روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

رنج تاريخ

 دردهايم را تماشا کردم

کمي بلندتر از تاريخ بودند

اشک‌هايم را پيمانه کردم

 

دريا،

چه کوچک بود!

رنج‌هايم را بر دوش کشيدم

کوه به قامت شکسته شد

 

اطرافم را نگريستم،

تنها نبودم

هرکه را تاريخ بلندي داشت

که مي‌گريست

 

و دريا،

برقامت شکسته کوه

رنج مي‌شست ...

 

شعر: شيرکو بي‌کَس

ترجمه: احمد الماسي





تاریخ: پنج‌شنبه 10 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید