار کارگر اعتصابی این واحد تولیدی باز شد.
صبح امروز (شنبه ۱۷ آبان) با باز شدن درهای کارخانه و در پی وعدههای کارفرما به اعتراض صنفیشان پایان داده و به کار بازگشتهاند.
کارفرما وعده داده است حقوق کارگران را از این پس در روز پنجم هر ماه پرداخت کند. او در عین حال وعده داده که سه ماه حقوق معوقه کارگران را به شرط افزایش ظرفیت تولید کارخانه به بالای ۵۰ درصد و ۱۸ ماه بیمه معوقه آنان را از طریق رایزنی با سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند.
گفتنی است کارفرما چهارشنبه هفته گذشته (۱۴ آبان) حقوق تیر ماه کارگران پرداخت کرده بود اما کارگران همچنان حقوق ماههای مرداد، شهریور و مهر را طلبکارند.
مشکلات کارگران لوله و نورد صفا فقط به تعویق حقوق و بیمه خلاصه نمیشود و کارفرما بیش از دو سال است که از ارائه کفش و لباس کار به کارگران خودداری می کند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221001
برق ۳۳ هزار ولتی کارگر پتروشیمی کارون را کشت/ مصدومیت دو نفر
روز پنجشنبه بر اثر حادثهای در مجتمع پتروشیمی کارون، یک کارگر کشته و دو نفر دیگر دچار سوختگی شدند.
در بندر ماهشهر؛ در ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه روز پنجشنبه (۱۵ آبان)، «اسلام جهانبانیان» کارگر برق کاری که از حدود یک سال پیش از طریق شرکت پیمانکاری «نیرو سازان مارون» در فاز ۲ پتروشیمی کارون مشغول به کار شده بود بر اثر برق گرفتگی جانش را از دست داد.
این کارگر متخصص زمانی که همراه با ناظر فنی و دستیار ناظر وارد اتاق پست برق (substation transformer) شد، بر اثر میدان مغناطیسی ترانسفورماتوری که دارای جریان برق بود دچار برق گرفتگی میشود.
این منابع با بیان اینکه شدت جریان ۳۳هزار ولتی ترانسفورماتور به حدی بود که جسم مرحوم جهانبانیان در کسری از ثانیه بر اثر حرارت ناشی آن سوزانده شد؛ افزودند: در نتیجه این حادثه دو کارگر دیگری که به عنوان ناظر و کمک ناظر در پست برق همراه متوفی بودند بر اثر حرارت ایجاد شده دچار سوختگی شدند.
پس از این حادثه یکی از دو کارگری که همراه کارگر متوفی وارد پست برق شده بودند به سرعت از محل حادثه بیرون آمده و فریاد زد: «این ترانفسورماتور که هنوز برق دارد».
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220967
پیادهروی ۷۵۰ کیلومتری کارگران موریتانی در اعتراض به «ظلم پیمانکاران»
کارگران معدنی در موریتانی برای رسیدن به پایتخت این کشور و رساندن صدای اعتراض خود به مقامات، هفتصد و پنجاه کیلومتر را پای پیاده طی کردند.
این کارگران به شرایط کاری خود و برخورد ظالمانه پیمانکاران معترضاند. کارگران معادن در موریتانی میگویند صاحبان این معادن از افراد بانفوذ هستند و دولت به همین علت به اعتراضات آنها رسیدگی نمیکند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220826
کارگران کاشی گیلانا ۱۰۰ هزار تومان از مطالبات ۱۶ ماههشان را دریافت کردند
همزمان با پنجاه و سومین روز از شروع اعتراضات صنفی کارگران کاشی گیلانا، مبلغ ۱۰۰ هزار تومان از ۱۶ ماه مطالبات معوقه کارگران کارخانه کاشی گیلانا با فروش بخشی از اموال کارخانه، به ۱۲۸ کارگر پرداخت شد.
با فروش مقداری از کاشیهای انبار شده و بیش از ۵ تن میوه درختان زیتون محوطه کارخانه، توانستند مبلغ ۱۰۰ هزار تومان از مجموع مطالبات حقوقی ۱۶ ماهه خود را دریافت کنند.
یک کارگر معترض کاشی گیلانا در این باره توضیح داد: با فروش کاشیهای انبار شده و زیتونهای محوطه کارخانه مبلغ ۱۳ میلیون و ۲۰ هزار تومان بدست آمد که این پول بین ۱۲۸ کارگر کارخانه تقسیم شد.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220500
مرگ یک کارگر براثر برق گرفتگی در هرمزگان
یک کارگر ۴۰ساله در رودان هرمزگان روز پنجشنبه براثر برق گرفتگی درپمپ بنزین بهشت زهرای این شهر جان خود را از دست داد.
این شهروند در پمپ بنزین یاد شده مشغول کار لوله کشی ساختمان بوده که ناگهان دچار برق گرفتگی میشود.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220605
قلب کوبانی؛ روایت یک شاهد عینی از شهر تحت محاصره
بیشتر غیرنظامیانی که همچنان در شهر ماندهاند، سالمندان و زنانی هستند که فرزند خردسال دارند
من روز نوزدهم سپتامبر به کوبانی رسیدم، چهار روز پس از آغاز حملات. بیشتر غیرنظامیانی که در روزهای اول دیدم، اکنون ناپدید شدهاند. بسیاری از آنها به ترکیه فرار کردهاند، ولی برخی دیگر در درگیریها کشته شدهاند.
حدود ۴۰۰ هزار نفر در کوبانی و ۳۶۰ روستای اطراف آن زندگی میکردند. ولی هماکنون تنها ۴ هزار نفر در مناطق به نسبت امن این شهر زندگی میکنند. ۵ هزار نفر دیگر نیز در روستایی در شرق کوبانی، در منطقهای مینگذاری شده بین مرز ترکیه و خط راهآهن زندگی میکنند.
بیشتر کوبانی به ویرانه بدل شده است
هنگامی که حملات داعش آغاز شد، مردم هر آنچه از داراییهایشان را که میتوانستند، برداشتند و به این منطقه گریختند. خانوادههای زیادی ساکن اینجا هستند، ولی بسیاری نیز راهی شهر سوروچ در آن سوی مرز ترکیه شدهاند.
تنها راه ارتباط بین کوبانی و سوروچ از طریق تلفن همراه است.
مردم در هر سوی مرز نگران یکدیگرند. در حالی که غیرنظامیان داخل کوبانی بخشی از نیروی مبارز علیه داعش به شمار میروند، عزیزانشان در سوروچ در تلاش برای بقا به عنوان پناهندگان جنگی هستند.
شرق کوبانی در نتیجه نبردهای سنگین، گلولهباران، حملات انتحاری نیروهای داعش با خودروهای بمبگذاریشده و بمباران نیروهای ائتلاف به یک ویرانه تبدیل شده است.
پیش از جنگ، این منطقه بخش متمول و ثروتمندنشین شهر بود.
محلههای جنوبی شهر به اندازه بخش شرقی ویران نشدهاند، ولی به شدت آسیب دیدهاند. جنگ خیابانی همچنان در این بخشهای شهر ادامه دارد و هیچیک از خانهها دیگر در ندارد.
همه خانهها با سوراخهایی که روی دیوارهایشان ایجاد شده، به یکدیگر وصل میشوند و میتوان از طریق آنها از خانهای به خانه دیگر رفت و سر از یک نقطه دیگر شهر درآورد.
در هر خیابان، خودروهای سوراخ از گلوله یا واژگون را میتوان دید.
خلیل عثمان ۶۷ ساله در کنار دو پسرش برای دفاع از کوبانی میجنگد
خیابانها از زمان آغاز درگیریها تمیز نشدهاند و مگسها به شهر هجوم آوردهاند. ولی در شرایط کنونی و همزمان با خنک شدن هوا بوی تعفن هم کمتر شده است.
گرسنگی و کمآبی وضعیت را برای سگهای ولگرد و حیوانات خانگی که در شهر رها شدهاند، سخت کرده است.
بیشتر غیرنظامیانی که اینجا ماندهاند سالمندان یا زنانی هستند که فرزند خردسال دارند. آنها اجازه ندارند برای مبارزه به خط مقدم بروند، ولی برخی، این ممنوعیت را زیر پا میگذارند. از جمله خلیل عثمان ۶۷ ساله پا به پای دو پسرش اسلحه به دست گرفته است.
او به من میگوید: "وقتی جوانان دارند کشته میشوند، از من انتظار داری که از مرگ بترسم؟"
در طول شب، غیرنظامیان تنها در مواقع اضطراری خانههایشان را ترک میکنند. اگر کسی بیمار شود، مقامات محلی را مطلع میکنند و خودرویی با دو نفر از مبارزان "یگانهای مدافع خلق" به آنجا میآید و افراد را به جایی که باید، منتقل میکند.
"سرشار از روحیه"
هنگامی که منطقهای زیر آتش خمپاره قرار میگیرد، به طور موقت اعلام وضعیت اضطراری میشود و مبارزان "یگانهای مدافع خلق" مردم را به مناطق دیگر راهنمایی میکنند و محل اقامت جایگزین برایشان پیدا میکنند.
کوبانی سرشار از روحیه همبستگی است.
در طول شب، غیرنظامیان به جز در موارد اضطراری خانههای خود را ترک نمیکنند
رفتوآمد به نقاط مختلف شهر در طول روز راحتتر است، چون اولین خودرویی که در خیابان ببینید، مقابل شما ترمز میکند و راننده میگوید که میتواند شما را به مقصدتان برساند.
شاید با در نظر داشتن این روحیه همبستگی، بتوان دریافت که کوبانی چطور تاکنون دوام آورده است.
عده بسیار اندکی هم هنوز در خانههای خود زندگی میکنند. در مواقع لزوم، درهای خانههای متروکه باز میشود و افراد محتاج به آنجا نقل مکان میکنند.
کسانی که هنوز در خانه خود زندگی میکنند، پنیر، ترشی، مربا و سبزیجات خشکشدهای را که برای زمستان انبار کردهاند، با افراد محتاج تقسیم میکنند.
مقدار کمی از داراییهای افراد باقی مانده است، اما آنها همه آنچه را که باقیمانده، با یکدیگر به اشتراک میگذارند. برای نمونه، اگر احتیاج به خودرو باشد، مبارزان "یگانهای مدافع خلق" در یک پارکینگ را باز میکنند و پس از ثبت نام مالک و شماره پلاک خوردرو - برای آنکه هزینه آن را بعد جبران کنند- از آن استفاده میکنند.
میدان نبرد
هدف اصلی کسانی که در کوبانی ماندهاند جلوگیری از سقوط شهر است روحیه همبستگی مدافعان شهر مشهود است
فعالیتهای اقتصادی در شهر متوقف شده است و تنها مغازهای که هنوز باز است، نانوایی است. نانی که اینجا تولید میشود، به طور مجانی بین مردم توزیع میشود.
غذاهای دیگر که بیشتر، کنسروهای موجود در انبار آذوقه یا کمکهای بشردوستانه است، در روزهای خاص در طول هفته و تا حد ممکن به طور مساوی میان مردم توزیع میشود.
آب شهر با تانکر توزیع میشود. مسئولان محلی هم هر سه روز یک بار آرد توزیع میکنند؛ هر پنج خانوار یک گونی ۵۰ کیلویی آرد دریافت میکنند.
غیرنظامیانی که میتوانند، به صورت داوطلبانه در پشت جبهه کمکرسانی میکنند. از جمله وسایل نقلیه، اسلحهها و ژنراتورهای برق را -در شهری که در ۱۸ ماه گذشته برق نداشته است- تعمیر میکنند.
آنها در رسیدگی به امور زخمیها به یاری پزشکان هم میروند، تسلیحات و مهمات را به خط مقدم میرسانند و برای مبارزان آشپزی و لباسهایشان را رفو میکنند.
گورستان شهر در قلب درگیریها قرار دارد، برای همین، جنازهها در یک گورستان موقت دفن میشوند
با نزدیک شدن زمستان، بیماریها رو به افزایش است و مسائل بهداشتی به مشکلی جدید تبدیل شدهاند؛ تنها پنج پزشک در شهر حضور دارند که به دلیل کمبود شدید منابع و تجهیزات، بیشترین کاری که میتوانند بکنند، پانسمان زخمهاست.
سه بیمارستان کوبانی در پی بمباران، به شدت آسیب دیدهاند و پزشکان در یک ساختمان کوچک با دو اتاق کار میکنند.
کسانی هم که بیمار میشوند از رفتن پیش پزشکان امتناع میکنند. یک زن سالمند توضیح میدهد که آنها تجهیزات زیادی ندارند. او میگوید: "نباید این دارو و تجهیزات را برای ما هدر بدهند. فرزندانمان در حال جنگ هستند و زخمی میشوند. تجهیزات پزشکی باید برای آنها استفاده شود."
با تبدیل شدن گورستان شهر به میدان نبرد، کشتهشدگان کوبانی اکنون در بخش دیگری از شهر و بدون مراسم دفن میشوند.
زنی به نام خاتون، پس از دفن یکی از آشنایانش -که یک مبارز زن بود- به من گفت که در وضعیت کنونی کسی برای سوگواری وقت ندارد.
او میگوید: "ما فعلا اشک نمیریزیم. وقتی کوبانی آزاد شود، من دوبار گریه میکنم. یک بار از غم جوانانی که در خاک دفن کردیم و یک بار از شادی، چون فداکاری آنها بینتیجه نبوده و کوبانی آزاد شده است."
منبع: بی بی سی فارسی
آنزیم جای آنتیبیوتیک، راهی تازه برای غلبه بر مقاومت میکروبی
این دارو که "استافاِفِکت" نام دارد در یک شرکت هلندی ابداع شده و با مکانیسمی متفاوت با آنتی بیوتیکها کار میکند.
محققان امیدوارند "استافافکت" تحولی در درمان عفونتهای میکروبی ایجاد کند و راهی برای حل مشکل مقاومت به آنتی بیوتیک باز کند چون احتمال مقاومت میکروبی به این دارو بسیار کم است.
در این روش از آنزیم (اندولیزین) ویروسهایی استفاده میشود که بطور طبیعی به باکتری ها حمله میکنند.
استافیلوکوک طلایی مقاوم به متیسیلین (MRSA)
در واقع این دارو آنزیمی است که برای حمله به MRSA طراحی شده، دارو به سطح این باکتری می چسبد و آن را از بین میبرد.
آنتی بیوتیک های معمولی اغلب داخل سلول را هدف قرار میدهند و به همین دلیل هم در طول زمان تاثیر خود را بر برخی از انواع میکروب مثل MRSA از دست میدهند چون این باکتریها میتوانند سطح خود را نفوذناپذیر کنند.
اما اندولیزین اجزاء تشکیل دهنده دیواره باکتری را هدف قرار میدهد بنابراین امکان اینکه باکتری با جهش ژنتیکی راه مقابله با آن را یاد بگیرد بسیار کم است.
استافافکت اکنون بصورت کرم برای درمان عفونت پوستی ناشی از MRSA در دسترس است و در درمان نزدیک به ۸۴ درصد بیماران موفق بوده است.
عفونت پوستی ناشی از MRSA
محققان تخمین میزنند برای اینکه این دارو بصورت قرص یا آمپول وارد بازر شود به پنج سال وقت نیاز است.
در چند سال گذشته درباره معضل مقاومت به آنتی بیوتیک هشدارهای جدی داده شده و حتی خطر آن را از "تروریسم" بیشتر دانستهاند.
متخصصان هشدار دادهاند که در بیست و پنج سال گذشته هیچ رده جدید آنتی بیوتیک تولید نشده و موارد مقاومت به آنتی بیوتیک به قدری افزایش یافته که برای مقابله با برخی میکروب ها از جمله MRSA، آنتی بیوتیکهای موثر به یک نوع آنتی بیوتیک تقلیل یافته که حتی در برخی موارد آن هم بدون تاثیر است.
آنزیم ها معمولا پروتئینهایی هستند که در واکنشهای شیمیایی و زیستی نقش کاتالیزور را دارند
دکتر بیورن هرپرز میکروب شناس بالینی میگوید: "نتایج نشان میدهند که این روش جدید قابلیت آن را دارد که درمان آنتی بیوتیکی را متحول کند."
"با افزایش موارد مقاومت چند دارویی به آنتی بیوتیک، باید استراتژی جدید برای درمان عفونت های میکروبی طراحی کرد. اندولیزین فقط باکتریهای مورد نظر را هدف قرار میدهد و با باکتری های مفید کاری ندارد."
محققان امیدوارند تا با استفاده از همین شیوه داروهایی برای غلبه بر سل، سوزاک و ایکُلای (E.Coli) مقاوم به درمان نیز بسازند.
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
کشف نخستین مواد معدنی بر سطح مریخ
بر اساس اعلام ناسا، نخستین عملیات حفاری مریخنورد کنجکاوی در منطقه کوه شارپ، تهیه نقشه مواد معدنی بر سطح مریخ را تأیید میکند.
نخستین سال از مأموریت مریخنورد کنجکاوی در منطقهای موسوم به Yellowknife Bay در نزدیکی سایت فرود در دهانه گیل مریخ سپری شد.
کنجکاوی موفق به کشف یک بستر دریاچه باستانی شد؛ سنگهای این منطقه، شواهدی از محیط مرطوب در میلیاردها سال قبل را نشان میدهند که یک منبع انرژی مناسب برای زندگی میکروبی محسوب میشود.
بیشترین زمان سال دوم مأموریت نیز برای طی کردن مسافت از منطقه Yellowknife Bay به سمت کوه شارپ سپری شد؛ به گفته محققان، کوه شارپ حاوی اطلاعات ارزشمندی درخصوص تاریخچه باستانی سیاره سرخ است.
کنجکاوی در اواخر ماه سپتامبر (مهر ماه) اقدام به حفاری در سنگ موسوم به Confidence Hills در دامنه کوه شارپ کرد.بازوی رباتیک کنجکاوی، یک پیمانه از نمونه پودر بدست آمده از حفاری درون این سنگ را برای مورد تجزیه و تحلیل دقیق، در ابزار شیمی و کانیشناسی (CheMin) مریخنورد قرار داد.
این نمونه پودر حاوی مقادیر بسیار بالای هماتیت در مقایسه با هر سنگ یا نمونه خاک دیگری است که طی دو سال گذشته مورد بررسی قرار گرفتهاند.
هماتیت یک ماده معدنی اکسید آهن است که سرنخهای تازهای در خصوص شرایط محیطی باستانی مریخ در اختیار محققان قرار میدهد.
نمونه جدید تاحدودی اکسیده بوده و حضور مگنتیت و الیوین، نشاندهنده سطوح شیبدار اکسیداسیون است؛ این شیب میتواند یک منبع انرژی شیمیایی برای زندگی میکروبی فراهم کند.
«رالف میلیکن» از محققان دانشگاه براون تأکید کرد: اکنون در مسیری قرار داریم که دادههای مداری برای پیشبینی اینکه چه مواد معدنی در آینده پیدا خواهیم کرد، مورد استفاده قرار میگیرند؛ تجزیه و تحلیلهایی مانند این مأموریت، به بررسی زمینشناسی گستردهتر دهانه گیل نیز کمک میکند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/447390
"فرشته کوبانی" کیست؟
هزاران تن در سراسر جهان تصویر "فرشته کوبانی" یا "ریحانه" را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته اند. دختر کردی که به نماد مقاومت در برابر گروه داعش بدل شده است.
یکی از این رزمجویان "ریحانه" است که تصویرش به نماد بانوان مسلحی بدل شده که در حال نبرد با "دولت اسلامی" هستند، گروهی که شدیدا حقوق زنان را محدود می داند.
هزاران تن از کاربران شبکههای اجتماعی تصاویر این دختر کرد را همراه با داستان هایی از رشادت و شجاعت او در فیسبوک و توییتر منتشر کرده اند.
واقعیت این است که عکس این زن که حالا او را به نام "ریحانه" می شناسیم روز ۲۲ اوت در کوبانی گرفته شده است، یعنی چند ماه پیش از آنکه این تصاویر در شبکههای اجتماعی پرطرفدار شود.
او در آن روز با لباسی نظامی که پوشیده بود در یک گردهمایی نیروهای داوطلب حضور یافت. کارل درات، روزنامه نگار سوئدی، در آن هنگام تنها خبرنگار خارجی حاضر در کوبانی بود و پیش از آغاز مراسم چند لحظه ای با این دختر جوان گپ زد.
درات می گوید: "این دختر پیش من آمد و گفت که قبلا در حال تحصیل در رشته حقوق در شهر حلب بود، اما نیروهای داعش پدرش را کشتند و او تصمیم گرفت به صف رزمندگان بپیوندد."
باوجود آنکه برخی ادعا می کردند این دختر کشته شده، از روز ۱۳ اکتبر نامگذاری او به "ریحانه" آغاز شد و همچنان این نام زنده است.
و این چنین "فرشته کوبانی" متولد شد.
یک بلاگر کرد به نام رویدا مصطفی می گوید دختری که در تصویر می بینیم حالا خیلی پرطرفدار شده است: "او با چشمهای زیبا و موی بلوند همه را به خود خیره کرده است. هر کسی را که دیده ام او را دوست دارد چون این دختر تجسم چیزی است که همه می خواهند ببینند. زنان و مردانی از این دست که در برابر یک نیروی اهریمنی در منطقه ایستاده اند."
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364445
قتل 2 زن پایان ارتباط پنهانی
اوایل سال 90
همسر اول به نام لیلا
قاتل: فرهاد
رابطه با: فرنگیس
فرهاد گفت: «حدود چهار سال پیش با فرنگیس آشنا شدم، نمی دانم همسرم چطور از این ماجرا باخبر شد و همین مساله باعث درگیری بین ما شد. همسرم از این که به او خیانت کرده بودم، ناراحت بود و گله داشت، اما من گوشم به این حرف ها بدهکار نبود. دعواهای ما ادامه داشت تا این که در یکی از این دعواها عصبانی شدم و با سلاحی که در خانه داشتم، به طرف همسرم شلیک کردم. من همسرم را کشته بودم و مطمئن بودم به اتهام قتل بازداشت می شوم، به همین دلیل به بچه هایم گفتم به پلیس بگویید این ماجرا حادثه بوده است. با این ترفند و شهادت دروغین فرزندان، از اتهام قتل تبرئه شدم. رابطه من و فرنگیس ادامه داشت تا این که به او گفتم می خواهم با تو ازدواج و این مساله را رسمی کنم.»
او ادامه داد: «به فرنگیس گفتم من با بچه هایم به مشهد می روم و تو هم با هواپیما جداگانه به مشهد بیا. در آنجا تو را به بچه ها معرفی و از تو درخواست ازدواج می کنم. اما فرنگیس می گفت باید با هم به مسافرت برویم و از همین جا به بچه هایت بگو که می خواهی با من ازدواج کنی. من که ساعاتی بعد عازم مسافرت بودم، هر چه سعی کردم او را متقاعد کنم که این سفر را تنهایی بروم و او در مشهد به ما ملحق شود، قبول نکرد. من هم عصبانی شدم و با سلاح شکاری که همراه داشتم، به سمت او تیراندازی کردم، فرنگیس با شلیک من جان خود را از دست داد و من جنازه را همان جا خارج از شهر رها کردم. بعد از آن به خانه رفتم و همراه بچه هایم شهر را ترک کردیم. تصور می کردم با این مسافرت پلیس متقاعد می شود در زمان مرگ در استان ایلام نبوده و می توانم از این اتهام نیز جان سالم به در ببرم. اما خون مقتول همیشه پاگیر است و من باید انتقام قتل همسرم و فرنگیس را می دادم.»نظرات بینندگان
چه راحت! عصباني شدم، زدم با تفنگ كشتمش!
به این آدم های روانی نباید مجوز حمل سلاح داد
میترسم اینجا نظر بدم عصبانی شی بیای منم بکشی!!!!
پلیس چقدر راحت حرف بچه ها را قبول کرده و اگر کمی دقت کرده بود قتل دوم اتفاق نیفتاده بود
جالبه. اگه قتل دوم صورت نمیگرفت، هیچکس نمیتوانست بفهمد که زن اول به عمد کشته شده است!!می بینیم که باز هم امکان دارد قضاوت ها اشتباه باشند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/447209
تخلف ۴۰۰ میلیون دلاری در واردات قطعات هواپیما
یکی از نمایندگان مجلس خبر داد: دولت قبل به یک نفر 400 میلیون دلار پول داده است تا وی قطعات هواپیما وارد کند اما این قطعات هرگز خریداری نشده است.
«مؤید حسینی صدر» عضو کمیسیون صنایع و معادن به ایلنا گفت که نام و مستندات تخلفات خاطی را در اختیار دارد.
در حالت کلی موارد زیادی از این دست تخلفات در هشت سال گذشته به گوش ما رسیده است از جمله آنکه اخیراً نامهای دیگر از تخلفات یک فرد دیگر به این شکل به دست من رسیده است.
غم کوچه، غم نان؛ نگاهی به نامههای شاملو به ع. پاشایی
پیش از این نیز کتاب "ستاره باران جواب ِ یک سلام؛ نامههای احمد شاملو به مهدی اخوان لنگرودی" توسط نشر یوشیج و چند نامه انگشتشمار شاملو به دیگران در سایت رسمی شاملو منتشر شده بود.
آغاز دوستی ع. پاشایی که خود چندین اثر در زمینه آیین بودا، فرهنگ هند و چین و ژاپن ترجمه و تالیف کرده است، با احمد شاملو به سال ۱۳۴۷ برمیگردد. آقای پاشایی گذشته از همکاری سالیان سال با شاملو در کتاب کوچه، دو کتاب "هایکو، شعر ژاپنی" و "بگذار سخن بگویم" را با همکاری شاملو ترجمه کرده و سه کتاب "از زخم قلب"، "انگشت و ماه" و "نام همه شعرهای تو" در خوانش برخی از شعرهای شاملو نوشته است.
نامهها
نامههای این کتاب دو دوره از اقامت شاملو در خارج از ایران را دربرمیگیرند. از ۳۹ نامه این کتاب، بیست و هفته نامه مربوط به دوره اول اقامت شاملو در آمریکا و بریتانیا (از اسفند ۱۳۵۵ تا اسفند ۱۳۵۷) است که به عنوان اعتراض ایران را ترک کرده بود و یازده نامه مربوط به دوران دوم و از سال ۱۳۶۹ که شاملو برای شعرخوانی و مداوا در خارج از کشور به سر میبرد. اغلب نامههای این دوره بدون تاریخاند. یک نامه نیز به تاریخ یازدهم فرودین ۱۳۵۲ از داخل ایران است. آقای پاشایی در پاسخ به این پرسش که "آیا این کتاب همه نامههای شاملو به شما را دربرمیگیرد؟" میگوید:
"نامههای منتشر شده در کتاب، تمام نامههایی بوده که من از احمد شاملو چه از داخل و چه از خارج از کشور دریافت کردهام و نامه دیگری از او ندارم."
بیمها و امیدها
احمد شاملو که در یکی از نامههای دوره نخست مینویسد از فرط "...خستگی روحی و جسمی که دیگر تاب ماندن یک لحظه در ایران را نداشتم" و می نویسد که ناچار به "راه غربت در پیش گرفتن" و "جلای وطن" شده و زندگی و کار در "غربت کثیف" را برگزیده.
در همین دوران است که او که "برای آسودن و پا به سینهی دیفال کوفتن ترک یار و دیار نکرده" بود، ضمن انجام سخنرانیها و شعرخوانیها و مصاحبههای مطبوعاتی متعدد کار روی کتاب کوچه را که "عمر و سلامت و همه چیز"اش "را روی این کار" گذاشته بود با " روزی ده و دوازده و گاه چهارده و پانزده ساعت" پی گرفت و در کنار آن در پی تحقق پروژههای دیگری از قبیل ادامه کار بر دیوان حافظ، همکاری در ترجمه هایکو با آقای پاشایی، ترجمه پاییز پدرسالار همراه با احمد کریمی حکاک و انتشار نشریهای به نام چراغ نیز بود.
نکته چشمگیر تمام نامههای دو دوره نشان از دلبستگی عمیق شاملو و کار مداوم او برای به سرانجام رساندن کتاب کوچه است- فرهنگنامهای که در چندین جلد به عنوان دایرةالمعارف فرهنگ عامیانه ایران تدوین شده و تاکنون یازده جلد آن انتشار یافته است.
از نامه بیستم مهر ۱۳۵۶
... وکیل بنده برای مسئله مهاجرت – که شخصی است به اسم گالوبن، و من اسمش را "غالباً" گذاشتهام چونکه غالباً تلفن میکند و مطالب بسیار احمقانهیی از من سئوال میکند که اگر بخواهم جواب درستی به او بدهم ناچار باید بقیه عمرم به تفکرات بسیار عمیق در مورد مسائل بسیار بیمعنی صرف کنم – تلفن کرد و گفت که باید در مورد مشاغل گذاشتهام دلایل مستندی به دادگاه ارائه کنم که لزوماً باید روی کاغذ مارکدار و رسمی باشد و به مهر موسسات مربوطه رسیده باشد. قضیه این است: اینجا، وقتی که تو میگویی من سردبیر فلان نشریه بودهام، ازت میخواهند مدرک ارائه بدهی که ثابت کند تو در این رشته تخصص داری. و بنده هر چه به آنها گفتم که در ولایت ما تخصص در این مسائل مدرک دانشگاهی ندارد برایش قابل هضم نبود. به او گفتم در ایران، سردبیر یک نشریه باید از فنون و اصطلاحات چاپ و زبان فارسی و بسیاری مسائل آگاه باشد، جوابی که به من داد این بود که: "شما دارید ناظر ادبی را با مُجری فنی، و رئیس هیأت تحریریه را با مشاوران ادبی او که لزوماً چند نفرند قاتی میکنید!"
---
"شعری برای نیلوفر میفرستم. اگر خروس بادنما برایش مشکل بود بگو خروسی است که از حلبی میبرند و روی بادنما سوار میکنند و جهت باد را نشان میدهد. عکسش را کشیدهام ولی خروسش بر اثر ناشیگری ارادتمند معلوم نیست چرا شباهت به اردک پیدا کرده! – از نقاشی حقیر چنین برمیآید که در حال حاضر باد از جهت شرق به غرب میوزد. البته یکی از جهات خندهآور این توضیح اثبات قضیه المعنی فیبطن شاعر است. – رضا گنجهیی به ملکالشعراء بهار برخورده بود که عصا به دست داشت. اشاره کرده بود به عصا و پرسیده بود: قربان، آن المعنای معروف همین است؟"
نامهها لبریزند از تلاش شاملو برای تامین منابع مالی، کتابهای مورد نیاز، دقت و وسواس در تغییرات و توضیحات و انتشار کتاب کوچه. به تقریب هیچ نامهای نیست که شاملو در آن اشارهای، ولو گذرا، به این فرهنگنامه نکرده باشد.
نکته دیگری که در نامههای دوره نخست برجستگی مییابد، نگرانی مالی شاملوست. جا به جا از "وضع مبهم مالی" خود حرف به میان میآورد. همین از این روست که صفت ِ "نامههای تجاری" را که آقای پاشایی به نامههای ردوبدل شده داد بود، میپسندد.
نگرانی دیگری شاملو در دوره نخست زندگی در خارج از ایران (پیش از انقلاب) دست یافتن "دستگاه" به مکاتبات اوست. مینویسد: "... پاکتهایت کموبیش باز به دست من میرسد..."، "...تمام نامهها در پستخانه مبارکه کنترل میشود..."، "اصل غزل غزلها را همراه کتابهای تقدیمی برای شما (که پستخانه تمدن بزرگ بالا کشیده) فرستاده بودم."
او مکرر توصیه میکند که روی نامهها و بستهها اسم خودش نیاید تا باعث "تولید اِشکال" برای نویسندگان نامه نشود.
در این نامهها کمتر ردی از شوخطبعی مألوفی که احتمالا خواننده از شاملو انتظار دارد، پیداست. گاه از "دل ِ خسته و بیپناه"اش میگوید و گاه از این که "عصبانی و بیقرار" است.
"...درست یک سال از این غربت کثیف گذشته است. یک سال بهراستی خالی و بیثمر. سالی که هر روزش یک سال طول کشیده، تمام روزهایش را با دردهای جسمی ناشی از فشار روحی دست به گریبان بودهام، و یک کلمه ننوشتهام..." با این وصف، جای جای نامه ها قید میکند که "آدمی به امید زنده است."
برخی کاستیها
عنوان کتاب "تهران، خیابان آشیخ هادی" است اما از آنجا که در هیچ جای کتاب نشانی از این آدرس نیست، فقط باید حدس زد که این آدرس وقت آقای پاشایی در تهران بود. آقای پاشایی در این مورد میگوید: "درست است. منزلم آن موقع در خیابان آشیخ هادی بود."
انتشار نامههای افراد سرشناس بنا به خصلت خصوصی بودنشان همواره به خواننده کمک میکند تا تصویر دقیقتری از نویسنده نامهها به دست بیاورد و این به شرطی است که توضیحات لازم در پانوشتها آمده باشد.
اما در "تهران، خیابان آشیخ هادی" جای بسیاری از چنین توضیحاتی خالی است. مثلا معلوم نیست که "اگش دگش" به چه معناست یا "شغل ِ حمله داری" چگونه شغلی است که شاملو به شوخی آن را به پاشایی تبریک میگوید یا خواننده نمیداند که شاملو برای کدام "مراسم استقبال تاریخی عازم واشنگتن" است.
باز شاملو به "مقاله انتقادی آن آقا در الفبای ششم" اشاره دارد که بر خواننده پوشیده میماند که شاملو از کدام مقاله و چه کسی میگوید. در این نامهها اسم اغلب کوچک افراد مختلفی آمده که هیچ توضیحی مبنی بر هویت این افراد در کتاب موجود نیست. اگر این کاستیها نبود، کتاب هم بیشتر به کار خواننده میآمد و هم به کار پژوهشگران. به مثل معلوم نمیشود که "حسین" چه کسی بوده که شاملو به علت ناهمخوانی موضعش با او "ناگزیر" به استعفا از ایرانشهر شده بود.
غیر از اینها در چند مورد اسامی حذف و به جای آن سه نقطه گذاشته شده است. به طور نمونه شاملو در یکی از نامههای دوره اول مفصل در مورد شخصی مینویسد که "به مجرد ورود ما به آمریکا سروکله حضرت...پیدا شد با پیشنهاد "همکاری"! منطقش این که: اگر از این روزگار معاصر فقط دو نفر به "ادبیات" راه پیدا کنند ناچار آن دو من و توییم! بنده و...یعنی! حبّذا تاریخ ادبیات! دلم میخواست بتوانم یک جلد از به اصطلاح شعرهای...را که با عنوان... اینجا چاپ زده و خودش را مسخره عالم و آدم کرده و در عین حال خودش را با عناوین "مطرحترین شاعر ایران" و مهمترین روشنفکر ایرانی و رهبر روشنفکران آن کشور" به خورد آمریکاییها داه برایت بفرستم تا خودت دستهگل آقا را که فیالواقع به آب داده به چشم ببینی، چون امکان ندارد بدون دیدن آن حتا بتوانی باور کنی که چنین خزعبلاتی در عالم تصور هم از مغز علیلی بتواند ترواش کند!"
او در ادامه مینویسد: "مردکه با دستگاه مربوط است. مردکه پدرسوخته میخواست و میکوشید مرا هم کنار خود بنشاند و ملکوک کند و چون نتوانست شروع کرد از طریق معکوس لجنمالی کردن." و سرانجام نتیجه میگیرد که او "جاسوس دستگاه" است.
نمیتوان فرض را بر این گذاشت که حذف اسامی به خاطر حفظ حرمت کسانی بوده که شاملو در این نامهها از آنها به نیکی یاد نمیکند، چرا که شاملو در این نامهها از کسانی چون پرویز ناتلخانلری، احسان یارشاطر و علیرضا میبدی نام میبرد که با نظر چندان مساعد او همراه نیست.
آقای پاشایی علت حذف این اسامی را چنین توضیح میدهد: "آقای شاملو به آقای احسان یارشاطر احترام میگذاشتند و همین طور به خانلری. اما آن آدمهایی که اسمشان را حذف کردیم، نمیخواستیم اسمشان در کتاب بیاید. آوردن اسمشان شگون نداشت."
از آقای پاشایی میپرسم: "آیا در مورد حذف این اسامی پای ملاحظاتی در میان بوده که در شرایط فعلی نمیشود گفت؟" در پاسخ میگوید: "همان که گفتم. آوردن این اسامی شگون نداشت."
در انتها از آقای پاشایی میپرسم: "شما بیش از سی سال با شاملو حشر و نشر و دوستی و همکاریهای قلمی داشتید. آیا قصد نوشتن خاطراتتان از شاملو را ندارید؟" پاسخ میدهد:"فعلاً که چنین قصدی ندارم."
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
