روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

اقتصاد سياسي به زبان ساده(62)

درآمد ملي يعني چه؟

مجموع ارزش‌هاي توليد‌ شده هر کشوري در يک دوره يک ماهه و يا يک ساله را درآمد ملي مي‌گويند.

با رشد سرمايه‌داري وضعيت طبقه‌ي کارگر به طور نسبي و مطلق وخيم تر مي‌شود. هرچه ثروت جامعه افزايش مي يابد، سهم طبقه‌ي‌ کارگر از درآمد ملي کم‌تر شده و از سوي ديگر سهم طبقه‌ي‌ سرمايه‌دار بيش‌تر مي‌شود. به عبارت دقيق تر هرچه سهم کارگران از درآمد ملي کاهش يابد، سهم سرمايه‌داران بيش‌تر مي‌شود. مثلا" هم اکنون در کشورهاي سرمايه‌داري، يک تا دو درصد از جمعيت جامعه را طبقه صاحب سرمايه  تشکيل مي‌دهند که بيش از 80 درصد ثروت اجتماعي را در اختيار دارند. اخيرا" (ژانويه 2015) نيز اعلام شد که تا يک سال ديگر کل ثروت يک تا دو درصد صاحبان سرمايه در جهان، برابر با کل ثروت افراد تشکيل دهنده‌ي جامعه جهاني است.

 

گردش دايره‌وار سرمايه‌

در گردش دايره‌وار سرمايه‌، ابتدا سرمايه‌ به صورت پول ظاهر و نمايان مي‌شود. سپس با آن پول کالاهاي سرمايه‌اي (زمين و خط توليد‌ کارخانه)، موادخام‌ و نيروي کار خريداري و با هم ترکيب شده و کالاي جديدي توليد‌ مي‌شود که براي سرمايه‌دار داراي ارزش‌اضافي است.

سرمايه‌دار از فروش اين کالا دوباره پول به دست مي‌آورد. اما اين پول ديگر به اندازه پول اوليه نيست، بلکه بزرگ‌تر و بيش‌تر است.

بنابراين مي‌بينيم که سرمايه‌ در جريان گردش خود، از چند مرحله مي‌گذرد و به شکل‌هاي مختلف در مي‌آيد. اين مراحل به طور مختصر و ساده توضيح مي‌دهيم:

مرحله‌ي يکم: در مرحله‌ي نخست سرمايه‌ به شکل و به صورت پول نمايان مي‌شود، يعني سرمايه‌ي پولي. سرمايه‌دار با اين پول وسايل‌توليد‌ (وسايل‌کار + موضوع‌کار) و نيروي‌کار که همگي کالا هستند را خريداري مي کند.

يعني سرمايه‌دار، سرمايه‌ي پولي را به سرمايه‌ي مولد (سرمايه‌ توليد‌کننده) تبديل مي‌کند. يعني:

 

پول        سرمايه‌ي‌پولي         کالا (وسايل‌، موضوع، نيروي‌کار‌)         سرمايه‌ي مولد

 

مرحله‌ي دوم: در مرحله‌ي دوم که مرحله‌ي توليد‌ نام دارد، نيروي‌کار با وسايل‌توليد‌ ترکيب مي‌شود. يعني با نيروي‌کار کارگران کالاهاي جديدي به وجود مي‌آيد که داراي ارزش‌اضافي است. در اين مرحله‌، سرمايه‌دار، سرمايه‌ي مولد را به سرمايه‌ي کالايي (کالا شده) تبديل مي‌نمايد. يعني:

کالاي قبلي در جريان توليد‌ تبديل مي‌شود به                        کالاي جديد

سرمايه‌ي مولد در جريان توليد‌ تبديل مي‌شود به              سرمايه‌ي کالا شده

 

مرحله‌ي سوم: در سومين مرحله، که مرحله‌ي گردش کالاست، سرمايه‌دار کالاهاي جديد را مي‌فروشد و از اين طريق سرمايه‌ي کالايي را به سرمايه‌ي پولي تبديل مي‌کند. کالاي جديد به پول جديد تبديل مي شود. يعني:

سرمايه‌اي که کالا شده تبديل مي‌شود به                             سرمايه‌ي پولي.

بنابراين سرمايه‌ي صنعتي به سه شکل 1.سرمايه‌ي پولي 2.سرمايه‌ي مولد (سرمايه‌ي توليدکننده)3.سرمايه‌ي کالايي (سرمايه‌ کالا شده) ظاهر و نمايان مي‌گردد و با فروش کالاهاي مرحله‌ي سوم، دوباره به نقطه اول خود باز مي‌گردد. اما اين بار با جيب پر بيش‌تر، يعني سرمايه‌ي پولي ثانويه بيشتر از سرمايه‌ي اوليه است.

و در کاپيتال جلد دوم آمده است:

"دورپيمايي سرمايه‌ي پولي

حرکت دوراني سرمايه‌ در سه مرحله رخ مي‌دهد که بنا به شرح مجلّد يکم، رشته‌هاي زير را تشکيل مي‌دهد:

مرحله‌ي يکم: سرمايه‌دار در بازارهاي کالا و کار به عنوان خريدار ظاهر مي‌شود؛ پولش به کالا تبديل مي‌شود يا عمل گردش M-C را انجام مي‌دهد.

مرحله‌ي دوم: مصرف مولّد کالاهاي خريداري شده توسط سرمايه‌دار. او به عنوان توليدکننده‌ي سرمايه‌دار کالاها عمل مي‌کند؛ سرمايه‌اش فرآيند توليد‌ را از سر مي‌گذراند.

نتيجه کالايي است با ارزشي بيش‌تر از عناصر توليد‌ش.

مرحله‌ي سوم: سرمايه‌دار در مقام فروشنده به بازار بازمي‌گردد؛ کالايش به پول تبديل مي‌شود يا عمل گردش C-M را از سر مي‌گذراند.

[به اين ترتيب، فرمول دورپيمايي سرمايه‌ي پولي عبارتست از:M-C…P…C′-M′ که در آن نقطه‌ها نشانگرِ قطع فرايند گردش، و C′ و  M′نشانه‌ي افزايش C   و M  توسط ارزش اضافي هستند]1"

 

سود سرمايه‌داران صنعتي:

مخارج توليد‌ براي سرمايه‌داران

ارزش هر کالايي که در کارخانه توليد‌ مي‌شود، از سه جزء تشکيل مي‌يابد:

1- ارزش سرمايه‌ ثابت؛ يعني بخشي از ارزش ماشين‌ها و ساختمان‌، ارزش موادخام و مواد سوختي و غيره که در کالا نهفته است.

2- ارزش سرمايه‌ متغير؛ يعني مزدي که کارگران در ازاي انجام کارلازم مي‌گيرند.

3- ارزش‌اضافي؛ که از کاراضافي کارگران حاصل مي‌شود.

اما سرمايه‌دار فقط دو جزء اول و دوم را پرداخته است. يعني در واقع مخارج توليد‌ براي او کم‌تر از ارزش کالاي توليد‌ي، تمام شده است. يعني:

سرمايه‌ متغير + سرمايه‌ ثابت = هزينه توليد‌ کالا براي سرمايه‌دار

اما چيزي که سرمايه‌دار به دست مي‌آورد:

ارزش‌اضافي + سرمايه‌ متغير + سرمايه‌ ثابت = ارزش کالا براي سرمايه‌دار

وقتي سرمايه‌دار کالاي توليد‌ شده را به بازار عرضه مي‌کند، آن را به قيمتي که براي خودش تمام شده، نمي‌فروشد، بلکه کالا را بنا به ارزش واقعي يا قيمت واقعي آن به فروش مي‌رساند.

حال اگر هزينه توليد‌ کالا براي سرمايه‌دار را از ارزش واقعي کالا کم کنيم، آن‌چه باقي مي‌ماند، ارزش‌اضافي است که آن را سرمايه‌دار تصاحب مي‌کند. يعني:

هزينه توليد‌ کالا براي سرمايه‌دار- ارزش کالا يا هزينه واقعي کالا= ارزش‌اضافي

 

نرخ سود ميانگين يا متوسط

قبلا" نوشتيم هرچه رشد نظام سرمايه‌داري بيش‌تر شود و وسايل‌توليد‌ از نظر تکنيکي پيشرفته‌تر گردند، ترکيب ارگانيک سرمايه‌ بالاتر مي‌رود و نيروي‌کار کم‌تري جذب مي‌کند.

مثلا" فرض کنيم سرمايه‌ي ثابت فرد سرمايه‌داري که داراي ماشين‌هاي توليد‌ مجهز و پيشرفته‌ي اتومبيل سازي است، 9000 ميليون تومان و سرمايه‌ي متغيرش 1000 ميليون تومان باشد؛ حال اگر سرمايه‌دار دو برابر مزدي که به کارگران مي‌دهد از آن‌ها کار بکشد، (يعني کارلازم و کاراضافي کارگران مساوي باشد، نرخ استثمار 100% است.)، ارزش‌اضافي‌اي که عايد سرمايه‌دار مي‌شود، برابر با 1000 ميليون تومان خواهد بود؛ و نرخ سود او مي‌شود:

                  ارزش‌اضافي

100 × ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ي ثابت

           100000                   1000   

10% =ــــــــــــــ=100× ـــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

          10000             1000 + 9000

 

حال اگر سرمايه‌دار ديگري را در نظر بگيريم که داراي ماشين‌هاي توليد‌ي پارچه‌بافي و ارزان‌تر باشد، در نتيجه سرمايه‌ي ثابت سرمايه‌دار پارچه‌باف از سرمايه‌ ثابت سرمايه‌دار اتومبيل‌ساز، کم‌تر خواهد بود.

اگر سرمايه‌ي ثابت سرمايه‌دار پارچه‌باف، 800 ميليون تومان و سرمايه‌ي متغير 200 ميليون تومان باشد و اين سرمايه‌دار نيز دو برابر مزدي که به کارگران مي‌دهد از آن‌ها کار بکشد، ارزش‌اضافي 200 ميليون تومان و در نتيجه نرخ سود او 20% خواهد شد: 

                  ارزش‌اضافي

100 × ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ي ثابت

 

            20000                  200   

20% =ــــــــــــــ=100× ـــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

          1000                200 + 800

 

مي‌بينيم که سرمايه‌دار کارخانه اتومبيل‌سازي ده درصد کم‌تر از سرمايه‌دار کارخانه‌ي پارچه‌بافي سود به دست آورده است. به عبارت ديگر اين مفهوم را مي‌رساند که هرچه تکنيک کارخانه پيش‌رفته باشد ضمن اين که سرمايه‌ي متغير کم‌تر مي‌شود، سود او کاهش نمي‌يابد، اما نرخ سود او کاهش مي‌يابد. يعني سودش نسبت به پولي که سرمايه‌‌گذاري کرده است، کاهش مي‌يابد. حالا اين چه اثر اجتماعي بر جا مي‌گذارد؟

 

قيمت‌‌ توليد‌ چيست؟

قيمت‌ توليد‌ با هزينه‌ي توليد‌ فرق دارد. هزينه‌ي توليد‌ براي هر کالايي برابر است با مجموع سرمايه‌ي ثابت به اضافه‌ي سرمايه‌ي متغير. يعني:

سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ي ثابت = هزينه‌ي توليد‌ کالا

حال اگر نرخ سود را با هزينه‌ي توليد‌ جمع ببنديم، قيمت‌ توليد‌ آن کالا به دست مي‌آيد. بنابراين‌ قيمت‌ توليد‌ برابر است با:

نرخ سود + سرمايه‌ي متغير+ سرمايه‌ي ثابت = قيمت‌ توليد‌ کالا

کارل مارکس مي‌نويسد:

"بهاي جاري يک کالا هميشه يا بالاتر يا پايين‌تر از هزينه‌ي توليد آن است1."

 

گرايش نزولي نرخ سود

نرخ سود سرمايه‌دارها هميشه به سوي تنزل يعني پايين آمدن و کم شدن گرايش دارد.

قبلا" نوشتيم که کل سرمايه‌‌ي يک سرمايه‌دار برابر است با مجموع سرمايه‌ي ثابت و سرمايه‌ي متغير. يعني:

سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ ثابت = کل سرمايه‌

و نيز نوشتيم که نرخ سود از تقسيم ارزش‌اضافي‌ بر کل سرمايه‌ به دست مي‌آيد:

                                   ارزش‌اضافي

                100 * ــــــــــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

                         سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ي ثابت

يا:

                                         ارزش‌اضافي

                               100 * ــــــــــــ = نرخ سود

                                           کل سرمايه‌

رقابت در بين سرمايه‌دارها براي به دست آوردن سود بيش‌تر، همانند يک نيروي ذاتي و دروني اين نظام‌ عمل مي‌کند. بنابراين‌ هرچه سرمايه‌ بيش‌تر رشد مي کند، آن‌ها به منظور عقب نماندن از رقبا، مجبور هستند که ماشين‌هاي توليد‌ و تاسيسات خود را مدرن، بزرگ‌تر و به روزتر نمايند و در واقع مقدار سرمايه‌ي ثابت آن‌ها افزايش مي‌يابد. اما به همان اندازه، سرمايه‌ي متغير که به حقوق و دستمزد کارگران‌ اختصاص دارد، افزايش نمي‌يابد و حتا ممکن است به دليل به روز شدن ماشين‌هاي توليد،‌ به کارگران‌ کم‌تري نياز داشته باشد.

در نتيجه با توجه به فرمول نرخ سود که در بالا بيان نموديم، مقدار عددي کل سرمايه‌ که در مخرج کسر وجود دارد افزايش مي‌يابد. و از طرف ديگر مي‌دانيم که هرچه مخرج يک کسر بزرگ‌تر باشد، آن کسر کوچک‌تر مي‌شود؛ به عنوان مثال در کسرهاي ½ و ¼ ، مخرج کسر¼ بزرگ‌تر است، اما کسر ¼ از کسر ½ کوچک‌تر است.

هرچه کل سرمايه‌ بيش‌تر باشد، نرخ سود کم‌تر خواهد شد.

مثلا" فرض مي‌کنيم که کل سرمايه‌ي يک سرمايه‌دار، برابر با 500 ميليون تومان باشد؛ که 400 ميليون تومان آن سرمايه‌ي ثابت و 100 ميليون تومان آن نيز سرمايه‌ متغير را تشکيل دهد، اگر کارگران‌ دو برابر مزدي که مي‌گيرند کار انجام دهند (يعني نرخ ارزش‌اضافي‌100% باشد.) ارزش‌اضافي‌‌اي که عايد سرمايه‌دار مي‌شود برابر با 100 ميليون تومان خواهد بود. در نتيجه نرخ سود او برابر خواهد شد با 20% يعني:

                                                ارزش‌اضافي

                         100  × ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

                                 سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ي ثابت

 

 

                      100                  100

20% = 100 * ـــــــــــــ =100 ×ــــــــــــــــــ = نرخ سود

                    500           100 + 400

حالا فرض مي‌کنيم که از اين 100 ميليون تومان سود، سرمايه‌دار 5 ميليون تومان از ارزش‌اضافي‌ را براي مصرف شخصي خود و خانواده‌اش برداشت مي‌کند و 10 ميليون تومان از ارزش‌اضافي‌ را به سرمايه‌ متغير و بقيه را که 85 ميليون تومان است را به سرمايه‌ ثابت اضافه مي‌کند. (انباشت سرمايه‌) در چنين صورتي خواهيم داشت:

5 ميليون تومان براي مصرف شخصي:        95 =  5 – 100

10 ميليون تومان هم به سرمايه‌ متغير:   85 = 10 – 95

که در نتيجه؛

سرمايه‌ متغير برابر مي‌شود با: 110 = 10 + 100

يعني 100 ميليون تومان سرمايه‌ متغير قبلي با 10 ميليون تومان اضافه شده در اين مرحله براي دستمزدها که جمعا" مي‌شود 110 ميليون تومان.

و 85 ميليون تومان باقيمانده از ارزش‌اضافي‌ را به سرمايه‌ ثابت قبلي مي‌افزايد يعني:

سرمايه‌ ثابت برابر است با:   485 = 85 + 400

اکنون در اين مرحله سرمايه‌ متغير 110 ميليون تومان است، اگر کارگران‌ دو برابر مزدي که مي‌گيرند کار کنند، يعني نرخ استثمار 100% باشد، ارزش‌اضافي‌ به دست آمده برابر با 110 ميليون تومان خواهد شد، و در نتيجه نرخ سود مي‌شود:

                                                ارزش‌اضافي

                            100  × ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = نرخ سود

                                    سرمايه‌ي متغير + سرمايه‌ي ثابت

 

 

                        110                   110

18/48%=100 * ـــــــــــــ =100 ×ــــــــــــــــــ = نرخ سود

                       595            110 + 485

بنابراين‌ مي‌بينيم که چگونه نرخ سود از 20% به 18/48% تنزل کرد.

 

آيا سرمايه‌دار مي‌تواند جلوي تنزل نرخ سود را بگيرد؟

سرمايه‌دار نمي‌تواند جلوي پايين آمدن نرخ سود را بگيرد، اما مي‌تواند تا حدودي با اعمالي که به کار مي‌برد آن را خفيف‌تر کند. مواردي که سرمايه‌دار تنزل نرخ سود را خفيف مي‌کند عبارتند از:

1- يکي از راه‌هايي تخفيف تنزل نرخ سود، که سرمايه‌دارها بلافاصله به سراغ آن مي‌روند، اين است که درجه‌ي شدت‌کار را افزايش مي‌دهند. به عبارت ديگر درجه استثمار کارگران‌ را شديدتر مي‌کنند و از کارگران‌ تا آن‌جايي که مي‌توانند کار مي‌کشند.

2- اخراج گسترده کارگران‌ در دستور کار سرمايه‌دارها قرار مي‌گيرد، به‌طوري که کار کارگران‌ اخراجي به کار کارگران‌ اخراج نشده و بدون دريافت مزد تحميل مي‌شود.

3- چون لشکر ذخيره‌ي نيروي‌کار‌ افزايش مي‌يابد، سرمايه‌دارها از فرصت استفاده کرده و دستمزدها را کاهش مي‌دهند.

4- صرفه‌جويي‌کردن در سرمايه‌ ثابت از طريق کم کردن مخارج مربوط به بهداشت، سرويس حمل و نقل کارگران‌، کاهش وسايل رفاهي زندگي کارگران‌ مانند سلف‌سرويس و غيره.

اثر اجتماعي کاهش نرخ سود سبب شديدتر شدن تضاد بين کارگران‌ و سرمايه‌داران به علت عوامل فوق مي‌شود.

سير نزولي نرخ سود، هم‌چنين تضاد بين سرمايه‌داران را نيز شديد مي‌کند؛ زيرا سرمايه‌داران براي وارد کردن سرمايه‌هاي خود در صنايعي که نرخ سود بيش‌تري دارند، دست به رقابت شديد برعليه همديگر مي‌زنند. اين عمل آن‌ها نه تنها در سطح کشوري بلکه در سطح جهاني به طور گسترده‌اي رخ مي‌دهد.

وجود درگيري‌هاي سياسي کنوني (2014) بين روسيه از يک طرف و کشورهاي اروپايي و آمريکا از طرف ديگر، ريشه در تصاحب بازارهاي مناسب جهت صدور سرمايه‌ و کالاهاي خود دارد.

و نيز خبر داريم که هم اکنون شرکت‌هاي اروپايي در رقابت با يکديگر، هر کدام به طور مستقل و به سرعت، مباشران خود را به تهران فرستاده‌اند. طوري که براي مثال شرکت‌هاي ايتاليايي، فرانسوي و آلماني براي در اختيار گرفتن بازار مصرفي ايران از يکديگر سبقت مي‌گيرند. 

 و بالاخره سرمايه‌داران براي به دست آوردن نرخ سود بيش‌تر، سرمايه‌ خود را به کشورهاي عقب نگه‌داشته شده (از نظر اقتصادي و فرهنگي) مانند بنگلادش، کامبوج، ميانمار، اندونزي و غيره، صادر مي‌کنند؛ زيرا در آن‌جا دستمزد کارگران‌ فوق‌العاده پايين است. طوري که هم‌اکنون (2014) دستمزد کارگران‌ بنگلادش و کامبوج 75 يورو در ماه است در حالي که کم‌ترين مزد در اروپا، بيست برابر اين مقدار يعني حداقل 1500 يورو در ماه است.

صدور سرمايه‌ نتيجه‌ي پايين آمدن نرخ سود در يک کشور يا در يک قاره است. سرمايه‌ در به در بر روي کره‌ي زمين به دنبال سود است. در کشورهاي آسيايي و چين نرخ سود بالاتر است.

سرمايه‌داران به دو طريق سرمايه‌ صادر مي‌کنند: يکي سرمايه‌‌ي مالي يا بانکي خود را با بهره بالا به کشورهاي ديگر قرض مي‌دهند و از پول‌شان پول در مي‌آورند و مردم کشور قرض‌گيرنده تحت فشار رياضت اقتصادي قرار مي‌دهند، مانند يونان. طريقه‌ي دوم انتقال خط توليد کارخانه‌هاي خود به کشورهايي است که نيروي‌کار و مواد اوليه‌ ارزان دارند، مانند وجود شرکت آديداس در کشورهاي آسيايي.

کارل مارکس چه زيبا مي‌نويسد:

"زمان، جايگاه توسعه‌ي انسان است. انساني که فاقد زمان آزاد است، به استثناي وقفه‌هاي مادي که براي غذا و خواب مي‌گذارد، مانند حيواني بارکش است که کل زنده‌گي و کارش را براي سرمايه‌دار هَدَر مي‌دهد. او يک ماشين صرف، براي توليد ثروت با بندي شکسته و ذهني فرسوده است. کل تاريخ صنعت مدرن، نشان مي‌دهد که اگر سرمايه مهار نشود، بي‌پروا و بي رحمانه کل طبقه‌ي کارگر را به کار مي‌گيرد و به پايين‌ترين درجه‌ي پستي‌اش فرو خواد بُرد1." ادامه دارد


1-سرمايه‌/نقداقتصاد سياسي/کارل مارکس/مجلّد دوم ص137 ترجمه حسن مرتضوي/ نشرلاهيتا/ تهران 1393

1 - مارکس، کارل؛ کار مزدي و سرمايه-ارزش، قيمت و سود ص 45، ترجمه ميرجواد سيد حسيني و نفيسه نمديان‌پور، لحظه  1384

1 - مارکس، کارل؛ کار مزدي و سرمايه-ارزش، قيمت و سود ص 212، ترجمه ميرجواد سيد حسيني و نفيسه نمديان‌پور، لحظه 1384 





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

اقتصاد سياسي به زبان ساده(61)

بازتوليد‌

انسان براي اين که بتواند به زندگي خود ادامه دهد، بايد مصرف کند. اما مگر جامعه‌‌ مي‌تواند بدون توليد‌، مصرف نمايد؟ انسان‌ها هم توليد‌ و هم مصرف مي‌کنند، دوباره هم توليد‌ مي‌کنند و هم مصرف مي‌کنند. اين روند، يعني باز توليد‌ و باز مصرف، همواره در جامعه بشري بوده و نيز ادامه خواهد يافت.

در جامعه‌‌ي سرمايه‌داري، اقليتي از افراد جامعه، مالکيت وسايل‌توليد‌ را در اختيار دارند. در اين جامعه صاحبان سرمايه، نيروي‌کار کارگران را مي‌خرند و آن‌ها را مجبور مي‌کنند که بيش از دستمزدي که مي‌گيرند کار و توليد‌ نمايند؛ چون در غير اين صورت سرمايه‌دارها نمي‌توانند ارزش‌اضافي به دست آورند.

اما سرمايه‌دار با اين ارزش‌اضافي به دست آمده، چه مي‌کند؟ پاسخ اين است که او تمامي ارزش اضافه و يا بخشي از آن را به مصرف نيازهاي شخصي خود و خانواده‌اش مي‌رساند و مازاد را انباشت و براي گسترش فعاليت اقتصادي‌اش به کار مي‌برد. بنابراين در هر حالتي، سرمايه‌دار توليد‌ را متوقف نمي‌کند.

 توليد‌کنندگان، لباس، کفش، مواد غذايي و ساختماني و غيره توليد‌ مي‌کنند و آن‌ها را هم مصرف مي‌کنند. آن‌ها باز هم لباس، کفش، مواد غذايي و کالاهاي ساختماني و غيره توليد‌ مي‌کنند و به مصرف مي‌رسانند. به اين روند، بازتوليد مي‌گويند. بازتوليد دو نوع است: يکي بازتوليد ساده و ديگري بازتوليد گسترده.

 

بازتوليد ساده

در اين نوع بازتوليد، سرمايه‌دار هر چه ارزش‌اضافي به دست مي‌آورد، صرف احتياجات زندگي شخصي خود و خانواده‌اش مي‌کند. به عنوان مثال اگر فرض کنيم که شخص سرمايه‌دار يک ميليارد تومان سرمايه‌گذاري کرده است و پس از يک سال، سرمايه‌اش به يک ميليارد و دويست ميليون تومان افزايش يابد. در اين حالت 200 ميليون تومان به سرمايه‌ي او اضافه شده که از کاراضافي کارگران به دست آمده است. حال اگر سرمايه‌دار تمام ارزش‌اضافي را (200 ميليون تومان) به مصرف شخصي و ترميم وسايل توليد‌ خود برساند، در نتيجه آن‌چه برايش باقي مي‌ماند، همان يک ميليارد تومان اوليه است. سرمايه‌دار براي سال بعد مجددا" همين يک ميليارد تومان سرمايه‌ را به کار مي‌اندازد و از آن 200 ميليون تومان ارزش‌اضافي مجدد به دست مي‌آورد که باز هم تمام آن را به مصرف مي‌رساند. در اين شيوه بازتوليد ساده چيزي به سرمايه اوليه اضافه نمي‌شود و اين روند همچنان ادامه مي‌يابد. زيرا که تمام ارزش‌اضافي صرف احتياجات شخصي سرمايه‌دار و خانواده‌اش مي‌شود.

 

بازتوليد گسترده

در اين نوع بازتوليد، سرمايه‌دار بخشي از ارزش‌اضافي را به مصرف شخصي خود و خانواده‌اش مي‌رساند و بخش ديگر آن را به سرمايه‌ي اصلي‌اش افزوده تا به مصرف خريد نيروي‌کار و موادخام بيش‌تري براي بازتوليد برساند. با توجه به مثالي که در بازتوليد ساده فرض کرديم، اگر سرمايه‌دار 100 ميليون تومان از 200 ميليون تومان ارزش‌اضافي را به مصرف شخصي برساند و 100 ميليون تومان ديگر را براي توسعه‌ي بازتوليد کالاهايش به کار ببرد؛ در اين صورت 100 ميليون تومان از ارزش‌اضافي به سرمايه‌ي سابق خود افزوده و در نتيجه بخشي از ارزش‌اضافي به سرمايه‌ تبديل مي‌شود. اضافه شدن قسمتي از ارزش‌اضافي به سرمايه‌ را انباشت سرمايه‌ مي‌گويند.

کارل مارکس در کاپيتال جلد يکم مي‌نويسد:

"به کار بردن ارزش‌اضافي به عنوان سرمايه يا باز تبديل ارزش اضافه به سرمايه را انباشت سرمايه مي‌نامند1."

"اين يک داستان قديمي است: ابراهيم اسحاق را به وجود آورد، اسحاق يعقوب را به وجود آورد و غيره و غيره. سرمايه‌ي اوليه‌ي 10000 پوندي ارزش‌اضافي 2000 پوندي را به وجود مي‌آورد که به سرمايه تبديل مي‌شود. اين سرمايه جديد 2000 پوندي ارزش‌اضافي 400 پوندي را به وجود مي‌آورد که اين نيز به سرمايه تبديل مي‌شود و بنابراين، به دومين سرمايه‌ي اضافي دگرگون مي‌شود که به نوبه‌ي خود ارزش‌اضافي تازه‌اي برابر با 80 پوند توليد مي‌کند. و اين فرايند به همين شيوه ادامه مي‌يابد2."

"... و اين آن چيزي است که ايجاد سرمايه به وسيله‌ي خود سرمايه ناميده مي‌شود. ... هرچه سرمايه‌دار بيشتر انباشت کرده باشد، بيشتر مي‌تواند انباشت کند3."

اما آن‌چه براي همه‌ي‌ ما روشن است اين است که اين ارزش‌اضافي از طريق استثمار کارگران (يعني نپرداختن بهاي نيروي‌کارشان) به دست مي‌آيد. سرمايه‌ هم از اضافه شدن قسمتي از اين ارزش‌اضافي افزايش پيدا مي‌کند. نتيجه اين‌که سرمايه‌ تنها از طريق استثمار کارگران به دست مي‌آيد.

اما هدف سرمايه‌دار از انباشت سرمايه‌ چيست؟ آيا هدف او رفع نيازهاي واقعي مردم بوده و يا به دست آوردن ارزش‌اضافي بيش‌تر است؟ به تجربه‌ي روزمره زندگي خودمان دريافته‌ايم که هدف سرمايه‌دار رفع نيازهاي واقعي مردم نيست، بل‌که ارزش‌اضافي و سود بيش‌تر است. توليد ميليون‌ها تُن کالاهاي بنجل‌، همراه با تبليغات بازرگاني گسترده و ارسال آن به بازار فروش؛ تاييدي بر اين ادعاست. و يا هنگامي که براي منافع شخصي خود، محيط‌زيست را تخريب و متلاشي مي‌نمايند، هدف‌شان زندگي بهتر براي انسان‌ها و محيط طبيعي سالم نيست.

سرمايه‌دارها تشنه‌ي ارزش‌اضافي بيش‌تر هستند و تلاش  مي‌کنند که سرمايه‌شان را افزايش دهند. هرچه سرمايه‌ بيش‌تر باشد، مي‌توان هم مواد خام بيش‌تري خريد و هم کارگران زيادتري را استثمار کرد تا ارزش‌اضافي بيش‌تري به دست ‌آيد.

مبارزه براي به دست آوردن سود بيش‌تر، در بين سرمايه‌داران رقابت ايجاد مي‌کند. در اين مبارزه، سرمايه‌داران کوچک‌تر ورشکست شده و از ميدان رقابت خارج مي‌شوند. رقابت، سرمايه‌دار را مجبور مي‌نمايد براي گسترش توليد‌، تکنيک توليد‌ را بهتر کند؛ و اين راهي است که هر سرمايه‌دار براي جلوگيري از سقوط خود انتخاب مي‌کند.

 

قانون عام انباشت سرمايه‌داري

نوشتيم که تبديل قسمتي از ارزش‌اضافي به سرمايه‌، انباشتسرمايه‌ نام دارد. سرمايه‌دار براي ارزش‌اضافي حرص مي‌زند و سعي مي‌کند هرچه بيش‌تر سرمايه‌اش را افزايش دهد. اين يک قانون است. قانون عام انباشت سرمايه‌ نشان مي‌دهد که هرچه سرمايه‌ي سرمايه‌دار بيش‌تر گردد، بيکاري، رنج و فقر و ناامني شغلي براي طبقه‌ي کارگر نيز زيادتر مي‌شود.

کارل مارکس در کاپيتال جلد يکم در رابطه با قانون عام انباشت سرمايه‌ مي‌نويسد:

"هرچه ثروت اجتماعي، سرمايه‌ي دست اندر کار، گستره و نيروي رشد آن، و بنابراين هرچه تعداد مطلق پرولتاريا و بهره‌وري کار آن بيشتر باشد، ارتش ذخيره‌ي صنعتي بزرگ‌تر است. همان علت‌هايي که نيروي گسترش يابنده‌ي سرمايه را تکامل مي‌دهد، نيروي کار در دسترس را نيز تکامل مي‌دهد. بنابراين، مقدار نسبي ارتش ذخيره‌ي صنعتي با توانمندي ثروت افزايش پيدا مي‌کند. اما هرچه اين ارتش ذخيره نسبت به ارتش فعال کار بزرگ‌تر مي‌شود، اضافه جمعيت که فقر و فلاکت آن با مقدار عذاب و شکنجه‌اي که در شکل کار بايد ازسر بگذراند نسبت معکوس دارد، تثبيت‌يافته‌تر مي‌شود. سرانجام، هرچه لايه‌هاي مستمندشده‌ي طبقه‌ي کارگر و ارتش ذخيره‌ي صنعتي گسترده‌تر مي‌شوند، بينوايي رسمي بيشتر مي‌شود. اين قانون مطلق و عام انباشت سرمايه‌داري است."

"سرانجام، قانوني که پيوسته بين اضافه جمعيت نسبي، يا ارتش ذخيره‌ي صنعتي، و گستره و نيروي انباشت توازن برقرار مي‌کند، کارگر را به سرمايه‌ محکم‌تر از ميخ‌هاي هفستوس که پرومته را به صخره دوخته بود، زنجير مي‌کند. قانون يادشده مستلزم انباشت فقري متناسب با انباشت ثروت است. بنابراين، انباشت ثروت در يک قطب، در همان حال انباشت فقر، زجر و عذابِ ناشي از کار، بردگي، ناداني، خشونت و خوارشدن اخلاقي در قطب مخالف يعني در طبقه‌اي است که محصول خاص خود را به عنوان سرمايه توليد مي‌کند4."

 

ترکيب ارگانيک سرمايه‌

مي‌دانيم که کل سرمايه‌ي سرمايه‌دار از دو بخش سرمايه‌ي ثابت (ماشين‌ها، مواد خام، مواد سوختي و غيره) و سرمايه‌ي متغير (دستمزد کارگران) تشکيل مي‌شود. بنابراين هرگاه سرمايه‌دار بخواهد قسمتي از ارزش‌اضافي را به کل سرمايه‌اش اضافه کند، مجبور است بخشي از آن را به سرمايه‌ي ثابت و بخش ديگر را به سرمايه‌ي متغير اضافه نمايد.

فرض کنيم کل سرمايه‌ي سرمايه‌دار 1000 ميليون تومان مي‌باشد که 800 ميليون تومان آن را سرمايه‌ي ثابت و 200 ميليون تومان آن را سرمايه‌ي متغير تشکيل مي‌دهد. حال اگر کارگران نصف تمام مدت کار روزانه را براي خود و به جاي دستمزد، و نصف مدت کار روزانه باقي‌مانده را براي سرمايه‌دار کار کنند، (نرخ ارزش اضافي 100%) پس از يک سال علاوه بر 200 ميليون تومان دستمزدي که به کارگران‌ پرداخت نموده است مبلغ 200 ميليون تومان ديگر به دست مي‌آورد. چرا؟ چون سرمايه‌دار مزد نصف مدت کار روزانه را در يک سال به کارگران پرداخته، در حالي که کارگران‌ دو برابر مقدار کارلازم، کار انجام داده‌اند.

در اين حالت (نرخ ارزش اضافي 100%) هرگاه مزد کارلازم کارگران برابر با 200 ميليون تومان باشد، مزد کاراضافي پرداخت نشده هم 200ميليون تومان است. بنابراين‌ آن‌چه که کارگران‌ در مدت يک سال براي سرمايه‌دار توليد‌ مي‌کنند معادل 400 ميليون تومان خواهد شد. اما سرمايه‌دار از اين چهارصد ميليون تومان، 200 ميليون تومان را به عنوان دستمزد به کارگران‌ پرداخت مي‌کند و 200 ميليون تومان ديگر را تصاحب مي‌کند و يا به عبارتي به جيب خود مي‌ريزد.

اما مي‌دانيم که ارزش‌اضافي تماما" به سرمايه‌ اضافه نمي‌شود. سرمايه‌دار قسمتي از آن را براي مصرف شخصي خود و خانواده‌اش (مثلا" 100 ميليون تومان را) کنار مي‌گذارد، و بقيه را (100 ميليون تومان ديگر را) به سرمايه‌ اضافه مي‌کند.

 قبلا" فرض کرديم از 1000 ميليون تومان سرمايه‌ي سرمايه‌دار، 800 ميليون تومان سرمايه‌ي ثابت و 200 ميليون تومان را سرمايه‌ي متغير (دستمزد کارگران) تشکيل مي‌دهد. اکنون هم که سرمايه‌دار مي‌خواهد 100 ميليون تومان را به سرمايه‌اش اضافه کند، مجبور است مقدار زيادي از آن را (مثلا" 90 ميليون تومان را) به سرمايه‌ي ثابت (جهت گسترش کارخانه، خريد موادخام، خريد مواد سوختي، و ساير مخارج ديگر) بيافزايد و باقيمانده را (10 ميليون تومان را) به سرمايه‌ي متغير (جهت خريدن نيروي کار جديد) اضافه نمايد. يعني کل سرمايه‌ برابر 1100 ميليون تومان مي‌شود که سرمايه‌ي ثابت 890 ميليون تومان و سرمايه‌ي متغير برابر با 210 ميليون تومان خواهد شد.

تقسيم سرمايه‌ي ثابت بر سرمايه‌ي متغير را ترکيب ارگانيک سرمايه‌ مي‌گويند. يا نسبت سرمايه‌ي ثابت به سرمايه‌ي متغير را ترکيب ارگانيک سرمايه‌ مي‌گويند. مثلا" اگر کل سرمايه‌ 1000 ميليون تومان باشد به طوري که، سرمايه‌ ثابت 800 ميليون تومان و سرمايه‌ متغير 200 ميليون تومان باشد، ترکيب ارگانيک سرمايه‌ چنين مي‌شود: (C سرمايه‌ ثابت، V سرمايه‌ متغير)

=ترکيب ارگانيک سرمايه

 

 4        800

ــــــ =ـــــــــــــ = ترکيب ارگانيک سرمايه‌

 1         200  

يعني نسبت بين سرمايه‌ي ثابت به سرمايه‌ي متغير 4 به 1 خواهد بود. به بيان ديگر ترکيب ارگانيک سرمايه‌ در مثال فوق 4 به 1 است.

اگر کل سرمايه‌ 1100 ميليون تومان، سرمايه‌ ثابت 890 ميليون تومان و سرمايه‌ متغير 210 ميليون تومان شود، ترکيب ارگانيک سرمايه‌ چنين خواهد شد:

 

2/4        890

ــــــ =ـــــــــــــ = ترکيب ارگانيک سرمايه‌

 1         210  

در دو مثال فوق ديديم، اگر سرمايه‌ به نسبت V200 + C800 تشكيل شده باشد، تركيب ارگانيك سرمايه 4 به 1 خواهد بود. و اگر سرمايه‌ به نسبت V2100+C890 تشکيل شده باشد، تركيب ارگانيك سرمايه، 2/4 به 1 خواهد بود. تنها در اثر تغييرات تركيب‌فني سرمايه (يعني در واقع به روز کردن ماشين‌ها)، ترکيب ارگانيک سرمايه‌ تغيير مي‌يابد.

همگام با تكامل سرمايه‌داري و انباشت روزافزون سرمايه، در تركيب ارگانيك سرمايه رشد و ترقي مداومي وجود دارد. مثلا"، در صنايع تبديلي در امريكا، تركيب ارگانيك سرمايه به ترتيب در 1889 برابر 5/4 به 1 در 1939 برابر 6 به 1 و در 1955 برابر 8 به 1 بوده است.

اين رشد تركيب ارگانيك، مبين اين واقعيت است كه هرچه توليد تكامل مي‌يابد، در مقدار مواد خام، ماشين‌ها، كارافزارها و ساير تجهيزات در مقايسه با مقدار نيروي‌کار مصرف شده در توليد، افزايشي حاصل مي‌گردد. مثلا" در حالي كه تركيب ارگانيك سرمايه بدوا" 1 به 1 بوده است بعدها به 2 به 1 و سپس 3 به 1 و 4 به 1 و 5 به 1 و به همين ترتيب تغيير مي‌يابد. از آن‌جا كه تقاضا براي كار نه از روي كل سرمايه بلكه نسبت به بخش متغير آن تعيين مي‌گردد، مفهوم تنزل نسبي سرمايه‌ي متغير آن است كه نسبتي كه كارگران به آن نسبت بسوي توليد رانده مي‌شوند، كم‌تر و كم‌تر شده و از نسبت انباشت سرمايه عقب مي‌ماند.

بنابراين هرچه ارزش‌اضافي ايجاد شده، بيش‌تر باشد، انباشت سرمايه بيش‌تر و تركيب ارگانيك آن بالاتر است. هرچه انباشت سرمايه، بيش‌تر و تركيب ارگانيك آن بالاتر باشد، ميزان نيروي‌کاري كه در روند توليد جذب مي‌شود، كم‌تر است.

هر چه سرمايه‌داري بيش‌تر تكامل يابد، تركيب ارگانيك سرمايه بالاتر مي‌رود يعني حجم مواد خام، ماشين آلات و تجهيزات در كارگاه‌هاي توليدي افزايش مي‌يابد و در همين وضع منتها نه به اين سرعت، تعداد كارگران هم افزايش مي‌يابد؛ بنابراين سرمايه‌ي متغير كندتر از سرمايه‌ي ثابت رشد مي‌كند.

و اما هرچه تركيب ارگانيك سرمايه بالاتر باشد نرخ سود پايين‌تر است اما مجموع مقدار سود كاهش نمي‌يابد. كاهش نرخ سود امري است اجتناب ناپذير، همان‌طور كه افزايش تركيب ارگانيك سرمايه نيز اجتناب‌ناپذير است.

به طور ساده از مطالب بالا اين نتيجه را مي‌گيريم که هرچه سرمايه‌ بيش‌تر شود، ترکيب ارگانيک سرمايه‌ بالاتر مي‌رود و نيروي کار کم‌تري براي توليد‌ خريده مي‌شود. بدين ترتيب بخش بزرگي از مردم که هيچ‌گونه وسيله‌اي براي امرار معاش ندارند، هيچ کاري پيدا نخواهند کرد. سرمايه‌داران خواهان وجود ارتشي از بيکاران هستند. زيرا بدين وسيله به راحتي مي‌توانند هرگاه کارگران، کوچک‌ترين اعتراضي کردند، آن‌ها را تهديد به اخراج کرده  و مي‌گويند:

      "خلاصه خوب حواستان را جمع کنيد و به کارتان بچسبيد! اگر نفس‌تان در بيايد و کوچک‌ترين اعتراضي بکنيد، اخراج‌تان مي‌کنم و از اين همه کارگر بيکاري که پشت در ايستاده‌اند، چندتايي را به جاي شما استخدام مي‌کنم."

تازه از اين گذشته، سرمايه‌دار بر کارگران منت هم مي‌گذارد که استثمارشان مي‌کند:

"برويد به جان من دعا کنيد؛ من آدم خوب و دل رحمي هستم! به جان خودم قسم، دلم براي‌تان مي‌سوزد که دست‌تان را به کار بند کردم! و گرنه چيزي که فراوان است، کارگر بيکار مي‌باشد. پس تا نفس داريد کار کنيد!"

 

ادامه دار



1 - مارکس. کارل ؛ كاپيتال جلد يك ص624ترجمه حسن مرتضوي، 1386 انتشارات آگاه

2 - مارکس. کارل ؛ كاپيتال جلد يك ص626ترجمه حسن مرتضوي، 1386 انتشارات آگاه

3 - مارکس. کارل ؛ كاپيتال جلد يك ص 628  ترجمه حسن مرتضوي، 1386 انتشارات آگاه

4 - مارکس. کارل؛كاپيتال جلد يك ص691-692  ترجمه حسن مرتضوي، 1386 انتشارات آگاه





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

ما، همان جمع پراکنده . . .

موج، مي‌آمد، چون کوه و به ساحل مي‌خورد.

از دلِ تيرۀ امواج بلند آوا،
       که غريقي را در خويش فرو مي‌برد،
و غريوش را فرو مي‌کُشت،
نعره‌اي خسته و خونين، بشريت را،
به کمک مي‌طلبيد:
                         ـ « آي آدم‌ها . . .
                             آي آدم‌ها . . .»

ما شنيديم و به ياري نشتابيديم!
به خيالي که قضا،
به گماني که قدر، بر سر آن خسته، گذاري بکُند!
«دستي از غيب برون آيد و کاري بکُند»
هيچ‌يک حتي از جاي نجنبيديم!
آستين‌ها را بالا نزديم
دست آن غرقه درامواج بلا را نگرفتيم،
تا از آن مهلکه ـ شايد ـ برهانيمش،
به کناري برسانيمش! . . .

موج، مي‌آمد، چون کوه و به ساحل مي‌ريخت.
با غريوي،
            که به خاموشي مي‌پيوست.
با غريقي که در آن ورطه، به کف‌ها، به هوا،
                                 چنگ مي‌زد، مي‌آويخت . . .

ما نمي‌دانستيم
اين که در چنبر گرداب گرفتار شده‌ست،
اين نگون‌بخت که اين‌گونه نگونسار شده‌ست،
اين منم،
          اين تو،
               آن همسايه،
                           آن انسان،
                                       اين مائيم.

ما،
همان جمع پراکنده،

همان تنها،
آن تنهاهاييم!

همه خاموش نشستيم و تماشا کرديم.
آن‌صدا، اما هرگز خاموش نشد.
ـ « . . . آي آدم‌ها . . .
        «آي آدم‌ها . . .»
آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد،
آن صدا، در همه‌جا دائم، در پرواز است!
تا به دنيا دلي از هول ستم مي‌لرزد،
                     خاطري آشفته‌ست!
                     ديده‌اي گريان است،

هر کجا دست نياز بشري هست دراز؛
آن صدا درهمه آفاق طنين انداز است!

آه، اگر با دل و جان گوش کنيم،
آه، اگر وسوسه نان را يک لحظه فراموش کنيم،
«آي آدم‌ها» را
                در همه‌جا مي‌شنويم.

در پي آن‌همه خون،
که بر اين خاک چکيد،
ننگ‌مان باد اين جان!
شرم‌مان باد اين نان!
ما نشستيم و تماشا کرديم!

در شب تار جهان!
در گذرگاهي، تا اين حد ظلماني و توفاني!
در دل اين‌همه آشوب و پريشاني!
اين‌که از پاي فرو مي‌افتد،
اين‌که بر دار نگونسار شده‌ست،
اين که با مرگ در افتاده‌ست،
اين هزاران و هزاران که فرو افتادند؛
اين منم،
          اين تو،
                آن همسايه،
                             آن انسان،
                                         اين ماييم!
ما،
همان جمع پراکنده، همان تنها،  
آن تنهاهاييم!

اين‌همه موج بلا در همه جا مي‌بينيم،
«آي آدم‌ها» را مي‌شنويم،
نيک مي‌دانيم،
دستي از غيب نخواهد آمد
هيچ‌يک حتي يک‌بار نمي‌گوييم
با ستمکاري ناداني، اين‌گونه مدارا نکنيم
آستين‌ها را بالا بزنيم
دست در دست هم از پهنۀ آفاق برانيمش!

مهرباني را،
            دانايي را،  
بر بلنداي جهان،
بنشانيمش. . .!

ـ « آي آدم‌ها . . .!
موج مي‌آيد . . .»


فريدون مشيري
از مجموعۀ «مرواريد مهر»





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

پیدایش حیات، ظهور و تکامل انسان(5)

 

مرحله پنجم پیدایش حیات

ویروس‌مانندها

      کاهش تدریجی مواد غذایی آزاد، و تکامل نوکلئوپروتئین‌ها، جریان اوضاع را به صورت دیگری تغییر داد. چون مواد غذایی تدریجا" کاهش یافتند، تنازع بقا میان نوکلئوپروتئین‌ها به خاطر به دست آوردن آن‌ها، تشدید شد. از میان جهش‌هایی که قدرت تنازع را زیاد کردند ممکن است جهش مربوط به افزایش درجه همبستگی ملکول‌ها به یک‌دیگر (یا درجه چسبندگی مولکول‌ها) بوده باشد. موادآلی دارای سازمان پیچیده عموما" خاصیت چسبندگی دارند و هرکس که یک بار تخم‌مرغ، گوشت، کله‌پاچه یا سریشم را دست زده باشد به این نکته توجه یافته است. ملکول‌های جدید نوکلئوپروتئین بسیار چسبنده هستند و تغییراتی که بر اثر جهش در آن‌ها روی داده است، ممکن است که این خاصیت را به درجات گوناگون در آن‌ها تقویت کرده باشد. بنابراین، چنان‌که در بالا اشاره شد، بعضی از نخستین نوکلئوپروتئین‌ها، صاحب خاصیت چسبندگی و تولید توده‌های مولکولی شدند.

      احتمال می‌رود که این‌گونه توده‌های مولکولی توانسته باشند، به نوبه خود، قشری از مواد غذایی به دور خود جمع کنند. چنین قشری که مرکب از غذاهای آماده برای تغذیه مولکول‌های توده بود، در دسترس مولکول‌های آزاد قرار نداشت. هر جهشی که، در نتیجه تاثیر اوضاع محیط، درجه‌ی چسبندگی مولکول‌ها را زیاد می‌کرد، خود امتیازی به نفع توده‌های ملکولی بود و چنین جهش‌هایی بودند که تکامل توده‌های متنوع نوکلئوپروتئین‌ها را پیش بردند. با این روش سرانجام ویروس‌مانندها به وجود آمدند.

      در حال حاضر، ویروس‌ها توده یک‌پارچه‌ای از ملکول‌های نوکلئوپروتئین هستند که در قشر نازکی از مواد پروتئینی محصورند. تولیدمثل و جهش و تکامل ویروس‌ها وضع خاصی دارد. ویروس‌های کنونی به حدی به نخستین ویروس‌ها (ویروس‌مانندها) شباهت دارند که امکان دارد از جانشینان مستقیم آن‌ها باشند. همه‌ی ویروس‌های کنونی انگل‌اند. یعنی تنها هنگامی آثار حیاتی بروز می‌دهند که در پیکر جانوران یا گیاهان زنده دیگر به سر برند. ویروس‌ها در خارج از بدن موجودات زنده دیگر، موادشیمیایی بی‌اثری بیش نیستند و قدرت تولیدمثل ندارند.

      به‌علت زندگی انگلی‌داشتن ویروس‌های کنونی، بیش‌تر زیست‌شناسان درباره‌ی اشتقاق آن‌ها از ویروس‌مانندها مردد هستند و بر این عقیده‌اند که ویروس‌های کنونی جانشینان انحطاط یافته موجودات زنده‌ای هستند که از نظر خواص حیات پیش‌رفته‌تر از شبه ویروس‌ها بوده‌اند. ممکن است این نظر درست باشد ولی یقین نیست. گیاهان و جانورانی که میزبان ویروس‌های کنونی هستند، درست به همان‌گونه غذا در دسترس این انگل‌ها می‌گذارند که در اقیانوس غذا در دسترس ویروس‌‌مانندها قرار داشت. اگر ویروس‌مانندها را از اقیانوس محتوی غذای لازم جدا می‌ساختند، مسلما" به توده‌های شیمیایی بی‌اثر و فاقد قدرت تولید مثل تبدیل می‌شدند. درست به همان‌گونه که حیوانات کنونی میزبان ویروس‌های انگل هستند، اقیانوس‌اولیه نیز میزبان ویروس‌مانندها بود. هنگامی که اندوخته‌ی‌ غذایی اقیانوس‌اولیه کاهش یافت، ممکن است که شبه ویروس‌ها منبع غذایی دیگری در بدن موجودات زنده دست و پا کرده باشند. احتمال دارد که ویروس‌مانندهای اولیه بدین روش به سوی زندگی انگلی سوق داده شده باشند و در نتیجه از اجداد ویروس‌های کنونی به شمار می‌روند.

 

سلول

      مرحله ویروس‌مانند هنوز مرحله ظهور جان‌داران حقیقی نبود، درست به همان‌گونه که ویروس‌های کنونی در حد واسط میان جان‌داران و مواد بی‌جان قرار دارند. روش توده‌شدن مولکول‌ها که سبب پیدایش ویروس‌مانندها شد، ممکن است موجب ظهور جان‌داران حقیقی نیز شده باشد. چنان‌که نوشتیم نخستین ویروس‌مانندها عبارت بودند از توده‌ی مولکول‌های نوکلئوپروتئینی که در قشر نازکی از پروتئین محصور بودند. احتمال دارد که جان‌دار حقیقی در نتیجه‌ی جمع‌شدن مواد دیگری، علاوه بر پروتئین‌ها، به دور هسته‌ی نوکلئوپروتئینی ظاهر شده باشند. حتا ممکن است که بعضی از توده‌ها موفق شده باشند که خود را در لایه‌ی ضخیم‌تری مرکب از مواد غذایی گوناگون کانی و آلی هم‌راه مقداری آب محصور سازند. نخستین سلول ممکن است بدین روش تکوین یافته باشد: "هر سلول قطره‌ای میکروسکپی مرکب از مواد گوناگون موجود در اقیانوس‌اولیه بود که پرده‌ی نازکی آن را از خارج محدود می‌کرد و یک یا چند توده‌ی ملکولی نوکلئوپروتئین در میان داشت". بدیهی است که این سلول‌ها همه‌ی خواص ویروس‌مانندها را داشتند، یعنی می‌توانستند موادخام را از اقیانوس بگیرند و به خاطر نوکلئوپروتئین خود تولیدمثل کنند، جهش یابند و تکامل کنند. اما قرار داشتن موادشیمیایی گوناگون در اطراف توده‌ی نوکلئوپروتئینی می‌بایست قاعدتا" خواص تازه‌ای در آن‌ها به وجود آورده باشند. مجموع این خواص، چه نو، چه کهنه، در یک قطره میکروسکپی متمرکز شد و چیزی به ظهور رسانید که به نام "جان‌دار" می‌شناسیم. بدین روش و با پیدایش نخستین سلول‌ها، متجاوز از سه میلیارد سال پیش، مرز میان جان‌دار و بی‌جان پشت سر گذاشته شد، و از آن پس زمین صاحب موجوداتی شد که به راستی زنده بودند. این‌ها موجودات زنده‌ی تک سلولی بودند.

 

فعالیت‌های حیاتی سلول

      اکنون باید دید که خواص تازه‌ی این موجودات تک سلولی چه بوده است، یکی از این خواص، که اهمیت قاطعی بر سایر خواص داشت، فرایند تخمیر1 (تنفس بی‌هوازی) بود. بدین معنی که سلول می‌توانست بخشی از غذاهای درون خود را به منزله‌ی منبع انرژی به کار برد.

      چنان‌که می‌دانیم وقتی که دو ملکول A و B با هم ترکیب شوند تا مولکول سومی (B-A) به وجود آورند، دست‌کم یک اتم ملکول A به یک اتم ملکول B متصل می‌شود. این اتصال، دو ملکول A و B را به صورت ملکول بزرگ‌تر (B-A) در می‌آورد. برای وقوع چنین واکنشی، مقداری انرژی از خارج لازم است، بدین صورت:

(B-A)                                 انرژی+  A+B

      وقتی که ملکول بزرگی به دو ملکول کوچک‌تر تجزیه می‌شود، دست کم یک اتصال گسیخته می‌شود و انرژی آن آزاد می‌گردد:

 

انرژی+ A + B                                  (B-A)

 

      اگر اوضاع مناسبی در حول این تجزیه فراهم باشد، انرژی آزاد شده از گسیختن اتصال، ممکن است به کار ترکیب جدیدی بیاید. این چیزی است که در بدن موجودات زنده همواره روی می‌دهد بنابراین در نتیجه‌ی تجزیه یک ملکول به گروه‌های اتمی کوچک‌تر یا حتا با اتم‌های آزاد، مقداری از انرژی شیمیایی مولکول آزاد می‌گردد. مولکول‌های آلی، بخصوص، منابع سرشاری از انرژی شیمیایی هستند و این‌گونه مواد از اجزای سازنده‌ی سلول‌ها بوده‌اند. تجزیه‌ی شیمیایی مواد غذایی درون سلول ممکن است به تخمیر انجامیده باشد و سلول‌ها توانسته باشند از آن راه انرژی به دست آورند.

      یکی از محصولات تخمیری کربن‌دی‌اکسید (2CO) بود و در حال حاضر نیز تخمیر چنین محصولی دارد. با آغاز شدن فرایند تخمیر، کربن‌دی‌اکسید بیش‌تری تولید شد و در آب اقیانوس وارد گشت. بخشی از کربن‌دی‌اکسید در آب اقیانوس حل شد و بقیه وارد اتمسفر شد. حاصل آن‌که گازی در اتمسفر شروع به جمع شدن کرد، که قبلا" به مقدار قابلی در آن موجود نبود. چنان‌که می‌بینیم از طریق فعالیت‌های زیستی، اوضاع فیزیکی زمین شروع به تغییر کردن نمود.

      کربن‌دی‌اکسید موجود در اتمسفر، مانعی برای رسیدن اشعه‌ی پرانرژی خورشید به سطح زمین است. تجمع تدریجی این گاز در اتمسفر اولیه سبب شد که از رسیدن بعضی از اشعه‌ی پرانرژی خورشید به سطح زمین ممانعت به عمل آید.

      چنان‌که خواهیم دید، وجود کربن‌دی‌اکسید در محیط، خود به روش دیگری سبب رشد و تکامل بعدی ماده‌ی زنده شد.

      ظهور این قابلیت در سلول‌ها یعنی پیدا شدن قدرت به دست آوردن انرژی از مواد درون خود، باعث وقوع بعضی از فرایندهای انرژی‌زا شد. از این همه‌ی واکنش‌هایی که به ترکیب مواد یا مبادله‌ی اتم‌ها میان مواد یا تغییر ترتیب اتم‌های مواد می‌انجامید و پیش‌تر منحصرا" در پهنه‌ی اقیانوس‌ها صورت می‌گرفت، درون سلول انجام گردید. از این گذشته چون اجزای لازم برای واکنش‌های گوناگون همه گردهم و درون سلول فراهم بودند، به علاوه پروتئین که به منزله‌ی آنزیم برای تسریع واکنش‌ها به کار می‌رفت نیز مستقیما" در دسترس سلول بود، واکنش‌‌ها سریع‌تر و مطمئن‌تر صورت گرفتند و از آن‌جا که انرژی پیوسته در داخل سلول تولید می‌شد، واکنش‌ها بدون نیاز به تخلیه الکتریکی یا اشعه‌ی پرانرژی خورشید انجام گرفتند.

      حاصل آن‌که سلول توانست نه تنها نوکلئوپروتئین بسازد بل‌که همه‌ی مواد آلی پیچیده را نیز پس از جذب موادخام از اقیانوس، تهیه کرد. این محصولات سلولی درون آن جمع شدند و به ابعادش افزودند و به رشد سلول انجامیدند.

      سرانجام فعالیت‌های گوناگون سلولی با احتیاجات زمان و مکان، هماهنگ شد و چنان‌که بعدا" خواهیم دید، نوکلئوپروتئین‌های درون سلول، اثر مهمی در کنترل این فعالیت‌ها پیدا کردند. به علت وجود نوکلئوپروتئین‌ها و تاثیر آن‌ها در فعالیت‌های سلولی، سلول‌ها توانستند، علی‌رغم اوضاع متغیر محیط، همواره در حالت پایداری به سربرند. در حال حاضر بعضی از نوکلئوپروتئین‌های سلول، علاوه بر کارهایی که سابقا" داشتند، یعنی علاوه بر تامین رشد و تکامل سلول، به کار اداره و تنظیم فعالیت‌های سلول نیز می‌آیند. این نوکلئوپروتئین‌های نو همان ژن‌ها هستند. نوکلئوپروتئین‌های آزاد اقیانوس‌اولیه، نه تنها اخلافی (جانشینان) به صورت ویروس‌های کنونی تولید کردند بل‌که موجد (به وجود آوردن) ژن‌ها که در سلول‌های پیکر همه موجودات زنده وجود دارند، نیز شدند.

      نتیجه آن‌که سلول‌های اولیه می‌توانستند تخمیر کنند و به ترکیب کردن مواد به پردازند، رشد کنند و تقسیم شوند و حالت پایدار خود را هم‌چنان حفظ کنند. از این گذشته می‌توانستند مستقلا" تغذیه کنند و نوکلئوپروتئین‌هایی به وجود آورند که جهش و تکامل یابند. این قابلیت‌ها را برروی هم به نام آثار حیاتی می‌شناسیم.

      احتمال دارد که در هر یک از نخستین سلول‌ها، تعدادی توده‌های نوکلئوپروتئینی محتوی ژن، بیش از یکی بوده است. در اخلاف بعضی از این سلول‌ها توده‌ها پراکنده و بی‌نظم قرار گرفتند. این وضعی است که در حال حاضر در سلول‌هایی مانند باکتری‌ها که هنوز صورت اجدادی دارند دیده می‌شود. –شناخت حال کلید درک گذشته را در اختیار ما قرار می‌دهد- اجداد باکتری‌های کنونی نیز مانند اجداد ویروس‌های کنونی به درستی معلوم نیستند ولی باکتری‌های کنونی، از نظر ساختمان و فعالیت‌های حیاتی، بسیار شبیه چیزی هستند که ما نخستین سلول‌ها را بدان صورت می‌پنداریم و این نخستین سلول‌ها ممکن است اجداد باکتری‌های کنونی باشند.

      در گروه دیگری از نخستین سلول‌ها، توده‌های نوکلئوپروتئینی پراکنده باقی نماندند بل‌که به صورت سازمان واحدی به نام هسته گردهم آمدند. نخستین سلول‌های واجد هسته‌ی مستقل محتوی ژن، احتمالا" اجداد بسیاری از انواع سلول‌های کنونی بودند.

ادامه دارد



1 - تخمیر عملی است که طی آن موجود زنده مواد مختلف را تجزیه کرده و به مواد ساده‌تر تجزیه می‌کند حاصل این عمل مقداری انرژی است که جان‌دار از آن استفاده می‌کند. مهم‌ترین تخمیرها تخمیر قند است. عامل تخمیر نیز مخمر آب‌جو است. که یک جان‌دار تک سلولی است. در عمل تخمیر مواد قندی توسط مخمر آب‌جو تجزیه شده و تولید‌ انرژی و گاز کربن‌دی‌اکسید و الکل می‌نماید و موجود زنده از این انرژی برای تولید‌ ترکیبات تازه استفاده می‌کند و دیگر احتیاجی به اشعه‌ی پر انرژی خورشید ندارد. مخمر قند یا گلوکز را طبق واکنش زیر تخمیر کرده و از آن انرژی به دست می‌آورد:

             انرژی + OH5H6C2+2CO     مخمر + 6O12H6C

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۳۹۴/۰۶/۲۸ و ساعت 18:46 | نظر شما
 




تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

گردهمایی زنان بنگلادشی در شهر داکا به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان

 





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

پرموترین انسان زنده که نشانده ارتباط ژنتیکی او با اجداد گذشته بسیار دورش است.





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

عملیات فرود کاوشگر فیله بر ستاره دنباله‌دار آغاز شد

·         12 نوامبر 2014 - 21 آبان 1393

کاوشگر فیله پس از جدا شدن از روزتا سفر خود به سوی سطح دنباله‌دار را آغاز کرده است

روز چهارشنبه، ٢١ آبان (١٢ نوامبر) کاوشگر فضایی "فیله" از بدنه سفینه فضایی روزتا جدا شد و سفر هفت ساعته خود به سوی سطح ستاره دنباله‌دار موسوم به پی٦٧/چوریوموف-گراسیمنکو - چوری - را آغاز کرد.

ستاره دنباله‌دار چوری سطحی لغزنده دارد و با سرعت بسیار در حرکت است. این نخستین بار است که بشر در صدد برآمده است تا یک دستگاه تحقیقاتی را بر سطح یک ستاره دنباله دار بنشاند.

جدا شدن کاوشگر فیله از "سفینه مادر" آغاز مرحله نهایی فرود آن بر سطح ستاره دنباله‌دار است. پیشتر، مرکز کنترل زمینی سازمان فضایی اروپا در دارمشتات در آلمان گفته بود که سه مرحله از چهار مرحله فرود کاوشگر فیله بر سطح ستاره دنباله‌دار با موفقیت انجام شده و با انجام مرحله چهارم، فیله عازم سفر بیست کیلومتری خود به سوی ستاره دنباله‌دار خواهد شد.

سفینه روزتا، که کاوشگر فضایی را به فضا حمل کرده، در ماه اوت به نزدیک دنباله‌دار چوری رسید و چند هفته پیش، محل مناسب برای فرود کاوشگر را انتخاب کرد. محل فرود فیله محوطه‌ای به ابعاد ٩٠٠ در ٦٠٠ متر است و این کاوشگر، که حدود یکصد کیلوگرم وزن دارد، حامل وسایل آزمایشگایی برای اولین بررسی نزدیک سطح یک دنباله‌دار است.

پروژه پرتاب سفینه روزتا، که بیش از یک و نیم میلیارد دلار هزینه برداشته، یکی از پیچیده‌ترین و دشوارترین طرح‌های فضایی توصیف شده که از حدود بیست سال پیش آغاز شد و سرانجام ده سال پیش، سفینه روزتا و کاوشگر همراه آن به فضا پرتاب شد. از ماه اوت تا کنون، روزتا اطلاعاتی را در مورد دنباله‌دار چوری به زمین فرستاده و به کارشناسان فضایی امکان آن را هم داده است تا محل مناسب برای فرود کاوشگر را تعیین کنند.

 

مرکز کنترل زمینی گفته که مراحل قبلی فرود فیله با موفقیت انجام شده است

این دنباله‌دار با سرعت ۱۳۵ هزار کیلومتر به طرف خورشید حرکت می‌کند و در حال حاضر در فاصله ۵۵۰ میلیون کیلومتری زمین در حرکت است. به دلیل بعد مسافت، رسیدن علایم ارسالی روزتا به زمین، حدود نیم ساعت طول می‌کشد.

دنباله‌دارها یک هسته مرکزی شامل مواد منجمد و دنباله‌ای از ذرات گرد و غبار و گاز دارند. هسته مرکزی دنباله‌دار چوری به اندازه قله کوه مون‌بلان و طول دنباله آن یک میلیون کیلومتر است.

قوه جاذبه این ستاره دنباله‌دار بسیار کم است و به همین علت نیز لازم است کاوشگر فیلی پس از فرود، خود را با نوعی چنگک انفجاری به سطح دنباله‌دار متصل کند. اطلاعاتی که روزتا از اطراف و کاوشگر فیلی از سطح این ستاره دنباله‌دار می‌فرستند به پژوهشگران کمک خواهد کرد تا برای نخستین‌بار از خصوصیات یک ستاره دنباله‌دار در مسیر حرکت آن به سوی خورشید آگاهی کامل‌تری بیابند.

دنباله‌دارها از قطعات و ذرات باقیمانده از زمان تشکیل منظومه شمسی در حدود چهار و نیم میلیارد سال پیش تشکیل شده‌اند و پژوهشگران امیدوارند با مطالعه اطلاعاتی که سفینه روزتا ارسال خواهد کرد، درک بهتری از نحوه شکل‌گیری منظومه شمسی و سابقه کره زمین و احتمالا نحوه پیدایش حیات بر این سیاره به دست آورند.

دنباله‌دار چوری سرانجام از فاصله ۱۸۵ میلیون کیلومتری خورشید عبور خواهد کرد و سپس به فضای خارج از منظومه شمسی خواهد رفت.

سفینه روزتا در ماه مارس سال ۲۰۰۴ به فضا پرتاب شد و در حرکت ده‌ساله خود به سوی دنباله‌دار چوری، شش میلیارد کیلومتر مسافت را در حاشیه منظومه شمسی پیموده است.

منبع:دانش و فن بی بی سی فارسی





تاریخ: پنج‌شنبه 22 آبان 1393
ارسال توسط امید

افزایش HIV در افراد ۱۲ تا ۲۴ سال

تغییرات در الگوی مصرف مواد مخدر و رفتارهای جنسی در سال‌های اخیر آمار مبتلایان به بیماری ایدز را هم دگرگون کرده است. به طوری که ابتلا به این بیماری به دلیل اعتیاد تزریقی به سمت ابتلا بیشتر از راه ارتباط جنسی شیفت پیدا کرده است. اما اثر تغییرات اجتماعی بر سن مبتلایان نیز در آمار مشخص است.

بررسی ۳۰ ساله پس از اپیدمیHIV نشان می‌دهد که موارد ابتلا در پنج سال اخیر در محدوده سنی 12 تا 24 سال در حال افزایش بوده است.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448816

کشف جسد 11 هزار ساله‌ دو نوزاد در آلاسکا

بقایای اجساد دو نوزاد که قدمتی بالغ بر 11 هزار سال دارند در آلاسکا پیدا شد.

بقایای دو نوزاد در زیر آتشدانی در آلاسکا که پیش از این جسد سوزانده‌شده‌ی یک کودک سه ساله پیدا شده بود، کشف شد.

قدمت این اجساد به 11 هزار سال می‌رسد. یکی از این‌ها جنین بوده و دیگری چند هفته‌ای از عمرش می‌گذشته است. این آتشدان بخشی از سکونتگاه «رودخانه خورشید» است که یکی از قدیمی‌ترین مناطق باستانی آلاسکا به حساب می‌آید.

آزمایشات انجام‌شده نشان می‌دهد، فاصله‌ چندانی بین مرگ کودک سه ساله و دو نوزاد ظاهرا دوقلو وجود نداشته و کمتر از یک فصل بین مرگ‌شان فاصله بوده است.

به گزارش آرکولوژی،‌ در این آتشدان همچنین بقایای ماهی قزل‌آلا و سنجاب دیده شده که نشان‌دهنده‌ی نوع رژیم غذایی ساکنان این منطقه و دفن شدن کودکان در فصل تابستان است. سنگ‌هایی نوک‌تیز و میله‌هایی از جنس شاخ گوزن اشیایی هستند که به عنوان یادگاری در این قبرها گذاشته شده‌اند.

به گفته‌ باستانشناسانی که روی این پروژه کار می‌کنند، هدایای پس از مرگ که نوعی سلاح هستند، رفتارهای پیچیده‌ی نخستین ساکنان آمریکای شمالی نسبت به مقوله‌ی مرگ را به نمایش می‌گذارد.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/365478

هزینه زندگی ماهانه خانوار کارگری از مرز ۳ میلیون تومان گذشت

در شرایطی که قرار است در طول سال ۹۳ درآمد یک خانواده چهار نفره کارگری با احتساب مزد پایه، کمک‌هزینه مسکن، حق بن و حداکثر حق اولاد در حدود ۸۳۰ هزار تومان ثابت بماند، بررسی‌های میدانی انجام شده توسط این نهاد کارگری نشان می‌دهد که برای آبان ماه سال جاری متوسط هزینه‌های یک خانوار چهار نفره براساس قیمت‌های دولتی و آزاد از حدود ۲ میلیون و ۸۶۸ هزار تومان تا ۳ میلیون ۲۹۸ هزار تومان در تغییر است.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222678

جزئیات حادثه کشته شدن سه کارگر «پیاز کار» در مشهد

واژگونی خودرو وانت نیسان حامل زنان کارگر روز گذشته در حوالی منطقه شترک مشهد سه کشته و 18 مجروح بر جای گذاشت.

این زنان، کارگر فصلی بودند و به عنوان کشاورز در مزرعه کار می کردند و حمل و نقلشان توسط کارفرما صورت می گرفته است.

این حادثه صبح زود و در حین انتقال این کارگران به مزرعه رخ داد.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222830





تاریخ: پنج‌شنبه 22 آبان 1393
ارسال توسط امید

    مرگ راننده غلطک بر اثر سقوط به دره

بعد از ظهر روز گذشته در منطقه گازی «وراوی» واقع در شهرستان مهر (استان فارس)، یک کارگر راننده غلطک بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد.

حوالی ساعت ۲ بعدازظهر روز دوشنبه (۱۹ آبان) «محمد رحیمی» که به واسطه شرکت پیمانکاری «زیباسازان لارستان» در منطقه عملیاتی پارسیان و در حوزه میدان گازی وراوی رانندگی غلطک را برعهده داشت در حین انجام کار دچار حادثه می‌شود.

در زمان این حادثه راننده حادثه دیده مشغول غلطک کاری جاده ارتباطی بین چاه شماره ۱۲ و دکل حفاری شمال بود که به دلیل انحراف خودروی غلطک در شیب تند مسیر همراه با غلطک در داخل درهّ سقوط می‌کند.
منطقه گازی عملیاتی پارسیان دارای چهار میدان فعال عملیاتی «تابناک»، «هما»، «وراوی» و «شانول» است و این میدان در مجاورت شهرهای «لامرد» و «خنج» قرار دارد.

همچنین میدان گازی وراوی که یکی از میدان‌های فعال منطقه پارسیان محسوب می‌شود در شهرستان مهر و در ۳۰ کیلومتری شرق شهرستان لامرد قرار دارد.

در این میدان که بهره برداری از آن در اواخر سال ۸۵ شروع شده است تاکنون ۱۲ حلقه چاه حفاری شده‌است.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222220

واکنش کارگران پتروشیمی کارون به خبر مرگ همکارشان

برخی کارگران این مجتمع مدعی شدند که علت این حادثه به قطع نشدن جریان برق مربوط می‌شود.

آنزمان منابع کارگری ایلنا گفتند که در هنگام حادثه کارگر متوفی همراه ناظر فنی و دستیار ناظر فنی در اتاق پست برق (substation transformer) حضور داشت که بر اثر میدان مغناطیسی ۳۳ هزار ولتی یکی از ترانسفورماتور‌ها براثر سوختگی ناشی از برق‌گرفتگی فوت می‌کند.

در شرایطی که ارتفاع تابلو برق حتی به یک و نیم متر هم نمی‌رسد، دو قسمت فوقانی و تحتانی تنها در فاصله ۱۵ سانتی‌م‌تر یکدیگر قراردارند.

این کارگران بایادآوری اینکه میدان مغناطیسی جریان ۳۳ هزار ولتی تابلوبرق به مراتب بیش از فاصله ۱۵ سانتی میان قسمت برق دار و بدون برق تابلو برق است، ادامه می‌دهند: در این شرایط وقتی جریان برق برقرار باشد هر شئی حتی دست یک کارگر ماهر نیز ممکن است جذب میدان مغناطیسی شود و بنابراین در زمان حادثه می‌بایست جریان برق تابلو برق قطع می‌شد.

وقتی اثر تقریبی میدان مغناطیسی هرکیلو ولت جریان برق تا حدود ۲۰ سانتی‌م‌تر هم برآورد می‌شود می‌توان تصور کرد که وسعت یک میدان ۳۳ هزار ولتی تا چه اندازه‌ای گسترده خواهد بود.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=222134

بیکاری ۲۵ کارگر پس از یک هفته کار در فولاد آستارا

کارخانه فولاد آستارا پس از یک هفته تولید میلگرد تعطیل شد.

با تعطیلی این کارخانه ۲۵ نفر از کارگران که با قرارداد مستقیم در آن مشغول به فعالیت بودند، بیکار شدند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221818

دو کارگر اخراجی «شیشه آبگینه» به کار بازگشتند

دو کارگر اخراجی کارخانه «شیشه آبگینه» که در تاریخ ۴ آبان ماه جاری به اتهام پیگیری مطالبات همکارانشان اخراج شده بودند، با تماس مسئول اداری کارخانه به کار خود بازگشتند.

در پی اخراج آقایان «حسین فلاح» و «منوچهر افشار» که به عنوان نماینده پی‌گیر مطالبات معوقه ۳ ماهه گذشته کارگران و همچنین بلاتکلیفی در وضعیت تولید در این واحد تولیدی بودند، مسئول اداری کارخانه به نیابت از کارفرما از این دو کارگر خواست به کار خود بازگردند.

این منابع خبری گفته‌اند که دو کارگر اخراجی هر کدام ۲۲ سال سابقه کار در کارخانه شیشه آبگینه را دارند، پس از اخراج در خردادماه سال جاریشکایتی را در اداره کار شهرستان البرز مطرح کرده‌اند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=221784

کشف فسیل هیولای ۲۰۰ میلیون ساله

باستان‌شناسان امریکا فسیل شگفت‌انگیزی از یک جاندار دوزیست دریایی را در کالیفرنیا یافته‌اند

  

به عقیده محققان، این ماهی - خزنده قابلیت زندگی در دریا و خشکی را داشت که همچون یک هیولای دریایی است.به عقیده دانشمندان، این هیولای دریایی دوزیست در دوره ژوراسیک بین 150 تا 200 میلیون سال پیش می‌زیسته است.طول بدن حیوان حدود 20 متر بوده و ابعادی به اندازه یک تریلر داشته است.

دیرینه‌شناسان می‌گویند حیوان موجودی شبیه ماهی - نهنگ با شکل بسیار متمایز بوده که می‌توانسته در خشکی هم زندگی کند.«ریوسوک موتانی» از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: هنگامی که برای نخستین‌بار به فسیل این هیولا برخورد کردم، بسیار شگفت‌زده شدم، سازگاری بدنش با خشکی و دریا باورنکردنی بود.

شکل پوزه بسیار کوتاه آن نشان می‌دهد که برای شکار ماهی‌های مرکب و دیگر ماهی‌ها بسیار ماهر بوده است.شکل بدن و باله‌های حیوان نشان می‌دهد هنگام شنا بسیار سریع نبوده و بیشتر از ماهی‌های مرکب و میگوها تغذیه می‌کرده.شکل حیوان شبیه یک ماهی غول‌پیکر و یک خزنده بوده که قابلیت حیوان را در خشکی و دریا برای زندگی نشان می‌دهد.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/448499





تاریخ: پنج‌شنبه 22 آبان 1393
ارسال توسط امید

   ده نکته ای که ممکن است در مورد خنده ندانید

اولین بار که به عنوان یک کمدین روی صحنه رفتم تنها نکته کاملا مشخصی که بعد از اجرای برنامه در ذهن من وجود داشت این بود: "دوست دارم خیلی زود دوباره این کار را انجام بدم و بهتر انجام بدم."

چرا خندیدن اینقدر لذت بخش است؟

به عنوان یک روانشناس باید بگویم که پاسخ به این سوال تا حدی گیج کننده است چون تقریبا همه نکاتی که ما در مورد خنده می دانیم نادرست هستند.

بنابراین به این ده نکته در مورد خنده که احتمالا شما نمی دانستید دقت کنید.

۱- موشها غلغلکی هستند

 

خنده موشها اولین بار توسط یک روانشناس به نام جک پانکسپ در دهه نود میلادی کشف شد

او با غلغلک دادن موشها آنها را به خنده می انداخت هر چند برای شنیدن صدای زیر خنده موشها به یک وسیله ویژه نیاز داشت

اگر می خواهید یک موش را در حال خندیدن ببینید کافی است آن را غلغلک بدهید. موشها، شامپانزه ها و سگ ها می خندند. اما موشها به جوک و لطیفه نمی خندند. آن ها موقع بازی می خندند، درست مثل انسانها، و به این شکل نشان می دهند که خوشحالند و می خواهند رابطه با دیگران را تقویت کنند.

موشهایی که بیشتر بازی می کنند بیشتر می خندند و آنهایی که بیشتر می خندند ترجیح می دهند که با موشهای دیگری باشند که بیشتر می خندند.

این شواهد نشان می دهد که خندیدن انسان نیز از واکنش های صوتی در حین بازی تکامل یافته است. این نوع رفتار را در بسیاری از گونه های پستانداران می بینیم.

در مورد انسانها، خنده به یک وسیله مهم در ابراز احساسات بدل شده و در روشها و شیوه های مختلفی از ارتباط گیری با دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال حتی در شیوه های نوشتاری و یا علائم مرسوم در ابزارهای رسانه ای مدرن (مثل پیامک) لبخند و خنده اشکال ویژه خود را دارند.

۲- خندیدن لزوما به جوک و لطیفه ربط ندارد

اگر از افراد بالغ بپرسید چه چیزهایی بیشتر از همه آنها را به خنده می اندازد در پاسخ خواهند گفت جوک و طنز. ولی این دریافت اشتباه است.

 

علم "خنده شناسی" به ما می گوید که خنده بیشتر با رفتار جمعی و گروهی ما انسانها ارتباط دارد تا با جوک و لطیفه

رابرت پروواین یک روانشناس از داشنگاه مریلند آمریکا این موضوع را کشف کرده که ما هنگام صحبت با دوستان خود بیش از هر وقت دیگری می خندیم. درحقیقت امکان خندیدن ما به هر موضوع و نکته ای زمانی که در جمع دوستان هستیم ۳۰ برابر می شود.

نکته جالب این است که موضوع اکثر مکالمه های ما با دوستانمان جوک و لطیفه نیست بلکه به حرفها و یا نکته هایی می خندیم که به خودی خود ممکن است اصطلاحا بامزه و خنده دار نباشند. در نتیجه باید گفت که در این موارد خنده و خندیدن یک شکل از ارتباط گیری است و نه یک نوع واکنش.

علم "خنده شناسی" به ما می گوید که خنده بیشتر با رفتار جمعی و گروهی ما انسانها ارتباط دارد تا با جوک و لطیفه و از طریق خندیدن ما به دیگران نشان می دهیم که به آنها علاقمندیم و آنها را درک می کنیم.

۳- مغز انسان می تواند خنده واقعی و ناخودآگاه را از خنده عمدی و ساختگی تشخیص دهد.

ما در آزمایشگاه تاثیر خنده را روی مغز انسان بررسی کرده و تاثیر خنده ساختگی را با خنده واقعی مقایسه کردیم. نه تنها مغز انسان خیلی سریع تفاوت را درک می کند بلکه شنیدن صدای خنده ساختگی باعث می شود که فعالیت ها در بخشی که به آن پوسته داخلی مغز میانی می گوئیم افزایش یابد. کار این بخش از مغز انسان درک احساسات دیگران است.

این نشان می دهد که مغز ما انسان ها حتی در حالتی که چنین فرمانی را دریافت نکرده، به محض شنیدن صدای خنده ساختگی به شکل خودکار تلاش می کند احساس آن فرد را بشناسد.

۴- خنده مسری است

 

تصویربرداری از مغز داوطلبان در آزمایشگاه در عین حال نشان می دهد که خنده مسری و واگیر دار است. حتی در لحظاتی که یک فرد زیر دستگاه عکسبرداری و اسکن مغزی است که اصلا خنده دار نیست، به محض شنیدن صدای خنده با تغییر دادن حالت عضلات صورت خود می کوشد به این موج خنده بپیوندد.

هر چقدر که واکنش یک فرد به خنده دیگران فعالتر باشد و یا به زبانی دیگر سرایت خنده به او قوی تر باشد، بهتر می تواند یک خنده ناخودآگاه را از یک خنده عمدی و ساختگی تمایز دهد.

این نشان می دهد که پیوستن به موج خنده فراتر از حالت مسری این عمل است و ممکن است در عین حال به این دلیل باشد که ما با پیوستن به خنده دیگران می خواهیم دلیل آن را بهتر بشناسیم.

۵- آشنایان شما بامزه تر هستند

 

برای سوزاندن کالری موجود در یک بسته چیپس باید سه ساعت به طور مداوم خندید

خنده باعث خنده بیشتر می شود و به همین خاطر است که در بسیاری از برنامه های کمدی که به صورت زنده روی صحنه اجرا می شوند، همیشه یک مجری اصلی در بین برنامه هر کمدین سعی می کند جمعیت را حسابی بخنداند و آنها را برای لطیفه های کمدین بعدی آماده کند.

ولی آشنا بودن با افراد و انتظارات ما از ملاقات و رابطه با آنها هنوز هم مهمترین عامل در خندیدن ماست. به عنوان مثال اکثر مردم اگر یک لطیفه واحد را از زبان یک کمدین مشهورتر بشنوند احساس می کنند که خنده دار تر است.

۶- خنده و خندیدن شما را سالم تر نمی کند

مطالبی که روی اینترنت منتشر می شوند پر از ادعاهایی است که می گوید خندیدن برای سلامتی شما عالی است.

متاسفانه چنین چیزی حقیقت ندارد. هر چند خندیدن مثلا از دویدن کالری بیشتری مصرف می کند و هر چند خندیدن باعث می شود که میزان مصرف انرژی بدن و ضربان قلب ما حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش یابد، اما باید در نظر داشت که این تاثیر بسیار محدود است. به عنوان نمونه حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه خندیدن ممکن است ۱۰ تا ۴۰ کالری را بسوزاند. برای سوزاندن کالری موجود در یک بسته چیپس شما باید سه ساعت مداوم بخندید.

۷- خندیدن باعث می شود که روابط ما با دیگران تقویت و طولانی تر شود

 

پروفسور باب لونسون از اساتید روانشناسی دانشگاه برکلی در آمریکا در جریان یک پژوهش از یک گروه زوجهای داوطلب خواست که در مورد نکات یا عادات زوج خود که آنها را آزار می دهد بحث و گفتگو کنند.

نتایج این پژوهش نشان داد زوج هایی که بیشتر می خندند و لبخند می زنند در مجموع از رابطه خود احساس رضایت بیشتری داشتند و رابطه آنها مدت بیشتری دوام می آورد.

این نشان می دهد که خنده در حقیقت یک احساس و یک نوع بیان احساسی است و با استفاده بیشتر از آن در روابط عاطفی و نزدیک می توانیم احساس رضایت و خوشنودی بیشتری داشته باشیم.

خنده و خندیدن برای لذت بردن از لحظات و اوقات خوش ضروری است. ولی در مواقعی که شرایط باعث می شود ما احساس خوبی نداشته باشیم نقش خنده بسیار مهم تر می شود.

به خاطر دارم که درست قبل از مراسم خاکسپاری پدرم من یک نکته خنده دار به مادرم گفتم تا او را بخندانم و قبل از شروع مراسم کمی به او روحیه بدهم . و این شیوه بسیار موثر واقع شد.

خنده و خندیدن به ما کمک می کند که نه تنها درجه سلامتی دیگران بلکه رابطه بین افراد دیگر را بسنجیم. در حقیقت وسیله ای برای سنجیدن روابط اجتماعی و تاثیراتی است که این روابط روی ما می گذارند.

۸- خنده و خندیدن وقت مناسب می طلبد

 

معمولا در مکالمات معمولی مردم به نوعی خنده خود را تنظیم می کنند تا در پایان جمله اتفاق بیافتد. حتی کسانی که با زبان علائم ارتباط برقرار می کنند همین روش را به کار می گیرند با وجودیکه اگر بخواهند می توانند در سراسر گفتگوی "بی صدای" خود بخندند.

اینکه کمدین ها چگونه می توانند زمان دقیق گفتن لطیفه های خود را در طول اجرای یک برنامه زنده تنظیم کنند همیشه من را به حیرت وا داشته است.

پیچارد مک لین یک کمدین که در عین حال کمدی آموزش می دهد در این مورد می گوید:"رفتن روی صحنه و جلوی خنده خود را گرفتن آن هم درست در لحظاتی که همه تماشاچیان دارند می خندند، مستلزم اعتماد به نفس و کنترل بسیار زیادی است. و اینکه پس از یک موج خنده تماشاچیان دقیقا در چه زمانی می توان دوباره سر صحبت را بازکرد یک نکته بسیار ظریفی است. از یک طرف نباید با حرف زدن خنده جمعیت را مختل کرد ولی در عین حال نباید زیادی صبر کرد که فضای تالار سرد شود."

۹- خنده و خندیدن جذاب است

 

یک پژوهشی که در مورد آگهی های زوج یابی انجام شده نشان می دهد که هم زنان و هم مردان در توصیف شخصیت خود بیشتر از شغل، میزان شعور اجتماعی، طرز رفتار و حتی تمایل جنسی بر داشتن روحیه ای شوخ تاکید می کنند.

آیا واقعا می توان با خنده کسی را عاشق خود کرد؟ یک پژوهشی که در مورد آگهی های زوج یابی انجام شده نشان می دهد که هم زنان و هم مردان در توصیف شخصیت خود بیشتر از شغل، میزان شعور اجتماعی، طرز رفتار و حتی تمایل جنسی بر داشتن روحیه ای شوخ تاکید می کنند.

یک پژوهش دیگر نشان داده است که اگر غریبه ها به لطیفه ما بخندند برای ما بسیار جذاب خواهد بود.

۱۰- برخی چیزها بدون تردید شما را به خنده می اندازد

هیچ کمدینی تا کنون لطیفه ای نساخته است که بتواند هر فردی از هر فرهنگ و یا از هر گروه سنی را بخنداند. ولی هنگام انجام پژوهش در آزمایشگاه من متوجه شدم که برخی چیزها بیشتر از سایرین باعث خنده مردم می شود. یکی از بهترین ابزارها برای خنداندن مردم نشان دادن فیلم مربوط به واکنش های افراد در لحظاتی است که خندیدن می تواند کار نامناسبی تلقی شود و سعی می کنند به زور جلوی خنده خود را بگیرند.

منبع: بی بی سی فارسی





تاریخ: دوشنبه 19 آبان 1393
ارسال توسط امید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران