مشکلات زندگی پسر گردن زرافهای

پسر 15 ساله که از کودکی دچار مشکل ستون فقرات بوده است،هم اکنون از بلندی گردن خود رنج می برد.
وی که اهل چین و ساکن پکن است، زندگی بسیار دردناکی دارد و ادامه آن را غیر ممکن تصور می کند.
گفته می شود، او هم اکنون تحت درمان قرار گرفته و قرار است در روز های آینده چند عمل جراحی بر روی این پسر جوان انجام شود.
قدرت پول در جامعهي بورژوازي
"پول با تصاحب توانايي خريد هرچيز، با تصاحب توانايي تملك همهي اشيا، ابژهي تصاحبي آشكار و معلوم است. جهان شمولي توانايي آن، همانا بيانگر قدرقدرتي آن است. بنابراين، پول چون قادري مطلق عمل ميكند. پول دلال محبت ميان نياز آدمي و ابژه، ميان زندگي او و ابزار حياتش است. اما آنچه براي من ميانجي زندگيم است، در مورد هستي اشخاص ديگر نيز حكم ميانجي را برايم دارد. پول برايم، شخص ديگري است." ص 218
"آنچه كه از طريق واسطهاي به نام پول برايم انجام ميشود و بابت آن ميتوانم وجهي بپردازم(يعني چيزي كه پول ميتواند بخرد)، خودم هستم: صاحب پول. حدود قدرت پول، حدود قدرت من است؛ ويژگيهاي پول، ويژگيها و قدرتهاي ذاتي من است: ويژگيها و قدرتهاي صاحب آن. بنابراين آنچه كه هستم و آنچه كه قادر به انجام دادنش هستم ابدا" براساس فرديت من تعيين نميشود. زشت هستم اما ميتوانم براي خود زيباترين زنان را بخرم. بنابراين زشت نيستم زيرا اثر زشتي، قدرت بازدارندهي آن، با پول خنثي ميشود. چلاق هستم اما پول بيستوچهار پا (اشاره به شعر شكسپير: اگر من بتوانم شش نريان نيرومند داشته باشم ... كه تو گويي بيستوچهار پاي آنان همه از من است.) در اختيارم ميگذارد بنابراين چلاق نيستم. آدم رذل، دغل، بيهمه چيز و سفيه هستم اما پول و طبعا" صاحب آن عزت و احترام دارد. پول سرآمد تمام خوبيهاست پس صاحبش نيز خوب است. علاوه براين پول مرا از زحمت دغلكاري نجات ميدهد بنابراين فرض براين قرار ميگيرد كه آدم درستكاري هستم. آدمي سفيه هستم اما اگر پول عقل كل همهي چيزهاست، آن وقت چطور صاحبش سفيه است؟ علاوه براين او ميتواند آدمهاي با استعداد را براي خود اجير كند آن وقت كسي كه چنين قدرتي بر آدمهاي با استعداد دارد، از آنها با استعدادتر نيست؟ آيا من كه به يمن داشتن پول قادرم كارهايي بكنم كه قلوب تمام بشر مشتاق آن هستند، تمام امكانات انساني را در اختيار نميگيرم؟ بنابراين آيا پول من، تمام ناتوانيهايم را به عكس خود تبديل نميكند؟"
"اگر پول زنجيري است كه مرا به زندگي انساني، جامعه را به من، من و طبيعت و آدمي را به يكديگر پيوند ميدهد، آيا زنجير زنجيرها نيست؟ آيا پول نميتواند تمام بندها را باز كند و از نو ببندد؟ بنابراين آيا پول عامل جهانشمول جدايي نيست؟ پول نمايندهي راستين جدايي و نيز نمايندهي راستين پيوندهاست- قدرت(جهانشمول) الكتريكي-شيميايي جامعه"
"به هم ريختگي و وارونه شدن تمام ويژگيهاي انساني و طبيعي، اخوت ناممكنها و قدرت الهي پول ريشه در خصلت آن به عنوان سرشت نوعي بيگانهساز آدمي دارد كه با فروش خويش، خويشتن را بيگانه ميسازد. پول، توانايي از خود بيگانهي نوع بشر است."
"كاري كه به عنوان يك انسان قادر به انجام دادن آن نيستم و بنابراين نيروهاي ذاتي فرديام از انجام دادن آن ناتوان هستند، با پول به انجام دادن آن هستم. بدينسان پول هركدام از اين نيروهاي ذاتي را به چيزي تبديل ميسازد كه در ذات خود نيست يعني به ضد خود تبديل ميسازد."
"فرضا" اگر طالب غذايي باشم يا كالسكهاي بخواهم به اين دليل كه آنقدر قوي نيستم كه پياده بروم، پول غذا و كالسكه را برايم ميفرستد يعني پول آرزوهايم را از حيطهي تخيل به حيطهي واقعي ميآورد، آنها را از هستي تخيلي يا خواسته به هستي حسي و بالفعل ترجمه ميكند: از تخيل به زندگي و از وجودي تخيلي به وجودي واقعي تبديل ميسازد. پول به دليل نقش ميانجي كه در اين ميان دارد، قدرتي به راستي خلاق است."
"بيترديد حتي آن كه پولي در بساط ندارد، خواستههايي دارد اما خواستهي او فقط چيزي است تخيلي كه هيچ اثر يا موجوديتي براي من يا هر شخص ثالث و يا كلا" ديگران ندارد و بنابراين براي من غير واقعي و بدون ابژه است. تفاوت ميان خواستهي مؤثري كه به پول متكي است و خواستهي بيحاصلي كه به نياز، شهوت و آرزويم متكي است، همانا مانند تفاوت وجود و انديشه است، تفاوت ميان آن چيزي است كه صرفا" به عنوان تخيل من وجود دارد و آن چيزي كه به عنوان يك ابژهي واقعي خارج از من وجود دارد."
"اگر براي سفر پولي نداشته باشم، در واقع به معناي آن است كه نيازي واقعي و قابل تحقق براي سفر كردن ندارم. اگر گرايش به تحقيق داشته باشم اما پولي براي آن نداشته باشم، در عمل به معناي آن است كه گرايشي به تحقيق ندارم يعني هيچ گرايش مؤثر يا واقعي ندارم. از طرف ديگر اگر واقعا" هيچ تمايلي به تحقيق نداشته باشم اما اراده و پول آن را داشته باشم، آمادگي مؤثري براي آن دارم. پول به اين خاطر كه ابزار و نيرويي است خارجي و عام براي تبديل يك تصور به واقعيت و تبديل يك واقعيت به يك تصوير محض(نيرويي كه نه از بشر به عنوان بشر و يا از جامعهي انساني به عنوان جامعه مشتق شده است)، نيروهاي ذاتي واقعي آدمي و طبيعت را به آنچه كه صرفا" تصوري انتزاعي است و بنابراين ناقص يعني به وهمي عذابآور، تبديل ميسازد چنان كه نواقص واقعي و خيالهاي موهومي يعني نيروهاي ذاتي را كه واقعا" ناتوان هستند و صرفا" در تخيل فرد وجود دارند به نيروها و تواناييهاي واقعي تبديل ميسازد."
"بدينسان پول در پرتو اين خصيصه، بيانگر واژگوني عام فرديتهايي است كه به ضد خويش بدل ميشوند و ويژگيهاي متناقضي را به ويژگيهاي خود ميافزايند."
"بنابراين پول به عنوان نيرويي واژگون كننده ظاهر ميشود كه هم در برابر فرد و هم در برابر پيوندهايي در جامعه قد علم ميكند كه مدعياند به خودي خود، ذات و گوهر ميباشند. پول وفاداري را به بيوفايي، عشق را به نفرت، نفرت را به عشق، فضيلت را به شرارت، شرارت را به فضيلت، خدمتكار را به ارباب، ارباب را به خدمتكار، حماقت را به هوش و هوش را به حماقت تبديل ميكند."
"چون پول به مثابه مفهومي فعال از ارزش، تمام چيزها را درهم ميآميزد و معاوضه ميكند، خود نيز بيانگر درهم آميختگي و معاوضهي عام هم چيزها- جهاني وارونه- يا به عبارتي درهم آميختگي و معاوضهي همهي كيفيتهاي طبيعي و انساني است."
"آن كه شجاعت را ميخرد، شجاع است هرچند آدمي بزدل باشد. از آنجا كه پول نه با كيفيت مشخص يا چيزي مشخص يا نيروهاي ذاتي مشخص آدمي بلكه با سراسر جهان عيني آدمي و طبيعت معاوضه ميشود، از نقطه نظر صاحب آن در خدمت معاوضهي هرگونه توانايي با تواناييها و اشياي ديگر، حتي متناقض، ميباشد؛ پول اخوت ناممكنهاست؛ پول باعث ميشود اضداد همديگر را در آغوش گيرند."
"اگر انسان، انسان باشد و روابطش با دنيا روابطي انساني، آنگاه ميتوان عشق را فقط با عشق، اعتماد را با اعتماد و غيره معاوضه كرد. اگر بخواهيم از هنر لذت ببريم، بايد هنرمندانه پرورش يافته باشيم؛ اگر ميخواهيم بر ديگران تأثير گذاريم، بايد قادر به برانگيختن و تشويق ديگران باشيم. هركدام از روابط ما با بشر و طبيعت بايد نمود ويژهاي باشد كه با ابژههاي اراده و زندگي فردي واقعيمان منطبق باشد. اگر عشق ميورزي ولي ناتوان از برانگيختن عشق هستي يعني اگر عشقت، عشقي متقابل نميآفريند، اگر با نمود زندهي خود به عنوان آدمي عاشق، محبوب ديگري نميشوي، آنگاه عشقت ناتوان است و اين عين بدبختي است."همان منبع صص 224-223-222-221-220
" حدود قدرت پول ، حدود قدرت من است : ويژگیهاي پول ، ويژگیها وقدرتهاي ذاتی من است ، ويژگیها وقدرتهاي صاحب آن، بنابراين آن چه که هستم و آن چه که قادر به انجام دادنش هستم، ابداً براساس فرديت من تعيين نمیشود . زشت هستم ، اما میتوانم برای خود زيباترين زنان را بخرم ، بنابراين زشت نيستم . زيرا اثر زشتی، قدرت باز دارنده آن، با پول خنثی میشود. به عنوان يک فرد، چلاق هستم، اما پول بيست وچهار پا در اختيارم میگذارد، بنابراين چلاق نيستم. من آدم رذل، دغل، بی همه چيز و سفيه هستم اما پول و طبعاً صاحب آن عزت و احترام دارد . پول سرآمد تمام خوبی هاست. پس صاحبش نيز خوب، است، علاوه براين مرا از زحمت دغل کاری نجات میدهد. بنابراين فرض قرار میگيرد که آدم درست کاری هستم. آدمی سفيه هستم، اما اگر پول عقل کل همهي چيزهاست، آن وقت چطور صاحبش سفيه است ؟ " و در يک کلام پول ، به هم ريختگی وارونه شدن تمام ويژگی های انسانی و طبيعی ، اخوت ناممکنها وقدرت الهی پول ريشه در خصلت آن به عنوان سرشت نوعی بيگانه ساز آدمی دارد که با فروش خويش، خويشتن را بيگانه می سازد، پول، توانای از خود بيگانهي نوع بشر است." ص 221
منبع: ماركس، كارل؛ دستنوشتههاي فلسفي اقتصادي و فلسفي1844/ ترجمه حسن مرتضوي انتشارات آگاه
انفجار گاز در خوزستان 4 کشته برجای گذاشت
انفجار ناشی از سیلندر گاز در ساحل رودخانه کرخه در شهرستان شوش در شمال استان خوزستان چهار کشته و یک مجروح بر جای گذاشت.
در این حادثه که در یک آلاچیق در ساحل رودخانه کرخه و نزدیک پل شهید ناجیان رخ داد چهار جوان بر اثر انفجار ناشی از سیلندر گاز در دم جان باخته و یک نفر دیگر نیز مصدوم شد.
طبق بررسی اولیه بر اثر نشت گاز ، آلاچیق آتش گرفته و چهار تن بر اثر انفجار و سوختگی جان خود را از دست دادند.
شدت انفجار و سوختگی افراد به حدی بوده که اجساد کشته شدگان این حادثه قابل شناسایی نیست.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/434432
بررسی 5 هزار پرونده زمین خواری مرتبط با اقازاده ها
نماینده مردم دشتستان گفت: بررسیهای به عمل آمده در خصوص زمینهای تصرفشده توسط آقازادهها، از ۲۰ هکتار به ۲۰۰ هکتار رسیده است.وی ادامه داد: حدود ۵ هزار پرونده در خصوص تخلفات منسوب به آقازادهها در دست بررسی است که بخشی از آنها احکامی را دریافت کردهاند و برخی هم در محاکم قضایی سرگردانند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550352
ماهیگیری وحشیانه با برق در آبهای خوزستان
سید باقر موسوی فعال محیط زیست خوزستان ؛ با اشاره به ماهیگیری در خوزستان به روشی غیر قانونی و خلاف محیط زیست اظهار کرد: ماهیگیری با برق در پارک ملی دز و پارک ملی کرخه رواج بیشتری دارد و همچنین رودخانه کارون و حتی در خود اهواز این کار با شدت هر چه بیشتر اعمال میشود، در حالیکه از نظر قانونی صیادی با برق تحت هر شرایطی ممنوع است.
وی با بیان اینکه ماهیگیری با برق در آب تا نقاط مختلفی اجازه حیات به هیچ موجود زندهای که به نوعی با آب ارتباط داشته باشند را نمیدهد، افزود: متاسفانه این روش به هیچ موجود زنده آبزی رحم نمیکند، از کوچکترین تا بزرگترین ماهی و حتی خزندگان، پرندگان یا هر حیوانی که جهت نوشیدن آب به این رودها در مواقع حضور این برقیها نزدیک شود از ادامه حیات باز میدارد.
فعال محیط زیست خوزستان ادامه داد: تاکنون چندین فرد بر اثر این شیوه خطرناک جان خود را از دست دادهاند و اکثر دامداران به ویژه آنهایی که گاومیش پرورش میدهند از دست این سودجویان مینالند.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550493
انفجار مرگبار در اصفهان
متاسفانه عصر روزگذشته به دلیل انفجار گاز، دو باب منزل مسکونی به طور 100 درصد تخریب شدند و تاکنون یک نفر کشته و دو نفر مجروح شدهاند، اما کماکان جستجو برای پیدا کردن مجروحان احتمالی دیگر ادامه داد.
در این انفجار که در خیابان بعثت و منطقه چمران اصفهان رخ داد دو باب منزل مسکونی به طور کامل تخریب شده است و تاکنون یک نفر نیز به دلیل سوختگی شدید و سقوط آوار جان خود را از دست داده است.
وی با بیان اینکه علت این انفجار نشت گاز و اختلاط 15 درصدی هوا و گاز هنگام انفجار بوده است، افزود: پس از جستجوی اولیه نیروهای آتش نشانی، دو نفر از زیر آوار خارج شدند که سریعا به بیمارستان انتقال داده شدند و یک نفر نیز متاسفانه جان خود را از دست داد.
طبق گزارشات، یک مادر و دختر هنوز زیر آوار هستند و جستجو برای یافتن آن ها هنوز ادامه دارد.
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/434461
فروش مدرک قابل تأیید «تافل با نمره دلخواه» بیخ گوش مسئولان!
نمیدانیم نامش را چه میتوان گذاشت؛ اما مدتی است از این دست تقلبهای علمی آنقدر در جامعهمان دیده میشود که مجبورمان میکند به همه مدارک علمی شک کنیم و این اولین آفت رواج این مدرک فروشیهاست.
هفت هشت سال پیش، زمانی که در بحث استیضاح یکی از وزرا، کار به مدرک تحصیلی وی کشید و معلوم شد ایشان که سال های سال در پستهای مهمی خدمت کرده، بدون گذراندن دوره کارشناسی ارشد، «دکتر» لقب گرفته و اساسا دکترایش هم به ازای پرداخت مبلغی، خریداری کرده، آنچنان ولولهای در جامعه علمی کشور به پا شد که انتظار میرفت اتفاقات کارآمدتری در این زمینه رخ دهد.
آن ماجرا به نوعی رسمیت بخشیدن به بحثی بود که سال های سال مطرح بود، ولی کمتر کسی میتوانست صحت و سقم آن را اثبات کند و بیشتر در حد شایعاتی پراکنده مطرح میشد؛ اینکه برخی مسئولان مدارک علمی که ادعا میکنند دریافت نمودهاند، خریداری یا از مؤسساتی دریافت کرده اند که اعتبار علمی خودشان هم زیر سؤال است، چه برسد به کاغذهایی که مهر ایشان پای آنها خورده است.
این را میشود از اخباری که هر از چندگاهی در این باره منتشر میشوند و هیچ واکنشی به دنبال ندارند هم فهمید (به عنوان نمونه به اینجا، اینجا و اینجا بروید) اما چه کنیم که از پیگیری این تقلب ها نومید نمیشویم و هنوز امیدواریم که نهادهای مسئول تکانی به خود دهند و مانع از شوند که در سایه این مدرک فروشی ها، اعتبار علمی در کشورمان زیر سؤال برود و همه چیز مضحکه دست آنهایی شود که از فروش مدارک مرتبط با «علم» برای خود «ثروت» میاندوزند!
با این رویکرد، بد نیست گفتوگو با یکی از این مدرک فروشان را بخوانید؛ گفتوگویی که ماحصل مواجهه با یک تبلیغ عجیب ایمیلیست و مطالب قابل توجه زیادی در دل آن نهفته است؛ با یادآوری این نکته که فایل صوتی این گفتوگو نزد تابناک محفوظ است:
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550581
عذر خواهی معلم بازنشسته از شاگردانش
یکی از معلمین بازنشسته استان آذربایجان شرقی در متنی که در یکی از روزنامه ها منتشر کرده از دانش آموزان خود بابت آموختن این موضوع که علم بهتر از ثروت است، عذر خواهی کرد.
متن به شرح زیر است : علم بهتر از ثروت نیست!
به این وسیله از تمامی دانش آموزان عزیزی که از سال 52 تا 82 به عنوان معلم انشا در خدمتشان بودم و در این کلاس ها دانش آموزان را به نحوی راهنمایی می کردم که همیشه نتیجه بگیرند علم بهتر از ثروت است ، با اوضاعی که در زندگی فرهنگیان بازنشسته می بینم ، حرفم را پس می گیرم ، چون به این نتیجه رسیده ام که علم بهتر از ثروت نیست !امیدوارم برای آنچه که قبلا گفته بودم ، شاگردان مرا ببخشند!
سراب (آذربایجان شرقی) - حمدالله نورالهی - معلم بازنشسته
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550639
وبلاگ آموختن: در جامعهای که پول حرف نخست را میزند و همه شب و روز به دنبالش میدوند. بنابراین پول دارای قدرت لایزال است. ثروت قدرت را به دنبال خود دارد. با پول به آسانی میشود علم را خرید اما اگر علم داشته باشی و پولی نداشته باشی نه تنها پولی به دست نمیآوری ممکن است از گرسنگی هم تلف شوی!

بدون شرح!
جمعآوری دیانای جانوران در حال انقراض در «کشتی یخزده»
۱۳۹۴/۰۹/۰۴
گروهی از دانشمندان بریتانیایی دی ان ای موجودات در حال انقراض را جمع آوری و از آنها محافظت میکنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این پروژه که «کشتی یخ زده» نام دارد، تلاش میکند قبل از آنچه دانشمندان «انقراض عظیم ششم» مینامند، نمونههای دی ان ای جانوران کمیباب و در حال انقراض را محافظت کند. این نامگذاری الهام گرفته از کشتی نوح است.
جان آمور، استاد دانشگاه ناتینگهام که این پروژه در آنجا انجام میشود میگوید: «بسیاری از گونههای جانوری حتی قبل از اینکه ما شناساییشان کنیم منقرض خواهند شد.» به گفته آمور قصد این پروژه دستیابی و محافظت به اطلاعات ژنتیک این گونهها برای نسل بعد است قبل از آنکه دیگر خیلی دیر شود.
این پروژه که کلید آن ده سال قبل توسط یک زن و شوهر دانشمند بریتانیایی به نامهای دریان کلارک و آن کلارک زده شد، حالا در ۲۲ نقطه جهان فعال است و توانسته قریب به ۴۸ هزار نمونه دی ان ای از ۵ هزار و پانصد گونه مختلف جانوری را گردآوری کند.
در دانشگاه ناتینگهام، ۷۰۵ نمونه دی ان ای در کارتهای مخصوصی در دمای معمولی و بقیه نمونهها در فضای مخصوصی با دمای هشتاد درجه زیر صفر نگه داری میشوند. دی ان ای ببر سیبریایی و پلنگ آمور نیز در این مجموعه نگهدای میشوند. گونههایی که در آستانه انقراض هستند.
البته بسیاری از محققان عرصه حفظ محیط زیست، این پروژه را شکستخورده مینامند. دکتر اد لویی یکی از متولیان این پروژه است میگوید: آنها (مخالفان این طرح) میگویند که همه تلاش ما باید در جهت حفظ گونههای در حال انقراض باشد. واقعیت این است که این حرف غیرممکن و غیر عملی است. ما (در پروژه کشتی یخ زده) قصد نداریم جای تلاشهای حامیان و حافظان محیط زیست و جانوران در حال انقراض را بگیریم. این پروژه یک پشتیبان دوم است. امیدواریم این پروژه بتواند میراث ژنتیکی گونهها را نجات دهد.
پروژه کشتی یخ زده، از طرحی برای نجات یک نوع حلزون در حال انقراض شروع شد. وقتی طرح با موفقیت انجام شد و برایان و آن کلارک توانستند گونه در حال انقراض را نجات دهند، به این فکر افتادند که چرا برای بقیه جانوران در حال انقراض چنین طرحی را پیاده نکنند.
سرعت انقراض گونههای مختلف جانوری به حدی زیاد است که گروهی از دانشمندان عقیده دارند «انقراض عظیم ششم» در پیشروی کره زمین است. آخرین انقراض ۶۵ میلیون سال قبل رخ داد و منجر به از بین رفتن دایناسورها از سطح کره زمین شده بود.
منبع: دانش و فن فارسی RF
سهم و مسئولیت ایران در گرمایش زمین
ایران جزو آخرین کشورهای جهان بود که طرح داوطلبانه خود را برای کاستن از تولید گازهای مضر در هوا اعلام کرد.
طبق این طرح که در آستانه اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی در پاریس ارائه شده، ایران وعده داده است که تا ۱۵ سال آینده ۴% از تولید گازهای مضر بکاهد.
اعلام طرح های داوطلبانه کشورها کمک می کند که در سند نهایی اجلاس پاریس تعهدات همه کشورها هماهنگ و گنجانده شود.
خطر گرمایش زمین
جهان با خطر بزرگی به اسم گرمایش زمین روبرست که هدف اجلاس پاریس تلاشی دیگر برای آهسته کردن روند این گرمایش است.
بشر سال گذشته بالغ بر ۴۵ هزار میلیارد کیلوگرم گازهای آلاینده وارد جو زمین کرده است.
این گازها مقداری خطرناکی از حرارت خورشید را در جو زمین نگه می دارند و آب و هوا را گرم تر و گرم تر می کنند.
دانشمندان تقریبا هم نظر هستند که اگر حرارت زمین بیش از دو درجه سانتیگراد بالاتر برود جهان، آینده پر خطری در پیش دارد.
سهم ایران
سهم ایران در آلودگی جو زمین اندک است. یک و نیم درصد گازهای مضر گلخانه ای در جهان را ایران تولید می کند.
سهم کشورهایی مثل عربستان و کانادا و مکزیک در آلایندگی و گرمایش زمین تقریبا اندازه سهم ایران است هر چند ایران بیشترین افزایش را در تولید گازهای مضر شاهد بوده.
اما برای ایران مانند خیلی از کشورهای رو به توسعه که نیازمند رشد اقتصادهای خود هستند، کاستن از سهمی یک و نیم درصدی اولویت ندارد.
ایران تازه خود را آماده رفع تحریم ها و سرمایه گذاری های هنگفت در صنعت نفت و گاز می کند و نیاز به درآمدهای حاصل آن دارد.
ایران در طرح داوطلبانه خود این موضوع را به صراحت گفته و تاکید کرده که تعهداتش هیچ الزامی برای آن کشور ایجاد نمی کند.
طرح سه صفحه ایران برای ایفا تعهداتش -که پیداست سردستی تهیه شده-، مملو است از اشاره های مستقیم و غیر مستقیم به تحریم های "ناعادلانه".
ایران می گوید اگر تحریم ها رفع شود و ایران بتواند منابع مالی و فناوری های بیشتری دریافت کند شاید بتواند تا ۱۲% از سهم خود در آلایندگی زمین بکاهد.
دعوای فقیر و غنی
البته ایران تنها کشوری نیست که می گوید برای کمک به مقابله با گرمایش زمین نیازمند پول و فن آوری های کشورهای پیشرفته است.
کشورهای پیشرفته همواره در مظان این اتهام هستند که با بهره گیری از سوخت های فسیلی پیشرفت کردند ولی حالا از کشورهای فقیر که از همه نسبت به گرمایش زمین آسیب پذیرترند، می خواهند که دست از اقتصاد فسیلی بردارند.
کشورهای فقیر مبالغی بسیار بیشتر از صد میلیارد دلاری که وعده آن داده شده برای دست برداشتن از سوخت های فسیلی مطالبه می کنند.
البته که فقط گام های موثر آمریکا و چین و اتحادیه اروپا که به ترتیب ۱۵، ۲۴ و ۱۰ درصد آلاینده های جهان را تولید می کنند می تواند برای نجات بشر راهگشا باشد.
گازهای گلخانه ای که آمریکا تعهدات داده تا ۱۵ سال آینده بکاهد – ۸۵۰ میلیون تن - از کل میزان گازهای گلخانه ای که اقتصاد ایران تولید می کند بیشتر است.
با این حال برای دست روی دست گذاشتن کشورهای فقیر و رو به توسعه، این نمی تواند توجیهی اخلاقی باشد.
مقصر گرماش زمین هر که باشد، دود میلیاردها تن گاز مضر در هوا بیشتر از همه به چشم کشورهای فقیر و رو به توسعه می رود.
ایران در طرح داوطلبانه خود یادآوری کرده که گرمایش زمین به طور مستقیم و غیر مستقیم باعث کاهش محصولات کشاورزی، افزایش گرما و گسترش بیماری، ریز گردها، آلودگی هوا و از میان رفتن تنوع زیست محیطی در این کشور شده است.
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
راکت فضایی یک شرکت خصوصی سالم به زمین نشست
- 25نوامبر 2015 - 04 آذر 1394
هدف از این آزمایش ها بردن علاقهمندان به بالاتر از اتمسفر زمین است که بی وزنی در آن تجربه می شود.
فضاپیمای شرکت "بلو اوریجین" روز دوشنبه بدون سرنشین از غرب تگزاس پرتاب شد.
شرکت آقای بزوس گفت که هر دو قسمت تشکیل دهنده "نیو شپرد" - هم کپسول و هم واحد پیشران - به سلامت به زمین نشستند.
در اولین پرتاب آزمایشی این وسیله در ماه آوریل، واحد پیشران - یعنی راکت - به علت نقص هیدرولیکی هنگام بازگشت نابود شد.
نیو شپرد ظرفیت حمل شش نفر به ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری را دارد و در پرتاب دوشنبه از این حد کمی بالاتر رفت.
واحد پیشراننده آن برای پرتاب و فرود عمودی طراحی شده تا دوباره قابل استفاده باشد.
پس از پرواز آزمایشی این وسیله به فاصله ۱.۴ متر از سکوی پرتاب فرود آمد که یک دستاور مهم فنی به حساب می آید.
کپسول حمل مسافران در ارتفاع بالا از واحد پیشراننده جدا می شود و با شتاب موجود به فضا می رسد و بعد با کمک چترهایی به زمین برمی گردد. این کپسول هم مجددا قابل استفاده است.
انتظار می رود که نیو شپرد پس از طی مراحل آزمایشی ابتدا برای مقاصد علمی به کار گرفته شود. این پروازهای بدون سرنشین ممکن است سال آینده شروع شود.
هم اکنون دو شرکت دیگر ویرجین گالاکتیک و اکسکور هم برای ساخت سیستم های مسافربری به فضا کوشش می کنند.
فرق آنها این است که از فضاپیماهایی که مثل هواپیما بلند می شود و فرود می آید استفاده می کنند.
شرکت بلو اوریجین متعلق به جف بزوس اخیرا چند پروژه عمده فضایی را اعلام کرده است. از جمله موتورهای نسل بعدی موشک هایی که کاوشگرها را راهی سیارات می کنند یا ماهواره های امنیتی آمریکا را به فضا می فرستند را خواهد ساخت.
منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی
فروش دایناسوری که ۱۵۰ میلیون سال سن دارد

به گزارش خبرآنلاین، از 150 تا 155 میلیون سال سن دارد و اولین دایناسوری است که در چنین شرایط خوبی پیدا شده است. اما این فسیل جوان چقدر ارزش دارد؟!
باستان شناسان جواب این سوال را امروز که این آلوزاروس فوق العاده و نادر به زیر چکش حراج می رود خواهند فهمید.
این دایناسور 270 سانتی متری در وایومینگ پیدا شد و به او اسم مستعار «آل جوان» داده شد و دومین آلوزاروس نوجوانی است که تاکنون پیدا شده.
مدیر حراج در این رابطه گفت: این زمان بسیار هیجان انگیز ولی عصبی کننده برای ما است. اولین گونه آلوزاروس فقط چند قطعه استخوان بود ولی این با اختلاف کامل ترین گونه است.
این دایناسور جوان توسط یک شکارچی فسیل پیدا شد، او علاقه ای ندارد که نامش فاش شود. او این فسیل را در منطقه ای که در آن فسیل های زیادی وجود دارد پیدا کرد. با وجود قیمت سنگین، فرد گمنام بعید است از این کاوش سودی ببرد.
مدیر حراج در این رابطه گفت: اگر شما می خواهید سودی ببرید، نباید یک جستجو گر فسیل شوید.
کارشناسان می گوید احتمالا این دایناسور 750 هزار دلار فروخته خواهد شد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550010
سلطان قیر در آستانه خروج از کشور
احتمال می رود یک تاجر قیر با 2 هزار میلیارد تومان بدهی خود را برای خروج از کشور آماده می کند.
گزارش تابناک اقتصادی، در حالی که پرونده بابک زنجانی در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد، یک تاجر قیر که از او با عنوان پدرخوانده با سلطان بازار قیر در سکوت و به رغم داشتن 2 هزار میلیارد تومان بدهی خود را برای خروج از کشور آماده می کند.
احتمال می رود مقصد این فرد کشور کاناداست، کشوری که در حال حاضر میزبان متهم برزگترین اختلاس بانکی تاریخ ایران یعنی خاوری است.
متاسفانه در سالهای اخیر میدان دادن به افرادی مانند بابک زنجانی، شهرام جزایری و این فرد که برای خود عنوان پدرخوانده قیر را دست و پا کرده بود، شرایطی را ایجاد کرده که سرمایه گذاران واقعی از چشم انداز فعالیت های اقتصادی خود در کشور نگران هستند و همین موضوع باعث شده به رغم تلاش های صورت گرفته توسط دولت برای بهبود فضای اقتصادی، همچنان شاهد ادامه رکود اقتصادی باشیم؛
رکودی که به گفت کارشناسان یکی از دلایل آن گسترش فساد سازمان یافته است و این مسئله ضرورت نظارت و فعالیت بیشتر را در موضوعات مرتبط با مفاسد اقتصادی روشن می سازد.
سیاستهای آشفته اقتصادی به کار گرفته شده در سالیان گذشته باعث شد زمینه های رانت جویی در بازار کالاهای فراوانی فراهم شود و افراد سود جوی بسیاری با تکیه بر همین آشفته بازار به ثروت های باد آورده ای رسیدند و در همین بستر مفاسد اقتصادی فراوانی به وقوع پیوسته که می بینیم هر روز ابعاد تازه ای از این اتفاقات در رسانه ها منعکس می شود.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550033
حقوق روزانه 80 میلیونی یک معاون وزیر
احمد توکلی در یادداشتی انتقادهای خود به ادغام بیمهها و لزوم تحقیق و تفحص از طرح سلامت پرداخت. در بخشی از یادداشت توکلی آمده است:جناب وزیر بهداشت من و آقای نادران را دعوت کردند و آنجا همین استدلال را مطرح کردیم که این افزایش تعرفهها به رشد هزینههای بخش درمان میانجامد و بیمهها توان پرداخت آنرا نخواهند داشت. نباید تعهدات پایدار را بر اساس منابع ناپایدار ایجاد کرد. آقای هاشمی و معاونانش توضیح دادند و ما در انتها گفتیم قانع نشدیم. به وزیر محترم گفتم معاون محترم شما یک روز در هفته در بیمارستان مشغول خدمت هستند و ماهانه ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومان درآمد دارند. مگر ایشان چقدر در تولید ناخالص ملی نقش دارند که تصمیم دارید این حقوق را به ۲۰۰ میلیون تومان در ماه برسانید.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550020
کارگر 30 ساله زیر بالابر جان سپرد
روابط عمومی مرکز فوریت های پزشکی آذربایجان شرقی اعلام کرد: کارگر 30 ساله ساختمان در شهر جدید سهند عصر روز چهارشنبه زیر بالابر ماند و جان خود را از دست داد.
شهر جدید سهند با افزون بر 200 هزار نفر جمعیت در 25 کیلومتری جنوب تبریز در مجاورت شهر اسکو واقع شده است.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/434111
راهپیمایی مردان با کفش زنانه

در روز جهانی منع خشونت علیه زنان تعدادی از کارمندان مرد وزارت خانه های خارجه و تجارت استرالیا در شهر کانبرا با پوشیدن کفش پاشنه بلند زنانه مسافتی به طول یک مایل را به نشانه همبستگی با زنان پیاده روی کردند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/434120
2015
به مناسبت 25 نوامبر 2015
وبلاگ آموختن:امروز چهارشنبه 25 نوامبر 2015 میلادی روز مبارزه با محو خشونت علیه زنان است. خشونت علیه زنان یک پدیده جهانی است و در ابعاد گسترده و در اشکال متنوع ادامه دارد. براساس اعلام رسمی "سازمان جهانی بهداشت"، سالانه 150 میلیون زن در جهان و حدود سه میلیون کودک دختر 5 تا 10 ساله قطع عضو را تجربه می کنند. به گفته "سازمان عفو بین الملل" خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در سنین 16 تا 44 سالگی است. براساس آمار جهانی 90 درصد از قربانیان خشونت خانگی زنان هستند. آمار خودکشی در میان زنان دو برابر مردان است.
براساس آمار سازمان بهداشت جهانی در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بدرفتاری قرار می گیرد. در نقاط مختلف جهان 10 تا 50 درصد از زنان به نحوی از انحاء مورد بدرفتاری فیزیکی همسرانشان واقع شده اند. میلیونها دختر جوان در پنج قاره جهان بدون حق انتخاب به عقد مردان درمی آیند. به گزارش "برنامه توسعه ملل متحد" سالانه بیش از 2 میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور به تن فروشی شده یا به سمت فحشا سوق داده می شوند. بیست هزار زن در سال قربانی قتل های ناموسی می شوند. زنان از اولین قربانیان بحران های اقتصادی و جنگ های امپریالیستی، منطقه ای و نیابتی و از اولین قربانیان خشونت و تجاوز توسط نیروهای درگیر در این جنگ ها هستند. این آمارها تنها گوشه ای از اعمال خشونت علیه زنان در پهنه جهان است که نشان می دهد جهت محو این خشونت ها باید سراغ آن مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رفت که هم زمینه این خشونت ها را فراهم می سازد و هم با تکیه بر فرهنگ مرد سالار، سلطه اقتصادی و سیاسی خود را حفظ می نماید.
اگرچه مناسبات مبتنی بر بردگی مزدی انسان سرچشمه تبعیض جنسیتی و خشونت بر زنان در سراسر جهان است، اما در کشورهای پیشرفته سرمایه داری زنان به یمن مبارزات آزادیخواهانه، در عرصه های مختلف حیات سیاسی و اجتماعی و در محیط خانواده تا اندازه ای به برابری حقوقی در برابر قانون دستیابی پیدا کرده اند و خشونت علیه زنان عملی غیر قانونی به حساب می آید.
بنابراین خشونت علیه زن به عنوان یک فاجعه اجتماعی مرزی نمی شناسد و کل جهان را در نوردیده است. در جهان معاصر نظام سرمایه داری عامل تولید و بازتولید این خشونت است. به همین اعتبار خشونت علیه زن با همه مصائب آن یک پدیده اجتماعی است و مثل هر پدیده اجتماعی دیگر باید بستر باز تولید آن را شناخت و بر حسب ویژگی هایش به اشکالی سازمانیافته و در ابعادی اجتماعی برای مبارزه علیه آن نیروی توده زنان و مردان کارگر و زحمتکش و انسانهای آزاده و برابری طلب را بسیج کرد. باید چنان فشاری به دولت ها وارد آورد که بپذیرند اعمال هر شکلی از خشونت علیه زنان در خانه، مدرسه، مراکز کار و هر نقطه ای از جامعه، مجازات سنگین به دنبال داشته باشد. هیچکس نباید به خود اجازه دهد خشونت علیه زن را امری شخصی، خانوادگی، قومی، فرهنگی و مذهبی بداند و از پیگرد و مجازات در امان بماند. هر کس که به هر شکلی علیه زن خشونت اعمال کند، بی هیچ چون و چرایی باید مجازات شود. نه تنها باید هر شکلی از ضرب و شتم و تحقیر و توهین در جامعه و هر شکلی از خشونت در محیط کار اکیداً ممنوع باشد، بلکه باید شخص خشونت گر نیز تحت پیگرد قرار گیرد.
مبارزه جهت محو خشونت علیه زنان و فراتر از آن مبارزه جهت برابری واقعی زن و مرد و لغو آپارتاید جنسی بخش جدایی ناپذیری از مبارزه ضد سرمایه داری است. درست از این زاویه است که انهدام زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی خشونت علیه زنان از بستر تعرض رادیکال به رژیمهای سرمایه داری می گذرد.
امسال با فرا رسیدن 25 نوامبر بیش از نیم قرن از قتل فجیع خواهران "میرابل" می گذرد. 25 نوامبر سال 1960، در بخش شمالی "جمهوری دومینیکن" جسدهای سه خواهر به نامهای "پاتریا، مینروا، ماریاترزا" میرابل، در کنار یک مرداب پیدا شدند. این سه خواهر که از مبارزان فعال علیه دیکتاتوری "رافائل تراخیلو"، حکومت مورد حمایت دولت آمریکا بودند، پس از تجاوز و شکنجه به دست جانیان این حکومت به شیوه فجیعی به قتل رسیدند. هر چند حکومت می خواست قتل آنان را یک حادثه رانندگی جلوه دهد، اما به سرعت نوع تجاوز و قتل آنان، باعث رسوایی آشکار حکومت شد و خواهران میرابل به عنوان سمبل "مبارزه در راه آزادی" با لقب "پروانههای فراموش نشدنی" مشهور شدند. شکنجه ها و خشونت های انجام شده بر روی سه خواهر و نقشی که آنان در مبارزه علیه دیکتاتوری حکومت تراخیلو ایفا کرده بودند، سبب شد
در اولین گردهمایی سازمان های زنان آمریکای لاتین و جزایر دریای "کارائیب" در "بوگوتا"ی کلمبیا، در سال 1981، زنان، روز 25 نوامبر را به عنوان "روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان" اعلام کنند. زنان، در این همایش، نه تنها خشونت برپایه جنسیت را محکوم کردند، بلکه هر نوع خشونت علیه زنان را از شکنجه و قتل و تجاوز توسط حکومت ها در زندان گرفته تا خشونت های روانی و فیزیکی در محیط خانواده و آزار و اذیت و تبعیض در محیط های کاری و اجتماع را محکوم کردند. زنان و انسان های آزاده هر سال در روز 25 نوامبر انواع خشونت هایی را که از طرف دولت ها و جامعه مردسالار سرمایه داری، در محیط های کار، اجتماع و خانواده بر آنها اعمال می شود، با انجام تظاهرات، گردهمآیی و دادن بیانیه و غیره محکوم می کنند.
تنها در نتیجه تلاش و مبارزه پیگیر سازمان های مدافع حقوق زنان و فشار افکار بشریت عدالتخواه جهان بود که در 17 دسامبر 1999، مجمع عمومی سازمان ملل با صدور قطعنامهای، 25 نوامبر برابر با (4 آذر) را به عنوان "روز جهانی محو خشونت علیه زنان" اعلام کرد.
از سال 2000 به این طرف دولت هایی که مفاد اعلامیه "روز جهانی محو خشونت علیه زنان" را پذیرفته اند به این مناسبت مراسم هائی برگزار می کنند. اما برخی کشورها مفاد اعلامیه مزبور را مغایر با قوانین و فرهنگ خود می دانند.
خشونت علیه زنان در خانه، محیط کار و در مجامع عمومی را می توان به شکل های گوناگون دسته بندی کرد. خشونت های لفظی، خشونت فیزیکی، حشونت روانی، خشونت جنسی، خشونت اقتصادی و ممانعت از رشد فکری و معنوی زنان، ممانعت از رشد اجتماعی و ایجاد محدودیت در امر تحصیل، کاریابی و اشتغال اشکال مختلفی از اعمال خشونت علیه زنان هستند.
در برخی از کشورهای خاورمیانه، زنان جز دارایی و ملک مردان محسوب می شوند. و کتک زدن زنان مجاز شمرده می شود. زن بدون اجازه شوهر خود نمی تواند از خانه بیرون برود حتی اگر تشییع جنازه پدرش باشد. سفر کردن، کار کردن و تحصیل که جای خود را دارد.
خشونت هایی مثل شلاق زدن و سنگسار کشتن زن به بهانه ناموسی و نیز فرهنگ مرد سالاری و بیان حرفهای رکیک و زشت در محیط های کار روزانه انواع خشونت علیه زنان را میتوان نام برد.
روی آوری گسترده زنان به تحصیلات عالی، اشتغال به کار در خارج خانه و مبارزات رو در رو با سیاست و اعمال زن ستیزانه این کشورها و فرهنگ مرد سالاری باعث شده تا کنترل حکومتها بر سرنوشت زنان سست شود.
نبرد عیله خشونت و تجاوز به حقوق زنان تنها مسئله زنان نیست، بلکه مسئله همه مردان آزاده و مترقی نیز هست. مبارزه برای محو خشونت علیه زنان بخشی از مبارزه برای رهایی کامل زنان از قید و بند مردسالاری و نظام سرمایه داری است. به این جهت باید مبارزات زنان و مردان مبارز در این عرصه نیز به مبارزات کارگران برای برچیدن نظام سرمایه داری و تحقق سوسیالیسم گره بخورد.
حواستان به رنگ سیبزمینی سرخکرده و تهدیگ باشد
۱۳۹۴/۰۸/۲۶
اگر از آن دسته افرادی هستید که چیپستان را در خانه درست میکنید، یا نان سوخاری دوست دارید و آن را با دستگاههای سوخاری خانگی درست میکنید، باید حواستان به میزان سرخ شدن سیب زمینی یا سیاهی نان سوخاری باشد.
تحقیق تازهای که توسط آژانس تعیین کیفیت غذای بریتانیا، منتشر شده، میگوید که میزان آکرل آمید، سمی که موجب بروز سرطان میشود، در سیبزمینیهای سرخ شده و نانهای سوخاری خانگی بالاست.
به گزارش تلگراف، توصیه پزشکان این است که سیبزمینی یا نان باید تا زمانی سرخ یا تست شوند که به «رنگ طلایی روشن» در آیند. هر چه سیبزمینیها سرختر و تردتر یا نان سوخاریتر شود، میزان آکرل آمید آن بیشتر میشود.
آکرل آمید، که سرطانزایی آن ثابت شده است، در اثر ترکیب آمینو اسید، شکر و آب موجود در سیبزمینی و نان در دمای بالاتر از ۱۲۰ درجه سانتیگراد شکل میگیرد.
هر چه میزان حرارت و زمان پخت بیشتر شود، آکرل امیدهای بیشتری تولید میشود. نتایج این تحقیق نشان میدهد که وقتی سیب زمینی زیاد سرخ میشود، میزان آکرل امید موجود در آنها پنجاه تا هشتاد برابر بیشتر میشود. در مورد نان تست خانگی، این میزان به نوزده برابر افزایش مییابد.
پروفسور گای پاپی، مشاور سازمان امنیت غذایی بریتانیا، میگوید که ارزیابی ریسک موجود نشان میدهد که آکرل آمید این غذاها میتواند موجب بروز سرطان شود. او میگوید: «ما نمیگویم که افراد این غذاها را نخورند، اما وقتی در خانه چیس یا نان سوخاری درست میکنند باید حواسشان به رنگ آنها باشد.»
روزنامه دیلی میل هم نوشته است که محققان دریافتهاند که اغلب افراد از وجود خطر آکرل آمیدها بیاطلاعاند و نمیدانند که نوع پختن غذاها میتواند باعث تشکیل این ماده سرطانزا در غذاهایشان شود.
نتایج این تحقیق به خوراکی مورد علاقه ایرانیها یعنی تهدیگها و تهدیگ سیبزمینی هم قابل تعمیم است. تهدیگ سیاه شده (یا قهوهای تیره) حاوی مقدار بسیار زیادی اکرل آمید است و مصرف آن میتواند خطرناک باشد.
منبع: دانش و فن فارسی
زندان و زندگی
در زندان هم زندگی جریان دارد؛زندگی با شادی ها و اندوه هایش،با خنده ها و گریه هایش، با تازگی ها و کهنه هایش- گرچه شادی ها و خنده ها و تازگی هایش،با آنچه در بیرون است فرق دارد. زندگی در زندان هم جریان دارد : دوستی و دشمنی،کار و بی کاری ،نواندیشی و کهنه اندیشی. و اینها همه نشان می دهند که در دنیای زندانی ها هم زندگی هست : شطرنج،کتاب،ورزش باستانی، زیبایی اندام،ورزش صبحگاهی و خیلی چیزهای دیگر مثلا سیگارکشیدن. اندوه و دوری و دلهره و ناامیدی هم هست. گاهی از کنار کسی که دارد تلفن می زند می گذری و می بینی اشک در چشمانش حلقه زده و دارد گریه می کند، دستی می کشی بر شانه هایش و رد می شوی- یک بار در همین حال بر شانه های من هم دست کشیدند. خب زندان است دیگر و سختی ها،محدودیت ها،کم و کاستی های و دنیای خودش را دارد. می بینی که طرف در کار و کاسبی اش،چند میلیون تومان کم آورده و هم اکنون سه چهار سال است که در زندان است؛تازه،دختر بچه ای بیمار هم دارد و پیاپی از بیرون،خبر سلامتی و یا بیماری اش را می گیرد. یا آن یکی که در جریان پرونده ای مالی،حبس ابد خورده و هم اکنون سال هاست که در زندان است و کمابیش کار همیشگی اش به ناگزیر شده شطرنج. پای صحبت شان که می نشینی هر کدام دنیایی از اندوه و نگرانی اند. برخی امید به آزادی و عفو و گشایشی دارند و برخی هم ناامید ناامیدند و گویا به چیزی که نمی اندیشند آزادی است. برخی ها در زندان،فراموش شدگانند،نه به کسی تلفنی می زنند و نه کسی به ملاقات شان می آید. مدت زندان که زیاد می شود آهسته- آهسته زندانی از یادها می رود،یا زندانی بودنش عادی می شود. مدت زندان که زیاد می شود رفته- رفته دیگران فکر می کنند که طرف از همان آغاز در زندان به دنیا آمده و زندگی اش با زندان پیوندی ناگسستنی دارد!
هر زندانی، یک داستان است،یک سرگذشت است. برخی شان چیزهای زیادی می دانند،دنیا دیده اند،سرد و گرم روزگار چشیده اند،کتاب خوان،اهل اندیشه و اهل هنرند،اخلاق شناس و اخلاق مدارند،و در کل بسیار دوست داشتنی اند. برخی پیر و برخی جوان اند. برخی بسیار امیدوار و با انرژی و باانگیزه اند. بستگی به خودت دارد که چگونه با زندان برخورد کنی. البته اگر شانس بیاوری و پیش چند تا از همین دوست داشتنی ها و اهل اندیشه بیفتی می توانی در هر روز زندان چیزهای زیادی یاد بگیری. نمی گویم که زندان از بیرون بهتر می شود اما می توانی از وقت تلفی ها و دل تنگی ها و اعصاب خردی های زندان بگریزی و چیزهای زیادی یاد بگیری. پول- چونان همیشه و همه جا- در زندان هم نقش مهمی بازی می کند. آنکه پول دارد نه چندان در اندیشه دخل و خرج خودش است و نه آنچنان دل نگران بی پول ماندن خانواده اش. وضع خورد و خوراکش هم بد نیست. بدبخت بیچاره ها البته داستان دیگری دارند. بی پولی بر دل نگرانی دوری از خانواده افزون می شود و وضع اندوه باری پدید می آورد. من ِ آموزگار بارها با خود می اندیشیدم که ای کاش می شد هر ماه از هر یک میلیون همکارم،تنها هزار تومان کمک می گرفتم و با آن یک میلیارد تومان،ما فرهنگیان،ماهانه ده ها زندانی را آزاد می کردیم.
نویسنده:مهدی بهلولی
جنایت هولناک در فرانسه
وبلاگ آموختن: این حمله جنایتکارانه که اینبار شهروندان بی دفاع پاریس را هدف قرار داد و مردم فرانسه را در بهت و وحشت فرو برد، خشم و انزجار مردم آزادیخواه در سراسر جهان را برانگیخته است. این جنایت تروریستی در همانحال بطور عینی تری مردم فرانسه و سایر کشورهای اروپایی را متوجه ابعاد فجایعی میکند که هر روزه توسط دولتها و جریانهای اسلامی فوقارتجاعی در کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و برخی دیگر از نقاط جهان بوقوع میپیوندند. هیچ روزی نیست که در یکی از کشورهای سوریه، عراق، افغانستان، ترکیه یا لیبی دهها و صدها انسان بیدفاع قربانی تروریسم گروههای اسلامی فوقارتجاعی یا تروریسم دولت های حاکم نشوند. فجایع انسانی ناشی از عملیات های تروریستی در عراق و سوریه و افغانستان چنان به امری روزمره تبدیل شده است که خبرگزاری ها با اکره اخبار مربوط به این وقایع را در ردیف اخبار خود جای می دهند. روزی نیست که جوانان فلسطینی طعمه تروریسم هار دولت نژادپرست اسرائیل نشوند. چند ماه است که دولت ترکیه به بهانه مقابله به پ . ک . ک شهرهای کردستان ترکیه را یکی بعد از دیگری محاصره کرده و مقررات حکومت نظامی را به اجرا در می آورد و در تبانی با داعش و انجام عملیات تروریستی در شهرهای مختلف مخصوصا" کردنشین، فضای حاکم بر جامعه را تروریزه کرده است.
حکومت های عربستان، ترکیه و قطر که از هم پیمانان آمریکا، بریتانیا و فرانسه در خاورمیانه بحساب می آیند حامی و پشت و پناه اصلی گروه های تروریسم اسلامی فوقارتجاعی داعش و امثال آنها، در منطقه هستند.
اگر سیاستهای مداخله جویانه قدرت های امپریالیستی جهان در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه زمینه های عینی و واقعی رشد گروه های تروریستی اسلامی با فرهنگ فوقارتجاعی، در منطقه را فراهم آورده، حمایت همین قدرتهای سرمایه داری از حکومت های حامی تروریسم در منطقه موجبات بقاء، ادامه کاری و گسترش فعالیت های این گروه ها در منطقه و سراسر جهان را تضمین کرده است.
بنابراین مبارزه با تروریسم این گروه های فوقارتجاعی اسلامی از مبارزه با مداخله جویی های امپریالیستی و مبارزه با دیپلماسی ریاکارانه و خونین آمریکا و دیگر دولت های سرمایه داری در اروپا جدا نیست. همانگونه که جنایات این گروه ها مرزی نمی شناسد، مبارزه علیه این نیروها و حکومت های حامی آنها و سیاست های مداخله جویانه امپریالیستی آمریکا و دیگر قدرت های غربی، امر طبقهی فروشندگان نیروی کار و همه انسان های آزادیخواه در سراسر جهان است.
اکنون در شریطی که موجی از خشم و انزجار علیه جنایت این تروریست های فوقارتجاعی بر فضای سیاسی فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی حاکم شده است، دفاع از ارزش های پیشرو و روح همبستگی انسانی حکم می کند که سازمان ها، نهادها و انسانهای آزادیخواه نگذارند که جریان های راسیستی و احزاب راست گرا این جنایت تروریستی را به بهانه ای برای تشدید سیاست های نژادپرستانه و پناهنده ستیزانه خود تبدیل کنند. مردم عادی در کشورهای مسلمان نشین روزانه قربانی جریان های تروریسم فوقارتجاعی داعش و داعشمانندها هستند، نباید گذاشت شهروندان مسلمان در کشورهای اروپایی نیز به قربانی خشونت جریان های راست گرای افراطی تبدیل شوند. مردم فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی با در نظر گرفتن این واقعیت ساده که بین جریان های تروریستی فوقارتجاعی داعش با شهروندان مسلمان این کشورها تمایز اساسی وجود دارد، نباید بگذارند که واقعه تروریستی شامگاه 13 نوامبر به بهانه ای برای ایجاد ناآمنی و اعمال خشونت علیه شهروندان مسلمان این کشورها ازجانب جریان های نژاد پرست تبدیل گردد.
اقتصاد سياسي به زبان ساده(63)
منظور از سرمايهي تجاري و سود تجاري چيست؟
تجربه به سرمايهدار صنعتي (سرمايهدارهايي که در بخش صنعت فعاليت ميکنند.) نشان ميدهد که کالاهايش را به سرمايهداراني بفروشد که هم بازارهاي مصرف در اختيار داشته باشند(سرمايهدارهايي که در بخش تجارت فعاليت ميکنند. نام ديگرش دلال است.) و هم از نظر مالي داراي اعتبار و پشتوانه باشند. سرمايهدار صنعتي از اين طريق پول خود را بسيار سريع به دست ميآورند.
سرمايهاي که سرمايهداران تجاري يعني تاجران، با آن کالاهاي توليد سرمايهداران صنعتي يعني کارخانهداران را ميخرند، سرمايهي تجاري ميگويند. اما پر واضح است که تاجر هم به خاطر به دست آوردن سود دست به خريد کالاهاي سرمايهدار صنعتي ميزنند. بنابراين سرمايهدار صنعتي که به طور مستقيم ارزش اضافي را تصاحب و مالک ميشود، بخشي از آن را به تاجر ميدهد. يعني سودي که عايد تاجران ميشود نيز بخشي از ارزش اضافياي است که از کار پرداخت نشده کارگران کارخانه به دست ميآيد.
آيا سرمايهدار تجاري يعني تاجر ميتواند به کالاها ارزشي بيفزايد؟ خير، زيرا ما ميدانيم که ارزش، زماني به کالا اضافه ميشود که روي آن (کالا) کار انجام گيرد؛ در اين صورت، تاجر که هيچگونه کاري بر روي کالا انجام نداده، چگونه ميتواند ادعا نمايد که سودي که عايد من ميشود ارزشي است که به کالا اضافه شده است؟ مگر ارزش خود به خود به چيزي اضافه ميشود؟ خير، در خارج از کارخانه به هيچوجه ارزشي به کالاها اضافه نميشود و سودي هم که نصيب تاجر ميشود، بخشي از ارزشي است که کارگران بدون دريافت مزد آن به کالاها وارد کردهاند. همانطور که بيان کرديم سودي که سرمايهدار تجاري يعني تاجر به دست ميآورد بخشي از ارزش اضافي است که سرمايهدار صنعتي به تاجر واگذار ميکند.
تجارت داخلي
تجارت داخلي يعني مبادلهي کالاها در داخل کشور که به دو شکل صورت ميگيرد؛ يکي تجارت عمده فروشي و ديگري تجارت خردهفروشي
تجارت عمده فروشي: تجارتي است که بين سرمايهداران صنعتي يعني کارخانهداران و سرمايهداران تجاري يعني تاجران انجام ميگيرد. اينان با خريد انبوه کالاهاي کارخانهداران و توزيع تدريجي آن بين تجار خردهفروش که همان مغازهداران هستند، ارزش اضافي هنگفتي را بدون اين که ساعتي کار انجام بدهند، به جيب ميزنند. جالبتر آن که در جامعهاي که اقتصادش در بحران، مانند تورم و غيره است، روزهايي براي آنها پيش ميآيد که يک شبه قيمت اجناس انبارهايشان دو و يا چند برابر ميگردد.
تجارت خرده فروشي: در اين نوع تجارت، خرده فروشان يا همان مغازهداران اجناس خود را از عمده فروشيها تهيه کرده و به تدريج آن را به طور مستقيم به مصرف کننده نهايي يعني مردم جهت امرار معاش ميفروشند. مانند مغازههاي پوشاک، کفش، کيف، خواربار، قصابي و غيره.
تجارت خارجي
تجارت خارجي يعني مبادلهي کالاها بين دو يا چند کشور که براي فروش کالا به کشور ديگري، از کلمه صادرات و براي خريد کالا از کلمه واردات استفاده ميکنند. در اين مبادلات کالاها از آنجا که هدف اصلي به دست آوردن سود بيشتر است. هر کشور سرمايهداري سعي ميکند که کالاي خود را با بيشترين قيمت صادر و در عوض کالاي مورد نيازش را با کمترين قيمت وارد نمايد. مانند کشورهاي پيشرفته سرمايهداري که کالاهاي صنعتي خود را با گرانترين قيمت صادر و نفت و گاز و زغال سنگ را با نازلترين قيمت وارد کشور خود مينمايند.
حالا هر کشوري پس مدت معيني مثلا" يک سال ميآيد و قيمت کليهي کالاهايي را که صادر گشته و قيمت کليهي کالاهايي را که وارد شده محاسبه و در نظر ميگيرد و نسبت آنها را به دست ميآورد. مثلا" در يک سال 10 ميليارد تومان کالا صادر و در همان مدت 15 ميليارد کالا وارد کشور شده است. بين قيمت کليهي کالاهاي صادر شده و قيمت کليهي کالاهاي وارد شده در مدت معين مثلا" يک سال را موازنهي بازرگاني ميگويند.
اگر صادرات کشوري بيشتر از وارداتش باشد، موازنهي بازرگاني گويند مثبت است و اگر واردات بيشتر از صادرات باشد، گويند موازنهي بازرگاني منفي است. کشوري که موازنهي بازرگانياش منفي باشد، يعني وارداتش بيشتر از صادراتش شده باشد، بايد قيمت کليهي کالاهاي صادر شده را از قيمت کليهي کالاهاي وارد شده کم کند، و باقيمانده را که بدهياش ميباشد، از منابعي مانند ذخيرههاي طلا و معادن کشور مانند نفت و گاز و زغال سنگ جبران نمايد.
سرمايهي قرضي (يااستقراضي)
گاهي پيش ميآيد که سرمايهدار پولي در اختيار دارد که همان موقع مورد احتياجش نميباشد. در نتيجه سرمايهي اين سرمايهدار که معطل مانده، سودي براي صاحبش توليد نميکند. و نيز هنگامي پيش ميآيد که سرمايهدار ميخواهد ماشينهاي توليدي جديدي بخرد، اما با کمبود پول روبرو ميشود.
سرمايهدار پولدار، پولش را به واسطهها يعني بانکها ميسپارد که براي او سودي در بر داشته باشد. سرمايهدار نيازمند پول هم به بانک مراجعه ميکند و جهت خريد ماشين آلات و يا مواد خام از بانک پول قرض ميکند تا نيازهايش را برطرف نمايد و با استفاده از ارزش اضافياي که به دست ميآورد مقداري پول اضافي علاوه بر پول اصلي، به بانکدار ميپردازد.
در چنين حالتي فرد سرمايهداري که پول بيمصرف داشت، آن را براي مدت معيني از طريق بانک و با مسئوليت بانک، به فرد سرمايهداري که به آن پول نياز دارد ميدهد، و پس از پايان مدت معيني پولش را همراه با مقداري پول اضافي دريافت ميکند. به اين پول اضافي بهره ميگويند.
بنابراين سرمايه قرضي يا استقراضي، سرمايهي پولي ميباشد که براي مدت معيني در مقابل مقداري پول اضافي يعني بهره قرض داده ميشود. در فرهنگ اسلامي به بهره، ربا ميگويند.
منشاء بهره کجاست؟ هنگامي که سرمايهدار پول بيمصرف سرمايهدار ديگري را از طريق بانک، ميگيرد، آن را به کار توليد انداخته و بدين طريق ارزش اضافي که از کار اضافي و بدون مزد کارگران حاصل ميشود، به دست ميآورد. اين سرمايهدار توليدکننده پس از به پايان رسيدن مدت زمان معين شده توسط بانک، پولي را قرض گرفته به اضافهي بهرهي آن که در حقيقت بخشي از ارزش اضافي ميباشد، به سرمايهدار قرض دهنده ميدهد. بنابراين ميبينيم که بهره در واقع بخشي از ارزش اضافي ميباشد.
کارگران به آساني نميتوانند متوجه شوند که سرمايهداران قرض دهنده هم در استثمار آنها سهيم ميباشند، زيرا کارگران، آنها را هيچگاه نميبينند؛ اما سرمايهداران قرض دهنده از آنجا که بخشي از ارزش اضافي را تصاحب ميکنند، در استثمار کارگران سهيم ميباشند.
بانکها
بانکها همانند واسطهها و دلالها عمل ميکنند. بدين معني که پول را از يکي گرفته به ديگري ميدهند و مقداري پول به دست ميآورند. در اين ميان خود بدون هيچگونه کاري اين مقدار از پول که منشاء آن ارزش اضافي ناشي از کار اضافي کارگران که پول آن به اين کارگران پرداخت نشده است، ميباشد.
يعني بانکها با جمع کردن سرمايههاي بدون مصرف سرمايهداران و نيز جمعآوري پول بقيهي مردم تحت عناوين قرضالحسنه و سپرده و غيره، و سپردن آنها به سرمايهداراني که به آن سرمايهها احتياج دارند، ميباشد. امروزه به اين سرمايههاي مورد نياز نقدينگي ميگويند.
در حالتي که اوضاع اقتصادي عادي باشد، ممکن است چندين نفر همزمان به بانک مراجعه و مقداري و يا تمام پول خود را طلب نمايد؛ در همين زمان هم عدهاي به بانک مراجعه و پول خود را به حساب خود واريز مينمايند. اما زماني که کشوري دچار بحران اقتصادي، جنگ و غيره بشود، مانند بحران کنوني نظام سرمايهداري که در سال 2008 آغاز و هم اکنون (2014) ادامه دارد، صاحبان پسانداز، گروه گروه براي خارج کردن پولهاي خود به بانکها مراجعه ميکنند. در چنين صورتي اگر مالکان بانکها نتوانند به وسيلهي قرض کردن پول کافي از دولت، جواب طلبکاران را بدهند، ورشکست ميشوند. مانند ورشکست شدن بسياري از بانکهاي اروپايي و آمريکايي.( در نخستين ساعات بامداد پانزدهم سپتامبر سال 2008 ميلادي، با اعلام رسمي ورشكستگي بانك "لمان برادرز"، يكي از بزرگترين بانكهاي آمريكا.)
ورشکست شدن بانکها، هستي سرمايهداراني را که صاحب بانک ميباشند نابود ميکند؛ علاوه بر اين سرمايهي پولي سرمايهداراني هم که به بانکها سپرده شده، از بين ميرود؛ و مردم عادي هم، پساندازهاي خود را از دست ميدهند.
سود بانکي(بهره بانکي)
هنگامي که سرمايهدار صنعتي و يا تجاري براي گرفتن وام به بانک مراجعه ميکند، صاحب بانک يعني سرمايهدار بانکي در ازاء مقدار پولي که ميدهد، از او ميخواهد که پس از مدت معيني همان پول را، همراه با 18% بهره يا سود به بانک برگرداند. يعني بانکدار براي دادن وام به سرمايهداران و يا بقيهي مردم، 18% بهره طلب ميکند.
هنگامي که سرمايهدار صنعتي و يا تجاري و يا عموم مردم پول خود را به بانک ميسپارند، بانک در همان مدت معين، 12% سود يا بهره با صاحبان پسانداز پرداخت ميکند.
بنابراين ميبينيم که بانکدار پول را با 12% بهره از مردم و سرمايهداران صنعتي و تجاري ميگيرد و آن را با بهرهي 18% به ديگران ميدهد. در نتيجه از تفاضل اين دو عدد 6% به دست ميآيد که به آن سود بانکي يا بهرهي بانکي ميگويند.
شرکتهاي سهامي
براي به وجود آوردن شرکتهاي بزرگ صنعتي و تجاري، احتياج به سرمايههاي بزرگي است که يک سرمايهدار به تنهايي نميتواند، آن سرمايه را تامين نمايد. بنابراين براي به وجود آوردن چنين شرکتهايي، بايد عدهي زيادي پولهاي خود را روي هم بريزند تا بدين طريق سرمايههاي بزرگي جمع شود. به همين دليل شرکتهاي سهامي به وجود آمدند.
بدين جهت به منظور جمعآوري منابع مالي آن را در ميان عموم مردم گسترش دادند و مردم را تشويق ميکنند که به منظور سرمايهگذاري بيايي سهام بخريد. مثلا" براي تاسيس شرکتي 100 ميليون تومان سرمايه نياز است. آنها اين سرمايهي 100 ميليون توماني را به قطعات کوچکتر مثلا" 100 هزار توماني تقسيم ميکنند و مقداري از آن را که زير 50% باشد در بازار دلالي بورس سهام به معرض فروش ميگذارند و افراد با خريد تعدادي از اين سهام، سهامدار شرکت محسوب ميشود اما چون سهم آنها اندک است نميتوانند هيچگونه دخالتي در مديريت شرکت داشته باشند، فقط منتظر ميمانند اگر شرکت سود داشته باشد در پايان سال مقداري سود به اين سهام تعلق ميگيرد که به سود سهام معروف است.
اما سرمايهدارها خود به خوبي ميدانند براي اين که مديريت شرکت از دست آنها خارج نشود، هيچ وقت سهم خود را کمتر از 50% نخواهند کرد. و نيز در بوق و کرنا ميدمند که کارگران هم ميتوانند بيايند و سهام بخرند و تبديل به کارخانهدار شوند تا فاصلهي طبقاتي هم از بين برود!
ادامه دارد
