روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

  عوارض جدی خیره شدن به مانیتور و گوشی برای چشم

دکتر مصطفی فقهی: بیشتر نارسایی‌ها در بینایی چشم ناشی از خستگی و تمرکز است و میزان آن به مدت زمانی بستگی دارد که فرد از وسایل ارتباطی استفاده می‌کند.

خیره شدن به مانیتور در ساعت‌های متمادی، از عمده‌ترین دلایلی است که فرد را دچار عارضه چشمی می‌کند. سردرد، تحریک چشم، تاری دید و سیاهی رفتن چشم از عوارض جانبی خیره شدن به مانتیور است.

این چشم پزشک با اشاره به ضرر نور شدید امواج مانیتورها، تصریح کرد: دیگر امواج مغناطیسی با نور شدید و آزاردهنده همراه نیستند. در تکنولوژی جدید نیز سعی شده از شدت این نور جلوگیری شود و نور کنترل شده در مانتیور این وسایل به کار رود.

فقهی ادامه داد: حداقل فاصله‌ای که باید چشم با مانیتور داشته باشد، 30 تا 40 سانتی‌متر است و در فاصله هر 20 دقیقه کار با وسایل دارای مانیتور، لازم است 5 تا 10 دقیقه به چشم و بدن استراحت داد.

وی با بیان اینکه حین کار علاوه بر استراحت چشم، باید به عضلات بدن نیز استراحت داد، افزود: نور مانیتور وسایل باید به صورت استاندارد کنترل شود و هم‌زمان با رعایت موارد بهداشتی در کار کردن، باید به طرز نشستن و قوز نکردن نیز دقت کرد تا به عضلات خستگی وارد نشود.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/365039

ترکان:جز در آبگوشت و قرمه‌سبزی در هیچ صنعتی برتری نداریم

ترکان خطاب به حاضرین این نشست تخصصی با کنایه گفت: بگذارید با خود روراست باشیم ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.
منبع:
http://www.asriran.com/fa/news/365078

درگیری خونین بر سر جای پارک خودرو!

چندین مرد جوان و میانسال که به خاطر جای پارک با یکدیگر درگیر شده بودند، ‌به دلیل اخلال در نظم عمومی دستگیر شدند.تهران بزرگ

آدرس خاک سفید خیابان امین،

چندین نفر مرد جوان و میانسال در حالی که صورت‌های آنان خون آلود است در حال نزاع و درگیری هستند.  منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448311

در شمیرانات ديگر زميني براي خوردن نماند!

زمين‌خواران با رخنه در سازمان ثبت اسناد، اقدام به صدور سند براي زمين‌هاي تصرف شده‌شان کرده اند. به گفته وي زمين خواران در ارتفاعات و يا حتي رشته کوه‌ها، اراضي را به تصرف خود درمي‌آورند، اما نهايتا شهرداري‌ها اين موضوع را به کميسيون ماده 100 خود ارجاع داده، 2 تا 3 ميليوني زمين خواران را جريمه کرده و در پايان قضيه به طور کامل تمام مي‌شود.

فردي مي‌گويد اين پنجاه هکتار مال من بوده، مال پدر من بوده، سپس آن زمين را خرد مي‌کند و تکه‌تکه، با دست‌نوشته و نامه شوراي دهياري و يک چنين چيزهايي به فروش مي‌رساند.

زمين خواري و تصرف اراضي ملي در شميرانات بسيار اسفناک است و از قوه قضاييه مي‌خواهيم که شعبه ويژه براي بررسي 100 نقطه از تصرفات غير قانوني در تهران اختصاص دهد.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448223

قدرتمندترین شیئ کائنات چیست؟

انفجار پرتو گاما درخشان‌ترین منبع نور در جهان است که نخستین بار در زمان جنگ سرد بصورت تصادفی کشف شد؛ اواخر دهه 1960 میلادی آمریکا از مجموعه‌ای از ماهواره‌های نظامی برای نظارت بر فضا و یافتن شواهدی از پرتو گاما از آزمایش هسته‌ای شوروی سابق استفاده کرد.

اما ماهواره‌ها موفق به یافتن پرتو گاما از منابعی در فاصله میلیون‌ها و میلیاردها سال نوری دورتر شدند.

وقتی ستارگانی 150 برابر اندازه خورشید منفجر می‌شوند، در مدت چند ثانیه چنان انرژی در فضا منتشر می‌کنند که خورشید در کل عمر 10 میلیارد ساله خود قادر به تولید این مقدار است که این میزان انرژی معادل 10 تریلیون تریلیون میلیارد مگاتن بمب است!

این انفجارها، پرتوهای تابشی پر انرژی موسوم به فوران‌های پرتو گاما (GRBs) را تولید می‌کند که به گفته اخترشناسان، قدرتمندترین شیئ در کائنات بوده و می‌توانند شانس یافتن حیات احتمالی در سیارات دیگر را از بین ببرند؛ حتی می‌توان عنوان کرد که نادر بودن حیات در سیارات دیگر ناشی از پاکسازی جهان هستی توسط فوران‌های پرتو گاما است.

آرایه میلیمتری بزرگ آتاکاما ESO در صحرای آتاکاما شامل 66 تلسکوپ رادیویی به قطر 12 و هفت متر است که برای کار در طول موج زیر میلی‌متری طراحی شده‌اند و می‌تواند برای مشاهده فوران‌های پرتو گاما مورد استفاده قرار گیرد.

فوران‌های پرتو گاما (GRBs) یک انفجار خیره‌کننده از تابش متشکل از پرتوهای گاما هستند که معمولا چند ثانیه تا چند دقیقه یا حتی چند ساعت بطول می‌انجامند.

بر روی زمین، پرتو گاما از تجزیه رادیواکتیو عناصر تولید شده و برای موجودات زنده بسیار خطرناک است.

این پرتوهای فوق‌العاده شدید از اشعه گاما توسط قدرتمندترین نوع انفجار ستاره‌ای یعنی یک فرانواختر (hypernova) تولید می‌شوند.

فرانواختر نسخه جذاب از یک ابرنواختر – انفجار عظیم نور و انرژی در زمان انفجار یک ستاره ابر پر جرم – است؛ در زمان این انفجار، حجم انبوهی از پرتو گامای مضر با سرعت بسیار بالا به فضا پرتاب می شود.

این پرتوی مضر قادر به پاکسازی و استریل کردن جهان است و اگر در زمان تکامل یک جامعه روی دهد، در اینصورت شانس یافتن هوش فرازمینی در سیارات دیگر کمتر از حد تصورات قبلی خواهد بود که به این مسئله تناقض فرمی (Fermi paradox) گفته می‌شود.

باتوجه به درخشندگی بسیار زیاد، امکان مشاهده فوران‌های پرتو گاما از فواصل فوق العاده دورتر فراهم می‌شود. یک کهکشان منفرد، در هر 100 هزار تا یک میلیون سال یک انفجار داشته که در معیارهای کیهانی پدیده نادری محسوب می‌شود.

کهکشان راه‌شیری هرگز شاهد فوران‌های پرتو گاما نبوده و به احتمال زیاد یک فوران احتمالی در این کهکشان در فاصله 7500 سال نوری دورتر قرار دارد که فاصله ایمن برای زمین محسوب شده و در عین حال از درخشندگی کافی برخوردار است

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448185





تاریخ: دوشنبه 19 آبان 1393
ارسال توسط امید

د

ختران باید زودتر دیپلم بگیرند و نیازی به ریاضی و فیزیک ندارند

استاندار اردبیل گفت: طرح ارائه دیپلم زودرس به دختران به نهادهای متولی پیشنهاد خواهد شد.

باید به دختران دیپلم زودتر از پسران ارائه شود.

تا کلاس نهم دختران می توانند دیپلم خود را دریافت کنند و لازم نیست بسیاری از آموزش ها از جمله فیزیک و ریاضی که فردا در زندگی به درد دختر نمی خورد به وی ارائه شود.

نظرات بینندگان

*       از شما انتظار نمی رفت این طور تیتر انتخاب کنید.

حرف ایشان حرف معقولی است.

اینا دیگه کی اند واقعا که

آقای روحانی تحویل بگیر.

باورم نمیشه... واقعاً متاسفم

کاش به جای اینها به فکر یاد دادن روشها و اصول زندگی بهتر بودید تا اینهمه آمار طلاق بالا نمی رفت.

بابا تو دیگه کی هسی؟!

عجب استاندار فهمیده ای!

*       قربونت واسه پسرها هم حذف کن به درد نمی خوره!!! :)))

100 سالشون هم بشه اندر خم یک کوچه اند....

باید به این استاندار یادآوری شود تنها برنده ایرانی بالاترین نشان ریاضی در جهان که معادل نوبل است یک دختر است.

عجبببببببببببببببببببببب استاد شما تا حالا کجا بودین آخه

*       جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

*       این هم دقیقا" همان فرهنگ داعشی است.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364918

              ۴۶۰ میلیون تومان؛ جریمه زیرمیزی ۲ پزشک

دو پزشک ارتوپد متخلف به علت دریافت پول بالاتر از حد تعرفه های رسمی کشور (پول زیرمیزی) از بیماران خود، ۴۶۰ میلیون تومان جریمه شدند.

پرونده پزشک اول که یکی از پزشکان ارتوپد شناخته شده کشور و در یک بیمارستان خصوصی فعال است به علت شکایت ۱۱ بیمار در تعزیرات استان تهران رسیدگی شد و بعد از اثبات تخلف، وی به برگرداندن ۱۲۵ میلیون تومان به بیماران و ۳۵۰ میلیون تومان در حق دولت محکوم شد و حکم قطعی است.

این پزشک متخلف مبالغی بین ۱۵ تا ۳۰ میلیون تومان علاوه بر تعرفه پزشکی خود از بیماران دریافت کرده است.
در پرونده دوم هم یک ارتوپد شناخته شده کشور در یک بیمارستان خصوصی دیگر مبلغ
۵۵ میلیون تومان زیر میزی دریافت کرده است که در دادگاه بدوی این پزشک به پرداخت ۱۱۰ میلیون تومان در حق دولت و بازگرداندن ۵۵ میلیون تومان بیمار محکوم شده و در حال حاضر پرونده در دادگاه تجدید نظر در حال رسیدگی است.

منبع: http://www.asriran.com/fa/news/364773

           تجمع کارگران فولاد سازی ترنی در اعتراض به اخراج همکارانشان

روز گذشته صد‌ها نفر از کارگران مجتمع بزرگ فولاد سازی ترنی ایتالیا، بار دیگر در اعتراض به اخراج ۵۵۰ نفر از همکارانشان در برابر ساختمان وزارت توسعه اقتصادی در رم تجمع کردند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221233

                 بیکاری ۱۸ کارگر «نادر لبن» بدون دریافت ۳ تا ۵ ماه حقوق

تقریبا دو هفته‌ای است که شرکت تعاونی صنایع شیر «نادرلبن» تویسرکان به علت اختلافات داخلی تعطیل شده است و ۱۸ کارگر این کارخانه با معوقات حقوقی بین ۳ تا ۵ ماه بیکار شده‌اند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221288

             تجمع کارگران روغن نباتی قو در اعتراض به پرداخت نامنظم حقوق

حدود یکصد نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی قو صبح امروز (۱۸ آبان) در اعتراض به پرداخت نامنظم حقوق طی دو ماه اخیر در محوطه این کارخانه تجمع کردند.

از حدود یک سال پیش که مالکیت کارخانه به بخش خصوصی واگذار شد، کارفرما در اداره کارخانه ناموفق بوده است، بطوری که در ۶ ماه اخیر به دلیل نبود بودجه کافی تولید این واحد صنعتی بصورت اجرتی و سفارشی درآمده بود و در ‌‌نهایت از ۲۰ روز پیش نیز به دلیل بدهی گاز این واحد صنعتی قطع شده است.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221297





تاریخ: یکشنبه 18 آبان 1393
ارسال توسط امید

پزشکی قانونی: در نیمه اول امسال بیش از 9 هزار در جاده های کشور كشته شده‌اند

در نیمه اول سال 93 تعداد 9 هزار و 317 نفر در حوادث رانندگي كشته شده‌اند، اين تعداد نسبت به سال گذشته قبل از آن 5.9 درصد كاهش يافته است.

بيشترين كشته هاي حوادث رانندگي در شهريور

بيشترين کشته هاي حوادث رانندگي مربوط به شهريور ماه با دو هزار و 828 نفر و پس از آن مردادماه با يكهزار و 688 نفر و کمترين آن مربوط به اردیبهشت ماه يا يكهزار و 317 نفر بوده است.
بيشترين تلفات در استان فارس

بر اساس اين گزارش در نیمه اول امسال استان‌هاي فارس با 807  نفر، خراسان رضوی با 724 نفر  و تهران با 674 نفر بيشترين و استان‌هاي ايلام با 65نفر، كهكيلويه و بويراحمد با 94 و اردبیل با 134 نفر كمترين تعداد كشته هاي ناشي ازحوادث رانندگي را داشته‌اند. 

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364728

درهای کارخانه «لوله صفا» به روی کارگران معترض باز شد

 درهای کارخانه لوله و نورد صفا در ساوه بعد از گذشت ۱۸ روز به روی نزدیک به یکهزار کارگر اعتصابی این واحد تولیدی باز شد.

صبح امروز (شنبه ۱۷ آبان) با باز شدن درهای کارخانه و در پی وعده‌های کارفرما به اعتراض صنفی‌شان پایان داده و به کار بازگشته‌اند.

کارفرما وعده داده است حقوق کارگران را از این پس در روز پنجم هر ماه پرداخت کند. او در عین حال وعده داده که سه ماه حقوق معوقه کارگران را به شرط افزایش ظرفیت تولید کارخانه به بالای ۵۰ درصد و ۱۸ ماه بیمه معوقه آنان را از طریق رایزنی با سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند.

گفتنی است کارفرما چهارشنبه هفته گذشته (۱۴ آبان) حقوق تیر ماه کارگران پرداخت کرده بود اما کارگران همچنان حقوق ماه‌های مرداد، شهریور و مهر را طلبکارند.

مشکلات کارگران لوله و نورد صفا فقط به تعویق حقوق و بیمه خلاصه نمی‌شود و کارفرما بیش از دو سال است که از ارائه کفش و لباس کار به کارگران خودداری می کند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221001

برق ۳۳ هزار ولتی کارگر پتروشیمی کارون را کشت/ مصدومیت دو نفر

روز پنجشنبه بر اثر حادثه‌ای در مجتمع پتروشیمی کارون، یک کارگر کشته و دو نفر دیگر دچار سوختگی شدند.

در بندر ماهشهر؛ در ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه روز پنجشنبه (۱۵ آبان)، «اسلام جهانبانیان» کارگر برق کاری که از حدود یک سال پیش از طریق شرکت پیمانکاری «نیرو سازان مارون» در فاز ۲ پتروشیمی کارون مشغول به کار شده بود بر اثر برق گرفتگی جانش را از دست داد.

این کارگر متخصص زمانی که همراه با ناظر فنی و دستیار ناظر وارد اتاق پست برق (substation transformer) شد، بر اثر میدان مغناطیسی ترانسفورماتوری که دارای جریان برق بود دچار برق گرفتگی می‌شود.

این منابع با بیان اینکه شدت جریان ۳۳هزار ولتی ترانسفورماتور به حدی بود که جسم مرحوم جهانبانیان در کسری از ثانیه بر اثر حرارت ناشی آن سوزانده شد؛ افزودند: در نتیجه این حادثه دو کارگر دیگری که به عنوان ناظر و کمک ناظر در پست برق همراه متوفی بودند بر اثر حرارت ایجاد شده دچار سوختگی شدند.

پس از این حادثه یکی از دو کارگری که همراه کارگر متوفی وارد پست برق شده بودند به سرعت از محل حادثه بیرون آمده و فریاد زد: «این ترانفسورماتور که هنوز برق دارد».

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220967

پیاده‌روی ۷۵۰ کیلومتری کارگران موریتانی در اعتراض به «ظلم پیمانکاران»

کارگران معدنی در موریتانی برای رسیدن به پایتخت این کشور و رساندن صدای اعتراض خود به مقامات، هفتصد و پنجاه کیلومتر را پای پیاده طی کردند.

این کارگران به شرایط کاری خود و برخورد ظالمانه پیمانکاران معترض‌اند. کارگران معادن در موریتانی می‌گویند صاحبان این معادن از افراد بانفوذ هستند و دولت به همین علت به اعتراضات آن‌ها رسیدگی نمی‌کند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220826

کارگران کاشی گیلانا ۱۰۰ هزار تومان از مطالبات ۱۶ ماهه‌شان را دریافت کردند

همزمان با پنجاه و سومین روز از شروع اعتراضات صنفی کارگران کاشی گیلانا، مبلغ ۱۰۰ هزار تومان از ۱۶ ماه مطالبات معوقه کارگران کارخانه کاشی گیلانا با فروش بخشی از اموال کارخانه، به ۱۲۸ کارگر پرداخت شد.

با فروش مقداری از کاشی‌های انبار شده و بیش از ۵ تن میوه درختان زیتون محوطه کارخانه، توانستند مبلغ ۱۰۰ هزار تومان از مجموع مطالبات حقوقی ۱۶ ماهه‌ خود را دریافت کنند.

یک کارگر معترض کاشی گیلانا در این باره توضیح داد: با فروش کاشی‌های انبار شده و زیتون‌های محوطه کارخانه مبلغ ۱۳ میلیون و ۲۰ هزار تومان بدست آمد که این پول بین ۱۲۸ کارگر کارخانه تقسیم شد.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220500

مرگ یک کارگر براثر برق گرفتگی در هرمزگان

یک کارگر ۴۰ساله در رودان هرمزگان روز پنجشنبه براثر برق گرفتگی درپمپ بنزین بهشت زهرای این شهر جان خود را از دست داد.
این شهروند در پمپ بنزین یاد شده مشغول کار لوله کشی ساختمان بوده که ناگهان دچار برق گرفتگی می‌شود.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220605





تاریخ: یکشنبه 18 آبان 1393
ارسال توسط امید

     قلب کوبانی؛ روایت یک شاهد عینی از شهر تحت محاصره

بیشتر غیرنظامیانی که همچنان در شهر مانده‌اند، سالمندان و زنانی هستند که فرزند خردسال دارند

نزدیک به دو ماه است که جنگجویان گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) شهر کردنشین کوبانی را در محدوده مرزی سوریه محاصره کرده‌اند. ارسین چاکسو، که گزارشگر یک روزنامه هوادار کردهاست، یکی از معدود روزنامه‌نگارانی است که در طول دوره این محاصره، از درون این شهر گزارش داده است.

من روز نوزدهم سپتامبر به کوبانی رسیدم، چهار روز پس از آغاز حملات. بیشتر غیرنظامیانی که در روزهای اول دیدم، اکنون ناپدید شده‌اند. بسیاری از آنها به ترکیه فرار کرده‌اند، ولی برخی دیگر در درگیری‌ها کشته شده‌اند.

حدود ۴۰۰ هزار نفر در کوبانی و ۳۶۰ روستای اطراف آن زندگی می‌کردند. ولی هم‌اکنون تنها ۴ هزار نفر در مناطق به نسبت امن این شهر زندگی می‌کنند. ۵ هزار نفر دیگر نیز در روستایی در شرق کوبانی، در منطقه‌ای مین‌گذاری شده بین مرز ترکیه و خط راه‌آهن زندگی می‌کنند.

بیشتر کوبانی به ویرانه بدل شده است

هنگامی که حملات داعش آغاز شد، مردم هر آنچه از دارایی‌هایشان را که می‌توانستند، برداشتند و به این منطقه گریختند. خانواده‌های زیادی ساکن اینجا هستند، ولی بسیاری نیز راهی شهر سوروچ در آن سوی مرز ترکیه شده‌اند.

تنها راه ارتباط بین کوبانی و سوروچ از طریق تلفن همراه است.

مردم در هر سوی مرز نگران یکدیگرند. در حالی که غیرنظامیان داخل کوبانی بخشی از نیروی مبارز علیه داعش به شمار می‌روند، عزیزانشان در سوروچ در تلاش برای بقا به عنوان پناهندگان جنگی هستند.

شرق کوبانی در نتیجه نبردهای سنگین، گلوله‌باران، حملات انتحاری نیروهای داعش با خودروهای بمب‌گذاری‌شده و بمباران نیروهای ائتلاف به یک ویرانه تبدیل شده است.

پیش از جنگ، این منطقه بخش متمول و ثروتمندنشین شهر بود.

محله‌های جنوبی شهر به اندازه بخش شرقی ویران نشده‌اند، ولی به شدت آسیب دیده‌اند. جنگ خیابانی همچنان در این بخش‌های شهر ادامه دارد و هیچ‌یک از خانه‌ها دیگر در ندارد.

همه خانه‌ها با سوراخ‌هایی که روی دیوارهایشان ایجاد شده، به یکدیگر وصل می‌شوند و می‌توان از طریق آنها از خانه‌ای به خانه دیگر رفت و سر از یک نقطه دیگر شهر درآورد.

در هر خیابان، خودروهای سوراخ از گلوله یا واژگون را می‌توان دید.

خلیل عثمان ۶۷ ساله در کنار دو پسرش برای دفاع از کوبانی می‌جنگد

خیابان‌ها از زمان آغاز درگیری‌ها تمیز نشده‌اند و مگس‌ها به شهر هجوم آورده‌اند. ولی در شرایط کنونی و همزمان با خنک شدن هوا بوی تعفن هم کمتر شده است.

گرسنگی و کم‌آبی وضعیت را برای سگ‌های ولگرد و حیوانات خانگی که در شهر رها شده‌اند، سخت کرده است.

بیشتر غیرنظامیانی که اینجا مانده‌اند سالمندان یا زنانی هستند که فرزند خردسال دارند. آنها اجازه ندارند برای مبارزه به خط مقدم بروند، ولی برخی، این ممنوعیت را زیر پا می‌گذارند. از جمله خلیل عثمان ۶۷ ساله پا به پای دو پسرش اسلحه به دست گرفته است.

او به من می‌گوید: "وقتی جوانان دارند کشته می‌شوند، از من انتظار داری که از مرگ بترسم؟"

در طول شب، غیرنظامیان تنها در مواقع اضطراری خانه‌هایشان را ترک می‌کنند. اگر کسی بیمار شود، مقامات محلی را مطلع می‌کنند و خودرویی با دو نفر از مبارزان "یگان‌های مدافع خلق" به آنجا می‌آید و افراد را به جایی که باید، منتقل می‌کند.

"سرشار از روحیه"

هنگامی که منطقه‌ای زیر آتش خمپاره قرار می‌گیرد، به طور موقت اعلام وضعیت اضطراری می‌شود و مبارزان "یگان‌های مدافع خلق" مردم را به مناطق دیگر راهنمایی می‌کنند و محل اقامت جایگزین برایشان پیدا می‌کنند.

کوبانی سرشار از روحیه همبستگی است.

در طول شب، غیرنظامیان به جز در موارد اضطراری خانه‌های خود را ترک نمی‌کنند

رفت‌وآمد به نقاط مختلف شهر در طول روز راحت‌تر است، چون اولین خودرویی که در خیابان ببینید، مقابل شما ترمز می‌کند و راننده می‌گوید که می‌تواند شما را به مقصدتان برساند.

شاید با در نظر داشتن این روحیه همبستگی، بتوان دریافت که کوبانی چطور تاکنون دوام آورده است.

عده بسیار اندکی هم هنوز در خانه‌های خود زندگی می‌کنند. در مواقع لزوم، درهای خانه‌های متروکه باز می‌شود و افراد محتاج به آنجا نقل مکان می‌کنند.

کسانی که هنوز در خانه خود زندگی می‌کنند، پنیر، ترشی، مربا و سبزیجات خشک‌شده‌ای را که برای زمستان انبار کرده‌اند، با افراد محتاج تقسیم می‌کنند.

مقدار کمی از دارایی‌های افراد باقی مانده است، اما آنها همه آنچه را که باقی‌مانده، با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند. برای نمونه، اگر احتیاج به خودرو باشد، مبارزان "یگان‌های مدافع خلق" در یک پارکینگ را باز می‌کنند و پس از ثبت نام مالک و شماره پلاک خوردرو - برای آنکه هزینه آن را بعد جبران کنند- از آن استفاده می‌کنند.

میدان نبرد

هدف اصلی کسانی که در کوبانی مانده‌اند جلوگیری از سقوط شهر است روحیه همبستگی مدافعان شهر مشهود است

فعالیت‌های اقتصادی در شهر متوقف شده است و تنها مغازه‌ای که هنوز باز است، نانوایی است. نانی که اینجا تولید می‌شود، به طور مجانی بین مردم توزیع می‌شود.

غذاهای دیگر که بیشتر، کنسروهای موجود در انبار آذوقه یا کمک‌های بشردوستانه است، در روزهای خاص در طول هفته و تا حد ممکن به طور مساوی میان مردم توزیع می‌شود.

آب شهر با تانکر توزیع می‌شود. مسئولان محلی هم هر سه روز یک بار آرد توزیع می‌کنند؛ هر پنج خانوار یک گونی ۵۰ کیلویی آرد دریافت می‌کنند.

غیرنظامیانی که می‌توانند، به صورت داوطلبانه در پشت جبهه کمک‌رسانی می‌کنند. از جمله وسایل نقلیه، اسلحه‌ها و ژنراتورهای برق را -در شهری که در ۱۸ ماه گذشته برق نداشته است- تعمیر می‌کنند.

آنها در رسیدگی به امور زخمی‌ها به یاری پزشکان هم می‌روند، تسلیحات و مهمات را به خط مقدم می‌رسانند و برای مبارزان آشپزی و لباس‌هایشان را رفو می‌کنند.

گورستان شهر در قلب درگیری‌ها قرار دارد، برای همین، جنازه‌ها در یک گورستان موقت دفن می‌شوند

با نزدیک شدن زمستان، بیماری‌ها رو به افزایش است و مسائل بهداشتی به مشکلی جدید تبدیل شده‌اند؛ تنها پنج پزشک در شهر حضور دارند که به دلیل کمبود شدید منابع و تجهیزات، بیشترین کاری که می‌توانند بکنند، پانسمان زخم‌هاست.

سه بیمارستان کوبانی در پی بمباران، به شدت آسیب دیده‌اند و پزشکان در یک ساختمان کوچک با دو اتاق کار می‌کنند.

کسانی هم که بیمار می‌شوند از رفتن پیش پزشکان امتناع می‌کنند. یک زن سالمند توضیح می‌دهد که آنها تجهیزات زیادی ندارند. او می‌گوید: "نباید این دارو و تجهیزات را برای ما هدر بدهند. فرزندانمان در حال جنگ هستند و زخمی می‌شوند. تجهیزات پزشکی باید برای آنها استفاده شود."

با تبدیل شدن گورستان شهر به میدان نبرد، کشته‌شدگان کوبانی اکنون در بخش دیگری از شهر و بدون مراسم دفن می‌شوند.

زنی به نام خاتون، پس از دفن یکی از آشنایانش -که یک مبارز زن بود- به من گفت که در وضعیت کنونی کسی برای سوگواری وقت ندارد.

او می‌گوید: "ما فعلا اشک نمی‌ریزیم. وقتی کوبانی آزاد شود، من دوبار گریه می‌کنم. یک بار از غم جوانانی که در خاک دفن کردیم و یک بار از شادی، چون فداکاری آنها بی‌نتیجه نبوده و کوبانی آزاد شده است."

منبع: بی بی سی فارسی

آنزیم جای آنتی‌بیوتیک، راهی تازه برای غلبه بر مقاومت میکروبی

محققان موفق شده اند دارویی بسازند که میکروب معروف به استافیلوکوک طلایی (اورئوس) مقاوم به متی سیلین (MRSA) را هدف قرار داده و آن را از بین می برد.

این دارو که "استاف‌اِفِکت" نام دارد در یک شرکت هلندی ابداع شده و با مکانیسمی متفاوت با آنتی بیوتیک‌ها کار می‌کند.

محققان امیدوارند "استاف‌‌افکت" تحولی در درمان عفونتهای میکروبی ایجاد کند و راهی برای حل مشکل مقاومت به آنتی بیوتیک باز کند چون احتمال مقاومت میکروبی به این دارو بسیار کم است.

در این روش از آنزیم (اندو‌لیزین) ویروس‌هایی استفاده می‌شود که بطور طبیعی به باکتری ها حمله می‌کنند.

استافیلوکوک طلایی مقاوم به متی‌سیلین (MRSA)

در واقع این دارو آنزیمی است که برای حمله به MRSA طراحی شده، دارو به سطح این باکتری می چسبد و آن را از بین می‌برد.

آنتی بیوتیک های معمولی اغلب داخل سلول را هدف قرار می‌دهند و به همین دلیل هم در طول زمان تاثیر خود را بر برخی از انواع میکروب مثل MRSA از دست می‌دهند چون این باکتری‌ها می‌توانند سطح خود را نفوذناپذیر کنند.

اما اندولیزین اجزاء تشکیل دهنده دیواره باکتری را هدف قرار می‌دهد بنابراین امکان اینکه باکتری با جهش ژنتیکی راه مقابله با آن را یاد بگیرد بسیار کم است.

استاف‌‌افکت اکنون بصورت کرم برای درمان عفونت پوستی ناشی از MRSA در دسترس است و در درمان نزدیک به ۸۴ درصد بیماران موفق بوده است.

عفونت پوستی ناشی از MRSA

محققان تخمین می‌زنند برای اینکه این دارو بصورت قرص یا آمپول وارد بازر شود به پنج سال وقت نیاز است.

در چند سال گذشته درباره معضل مقاومت به آنتی بیوتیک هشدارهای جدی داده شده و حتی خطر آن را از "تروریسم" بیشتر دانسته‌اند.

متخصصان هشدار داده‌اند که در بیست و پنج سال گذشته هیچ رده جدید آنتی بیوتیک تولید نشده و موارد مقاومت به آنتی بیوتیک به قدری افزایش یافته که برای مقابله با برخی میکروب ها از جمله MRSA، آنتی بیوتیک‌های موثر به یک نوع آنتی بیوتیک تقلیل یافته که حتی در برخی موارد آن هم بدون تاثیر است.

آنزیم ها معمولا پروتئین‌هایی هستند که در واکنش‌های شیمیایی و زیستی نقش کاتالیزور را دارند

دکتر بیورن هرپرز میکروب شناس بالینی می‌گوید: "نتایج نشان می‌دهند که این روش جدید قابلیت آن را دارد که درمان آنتی بیوتیکی را متحول کند."

"با افزایش موارد مقاومت چند دارویی به آنتی بیوتیک، باید استراتژی جدید برای درمان عفونت های میکروبی طراحی کرد. اندولیزین فقط باکتری‌های مورد نظر را هدف قرار می‌دهد و با باکتری های مفید کاری ندارد."

محققان امیدوارند تا با استفاده از همین شیوه داروهایی برای غلبه بر سل، سوزاک و ای‌کُلای (E.Coli) مقاوم به درمان نیز بسازند.

منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی

کشف نخستین مواد معدنی بر سطح مریخ

بر اساس اعلام ناسا، نخستین عملیات حفاری مریخ‌نورد کنجکاوی در منطقه کوه شارپ، تهیه نقشه مواد معدنی بر سطح مریخ را تأیید می‌کند.

نخستین سال از مأموریت مریخ‌نورد کنجکاوی در منطقه‌ای موسوم به Yellowknife Bay در نزدیکی سایت فرود در دهانه گیل مریخ سپری شد.

کنجکاوی موفق به کشف یک بستر دریاچه باستانی شد؛ سنگ‌های این منطقه، شواهدی از محیط مرطوب در میلیاردها سال قبل را نشان می‌دهند که یک منبع انرژی مناسب برای زندگی میکروبی محسوب می‌شود.

بیشترین زمان سال دوم مأموریت نیز برای طی کردن مسافت از منطقه Yellowknife Bay به سمت کوه شارپ سپری شد؛ به گفته محققان، کوه شارپ حاوی اطلاعات ارزشمندی درخصوص تاریخچه باستانی سیاره سرخ است.

کنجکاوی در اواخر ماه سپتامبر (مهر ماه) اقدام به حفاری در سنگ موسوم به Confidence Hills در دامنه کوه شارپ کرد.بازوی رباتیک کنجکاوی، یک پیمانه از نمونه پودر بدست آمده از حفاری درون این سنگ را برای مورد تجزیه و تحلیل دقیق، در ابزار شیمی و کانی‌شناسی (CheMin) مریخ‌نورد قرار داد.

این نمونه پودر حاوی مقادیر بسیار بالای هماتیت در مقایسه با هر سنگ یا نمونه خاک دیگری است که طی دو سال گذشته مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

هماتیت یک ماده معدنی اکسید آهن است که سرنخ‌های تازه‌ای در خصوص شرایط محیطی باستانی مریخ در اختیار محققان قرار می‌دهد.

نمونه جدید تاحدودی اکسیده بوده و حضور مگنتیت و الیوین، نشان‌دهنده سطوح شیب‌دار اکسیداسیون است؛ این شیب می‌تواند یک منبع انرژی شیمیایی برای زندگی میکروبی فراهم کند.

«رالف میلیکن» از محققان دانشگاه براون تأکید کرد: اکنون در مسیری قرار داریم که داده‌های مداری برای پیش‌بینی اینکه چه مواد معدنی در آینده پیدا خواهیم کرد، مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ تجزیه و تحلیل‌هایی مانند این مأموریت، به بررسی زمین‌شناسی گسترده‌تر دهانه گیل نیز کمک می‌کند.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/447390





تاریخ: یکشنبه 18 آبان 1393
ارسال توسط امید

"فرشته کوبانی" کیست؟ 

 

هزاران تن در سراسر جهان تصویر "فرشته کوبانی" یا "ریحانه" را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته اند. دختر کردی که به نماد مقاومت در برابر گروه داعش بدل شده است.

یکی از این رزمجویان "ریحانه" است که تصویرش به نماد بانوان مسلحی بدل شده که در حال نبرد با "دولت اسلامی" هستند، گروهی که شدیدا حقوق زنان را محدود می داند.

هزاران تن از کاربران شبکه‌های اجتماعی تصاویر این دختر کرد را همراه با داستان هایی از رشادت و شجاعت او در فیسبوک و توییتر منتشر کرده اند.

واقعیت این است که عکس این زن که حالا او را به نام "ریحانه" می شناسیم روز ۲۲ اوت در کوبانی گرفته شده است، یعنی چند ماه پیش از آنکه این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار شود.

او در آن روز با لباسی نظامی که پوشیده بود در یک گردهمایی نیروهای داوطلب حضور یافت. کارل درات، روزنامه نگار سوئدی، در آن هنگام تنها خبرنگار خارجی حاضر در کوبانی بود و پیش از آغاز مراسم چند لحظه ای با این دختر جوان گپ زد.
درات می گوید: "این دختر پیش من آمد و گفت که قبلا در حال تحصیل در رشته حقوق در شهر حلب بود، اما نیروهای داعش پدرش را کشتند و او تصمیم گرفت به صف رزمندگان بپیوندد."

باوجود آنکه برخی ادعا می کردند این دختر کشته شده، از روز ۱۳ اکتبر نامگذاری او به "ریحانه" آغاز شد و همچنان این نام زنده است.

و این چنین "فرشته کوبانی" متولد شد.

یک بلاگر کرد به نام رویدا مصطفی می گوید دختری که در تصویر می بینیم حالا خیلی پرطرفدار شده است: "او با چشم‌های زیبا و موی بلوند همه را به خود خیره کرده است. هر کسی را که دیده ام او را دوست دارد چون این دختر تجسم چیزی است که همه می خواهند ببینند. زنان و مردانی از این دست که در برابر یک نیروی اهریمنی در منطقه ایستاده اند."

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364445

قتل 2 زن پایان ارتباط پنهانی

اوایل سال 90

همسر اول به نام لیلا

قاتل: فرهاد
رابطه با: فرنگیس

فرهاد گفت: «حدود چهار سال پیش با فرنگیس آشنا شدم، نمی دانم همسرم چطور از این ماجرا باخبر شد و همین مساله باعث درگیری بین ما شد. همسرم از این که به او خیانت کرده بودم، ناراحت بود و گله داشت، اما من گوشم به این حرف ها بدهکار نبود. دعواهای ما ادامه داشت تا این که در یکی از این دعواها عصبانی شدم و با سلاحی که در خانه داشتم، به طرف همسرم شلیک کردم. من همسرم را کشته بودم و مطمئن بودم به اتهام قتل بازداشت می شوم، به همین دلیل به بچه هایم گفتم به پلیس بگویید این ماجرا حادثه بوده است. با این ترفند و شهادت دروغین فرزندان، از اتهام قتل تبرئه شدم. رابطه من و فرنگیس ادامه داشت تا این که به او گفتم می خواهم با تو ازدواج و این مساله را رسمی کنم.»
او ادامه داد: «به فرنگیس گفتم من با بچه هایم به مشهد می روم و تو هم با هواپیما جداگانه به مشهد بیا. در آنجا تو را به بچه ها معرفی و از تو درخواست ازدواج می کنم. اما فرنگیس می گفت باید با هم به مسافرت برویم و از همین جا به بچه هایت بگو که می خواهی با من ازدواج کنی. من که ساعاتی بعد عازم مسافرت بودم، هر چه سعی کردم او را متقاعد کنم که این سفر را تنهایی بروم و او در مشهد به ما ملحق شود، قبول نکرد. من هم عصبانی شدم و با سلاح شکاری که همراه داشتم، به سمت او تیراندازی کردم، فرنگیس با شلیک من جان خود را از دست داد و من جنازه را همان جا خارج از شهر رها کردم. بعد از آن به خانه رفتم و همراه بچه هایم شهر را ترک کردیم. تصور می کردم با این مسافرت پلیس متقاعد می شود در زمان مرگ در استان ایلام نبوده و می توانم از این اتهام نیز جان سالم به در ببرم. اما خون مقتول همیشه پاگیر است و من باید انتقام قتل همسرم و فرنگیس را می دادم.»
نظرات بینندگان

چه راحت! عصباني شدم، زدم با تفنگ كشتمش!

به این آدم های روانی نباید مجوز حمل سلاح داد

میترسم اینجا نظر بدم عصبانی شی بیای منم بکشی!!!!

پلیس چقدر راحت حرف بچه ها را قبول کرده و اگر کمی دقت کرده بود قتل دوم اتفاق نیفتاده بود

*       جالبه. اگه قتل دوم صورت نمیگرفت، هیچکس نمیتوانست بفهمد که زن اول به عمد کشته شده است!!می بینیم که باز هم امکان دارد قضاوت ها اشتباه باشند.

*       منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/447209

تخلف ۴۰۰ میلیون دلاری در واردات قطعات هواپیما

یکی از نمایندگان مجلس خبر داد: دولت قبل به یک نفر 400 میلیون دلار پول داده است تا وی قطعات هواپیما وارد کند اما این قطعات هرگز خریداری نشده است.

«مؤید حسینی صدر» عضو کمیسیون صنایع و معادن به ایلنا گفت که نام و مستندات تخلفات خاطی را در اختیار دارد.

در حالت کلی موارد زیادی از این دست تخلفات در هشت سال گذشته به گوش ما رسیده است از جمله آنکه اخیراً نامه‌ای دیگر از تخلفات یک فرد دیگر به این شکل به دست من رسیده است.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/447217





تاریخ: جمعه 16 آبان 1393
ارسال توسط امید

غم کوچه، غم نان؛ نگاهی به نامه‌های شاملو به ع. پاشایی

"تهران، خیابان آشیخ هادی؛ نامه‌های احمد شاملو به ع. پاشایی" دومین کتابی‌ است از نامه‌های احمد شاملو (۱۳۷۹- ۱۳۰۴) شاعر، مترجم و پژوهشگر معاصر که بیش از سی و پنج سال پس از نوشتن شدن و چهارده سال پس از درگذشت او توسط نشر چشمه انتشار یافته است.

پیش از این نیز کتاب "ستاره باران جواب ِ یک سلام؛ نامه‌های احمد شاملو به مهدی اخوان لنگرودی" توسط نشر یوشیج و چند نامه انگشت‌شمار شاملو به دیگران در سایت رسمی شاملو منتشر شده بود.

آغاز دوستی ع. پاشایی که خود چندین اثر در زمینه آیین بودا، فرهنگ هند و چین و ژاپن ترجمه و تالیف کرده است، با احمد شاملو به سال ۱۳۴۷ برمی‌گردد. آقای پاشایی گذشته از همکاری سالیان سال با شاملو در کتاب کوچه، دو کتاب "هایکو، شعر ژاپنی" و "بگذار سخن بگویم" را با همکاری شاملو ترجمه کرده و سه کتاب "از زخم قلب"، "انگشت و ماه" و "نام همه‌ شعرهای تو" در خوانش برخی از شعرهای شاملو نوشته است.

نامه‌ها

نامه‌های این کتاب دو دوره از اقامت شاملو در خارج از ایران را دربرمی‌گیرند. از ۳۹ نامه این کتاب، بیست و هفته نامه مربوط به دوره اول اقامت شاملو در آمریکا و بریتانیا (از اسفند ۱۳۵۵ تا اسفند ۱۳۵۷) است که به عنوان اعتراض ایران را ترک کرده بود و یازده نامه مربوط به دوران دوم و از سال ۱۳۶۹ که شاملو برای شعرخوانی و مداوا در خارج از کشور به سر می‌برد. اغلب نامه‌های این دوره بدون تاریخ‌اند. یک نامه نیز به تاریخ یازدهم فرودین ۱۳۵۲ از داخل ایران است. آقای پاشایی در پاسخ به این پرسش که "آیا این کتاب همه نامه‌های شاملو به شما را دربرمی‌گیرد؟" می‌گوید:

"نامه‌های منتشر شده در کتاب، تمام نامه‌هایی بوده که من از احمد شاملو چه از داخل و چه از خارج از کشور دریافت کرده‌ام و نامه دیگری از او ندارم."

بیم‌ها و امیدها

احمد شاملو که در یکی از نامه‌های دوره نخست می‌نویسد از فرط "...خستگی روحی و جسمی که دیگر تاب ماندن یک لحظه در ایران را نداشتم" و می نویسد که ناچار به "راه غربت در پیش گرفتن" و "جلای وطن" شده و زندگی و کار در "غربت کثیف" را برگزیده.

در همین دوران است که او که "برای آسودن و پا به سینه‌ی دیفال کوفتن ترک یار و دیار نکرده" بود، ضمن انجام سخنرانی‌ها و شعرخوانی‌ها و مصاحبه‌های مطبوعاتی متعدد کار روی کتاب کوچه را که "عمر و سلامت و همه چیز"اش "را روی این کار" گذاشته بود با " روزی ده و دوازده و گاه چهارده و پانزده ساعت" پی گرفت و در کنار آن در پی تحقق پروژه‌های دیگری از قبیل ادامه کار بر دیوان حافظ، همکاری در ترجمه هایکو با آقای پاشایی، ترجمه پاییز پدرسالار همراه با احمد کریمی حکاک و انتشار نشریه‌ای به نام چراغ نیز بود.

نکته چشمگیر تمام نامه‌های دو دوره نشان از دلبستگی عمیق شاملو و کار مداوم او برای به سرانجام رساندن کتاب کوچه است- فرهنگ‌نامه‌ای که در چندین جلد به عنوان دایرةالمعارف فرهنگ عامیانه‌ ایران تدوین شده و تاکنون یازده جلد آن انتشار یافته است.

از نامه بیستم مهر ۱۳۵۶

... وکیل بنده برای مسئله‌ مهاجرت – که شخصی است به اسم گالوبن، و من اسمش را "غالباً" گذاشته‌ام چون‌که غالباً تلفن می‌کند و مطالب بسیار احمقانه‌یی از من سئوال می‌کند که اگر بخواهم جواب درستی به او بدهم ناچار باید بقیه‌ عمرم به تفکرات بسیار عمیق در مورد مسائل بسیار بی‌معنی صرف کنم – تلفن کرد و گفت که باید در مورد مشاغل گذاشته‌ام دلایل مستندی به دادگاه ارائه کنم که لزوماً باید روی کاغذ مارک‌دار و رسمی باشد و به مهر موسسات مربوطه رسیده باشد. قضیه این است: این‌جا، وقتی که تو می‌گویی من سردبیر فلان نشریه بوده‌ام، ازت می‌خواهند مدرک ارائه بدهی که ثابت کند تو در این رشته تخصص داری. و بنده هر چه به آن‌ها گفتم که در ولایت ما تخصص در این مسائل مدرک دانشگاهی ندارد برایش قابل هضم نبود. به او گفتم در ایران، سردبیر یک نشریه باید از فنون و اصطلاحات چاپ و زبان فارسی و بسیاری مسائل آگاه باشد، جوابی که به من داد این بود که: "شما دارید ناظر ادبی را با مُجری فنی، و رئیس هیأت تحریریه را با مشاوران ادبی او که لزوماً چند نفرند قاتی می‌کنید!"

---

"شعری برای نیلوفر می‌فرستم. اگر خروس بادنما برایش مشکل بود بگو خروسی است که از حلبی می‌برند و روی بادنما سوار می‌کنند و جهت باد را نشان می‌دهد. عکسش را کشیده‌ام ولی خروسش بر اثر ناشیگری ارادتمند معلوم نیست چرا شباهت به اردک پیدا کرده! – از نقاشی حقیر چنین برمی‌آید که در حال حاضر باد از جهت شرق به غرب می‌وزد. البته یکی از جهات خنده‌آور این توضیح اثبات قضیه‌ المعنی فی‌بطن شاعر است. – رضا گنجه‌یی به ملک‌الشعراء بهار برخورده بود که عصا به دست داشت. اشاره کرده بود به عصا و پرسیده بود: قربان، آن المعنای معروف همین است؟"

نامه‌ها لبریز‌ند از تلاش شاملو برای تامین منابع مالی، کتاب‌های مورد نیاز، دقت و وسواس در تغییرات و توضیحات و انتشار کتاب کوچه. به تقریب هیچ نامه‌ای نیست که شاملو در آن اشاره‌ای، ولو گذرا، به این فرهنگ‌نامه نکرده باشد.

نکته دیگری که در نامه‌های دوره نخست برجستگی می‌یابد، نگرانی مالی شاملوست. جا به جا از "وضع مبهم مالی" خود حرف به میان می‌آورد. همین از این روست که صفت ِ "نامه‌های تجاری" را که آقای پاشایی به نامه‌های ردوبدل شده داد بود، می‌پسندد.

نگرانی دیگری شاملو در دوره نخست زندگی در خارج از ایران (پیش از انقلاب) دست یافتن "دستگاه" به مکاتبات اوست. می‌نویسد: "... پاکت‌هایت کم‌وبیش باز به دست من می‌رسد..."، "...تمام نامه‌ها در پستخانه‌ مبارکه کنترل می‌شود..."، "اصل غزل غزل‌ها را همراه کتاب‌های تقدیمی برای شما (که پستخانه‌ تمدن بزرگ بالا کشیده) فرستاده بودم."

او مکرر توصیه می‌کند که روی نامه‌ها و بسته‌ها اسم خودش نیاید تا باعث "تولید اِشکال" برای نویسندگان نامه نشود.

در این نامه‌ها کمتر ردی از شوخ‌طبعی مألوفی که احتمالا خواننده از شاملو انتظار دارد، پیداست. گاه از "دل ِ خسته و بی‌پناه‌"اش می‌گوید و گاه از این که "عصبانی و بی‌قرار" است.

"...درست یک سال از این غربت کثیف گذشته است. یک سال به‌راستی خالی و بی‌ثمر. سالی که هر روزش یک سال طول کشیده، تمام روزهایش را با دردهای جسمی ناشی از فشار روحی دست به گریبان بوده‌ام، و یک کلمه ننوشته‌ام..." با این وصف، جای جای نامه ها قید می‌کند که "آدمی به امید زنده است."

برخی کاستی‌ها

عنوان کتاب "تهران، خیابان آشیخ هادی" است اما از آن‌جا که در هیچ جای کتاب نشانی از این آدرس نیست، فقط باید حدس زد که این آدرس وقت آقای پاشایی در تهران بود. آقای پاشایی در این مورد می‌گوید: "درست است. منزلم آن موقع در خیابان آشیخ هادی بود."

انتشار نامه‌های افراد سرشناس بنا به خصلت خصوصی بودنشان همواره به خواننده کمک می‌کند تا تصویر دقیق‌تری از نویسنده نامه‌ها به دست بیاورد و این به شرطی است که توضیحات لازم در پانوشت‌ها آمده باشد.

اما در "تهران، خیابان آشیخ هادی" جای بسیاری از چنین توضیحاتی خالی است. مثلا معلوم نیست که "اگش دگش" به چه معناست یا "شغل ِ حمله داری" چگونه شغلی است که شاملو به شوخی آن را به پاشایی تبریک می‌گوید یا خواننده نمی‌داند که شاملو برای کدام "مراسم استقبال تاریخی عازم واشنگتن" است.

باز شاملو به "مقاله‌ انتقادی آن آقا در الفبای ششم" اشاره دارد که بر خواننده پوشیده می‌ماند که شاملو از کدام مقاله و چه کسی می‌گوید. در این نامه‌ها اسم اغلب کوچک افراد مختلفی آمده که هیچ توضیحی مبنی بر هویت این افراد در کتاب موجود نیست. اگر این کاستی‌ها نبود، کتاب هم بیشتر به کار خواننده می‌آمد و هم به کار پژوهشگران. به مثل معلوم نمی‌شود که "حسین" چه کسی بوده که شاملو به علت ناهمخوانی موضعش با او "ناگزیر" به استعفا از ایرانشهر شده بود.

غیر از این‌ها در چند مورد اسامی حذف و به جای آن سه نقطه گذاشته شده است. به طور نمونه شاملو در یکی از نامه‌های دوره اول مفصل در مورد شخصی می‌نویسد که "به مجرد ورود ما به آمریکا سروکله‌ حضرت...پیدا شد با پیشنهاد "همکاری"! منطقش این که: اگر از این روزگار معاصر فقط دو نفر به "ادبیات" راه پیدا کنند ناچار آن دو من و توییم! بنده و...یعنی! حبّذا تاریخ ادبیات! دلم می‌خواست بتوانم یک جلد از به اصطلاح شعرهای...را که با عنوان... این‌جا چاپ زده و خودش را مسخره‌ عالم و آدم کرده و در عین حال خودش را با عناوین "مطرح‌ترین شاعر ایران" و مهم‌ترین روشنفکر ایرانی و رهبر روشنفکران آن کشور" به خورد آمریکایی‌ها داه برایت بفرستم تا خودت دسته‌گل آقا را که فی‌الواقع به آب داده به چشم ببینی، چون امکان ندارد بدون دیدن آن حتا بتوانی باور کنی که چنین خزعبلاتی در عالم تصور هم از مغز علیلی بتواند ترواش کند!"

او در ادامه می‌نویسد: "مردکه با دستگاه مربوط است. مردکه‌ پدرسوخته می‌خواست و می‌کوشید مرا هم کنار خود بنشاند و ملکوک کند و چون نتوانست شروع کرد از طریق معکوس لجن‌مالی کردن." و سرانجام نتیجه می‌گیرد که او "جاسوس دستگاه" است.

نمی‌توان فرض را بر این گذاشت که حذف اسامی به خاطر حفظ حرمت کسانی بوده که شاملو در این نامه‌ها از آن‌ها به نیکی یاد نمی‌کند، چرا که شاملو در این نامه‌ها از کسانی چون پرویز ناتل‌خانلری، احسان یارشاطر و علیرضا میبدی نام می‌برد که با نظر چندان مساعد او همراه نیست.

آقای پاشایی علت حذف این اسامی را چنین توضیح می‌دهد: "آقای شاملو به آقای احسان یارشاطر احترام می‌گذاشتند و همین طور به خانلری. اما آن آدم‌هایی که اسم‌شان را حذف کردیم، نمی‌خواستیم اسم‌شان در کتاب بیاید. آوردن اسم‌شان شگون نداشت."

از آقای پاشایی می‌پرسم: "آیا در مورد حذف این اسامی پای ملاحظاتی در میان بوده که در شرایط فعلی نمی‌شود گفت؟" در پاسخ می‌گوید: "همان که گفتم. آوردن این اسامی شگون نداشت."

در انتها از آقای پاشایی می‌پرسم: "شما بیش از سی سال با شاملو حشر و نشر و دوستی و همکاری‌های قلمی داشتید. آیا قصد نوشتن خاطرات‌تان از شاملو را ندارید؟" پاسخ می‌دهد:"فعلاً که چنین قصدی ندارم."

منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی





تاریخ: جمعه 16 آبان 1393
ارسال توسط امید

اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، کنونی کردستان سوریه

وبلاگ آموختن:در سال ۲۰۱۱ رژيم بعث سوريه که به دنبال سرکوب خونين اعتراضات مردم منجمله کردها وارد جنگ با نيروهای سلفی، القاعده‌ای و غيره شده بود ارتش خود را از مناطق کردستان عقب کشاند تا در مناطق به خيال خود بيشتر استراتژيک متمرکز سازد. در نتيجه فرصتی برای کردها فراهم آمد تا حاکميت خود را در منطقه مستقر سازند.

بافت اجتماعی کردستان سوريه عموماً روستايی است با شهرهای کوچک و فقيری که در آن فعاليت صنعتی چندانی برقرار نيست. رژيم بعث سوريه استقرار صنايع را در منطقه کردستان بطورکلی ممنوع ساخته بود. بنابراين اين منطقه فاقد يک جمعيت کارگری صنعتی بوده‌است و مسلماً نبايد انتظار شوراهای کارگری که لغو مالکيت و کار مزدی را در دستور خود دارند، بود. آن‌چه که در آن‌جا جريان دارد استقرار دموکراسی مستقيم و دخالت و تصميم گيری مستقيم مردم برای اداره امورشان و وضع واجرای قوانين اجتماعی است.

آن‌چه که در کردستان سوريه می‌گذرد انقلابی دموکراتيک از نوع مردمی آن است. اين يک دوره گذار دموکراتيک و تجربه‌ای گرانبها برای مردمان تحت ستم در سراسر جهان است. در این‌جا گزارش ظاهر باهر از گروه همبستگی هارينگی  (Haringey Solidarity Group) که به مدت دو هفته در ماه می ۲۰۱۴ به همراه يکی از دوستان نزديکش در کردستان سوريه گذراند و با افراد بسياری از مردان، زنان، جوانان و گروه‌های سياسی گفتکو کرده است می‌خوانیم:

در طول این سفر ما از فرصت و آزادی کامل برای دیدن و گفتگو با هر کس که مايل بوديم، برخوردار بوديم. این گفتگوها شامل زنان، مردان، جوانان و احزاب سیاسی می‌شود اين بیش از ۲۰ حزب از احزاب کردی تا مسیحی را شامل می‌شود که برخی از آن‌ها در اداره خودگردان دموکراتيک  و یا خود مدیریتی دموکراتيک منطقه جزيره بودند. جزيره یکی از سه منطقه یا استان (کانتون) کردستان سوریه است.

همچنین با اعضای کمیته‌های مختلف، گروه‌های محلی و کمون‌ها، تجار، کسبه، کارگران، افرادی در بازار و عابرينی در خیابان گفتگو نموديم.

پيش زمينه‌ها

در همان سال حمله به عراق (۲۰۰۳)، مردم کرد در سوریه حزب خود، حزب اتحاد دموکراتیک (PYD)، را ايجاد کردند. اگر چه همان موقع احزاب و سازمان‌های کردی ديگری در منطقه حضور داشتند. برخی از آن‌ها آن‌قدر قدیمی بودند که تشکيل‌شان به تاریخ دهه ۱۹۶۰ برمي‌گردد، اما آن‌ها نسبت به PYD که به سرعت در میان مردم کُرد گسترش یافت بی تاثير بودند.

بهار عربی به سوریه در آغاز سال ۲۰۱۱ رسیده است و پس از مدت کوتاهی، به مناطق کردستان سوریه: جزيره، کوبانی و افرين گسترش يافت. اعتراضات در میان مردم کرد در این سه منطقه (کانتون) بسیار قوی و موثر بود. این، تا حدودی، باعث خروج ارتش سوریه از مناطق کردی به غیر از برخی ازقسمت‌های جزيره  شد که من بیشتر در اين مورد توضیح خواهم داد.

در این میان، مردم با پشتیبانی PYD و PKK "جنبش جامعه دموکراتيک"  را شکل دادند. این جنبش در میان مردم منطقه به سرعت بسیار قوی و محبوب شد. هنگامی که ارتش و دولت سوریه عقب نشستند، وضعیت بسیار آشفته شده بود، این باعث شد که جنبش جامعه دموکراتيک طرح‌ها و برنامه خود را بدون تاخیر به اجرا درآورد، پيش از آن‌که وضعیت بدتر شود.

برنامه جنبش جامعه دموکراتيک بسیار فراگیر بود و تمام جوانب جامعه را پوشش می‌داد. بسیاری از مردم عادی و با پيشينه‌های گوناگون، از جمله کرد، عرب، مسلمان، مسیحی، آسوری و ايزدی درگیر اين برنامه شدند. اولین اقدام ایجاد انواع گروه‌ها، کمیته‌ها و انجمن‌ها در خیابان‌ها، در محله‌ها، روستاها، بخش‌ها و شهرهای کوچک و بزرگ، در همه‌جا بود. نقش این گروه‌ها دخالت در تمام امور جامعه بود. گروه‌های ويژه‌ای برای توجه به تعدادی از مسائل ويژه تشکيل شد، از جمله: زنان، اقتصادی، زیست محیطی، آموزش و پرورش، بهداشت و مراقبت، حمایت و همبستگی، مراکزی برای خانواده جانباختگان، تجارت و کسب و کار، روابط دیپلماتیک با کشورهای خارجی و بسیاری دیگر. حتی گروه‌هايی به منظور آشتی دادن اختلافات میان افراد مختلف و یا دسته‌ها در تلاش برای پيش‌گيری از بردن اين اختلافات به دادگاه، مگر این‌که این گروه‌ها قادر به حل و فصل آن‌ها نباشند.

این گروه‌ها معمولا هر هفته جلسه خود را دارند و در رابطه با مشکلاتی که مردم با آن در محل زندگی‌شان روبرو هستند صحبت می کنند. آن‌ها نماینده خود را در گروه‌های اصلی خود در روستاها و یا شهرها دارند که "خانه مردم" خوانده می‌شود.

جنبش جامعه دموکراتيک به نظر من، موفق‌ترین ارگان در آن جامعه است و توانسته به تمام وظایفی که برا‌يش تعیین شده، دست یابد. به اعتقاد من دلایل موفقیت آن عبارتند از:

۱ـ اراده، عزم و قدرت مردمی است که باور دارند که می توانند تغییر ايجاد کنند.

۲ـ اکثریت مردم به کار داوطلبانه در تمام سطوح خدمات باور دارند تا این رویداد/ تجربه را موفقيت آميز کنند.

۳ـ آنان يک ارتش دفاعی تأسيس کرده‌اند که متشکل از سه بخش مختلف است: يگان‌های مدافع خلق، يگان‌های مدافع زنان و آسايش (یک نیروی مختلط از مردان و زنان که در شهرها و همه پست‌های بازرسی در خارج از شهر برای حفاظت از غیرنظامیان از هر گونه تهدید خارجی). علاوه بر این نیروها، یک واحد ویژه فقط برای زنان وجود دارد، برای مقابله با مسائل مربوط به تجاوز و خشونت خانگی.

اداره خودگردانی دموکراتيک

پس از بحث‌ها و تفکرات بسيار جنبش جامعه دموکراتيک به این نتیجه رسید که نیاز به یک اداره خودگردان دمکراتیک در هر سه کانتون کردستان (جزيره، کوبانی و افرين) دارند. در اواسط ژانویه ۲۰۱۴، مجمع عمومی خلق "خودگردان دمکراتیک" خود را انتخاب کرد تا تصمیمات "خانه مردم" (کمیته اصلی جنبش جامعه دموکراتيک) را به مرحله اجرا درآورد و برخی از کارهای اداری در حاکميت‌های محلی، شهرداری‌ها، ادارات آموزش و پرورش و بهداشت، سازمان‌های تجارت و کسب و کار محلی، نظام دفاعی و قضایی و غیره را خود به دست بگيرد. هر گروه خودگردان دمکراتیک از ۲۲ مرد و زن تشکيل شده با دو قائم‌مقام (یک مرد و یک زن). تقریبا نیمی از نمایندگان زن هستند. طوری سازمان یافته که مردمی با زمینه‌های مختلف، ملیتی، مذهبی و جنسيتی همه می‌توانند در آن شرکت کنند. این فضای بسیار خوبی از صلح، برادری/ خواهری، رضایت و آزادی را ایجاد کرده است.

در مدت زمان کوتاهی این شکل مديريت کارهای بسیار زیادی انجام داده است و يک قرارداد اجتماعی، قانون حمل و نقل، قانون احزاب و یک برنامه برای جنبش جامعه دموکراتيک تصويب کرده است. در صفحه اول قرارداد اجتماعی اظهار می‌دارد، "مناطق خود مدیریت دموکراتيک مفاهیمی همچون ناسیونالیسم دولتی، نظامی یا مذهب و یا مدیریت متمرکز و حکومت مرکزی را نمی‌پذيرد، اما در برابر اشکال سازگار با سنت‌های دموکراتيک و کثرت گرایی باز است، در برابر تمام گروه‌های اجتماعی و هویت‌های فرهنگی و دموکراسی آتنی و جلوه‌های بيانی مليتی از طریق سازمان‌هاي‌شان باز است ... " احکام بسیاری در قرارداد اجتماعی وجود دارد. پاره‌ای از آن‌ها برای جامعه بسیار مهم است، از جمله:

A.      جدایی دین از دولت

B.      ممنوعيت ازدواج زیر سن ۱۸ سال

C.      حقوق زنان و کودکان باید به رسمیت شناخته شود، حمايت گردد و اجرا شود

D.      ممنوعيت ختنه زنان

E.       ممنوعيت چند همسری.

F.       انقلاب باید از پایین جامعه صورت گيرد و پایدار باشد

G.      آزادی، برابری، فرصت‌های برابر و عدم تبعیض.

H.      برابری بین زن و مرد

I.        تمام زبان‌هايی که مردم صحبت می‌کنند باید به رسمیت شناخته شوند و در جزيره عربی، کردی و سوری زبان‌های رسمی است

J.        ايجاد یک زندگی شايسته برای زندانیان و تبديل زندان به جایی برای بازپروری و اصلاح.

K.      هر انسانی حق پناهندگی دارد و پناهنده بدون رضایت او برگردانده نمی‌شود.

موقعيت اقتصادی در کانتون جزيره

جمعیت جزيره بیش از یک میلیون نفر است. این جمعیت متشکل است از کردها، عرب‌ها، مسیحیان، چچنی‌ها، ايزدی‌ها، ترکمن‌ها، آشوری‌ها، کلدانی‌ها و ارامنه. ۸۰ درصد جمعیت کرد است. روستاهای عرب و ايزدی بسیاری به‌علاوه حدود ۴۳ روستای مسیحی وجود دارد.

اندازه جزيره بزرگ‌تر از مجموع اسرائیل و فلسطین است. در دهه ۱۹۶۰، رژیم وقت سوریه اعمال سیاستی را در منطقه کردنشین تحت عنوان "کمربند سبز" به اجرا درآورد که حزب بعث زمانی که به قدرت رسید آن را ادامه داد. این سياست شرایط را برای کردها در مقایسه با اعراب سوری به لحاظ زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین آموزش و پرورش از آن‌چه بود بدتر کرد. نکته محوری این کمربند سبز انتقال و اسکان اعراب از مناطق مختلف و اسکان آنان در مناطق کردنشین و نيز مصادره اراضی کرد‌ها و توزيع آن در میان مردم عرب تازه وارد بود. به طور خلاصه، شهروندان کرد در رژيم اسد در مرتبه سوم پس از اعراب و مسیحیان قرار داشتند.

سیاست دیگر رژيم اسد این بود که جزيره تنها باید تولید گندم و نفت کند. این بدان معنی بود که دولت مطمئن می‌شد که هیچ کارخانه‌ای، شرکتی یا صنعتی در این منطقه به وجود نمی‌آمد. جزيره ۷۰ درصد از گندم سوریه را تولید می‌کند و به لحاظ نفت، گاز و فسفات‌ها بسیار غنی است. بنابراین اکثریت مردم در شهرهای کوچک و روستاها در بخش کشاورزی فعالند و در شهرهای بزرگ‌تر در بخش تجارت و مغازه داری. علاوه بر این، بسیاری از مردم در استخدام دولت در آموزش و پرورش، بهداشت و دستگاه‌های محلی، و نيز در خدمت نظامی به عنوان سرباز و به عنوان پیمانکاران خرد در شهرداری‌ها به کار مشغول‌اند.

از سال ۲۰۰۸، از هنگامی که رژیم اسد با صدور یک فرمان هرگونه ساخت و ساز ساختمان‌های بزرگ را ممنوع ساخت با توجیه وضعیت جنگی (اشاره به جنگ‌های مداوم در منطقه) و نيز به دلیل دورافتاده و مرزی بودن این منطقه، وضعیت رو به وخامت گذاشت. در حال حاضر، وضعیت بد است. تحریم‌های اعمال شده هم از طرف ترکیه است و هم دولت اقليم کردستان عراق. زندگی در جزيره بسیار ساده است و استانداردهای زندگی بسیار پايين است اما آن‌ها فقر ندارند. مردم، به طور کلی، شادند و اولویت را به آن‌چه که در جهت به دست آورد موفقیت باشد، می‌دهند.

برخی از ضروریاتی که هر جامعه‌ای باید برای زنده ماندن داشته باشد در کردستان سوریه موجود است که مهم است، حداقل برای زمان موجود ، برای جلوگیری از گرسنگی، بر روی پای خود ایستادن و مقاومت کردن در برابر تحریم‌ها از سوی ترکیه و حکومت اقلیم کردستان. این الزامات شامل داشتن مقدار زیادی گندم برای نان و کلوچه است. در نتیجه، قیمت نان تقریبا رایگان است. نکته دوم این است که نفت هم ارزان است و آن‌طور که مردم می‌گویند، "قیمت آن مثل قیمت آب است". مردم از نفت برای همه چیز استفاده می‌کنند. در خانه، رانندگی وسایل نقلیه و تجهیزات کوچکی که برای طیف وسیعی از صنایع مورد نیاز است. برای تسهیل این وابستگی به نفت، جنبش جامعه دموکراتيک  برخی از چاه‌های نفت و مخازن نفت پالایش شده را بازگشایی کرده است. در حال حاضر، آن‌ها نفت بیشتر از نیاز منطقه تولید می‌کنند به طوری که قادرند مقداری را صادرات کنند و اضافه را نیز ذخیره کنند.

برق یک مشکل است به دلیل این‌که اکثراً در منطقه همسایه تحت کنترل داعش تولید می‌شود. درنتيجه، مردم فقط برای حدود ۶ ساعت در روز برق دارند. اما این رایگان است و مردم برای آن چيزی پرداخت نمی‌کنند. این تا حدودی توسط جنبش جامعه دموکراتيک با فروش دیزل به قیمت بسیار نازل به هر کس که یک ژنراتور خصوصی دارد به شرطی که برق توليدی را با یک نرخ بسیار ارزان به ساکنان محلی عرضه کند، حل شده است.

به لحاظ ارتباطات تلفنی، تلفن‌های همراه يا از خط اقلیم کردستان عراق و یا از خط ترکیه استفاده می‌کنند؛ بستگی به اين دارد که کجا باشيد. خطوط زمینی تحت کنترل جنبش جامعه دموکراتيک  و خودگردان دمکراتیک هستند و به نظر می‌رسد که به خوبی کار می‌کنند... البته اين هم مجانی است.

مغازه‌ها و بازارها در شهرها به طور معمول از صبح زود تا ۱۱ شب باز می‌باشد. بسیاری از کالا‌ها از کشورهای همسایه به منطقه قاچاق می‌شود. دیگر کالا‌ها از بخش‌های دیگر سوریه می‌آیند، اما آن‌ها به دلیل پرداخت عوارض سنگین به نیروهای سوری و یا گروه‌های تروریستی برای اجازه عبور کالا به درون کانتون جزيره گران هستند.

وضعيت سياسی در جزيره

همان‌طور که گفته شد، ارتش اسد عمدتاً از منطقه عقب نشینی کرد اما بخشی هنوز هم در دو شهر در کانتون جزيره باقی مانده است. رژیم هنوز هم کنترل بیش از نیمی از شهر بزرگ منطقه (الحسکه) را در اختياردارد، در حالی که نیم دیگر در دست يگان‌های مدافع خلق است.

نیروهای دولتی در شهر دوم منطقه (قامیشلو) باقی مانده‌اند، جایی که آن‌ها منطقه کوچکی را در مرکز شهر در کنترل دارند. با این حال، در منطقه اشغال شده، اکثریت قریب به اتفاق مردم به ادارات و مراکز خدمات دولتی مراجعه نمی‌کنند. تعداد نیروهای رژیم در این شهر بین ۶و ۷ هزار است و فقط کنترل فرودگاه و اداره پست را در دست دارند.

هر دو طرف به نظر می‌رسد که موقعیت، قدرت و اقتدار یکدیگر را به رسمیت شناخته‌اند و از درگیری و یا رویارویی خودداری می‌کنند. من این وضعیت را سیاست " نه جنگ و نه صلح" می‌خوانم. این به این معنا نیست که ميان آن‌ها درگیری نبوده‌است، چه در حسکه و چه در قامیشلو درگیری رخ داده است و باعث مرگ بسیاری از هر دو طرف شده است، اما تا کنون، روُسای قبایل عرب هر دو طرف را وادار به همزيستی کرده‌اند.

زنان و نقش آن‌ها

شکی نیست که زنان و نقش آن‌ها تا حد زیادی پذیرفته شده است و آن‌ها پست‌هايی در تمام سطوح هم در سطوح بالا و هم در سطوح پایین جنبش جامعه دموکراتيک، PYD و خودگردان دمکراتیک را به عهده گرفته‌اند. آن‌ها سیستمی به نام رهبری مشترک و سازماندهی مشترک دارند. این به این معنی است که در رأس هر اداره، هر بخش دولتی و یا نظامی باید زنان حضور داشته باشند. علاوه بر این، زنان نیروهای مسلح خود را دارند. برابری کامل بین زنان و مردان وجود دارد. زنان نیروی بزرگی هستند و قوياً در هر بخش از "خانه مردم"، کمیته‌ها، گروه‌ها و کمون‌ها درگیر هستند. زنان در کردستان سوریه فقط نیمی از جامعه را تشکیل نمی‌دهند، بلکه موثرترين و مهم‌ترين نیمه جامعه‌اند تا جائی که اگر زنان دست از فعاليت بردارند و یا از گروه‌های فوق خارج شوند، جامعه کُرد ممکن است فرو بپاشد. زنان حرفه‌ای بسیاری در سیاست و امور نظامی حضور دارند که برای سال‌ها با  PKK در کوه‌ها بودند. آن‌ها بسیار سرسخت، بسیار مصمم، بسیار فعال، بسیار مسئوليت‌پذير و بسیار شجاع هستند.

کمون‌ها

کمون‌ها فعال‌ترين واحد در "خانه مردم" است، و در همه جا مستقر شده‌اند. آن‌ها نشست‌های هفتگی خود را به طور منظم دارند و به بحث در مورد مشکلاتی که با آن مواجه‌اند می‌پردازند. هر کمون نماینده خود را در خانه مردم، در محله، روستا یا شهری که در آن، آن‌ها مستقر شده‌اند، دارد.

در زیر تعریف کمون از بیانیه جنبش جامعه دموکراتيک از عربی ترجمه شده است:

"کمون‌ها کوچکترین واحد‌ و فعال‌ترين آن‌ها در جامعه هستند. آ‌نها عملاً از دل جامعه و بر پايه آزادی زنان و محیط زیست و اتخاذ دموکراسی مستقیم شکل گرفته‌اند .

"کمون‌ها بنا بر اصل مشارکت مستقیم مردم در روستاها، در کوچه و خیابان و محله و شهر تشکیل می‌شوند. این‌ها مکان‌هايی هستند که مردم بنا بر میل و علاقه و عقايد‌شان و  اراده آزادشان  خود را سازمان می‌دهند و فعالیت‌های خود را در مناطق مسکونی آغاز می‌کنند و در‌ها را برای بحث در مورد تمام مسائل و راه حل‌ها باز می‌کنند.

"کمون‌ها ايجاد و ترویج کمیته‌ها را در دستور دارند. آ‌نها برای يافتن راه حل‌های مسائل اجتماعی، سیاسی، آموزش و پرورش، امنيت و دفاع از خود و حفاظت از قدرت خود و نه از دولت گفتگو و جستجو می‌کنند. کمون قدرت خود را از طریق سازماندهی کمون کشاورزی در روستاها و همچنین کمون‌ها، تعاونی‌ها و انجمن‌ها در محلات برقرار می‌کند.

" کمون در کوچه و خیابان، روستاها و شهرها با مشارکت همه ساکنان تشکیل شده و هر هفته یک جلسه دارد. در جلسه کمونی تمام تصمیمات به طور علنی توسط افرادی که در کمون هستند و سن‌شان  از ۱۶سال  بيشتر است گرفته می‌شود. "

ما به جلسه یکی از کمون‌ها در محله کُرنیش در شهر قامیشلو رفتيم. ۱۶ تا ۱۷ نفر در جلسه حضور داشتند. اکثر آن‌ها را زنان جوان تشکيل می‌دادند. ما درگير یک گفتگوی عمیق در مورد فعالیت‌ها و وظایف‌شان شديم. آن‌ها به ما گفتند که در محله‌شان ۱۰ کمون دارند و تعداد اعضای هر کمون ۱۶ نفر است. آن‌ها به ما گفتند: "ما همان کاری را می‌کنيم که کارگران جامعه می‌کنند، از جمله ديدار از مردم، حضور در جلسات هفتگی، بررسی هرگونه مشکل در محل، حفاظت از مردم و طبقه‌بندی مشکلات آن‌ها، جمع‌آوری زباله در منطقه، حفاظت از محیط زیست و شرکت در جلسه بزرگ [منظور مجمع عمومی است] برای گزارش در مورد آن‌چه در هفته گذشته اتفاق افتاده‌است.

در پاسخ به یکی از سوالات من آن‌ها تایید کردند که هیچ کس ، از جمله هيچ یک از احزاب سیاسی، در تصمیم گیری‌ها دخالت نمی‌کنند و این که تمام تصمیم گیری‌‌ها جمعی است. آن‌ها چند مورد که به تازگی در مورد آن‌ها تصمیم گرفته شده بود را ذکر کردند: "یکی از تصميمات در رابطه با یک قطعه بزرگ زمین در یک منطقه مسکونی بود که می‌خواستیم از آن جهت یک پارک استفاده کنيم. ما به شهردار شهر مراجعه کرديم و تصمیم خودمان  به او گفتيم و کمک مالی خواستيم. شهردار به ما گفت که کار خوبی است ولی آن‌ها تنها می‌توانستند ۱۰۰ دلار در اختيار ما بگذارند. ما پول را گرفتيم و ۱۰۰ دلار دیگر هم از مردم محلی برای ساخت یک پارک خوب کوچک جمع آوری کرديم". آن‌ها پارک را به ما نشان دادند و گفتند: "بسیاری از ما بطور جمعی بر روی آن کار کرديم تا آن را بدون نیاز به پول بیشتری به پایان برسانيم". در مثال دیگری گفتند که، "شهردار می خواست یک پروژه را در محله شروع کند. ما به او گفتیم که تا دریافت نظرات از همه نمی‌توانیم آن را قبول کنیم. ما یک جلسه گرفتيم و درباره آن بحث کرديم. این جلسه به اتفاق آرا آن را رد کرد. کسانی بودند که نتوانستند در جلسه حضور يابند، درنتيجه ما به آن‌ها در خانه‌هاي‌شان مراجعه کرديم تا نظرشان را بگيريم. همه در کمون به اين پروژه جواب رد دادند."

احزاب اپوزيسيون کردی و مسيحی

بیش از۲۰ حزب سیاسی کرد وجود دارد. چندتايی به خودگردان دمکراتیک پیوسته‌اند اما شانزده حزب ديگر نپيوسته‌اند. برخی خود را از سیاست بيرون کشيده‌اند، در حالی که دیگرانی با هم متحد شده‌اند تا یک حزب بزرگ‌تری را راه‌اندازی کنند. در حال حاضر دوازده حزب تحت نام پوششی "اجلاس میهنی کردستان در سوریه" متحد شده‌اند. این سازمان، کم و بیش اهداف و استراتژی مشترکی دارد. اکثر احزاب متحد در این سازمان چتری از مسعود بارزانی، رئیس دولت اقليم کردستان،  حمایت می‌کنند که رهبر حزب دموکرات کردستان در کردستان عراق است.

سابقه خونینی بین حزب دموکرات و PKK وجود دارد که سابقه آن به دهه ۱۹۹۰ برمی‌گردد. درگیری‌های شدیدی بین اين دو گروه در کردستان عراق بوده که هزاران کشته در هر دو طرف بجای گذارده و این زخمی است که هنوز هم درمان نيافته است. باید اشاره کنم که دولت ترکیه که نزدیک به حزب دموکرات بود در اين جنگ دست داشته است و به دلایل مربوط به خودش در حمله به نیروهای PKK در مرز عراق و ترکیه کمک می‌کرد.

PKK و حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) حامی تغییراتی بودند که در کردستان سوریه به وقوع پيوسته بود. اما این تغييرات قطعا نه در منافع ترکیه بود ونه اقلیم کردستان عراق. ترکیه و حکومت اقلیم کردستان همچنان بسیار نزدیک با يکديگر باقی مانده‌اند.

حزب دموکرات کردستان عراق هنوز هم برخی کرد‌ها را در کردستان سوریه به لحاظ مالی و نيز سلاح در تلاش برای راه اندازی يک نيروی ميليشيا از برخی از احزاب سیاسی و به منظور بی ثبات کردن منطقه کمک می‌کند.

ملاقات ما با احزاب مخالف بیش از دو ساعت به طول انجامید و اکثر آن‌ها حضور داشتند. ما با اين سؤال آغاز کرديم که رابطه‌شان با PYD، خودگردان دمکراتیک و جنبش جامعه دموکراتيک چگونه است. آیا آن‌ها آزاد هستند؟ آیا آن‌ها آزادی سازماندهی مردم، تظاهرات و سازماندهی فعالیت‌های دیگر را دارند؟ پاسخ به تمام پرسش‌ها مثبت بود. بازداشتی نبوده، هیچ محدودیتی برای آزادی و یا انجام تظاهرات نبوده‌است.

ما همچنين چند روز بعد با نمایندگانی از دو حزب سیاسی مسیحی و سازمان جوانان مسیحی در قامیشلو ملاقات کرديم. هیچ یک از این احزاب به خودگردان دمکراتیک یا جنبش جامعه دموکراتيک ملحق نشده بودند اما اعتراف می‌کردند که آن‌ها رابطه خوبی با آن‌ها دارند و با سیاست‌های آنان مشکلی ندارند. آن‌ها همچنین قدردانی می‌کردند که امنیت‌شان، و حفاظت در برابر ارتش سوريه و گروه‌های تروریستی به دلیل وجود نیروهای مدافع خلق و مدافع زنان که زندگی خود را قربانی می‌کردند، است.

قبل از ترک منطقه تصمیم گرفتيم که با مغازه‌داران، بازرگانان، صاحبان غرفه و بازاريان صحبت کنيم و دیدگاه‌های آنان را بدانيم. همه به نظر می‌رسید که نظر و عقيده بسیار مثبتی نسبت به خودگردان دمکراتیک و جنبش جامعه دموکراتيک دارند. آن‌ها راضی بودند بواسطه وجود صلح، امنیت و آزادی در کسب و کار‌شان بدون دخالت از طرف احزاب و یا جناح‌ها.

این یعنی راهی نو، راهی که می‌رود به الگو و سرمشقی برای مردم کشورهای منطقه تبدیل شود. کوبانی می‌تواند آغازی باشد برای گشودن افق‌های روشن به روی ملت‌های تحت ستم که در راه رهایی مبارزه می‌کنند، می‌تواند نویدبخش برپائی جنبش‌های مردمی و آزادیخواهانه در منطقه و سراسر جهان باشد.

این است مفهوم علمی و واقعی حکومت مردم بر مردم. دمکراسی از پایین به بالا یعنی مردم واقعا" و عملا" در سرنوشت سیاسی اقتصادی اجتماعی خود دخالت فعالانه داشته باشند و بر بالایی‌ها حکمرانی نمایند.

پایان





تاریخ: جمعه 16 آبان 1393
ارسال توسط امید

رتبه ایران در میان کشورهای جهان در شاخص «رفاه» منتشر شد

این مؤسسه که مرکز آن در لندن واقع شده است، هر ساله شاخص رفاه کشورهای جهان را منتشر می کند؛ در شاخص رفاه جهانی سال 2014 که این هفته از سوی این مؤسسه منتشر شد؛ ایران در میان ۱۴۲ کشور در رتبه 107 قرار دارد.

این موسسه کشورها را در 8 شاخص اقتصاد، کارافرینی و فرصت، حکومت، آموزش،بهداشت امنیت و آسایش، آزادی های شخصی و سرمایه اجتماعی مورد جمع بندی قرار داده است که بر این اساس امسال نروژ برای ششمین سال پیاپی رتبه اول جهان و جمهوری افریقای مرکزی در اخرین رتبه قرار گرفته است.

مؤسسه لگاتوم از چهار سال گذشته فهرست شاخص رفاه را برای ۱۱۰ کشور جهان تهیه می کرد که ایران در این فهرست ها در سال ۲۰۱۲ در رتبه ۱۰۲ قرار داشت؛ این در حالی است که در سال ۲۰۱۰ در رتبه ۹۲ و ۲۰۱۱ در رده ۹۷ و در سال 2013 در رتبه 101 قرار گرفته بود.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/446940

متعصبان پاکستانی زوج مسیحی را زنده زنده سوزاندند

"شهباز مسیح" و همسرش "شاما بی بی"  (حدود 30 تا 35 ساله) زوج مسیحی پاکستانی که در کارگاه آجر پزی در روستای "چاک " در 60 کیلومتری شهر لاهور مرکز ایالت پنجاب پاکستان کار می کرده اند، پس از اینکه متهم به سوزاندن جلدهایی از قرآن می شوند با خشم گروهی از روستاییان  مواجه می شوند.

"شاما بی بی" روز یکشنبه مشغول تمیز کردن کارگاه آجر پزی بوده که مجلداتی از کتاب های طلسم و جادو پدرخوانده خود را یافته و آنها را برای از بین بردن سوزانده و به سطل زباله انداخته بود ، اما برخی کارگران کارگاه آجر پزی با دیدن بقایای مجلدات سوزانده شده می گویند که این زن مسیحی کتاب های قرآن را سوزانده است.

این زوج پاکستانی به همراه 3 فرزندشان فصد فرار داشته اند که از سوی صدها فرد خشمگین مورد هجوم قرار گرفته و زنده زنده در کوره آجر پزی کارگاه انداخته می شوند. گفته می شود زن سوزانده شده باردار بوده است.

مهاجمان خشمگین  نخست پای این زوج را قطع می کنند و سپس آنها را به کوره آجر پزی پرت می کنند. این زوج مسیحی کاملا در کوره آجر پزی ذوب شده اند و هیچ بقایایی از جسد آنها نمانده است. برخی کارگران مسیحی این کارگاه آجر پزی پس از این اتفاق از بیم جانشان به روستاهای مسیحی نشین مجاور گریخته اند.

ماه گذشته مجازات اعدام یک زن مسیحی پاکستانی که 4 سال پیش با اتهام کفرگویی مواجه شده بود، از سوی دیوان عالی پاکستان تایید شد.

نظرات بینندگان

انسانم آرزوست!!

عالمی دیگر بباید ساخت ..وز نوآدمی

رگه های اسلام داعشی و نژاد پرستی مذهبی همه جا هست.

فقط باید تاسفم بخوریم که ایا اینها انسان هستند یا .....

*       ترس من از آن نیست که دنیا به پایان برسد

ترس من از این است که دنیا بدون تغییر به حیات خود ادامه بدهد

تحمل دینی در هند را با پاکستان !!! مقایسه کنید.

ایا واقعا حیوان باهم نوعانش چنین کاری رو انجام میده؟

جهالت تا کجا ؟ سرم درد گرفت

*       داعش ها...

*       منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364185

دو کارگر دیگر پالایشگاه فجر جم در حادثه کار کشته شدند

منابع کارگری ایلنا در پالایشگاه گازی «فجر جم» در بوشهر از کشته شدن دوکارگردیگر این مجتمع صنعتی بر اثر استنشاق گاز نیتروژن خبر می‌دهند.

در حالی که هنوز بیش از ۲۰ روز از حادثهمنجر به کشته شدن یکی از کارگران این واحد پالایشگاهی به نام «عبدالـله ستاری» نمی‌گذرد، کارگران این واحد صنعتی می‌گویند که بعد از ظهرروز گذشته (۱۳ آبان) دوکارگردیگر واحد تعمیرات پالایشگاه فجر جم حین شستشوی یکی از مخازن گاز دچار گاز گرفتگی شده و جان خود را از دست دادند.

ابتدا یکی از کارگران بنام «حسین حیدری» مشغول شستشوی یکی از مخازن با گاز نیتروژن بود که به علت ازدحام گاز نیتروژن دچار گاز گرفتگی شده و بیهوش می‌شود.

کارگر دیگری بنام «محمود جعفری» که در پایین مخزن متوجه وقوع حادثه می‌شود به قصد کمک همکارش وارد مخزن می‌شود که وی نیز دچار گاز گرفتگی می‌شود.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=220107





تاریخ: چهارشنبه 14 آبان 1393
ارسال توسط امید

کشف یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های حیات

دانشمندان دانشگاه ییل یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های حیات را در جزیره ساوث لوپز واشنگتن کشف کردند.

این محققان نوعی ماده معدنی را یافته‌اند که در اثر فرآیندهای زیستی شکل گرفته است. این ماده معدنی در صخره‌هایی موجود است که 100 میلیون سال پیش 12 کیلومتر زیر سطح زمین قرار داشته‌اند.

در صورت تایید این یافته‌ها، چنین ماده‌ای در میان عمیق‌ترین نشانه‌های حیات جای خواهد گرفت که تاکنون کشف شده‌اند. این مطالعه دارای مضامینی برای حیات در جهان‌های دیگر است و همچنین نشان می‌دهد نواحی بیشتری از زمین در مقایسه با آنچه پیش‌بینی شده، زیست‌پذیر هستند.

ماده معدنی کشف‌شده، «آراگونیت» نام دارد که می‌تواند هم توسط فرآیندهای زیستی و هم فرآیندهای طبیعی شکل گیرد. با این حال، در این تحقیق، دانشمندان ترکیب خاصی از ایزوتوپ‌های کربن را یافته‌اند که نشان می‌دهد ماده مزبور دارای منشا زیستی است. این یافته‌ها نشان می‌دهد این آراگونیت از متانی نشات گرفته که توسط میکروارگانیسم‌ها تشکیل شده است.

تصور می‌شود حیات در ناحیه‌ای عمیق در زیر زمین نشات گرفته باشد یعنی جایی که دو صفحه تکتونیکی در تماس با یکدیگر قرار گرفتند. در این جا احتمالا آب در صخره‌های زیرسطحی وارد شده و طی 100 میلیون سال، این صخره‌ها به تدریج به سمت بالا آمده‌اند و اکنون در سطح زمین مشاهده می‌شوند.

چنانچه حیات در چنین اعماق زیادی دوام آورده باشد، باید دماهای بیش از 122 درجه سانتی‌گراد را تحمل کرده باشد، بنابراین فشارهای بالا احتمالا زندگی را حتی در چنین دماهای بالایی در زیر زمین ممکن ساخته است.

کشف حیات در چنین محیط‌های خشنی می‌تواند به دانشمندان در جستجوی حیات بر روی سیارات دیگر و زمین کمک کند.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/446243

این زن همه چیز را وارونه می‌بیند! 

 

«بویانا دانیلوویچ»، زن 28 ساله صربستانی به دلیل ابتلا به یک عارضه مغزی نادر، همه چیز اعم از نوشته‌های روزنامه‌ها، کتاب‌ها و تصاویر تلویزیونی و کامپیوتر را سروته می‌بیند. 

به دلیل اینکه مغز بویانا نمی‌تواند تصاویر را به‌ صورت طبیعی پردازش کند ناچار است تلویزیون و نوشته ها را سروته کند تا بتواند آن‌ها را درست ببیند یا بخواند.

این زن به اختلالی موسوم به موقعیت‌یابی فضایی دچار است که در این عارضه چشم‌ها یک تصویر را درست مشاهده می‌کنند اما احتمالا مغز جهت تصاویر را تغییر می‌دهد.

به گزارش ایسنا به نقل از ریپلی، تا پیش از این مواردی مشاهده شده بود که برخی افراد برعکس می‌نویسند اما مشاهده فردی که همه چیز را وارونه می‌بیند، پدیده نادری است.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364108

                                             جنایت برای سرقت اسپورتج!

پدر فقدانی گفت : یک دستگاه ماشین اسپورتژ به شماره انتظامی .... ایران 77 را در روزنامه آگهی کرده بودم ؛ با تماس خریداران ، در روز دوشنبه 28 مهرماه دو جوان به در منزل مراجعه کرده و پس از رؤیت خودرو ، با پرداخت 200 هزار تومان پول نقد ماشین را قولنامه کردند و قرار شد فردا صبح با آوردن یک فقره چک رمز دار ، ماشین را دریکی از دفترخانه‌ها واقع در منطقه ستارخان سند بزنیم

این مرد ادامه داد: در ساعت هشت صبح روز سه شنبه 29 مهرماه این دو جوان مجددا به در منزل مراجعه کرده و به همراه پسرم سوار ماشین شده و به سمت دفترخانه رفتند. در ساعت 08:30 به پسرم زنگ زدم که با صدای نامفهموم گفت که "در اتوبان یادگار و در حال رفتن به سمت دفترخانه هستند" و پس از آن تلفن قطع شد ؛ پس از دقایقی دوباره تماس گرفتم و اینبار گوشی پسرم را یکی از آن دو جوان جواب داد و گفت آقا ، پسرت در حال رانندگی است ؛ دیگر زنگ نزنید و گوشی قطع شد؛ پس از آن تلفن همراه پسرم خاموش شد و از آن‌زمان من دیگر هیچ خبری از پسرم ندارم".

فردی بنام "سجاد . ظ " ( متولد 1370 ) را در منطقه تهران نو شناسایی کنند ؛ تصاویر سجاد به رؤیت پدر فقدانی رسید و او نیز بلافاصله وی را به‌عنوان یکی از دو خریدار خودرو مورد شناسایی قرار داد .

با شناسایی "نیما . د" ( 25 ساله ) به عنوان دومین متهم پرونده ، تصاویر وی از بانک اطلاعات پلیس استخراج و پدر فقدانی بلافاصله پس از مشاهده تصویر وی ، او را نیز همانند سجاد مورد شناسایی قرار داد .

هر دو متهم در اظهارات بعدی عنوان داشتند که به همراه فقدانی و به بهانه رفتن به دفترخانه سوار ماشین اسپورتج شده و در بین راه و با طرح و نقشه قبلی ، اقدام به خفه کردن فقدانی کرده و پس از ارتکاب جنایت جسد را به جاده ای خاکی که به گفته آنها مسیر یک روستا در حوالی گرمسار است منتقل و در آنجا سوزانده اند .

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/364105





تاریخ: چهارشنبه 14 آبان 1393
ارسال توسط امید

باورهای نادرست درباره سرماخوردگی و آنفلونزا

استراحت، مایعات گرم و داروهایی که شدت علائم را کم می کنند اساس درمان سرماخوردگی هستند

سرما خوردگی و آنفلونزا در فصول سرد بیشتر اتفاق می افتد و هرساله مطالب بسیاری در مورد شیوه های پیشگیری از آن ها می شنویم و می خوانیم. اما آیا به تفاوت های این دو بیماری واقف هستید؟

سرما خوردگی معمولا با درد و سوزش گلو شروع می شود و با آبریزش بینی، سرفه و گاهی دفع خلط ادامه می یابد. تب ممکن است در کودکان ایجاد شود، اما معمولا در بزرگسالان رخ نمی دهد.

علائم دو تا سه روز بعد از شروع شدیدتر هستند و بعد بتدریج خفیف تر می شوند. بیماری معمولا بین پنج تا هفت روز طول می کشد اما سرفه ممکن است بیشتر ادامه پیدا کند. عامل سرماخوردگی اغلب راینوویروس (از خانواده پیکورناویروس ها) است اما ویروس های دیگر مثل کوروناویورس، آدنوویروس، ویروس پاراآنفولانزا و ویروس سین‌سیشیال تنفسی هم ممکن است باعث سرماخوردگی شوند.

به سرماخوردگی ممکن است عفونت های باکتریی اضافه شود که در این صورت علائم شدیدتر و دوره آن طولانی تر خواهد بود، در این صورت ممکن است عفونت سینوس ها (سینوزیت)، عفونت گلو (فارنژیت) یا عفونت گوش (اُتیت) ایجاد شود.

تفاوت سرماخوردگی ویروسی و میکروبی را تنها افراد متخصص مثل پزشکان می توانند تشخیص دهند و در صورتی که سرماخوردگی باکتریایی باشد، با نظر و تجویز پزشک ممکن است به آنتی بیوتیک نیاز باشد.

حدود دویست نوع ویروس سرماخوردگی ایجاد می کنند اما سه نوع ویروس باعث آنفلونزا می شوند.

اما آنفلونزا بیماری دیگری است و علائم متفاوتی دارد، چرا که ویروس هایی که باعث آن می شوند از خانواده متفاوتی هستند و نباید با سرماخوردگی اشتباه گرفته شوند. آنفلونزا معمولا توسط ویروس های خانواده ارتومیکسو ویروس ها ایجاد می شود که خود به سه دسته (َA,B,C) تقسیم می شود. تب، تعریق، سردرد، درد عضلات و مفاصل، گلو درد، احتقان بینی، عطسه و سرفه از علائم آنفلونزا است و معمولا بین دو تا هفت روز بیماری ادامه پیدا می کند.

برخی از انواع آنفلونزا مانند آنفلونزای خوکی (نوع خاصی از ویروس آنفلونزای A) ممکن است با اسهال و استفراغ همراه باشد.

باید توجه داشت که آنفلونزا می تواند در کودکان، سالمندان و کسانی که دچار مشکلات قلبی عروقی یا بیماری های تنفسی هستند، با عفونت ریه (پنومونی یا ذات‌الریه) همراه شود اما چنین حالتی در افراد سالم بندرت اتفاق می افتد. در مورد هر دوی این بیماری ها، بجز مسائلی که در مورد پیشگیری و درمانشان مطرح هست، باورهای نادرستی وجود دارد.

یکی از این باورهای نادرست، درمان آنتی بیوتیکی است که بدون آنکه تاثیری بر ویروس سرماخوردگی یا آنفلونزا داشته باشد، منجر به مشکلات بیشتری می شود.

دو نکته در مورد آنتی بیوتیک ها قابل تامل است: نکته اول اینکه آنتی بیوتیک ها برای درمان باکتری ها، برخی عفونت های قارچی و تک یاخته های انگلی موثر هستند و باید نوع و مقدار آنتی بیوتیک را پزشک بر اساس نوع عفونت تعیین کند.

در صورتی که بیماری ویروسی باشد، به هیچ عنوان نباید از آنتی بیوتیک ها استفاده کرد، چرا که آنتی بیوتیک ها به هیچ عنوان بر عفونت های ویروسی تاثیر ندارند.

سرماخوردگی و آنفلونزای ویروسی را نمی توان با آنتی بیوتیک درمان کرد و تنها راه درمان آن استراحت و مراقبت است.

دومین نکته این است که مصرف خودسرانه و بی رویه آنتی بیوتیک ها باعث ظهور پدیده ای به نام "مقاومت به آنتی بیوتیک" شده است. این پدیده بدان معناست که میکروب بعلت تماس زیاد با آنتی بیوتیک ها راه بی اثر کردن آنها را یاد می گیرند و درواقع آنتی بیوتیک ناکارآمد می شود.

سرما خوردگی و آنفلونزا عفونت دستگاه تنفسی فوقانی هستند و بیشتر علائم در این ناحیه ظاهر می شود

از دیگر باورهای نادرست در مورد سرماخوردگی و آنفلونزا این است که بسیاری گمان می کنند سرمای هوا، یا قرار گرفتن در معرض هوای سرد باعث بروز این بیماری ها می شود. درحالیکه عامل این دو بیماری ویروس است وابتلا به آن ها ارتباطی با هوای سرد ندارد. به عبارتی شما در تابستان هم می توانید دچار سرماخوردگی و آنفلونزا شوید. اما شاید پرسش این باشد که دلیل شیوع زیاد این بیماری ها در زمستان چیست؟

در پاییز و زمستان مدارس باز می شوند و کودکان در تماس نزدیک با هم هستند و این باعث افزایش خطر سرماخوردگی و آنفلونزا در کودکان و سپس انتقال آن به خانواده و شیوع آن در جامعه می شود.

از سوی دیگر، در فصل های سرد سال، مردم تمایل بیشتری به ماندن در فضاهای سرپوشیده دارند که باعث انتقال ویروس به دیگران می شود. عامل دیگر شیوع این بیماری ها در فصل های سرد، تغییرات فصلی است که باعث تغییر در رطوبت هوا می شود. بسیاری از ویروس هایی که آنفولانزا و سرماخوردگی را تولید می کنند، در هنگامی که رطوبت کم است، یعنی در فصل پاییز و زمستان، بهتر و بیشتر زنده می مانند و بیماری زا هستند. همچنین در فصل های سرد، مخاط بینی و دهان خشک تر از فصل های گرم است که می تواند در انتقال ویروس ها به بدن میزبان نقش داشته باشد.

عوامل موثر در بیماری

سن: کودکان و افراد مسن بیشتر در معرض ابتلا به سرماخوردگی و آنفلونزا هستند. علت این امر ضعیف بودن سیستم ایمنی آن ها نسبت به بزرگسالان است. به علاوه زمانی که کودکان در تماس با سایر افراد مبتلا به سرماخوردگی و آنفلونزا قرار می گیرند، دانش و توانایی کمتری برای مراقبت از خود در برابر بیماری دارند این خود عاملی برای افزایش شدت بیماری در آن هاست.

کم خوابی و استرس: کم خوابی و استرس باعت ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن می شود و فرد را بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قرار می دهد.

هر فرد بزرگسال بطور متوسط سالی دو تا چهار بار و هر کودک سالی سه تا هشت بار دچار سرماخوردگی می‌شود.

دخانیات: مصرف دخانیات مانند سیگار و قلیان -چه برای کسانی که مصرف کننده مستقیم هستند و چه برای کسانی که در معرض دود آن هستند- باعث افزایش خطر ابتلا به سرماخوردگی و آنفلونزا می شود چون سیگار سیستم ایمنی را ضعیف می کند.

به علاوه مصرف دخانیات در افرادی که دچار سرماخوردگی و آنفولانزا هستند، باعث تشدید علائمی مانند گلودرد می شود. این مشکل در مورد قلیان به علت اینکه مصرف آن بیشتر به صورت جمعی است، می تواند شدیدتر باشد.

از طرف دیگر، مصرف کنندگان دخانیات و یا کسانی که در تماس مستقیم با افراد سیگاری هستند، بیشتر در معرض خطر بیماری های ریوی مانند برونشیت و ذات الریه می باشند.

آلرژی: سرما خوردگی و آلرژی دارای علائم مشترکی مثل سوزش گلو و آبریزش بینی هستند. تاثیری که آلرژی بر روی بینی و گلو می گذارد، آن ها را بیشتر در معرض خطر سرما خوردگی و آنفلونزا قرار می دهد.

منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی





تاریخ: چهارشنبه 14 آبان 1393
ارسال توسط امید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران