روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

جمع‌آوری دی‌ان‌ای جانوران در حال انقراض در «کشتی یخ‌زده»

۱۳۹۴/۰۹/۰۴

گروهی از دانشمندان بریتانیایی دی ان ای موجودات در حال انقراض را جمع آوری و از آنها محافظت می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این پروژه که «کشتی یخ زده» نام دارد، تلاش می‌کند قبل از آنچه دانشمندان «انقراض عظیم ششم» می‌نامند، نمونه‌های دی ان ای جانوران کمیباب و در حال انقراض را محافظت کند. این نام‌گذاری  الهام گرفته از کشتی نوح است.

جان آمور، استاد دانشگاه ناتینگهام که این پروژه در آنجا انجام می‌شود می‌گوید: «بسیاری از گونه‌های جانوری حتی قبل از اینکه ما شناسایی‌شان کنیم منقرض خواهند شد.» به گفته آمور قصد این پروژه دستیابی و محافظت به اطلاعات ژنتیک این گونه‌ها برای نسل بعد است قبل از آنکه دیگر خیلی دیر شود.

این پروژه که کلید آن ده سال قبل توسط یک زن و شوهر دانشمند بریتانیایی به نام‌های دریان کلارک و آن کلارک زده شد، حالا در ۲۲ نقطه جهان فعال است و توانسته قریب به ۴۸ هزار نمونه دی ان ای از ۵ هزار و پانصد گونه مختلف جانوری را گردآوری کند.

در دانشگاه ناتینگهام، ۷۰۵ نمونه دی ان ای در کارت‌های مخصوصی در دمای معمولی و بقیه نمونه‌ها در فضای مخصوصی با دمای هشتاد درجه زیر صفر نگه داری می‌شوند. دی ان ای ببر سیبریایی و پلنگ آمور نیز در این مجموعه نگهدای می‌شوند. گونه‌هایی که در آستانه انقراض هستند.

البته بسیاری از محققان عرصه حفظ محیط زیست، این پروژه را شکست‌خورده می‌نامند. دکتر اد لویی یکی از متولیان این پروژه است می‌گوید: آنها (مخالفان این طرح) می‌گویند که همه تلاش ما باید در جهت حفظ گونه‌های در حال انقراض باشد. واقعیت این است که این حرف غیرممکن و غیر عملی است. ما (در پروژه کشتی یخ زده) قصد نداریم جای تلاش‌های حامیان و حافظان محیط زیست و جانوران در حال انقراض را بگیریم. این پروژه یک پشتیبان دوم است. امیدواریم این پروژه بتواند میراث ژنتیکی گونه‌ها را نجات دهد.

پروژه کشتی یخ زده، از طرحی برای نجات یک نوع حلزون در حال انقراض شروع شد. وقتی طرح با موفقیت انجام شد و برایان و آن کلارک توانستند گونه در حال انقراض را  نجات دهند، به این فکر افتادند که چرا برای بقیه جانوران در حال انقراض چنین طرحی را پیاده نکنند.

سرعت انقراض گونه‌های مختلف جانوری به حدی زیاد است که گروهی از دانشمندان عقیده دارند «انقراض عظیم ششم» در پیش‌روی کره زمین است. آخرین انقراض ۶۵ میلیون سال قبل رخ داد و منجر به از بین رفتن دایناسورها از سطح کره زمین شده بود.

منبع: دانش و فن فارسی RF

سهم و مسئولیت ایران در گرمایش زمین

برای سنجش سهم هر کشور در گرم کردن زمین و تعهدش به کاهش سهم خود، اعداد و ارقام همه چیز را روشن می کند.

ایران جزو آخرین کشورهای جهان بود که طرح داوطلبانه خود را برای کاستن از تولید گازهای مضر در هوا اعلام کرد.

طبق این طرح که در آستانه اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی در پاریس ارائه شده، ایران وعده داده است که تا ۱۵ سال آینده ۴% از تولید گازهای مضر بکاهد.

اعلام طرح های داوطلبانه کشورها کمک می کند که در سند نهایی اجلاس پاریس تعهدات همه کشورها هماهنگ و گنجانده شود.

خطر گرمایش زمین

جهان با خطر بزرگی به اسم گرمایش زمین روبرست که هدف اجلاس پاریس تلاشی دیگر برای آهسته کردن روند این گرمایش است.

بشر سال گذشته بالغ بر ۴۵ هزار میلیارد کیلوگرم گازهای آلاینده وارد جو زمین کرده است.

این گازها مقداری خطرناکی از حرارت خورشید را در جو زمین نگه می دارند و آب و هوا را گرم تر و گرم تر می کنند.

دانشمندان تقریبا هم نظر هستند که اگر حرارت زمین بیش از دو درجه سانتیگراد بالاتر برود جهان، آینده پر خطری در پیش دارد.

سهم ایران

سهم ایران در آلودگی جو زمین اندک است. یک و نیم درصد گازهای مضر گلخانه ای در جهان را ایران تولید می کند.

سهم کشورهایی مثل عربستان و کانادا و مکزیک در آلایندگی و گرمایش زمین تقریبا اندازه سهم ایران است هر چند ایران بیشترین افزایش را در تولید گازهای مضر شاهد بوده.

اما برای ایران مانند خیلی از کشورهای رو به توسعه که نیازمند رشد اقتصادهای خود هستند، کاستن از سهمی یک و نیم درصدی اولویت ندارد.

ایران تازه خود را آماده رفع تحریم ها و سرمایه گذاری های هنگفت در صنعت نفت و گاز می کند و نیاز به درآمدهای حاصل آن دارد.

ایران در طرح داوطلبانه خود این موضوع را به صراحت گفته و تاکید کرده که تعهداتش هیچ الزامی برای آن کشور ایجاد نمی کند.

طرح سه صفحه ایران برای ایفا تعهداتش -که پیداست سردستی تهیه شده-، مملو است از اشاره های مستقیم و غیر مستقیم به تحریم های "ناعادلانه".

ایران می گوید اگر تحریم ها رفع شود و ایران بتواند منابع مالی و فناوری های بیشتری دریافت کند شاید بتواند تا ۱۲% از سهم خود در آلایندگی زمین بکاهد.

دعوای فقیر و غنی

البته ایران تنها کشوری نیست که می گوید برای کمک به مقابله با گرمایش زمین نیازمند پول و فن آوری های کشورهای پیشرفته است.

کشورهای پیشرفته همواره در مظان این اتهام هستند که با بهره گیری از سوخت های فسیلی پیشرفت کردند ولی حالا از کشورهای فقیر که از همه نسبت به گرمایش زمین آسیب پذیرترند، می خواهند که دست از اقتصاد فسیلی بردارند.

کشورهای فقیر مبالغی بسیار بیشتر از صد میلیارد دلاری که وعده آن داده شده برای دست برداشتن از سوخت های فسیلی مطالبه می کنند.

البته که فقط گام های موثر آمریکا و چین و اتحادیه اروپا که به ترتیب ۱۵، ۲۴ و ۱۰ درصد آلاینده های جهان را تولید می کنند می تواند برای نجات بشر راهگشا باشد.

گازهای گلخانه ای که آمریکا تعهدات داده تا ۱۵ سال آینده بکاهد – ۸۵۰ میلیون تن - از کل میزان گازهای گلخانه ای که اقتصاد ایران تولید می کند بیشتر است.

با این حال برای دست روی دست گذاشتن کشورهای فقیر و رو به توسعه، این نمی تواند توجیهی اخلاقی باشد.

مقصر گرماش زمین هر که باشد، دود میلیاردها تن گاز مضر در هوا بیشتر از همه به چشم کشورهای فقیر و رو به توسعه می رود.

ایران در طرح داوطلبانه خود یادآوری کرده که گرمایش زمین به طور مستقیم و غیر مستقیم باعث کاهش محصولات کشاورزی، افزایش گرما و گسترش بیماری، ریز گردها، آلودگی هوا و از میان رفتن تنوع زیست محیطی در این کشور شده است.

منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی

راکت فضایی یک شرکت خصوصی سالم به زمین نشست

  • 25نوامبر 2015 - 04 آذر 1394

هدف از این آزمایش ها بردن علاقه‌مندان به بالاتر از اتمسفر زمین است که بی وزنی در آن تجربه می شود.

فضاپیمای شرکت "بلو اوریجین" روز دوشنبه بدون سرنشین از غرب تگزاس پرتاب شد.

شرکت آقای بزوس گفت که هر دو قسمت تشکیل دهنده "نیو شپرد" - هم کپسول و هم واحد پیشران - به سلامت به زمین نشستند.

در اولین پرتاب آزمایشی این وسیله در ماه آوریل، واحد پیشران - یعنی راکت - به علت نقص هیدرولیکی هنگام بازگشت نابود شد.

نیو شپرد ظرفیت حمل شش نفر به ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری را دارد و در پرتاب دوشنبه از این حد کمی بالاتر رفت.

واحد پیشراننده آن برای پرتاب و فرود عمودی طراحی شده تا دوباره قابل استفاده باشد.

پس از پرواز آزمایشی این وسیله به فاصله ۱.۴ متر از سکوی پرتاب فرود آمد که یک دستاور مهم فنی به حساب می آید.

کپسول حمل مسافران در ارتفاع بالا از واحد پیشراننده جدا می شود و با شتاب موجود به فضا می رسد و بعد با کمک چترهایی به زمین برمی گردد. این کپسول هم مجددا قابل استفاده است.

انتظار می رود که نیو شپرد پس از طی مراحل آزمایشی ابتدا برای مقاصد علمی به کار گرفته شود. این پروازهای بدون سرنشین ممکن است سال آینده شروع شود.

هم اکنون دو شرکت دیگر ویرجین گالاکتیک و اکسکور هم برای ساخت سیستم های مسافربری به فضا کوشش می کنند.

فرق آنها این است که از فضاپیماهایی که مثل هواپیما بلند می شود و فرود می آید استفاده می کنند.

شرکت بلو اوریجین متعلق به جف بزوس اخیرا چند پروژه عمده فضایی را اعلام کرده است. از جمله موتورهای نسل بعدی موشک هایی که کاوشگرها را راهی سیارات می کنند یا ماهواره های امنیتی آمریکا را به فضا می فرستند را خواهد ساخت.

منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی

 فروش دایناسوری که ۱۵۰ میلیون سال سن دارد

به گزارش خبرآنلاین، از 150 تا 155 میلیون سال سن دارد و اولین دایناسوری است که در چنین شرایط خوبی پیدا شده است. اما این فسیل جوان چقدر ارزش دارد؟!
باستان شناسان جواب این سوال را امروز که این آلوزاروس فوق العاده و نادر به زیر چکش حراج می رود خواهند فهمید.

این دایناسور 270 سانتی متری در وایومینگ پیدا شد و به او اسم مستعار «آل جوان» داده شد و دومین آلوزاروس نوجوانی است که تاکنون پیدا شده.
مدیر حراج در این رابطه گفت: این زمان بسیار هیجان انگیز ولی عصبی کننده برای ما است. اولین گونه آلوزاروس فقط چند قطعه استخوان بود ولی این با اختلاف کامل ترین گونه است.
این دایناسور جوان توسط یک شکارچی فسیل پیدا شد، او علاقه ای ندارد که نامش فاش شود. او این فسیل را در منطقه ای که در آن فسیل های زیادی وجود دارد پیدا کرد. با وجود قیمت سنگین، فرد گمنام بعید است از این کاوش سودی ببرد.
مدیر حراج در این رابطه گفت: اگر شما می خواهید سودی ببرید، نباید یک جستجو گر فسیل شوید. 
کارشناسان می گوید احتمالا این دایناسور 750 هزار دلار فروخته خواهد شد.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550010

 

سلطان قیر در آستانه خروج از کشور

احتمال می رود یک تاجر قیر با 2 هزار میلیارد تومان بدهی خود را برای خروج از کشور آماده می کند.

  گزارش تابناک اقتصادی، در حالی که پرونده بابک زنجانی در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد، یک تاجر قیر که از او با عنوان پدرخوانده با سلطان بازار قیر در سکوت و به رغم داشتن 2 هزار میلیارد تومان بدهی خود را برای خروج از کشور آماده می کند.

احتمال می رود مقصد این فرد کشور کاناداست، کشوری که در حال حاضر میزبان متهم برزگترین اختلاس بانکی تاریخ ایران یعنی خاوری است.

متاسفانه در سالهای اخیر میدان دادن به افرادی مانند بابک زنجانی، شهرام جزایری و این فرد که برای خود عنوان پدرخوانده قیر را دست و پا کرده بود، شرایطی را ایجاد کرده که سرمایه گذاران واقعی از چشم انداز فعالیت های اقتصادی خود در کشور نگران هستند و همین موضوع باعث شده به رغم تلاش های صورت گرفته توسط دولت برای بهبود فضای اقتصادی، همچنان شاهد ادامه رکود اقتصادی باشیم؛

رکودی که به گفت کارشناسان یکی از دلایل آن گسترش فساد سازمان یافته است و این مسئله ضرورت نظارت و فعالیت بیشتر را در موضوعات مرتبط با مفاسد اقتصادی روشن می سازد.

سیاستهای آشفته اقتصادی به کار گرفته شده در سالیان گذشته باعث شد زمینه های رانت جویی در بازار کالاهای فراوانی فراهم شود و افراد سود جوی بسیاری با تکیه بر همین آشفته بازار به ثروت های باد آورده ای رسیدند و در همین بستر مفاسد اقتصادی فراوانی به وقوع پیوسته که می بینیم هر روز ابعاد تازه ای از این اتفاقات در رسانه ها منعکس می شود.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550033

حقوق روزانه 80 میلیونی یک معاون وزیر

احمد توکلی در یادداشتی انتقادهای خود به ادغام بیمه‌ها و لزوم تحقیق و تفحص از طرح سلامت پرداخت. در بخشی از یادداشت توکلی آمده است:جناب وزیر بهداشت من و آقای نادران را دعوت کردند و آنجا همین استدلال را مطرح کردیم که این افزایش تعرفه‌ها به رشد هزینه‌های بخش درمان می‌انجامد و بیمه‌ها توان پرداخت آنرا نخواهند داشت. نباید تعهدات پایدار را بر اساس منابع ناپایدار ایجاد کرد. آقای هاشمی و معاونانش توضیح دادند و ما در انتها گفتیم قانع نشدیم. به وزیر محترم گفتم معاون محترم شما یک روز در هفته در بیمارستان مشغول خدمت هستند و ماهانه ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومان درآمد دارند. مگر ایشان چقدر در تولید ناخالص ملی نقش دارند که تصمیم دارید این حقوق را به ۲۰۰ میلیون تومان در ماه برسانید.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/550020

کارگر 30 ساله زیر بالابر جان سپرد

روابط عمومی مرکز فوریت های پزشکی آذربایجان شرقی اعلام کرد: کارگر 30 ساله ساختمان در شهر جدید سهند عصر روز چهارشنبه زیر بالابر ماند و جان خود را از دست داد.
شهر جدید سهند با افزون بر 200 هزار نفر جمعیت در 25 کیلومتری جنوب تبریز در مجاورت شهر اسکو واقع شده است.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/434111

راهپیمایی مردان با کفش زنانه

 

 در روز جهانی منع خشونت علیه زنان تعدادی از کارمندان مرد وزارت خانه های خارجه و تجارت استرالیا در شهر کانبرا با پوشیدن کفش پاشنه بلند زنانه مسافتی به طول یک مایل را به نشانه همبستگی با زنان پیاده روی کردند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/434120





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

2015

به مناسبت 25 نوامبر 2015

وبلاگ آموختن:امروز چهارشنبه 25 نوامبر 2015 میلادی روز مبارزه با محو خشونت علیه زنان است. خشونت علیه زنان یک پدیده جهانی است و در ابعاد گسترده و در اشکال متنوع ادامه دارد. براساس اعلام رسمی "سازمان جهانی بهداشت"، سالانه 150 میلیون زن در جهان و حدود سه میلیون کودک دختر 5 تا 10 ساله قطع عضو را تجربه می کنند. به گفته "سازمان عفو بین الملل" خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در سنین 16 تا 44 سالگی است. براساس آمار جهانی 90 درصد از قربانیان خشونت خانگی زنان هستند. آمار خودکشی در میان زنان دو برابر مردان است.

براساس آمار سازمان بهداشت جهانی در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بدرفتاری قرار می گیرد. در نقاط مختلف جهان 10 تا 50 درصد از زنان به نحوی از انحاء مورد بدرفتاری فیزیکی همسرانشان واقع شده اند. میلیونها دختر جوان در پنج قاره جهان بدون حق انتخاب به عقد مردان درمی آیند. به گزارش "برنامه توسعه ملل متحد" سالانه بیش از 2 میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور به تن فروشی شده یا به سمت فحشا سوق داده می شوند. بیست هزار زن در سال قربانی قتل های ناموسی می شوند. زنان از اولین قربانیان بحران های اقتصادی و جنگ های امپریالیستی، منطقه ای و نیابتی و از اولین قربانیان خشونت و تجاوز توسط نیروهای درگیر در این جنگ ها هستند. این آمارها تنها گوشه ای از اعمال خشونت علیه زنان در پهنه جهان است که نشان می دهد جهت محو این خشونت ها باید سراغ آن مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رفت که هم زمینه این خشونت ها را فراهم می سازد و هم با تکیه بر فرهنگ مرد سالار، سلطه اقتصادی و سیاسی خود را حفظ می نماید.

اگرچه مناسبات مبتنی بر بردگی مزدی انسان سرچشمه تبعیض جنسیتی و خشونت بر زنان در سراسر جهان است، اما در کشورهای پیشرفته سرمایه داری زنان به یمن مبارزات آزادیخواهانه، در عرصه های مختلف حیات سیاسی و اجتماعی و در محیط خانواده تا اندازه ای به برابری حقوقی در برابر قانون دستیابی پیدا کرده اند و خشونت علیه زنان عملی غیر قانونی به حساب می آید.

بنابراین خشونت علیه زن به عنوان یک فاجعه اجتماعی مرزی نمی شناسد و کل جهان را در نوردیده است. در جهان معاصر نظام سرمایه داری عامل تولید و بازتولید این خشونت است. به همین اعتبار خشونت علیه زن با همه مصائب آن یک پدیده اجتماعی است و مثل هر پدیده اجتماعی دیگر باید بستر باز تولید آن را شناخت و بر حسب ویژگی هایش به اشکالی سازمانیافته و در ابعادی اجتماعی برای مبارزه علیه آن نیروی توده زنان و مردان کارگر و زحمتکش و انسانهای آزاده و برابری طلب را بسیج کرد. باید چنان فشاری به دولت ها وارد آورد که بپذیرند اعمال هر شکلی از خشونت علیه زنان در خانه، مدرسه، مراکز کار و هر نقطه ای از جامعه، مجازات سنگین به دنبال داشته باشد. هیچکس نباید به خود اجازه دهد خشونت علیه زن را امری شخصی، خانوادگی، قومی، فرهنگی و مذهبی بداند و از پیگرد و مجازات در امان بماند. هر کس که به هر شکلی علیه زن خشونت اعمال کند، بی هیچ چون و چرایی باید مجازات شود. نه تنها باید هر شکلی از ضرب و شتم و تحقیر و توهین در جامعه و هر شکلی از خشونت در محیط کار اکیداً ممنوع باشد، بلکه باید شخص خشونت گر نیز تحت پیگرد قرار گیرد.
مبارزه جهت محو خشونت علیه زنان و فراتر از آن مبارزه جهت برابری واقعی زن و مرد و لغو آپارتاید جنسی بخش جدایی ناپذیری از مبارزه ضد سرمایه داری است. درست از این زاویه است که انهدام زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی خشونت علیه زنان از بستر تعرض رادیکال به رژیم‌های سرمایه داری می گذرد.

امسال با فرا رسیدن 25 نوامبر بیش از نیم قرن از قتل فجیع خواهران "میرابل" می گذرد. 25 نوامبر سال 1960، در بخش شمالی "جمهوری دومینیکن" جسدهای سه خواهر به نامهای "پاتریا، مینروا، ماریاترزا" میرابل، در کنار یک مرداب پیدا شدند. این سه خواهر که از مبارزان‌ فعال علیه دیکتاتوری "رافائل تراخیلو"، حکومت مورد حمایت دولت آمریکا بودند، پس از تجاوز و شکنجه به دست جانیان این حکومت به شیوه فجیعی به قتل رسیدند. هر چند حکومت می ‌خواست قتل‌ آنان را یک حادثه رانندگی جلوه دهد، اما به سرعت نوع تجاوز و قتل آنان، باعث رسوایی آشکار حکومت شد و خواهران میرابل به عنوان سمبل "مبارزه در راه آزادی" با لقب "پروانه‌های فراموش نشدنی" مشهور شدند. شکنجه‌ ها و خشونت ‌های انجام شده بر روی سه خواهر و نقشی که آنان در مبارزه علیه دیکتاتوری حکومت تراخیلو ایفا کرده بودند، سبب شد

در اولین گردهمایی سازمان های زنان آمریکای لاتین و جزایر دریای "کارائیب" در "بوگوتا"ی کلمبیا، در سال 1981، زنان، روز 25 نوامبر را به عنوان "روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان" اعلام کنند. زنان، در این همایش، نه تنها خشونت برپایه‌ جنسیت را محکوم کردند، بلکه هر نوع خشونت علیه زنان را از شکنجه و قتل و تجاوز توسط حکومت ها در زندان گرفته تا خشونت ‌های روانی و فیزیکی در محیط خانواده و آزار و اذیت و تبعیض در محیط‌ های کاری و اجتماع را محکوم کردند. زنان و انسان های آزاده هر سال در روز 25 نوامبر انواع خشونت‌ هایی را که از طرف دولت ها و جامعه‌ مردسالار سرمایه داری، در محیط‌ های کار، اجتماع و خانواده بر آنها اعمال می شود، با انجام تظاهرات، گردهم‌آیی و دادن بیانیه و غیره محکوم می کنند.

تنها در نتیجه تلاش و مبارزه پیگیر سازمان های مدافع حقوق زنان و فشار افکار بشریت عدالتخواه جهان بود که در 17 دسامبر 1999، مجمع عمومی سازمان ملل با صدور قطعنامه‌ای، 25 نوامبر برابر با (4 آذر) را به عنوان "روز جهانی محو خشونت علیه زنان" اعلام کرد.

از سال 2000 به این طرف دولت هایی که مفاد اعلامیه "روز جهانی محو خشونت علیه زنان" را پذیرفته اند به این مناسبت مراسم هائی برگزار می کنند. اما برخی کشورها مفاد اعلامیه مزبور را مغایر با قوانین و فرهنگ خود می دانند.

خشونت علیه زنان در خانه، محیط کار و در مجامع عمومی را می توان به شکل های گوناگون دسته بندی کرد. خشونت‌ های لفظی، خشونت فیزیکی، حشونت روانی، خشونت جنسی، خشونت اقتصادی و ممانعت از رشد فکری و معنوی زنان، ممانعت از رشد اجتماعی و ایجاد محدودیت در امر تحصیل، کاریابی و اشتغال اشکال مختلفی از اعمال خشونت علیه زنان هستند.

در برخی از کشورهای خاورمیانه، زنان جز دارایی و ملک مردان محسوب می شوند. و کتک زدن زنان مجاز شمرده می شود. زن بدون اجازه شوهر خود نمی تواند از خانه بیرون برود حتی اگر تشییع جنازه پدرش باشد. سفر کردن، کار کردن و تحصیل که جای خود را دارد.

خشونت هایی مثل شلاق زدن و سنگسار کشتن زن به بهانه ناموسی و نیز فرهنگ مرد سالاری و بیان حرف‌های رکیک و زشت در محیط های کار روزانه انواع خشونت علیه زنان را می‌توان نام برد.

روی آوری گسترده زنان به تحصیلات عالی، اشتغال به کار در خارج خانه و مبارزات رو در رو با سیاست و اعمال زن ستیزانه این کشورها و فرهنگ مرد سالاری باعث شده تا کنترل حکومت‌ها بر سرنوشت زنان سست شود.

نبرد عیله خشونت و تجاوز به حقوق زنان تنها مسئله زنان نیست، بلکه مسئله همه مردان آزاده و مترقی نیز هست. مبارزه برای محو خشونت علیه زنان بخشی از مبارزه برای رهایی کامل زنان از قید و بند مردسالاری و نظام سرمایه داری است. به این جهت باید مبارزات زنان و مردان مبارز در این عرصه نیز به مبارزات کارگران برای برچیدن نظام سرمایه داری و تحقق سوسیالیسم گره بخورد. 





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

حواستان به رنگ سیب‌زمینی سرخ‌کرده و ته‌دیگ باشد

اگر از آن دسته افرادی هستید که چیپس‌تان را در خانه درست می‌کنید، یا نان سوخاری دوست دارید و آن را با دستگاه‌های سوخاری خانگی درست می‌کنید، باید حواستان به میزان سرخ شدن سیب زمینی یا سیاهی نان سوخاری باشد.

تحقیق تازه‌ای که توسط آژانس تعیین کیفیت غذای بریتانیا، منتشر شده، می‌گوید که میزان آکرل آمید، سمی که موجب بروز سرطان می‌شود، در سیب‌زمینی‌های سرخ شده و نان‌های سوخاری خانگی بالاست.

به گزارش تلگراف، توصیه پزشکان این است که سیب‌زمینی یا نان باید تا زمانی سرخ یا تست شوند که به «رنگ طلایی روشن» در آیند. هر چه سیب‌زمینی‌ها سرخ‌تر و تردتر یا نان سوخاری‌تر شود، میزان آکرل آمید آن بیشتر می‌شود.

آکرل آمید، که سرطان‌زایی آن ثابت شده است، در اثر ترکیب آمینو اسید، شکر و آب موجود در سیب‌زمینی و نان در دمای بالاتر از ۱۲۰ درجه سانتیگراد شکل می‌گیرد.

هر چه میزان حرارت و زمان پخت بیشتر شود،‌ آکرل امیدهای بیشتری تولید می‌شود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که وقتی سیب زمینی زیاد سرخ می‌شود، میزان آکرل امید موجود در آنها پنجاه تا هشتاد برابر بیشتر می‌شود. در مورد نان تست خانگی، این میزان به نوزده برابر افزایش می‌یابد.

پروفسور گای پاپی، مشاور سازمان امنیت غذایی بریتانیا، می‌گوید که ارزیابی ریسک موجود نشان می‌دهد که آکرل آمید این غذاها می‌تواند موجب بروز سرطان شود. او می‌گوید: «ما نمی‌گویم که افراد این غذاها را نخورند، اما وقتی در خانه چیس یا نان سوخاری درست می‌کنند باید حواسشان به رنگ آنها باشد.»

 روزنامه دیلی میل هم  نوشته است که محققان دریافته‌اند که اغلب افراد از وجود خطر آکرل آمید‌ها بی‌اطلاع‌اند و نمی‌دانند که نوع پختن غذاها می‌تواند باعث تشکیل این ماده سرطان‌زا در غذاهایشان شود.

نتایج این تحقیق به خوراکی مورد علاقه ایرانی‌ها یعنی ته‌دیگ‌ها و ته‌دیگ سیب‌زمینی هم قابل تعمیم است. ته‌دیگ سیاه شده (یا قهوه‌ای تیره) حاوی مقدار بسیار زیادی اکرل آمید است و مصرف آن می‌تواند خطرناک باشد.

منبع: دانش و فن فارسی





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

زندان و زندگی

 در زندان هم زندگی جریان دارد؛زندگی با شادی ها و اندوه هایش،با خنده ها و گریه هایش، با تازگی ها و کهنه هایش- گرچه شادی ها و خنده ها و تازگی هایش،با آنچه در بیرون است فرق دارد. زندگی در زندان هم جریان دارد : دوستی و دشمنی،کار و بی کاری ،نواندیشی و کهنه اندیشی. و اینها همه نشان می دهند که در دنیای زندانی ها هم زندگی هست : شطرنج،کتاب،ورزش باستانی، زیبایی اندام،ورزش صبحگاهی و خیلی چیزهای دیگر مثلا سیگارکشیدن. اندوه و دوری و دلهره و ناامیدی هم هست. گاهی از کنار کسی که دارد تلفن می زند می گذری و می بینی اشک در چشمانش حلقه زده و دارد گریه می کند، دستی می کشی بر شانه هایش و رد می شوی- یک بار در همین حال بر شانه های من هم دست کشیدند. خب زندان است دیگر و سختی ها،محدودیت ها،کم و کاستی های و دنیای خودش را دارد. می بینی که طرف در کار و کاسبی اش،چند میلیون تومان کم آورده و هم اکنون سه چهار سال است که در زندان است؛تازه،دختر بچه ای بیمار هم دارد و پیاپی از بیرون،خبر سلامتی و یا بیماری اش را می گیرد. یا آن یکی که در جریان پرونده ای مالی،حبس ابد خورده و هم اکنون سال هاست که در زندان است و کمابیش کار همیشگی اش به ناگزیر شده شطرنج. پای صحبت شان که می نشینی هر کدام دنیایی از اندوه و نگرانی اند. برخی امید به آزادی و عفو و گشایشی دارند و برخی هم ناامید ناامیدند و گویا به چیزی که نمی اندیشند آزادی است. برخی ها در زندان،فراموش شدگانند،نه به کسی تلفنی می زنند و نه کسی به ملاقات شان می آید. مدت زندان که زیاد می شود آهسته- آهسته زندانی از یادها می رود،یا زندانی بودنش عادی می شود. مدت زندان که زیاد می شود رفته- رفته دیگران فکر می کنند که طرف از همان آغاز در زندان به دنیا آمده و زندگی اش با زندان پیوندی ناگسستنی دارد! 

هر زندانی، یک داستان است،یک سرگذشت است. برخی شان چیزهای زیادی می دانند،دنیا دیده اند،سرد و گرم روزگار چشیده اند،کتاب خوان،اهل اندیشه و اهل هنرند،اخلاق شناس و اخلاق مدارند،و در کل بسیار دوست داشتنی اند. برخی پیر و برخی جوان اند. برخی بسیار امیدوار و با انرژی و باانگیزه اند. بستگی به خودت دارد که چگونه با زندان برخورد کنی. البته اگر شانس بیاوری و پیش چند تا از همین دوست داشتنی ها و اهل اندیشه بیفتی می توانی در هر روز زندان چیزهای زیادی یاد بگیری. نمی گویم که زندان از بیرون بهتر می شود اما می توانی از وقت تلفی ها و دل تنگی ها و اعصاب خردی های زندان بگریزی و چیزهای زیادی یاد بگیری. پول- چونان همیشه و همه جا- در زندان هم نقش مهمی بازی می کند. آنکه پول دارد نه چندان در اندیشه دخل و خرج خودش است و نه آنچنان دل نگران بی پول ماندن خانواده اش. وضع خورد و خوراکش هم بد نیست. بدبخت بیچاره ها البته داستان دیگری دارند. بی پولی بر دل نگرانی دوری از خانواده افزون می شود و وضع اندوه باری پدید می آورد. من ِ آموزگار بارها با خود می اندیشیدم که ای کاش می شد هر ماه از هر یک میلیون همکارم،تنها هزار تومان کمک می گرفتم و با آن یک میلیارد تومان،ما فرهنگیان،ماهانه ده ها زندانی را آزاد می کردیم.

نویسنده:مهدی بهلولی 





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

جنایت هولناک در فرانسه

وبلاگ آموختن: این حمله جنایتکارانه که این‌بار شهروندان بی دفاع پاریس را هدف قرار داد و مردم فرانسه را در بهت و وحشت فرو برد، خشم و انزجار مردم آزادیخواه در سراسر جهان را برانگیخته است. این جنایت تروریستی در همان‌حال بطور عینی تری مردم فرانسه و سایر کشورهای اروپایی را متوجه ابعاد فجایعی می‌کند که هر روزه توسط دولت‌ها و جریان‌های اسلامی فوق‌ارتجاعی در کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و برخی دیگر از نقاط جهان بوقوع می‌پیوندند. هیچ روزی نیست که در یکی از کشورهای سوریه، عراق، افغانستان، ترکیه یا لیبی ده‌ها و صدها انسان بی‌دفاع قربانی تروریسم گروه‌های اسلامی فوق‌ارتجاعی یا تروریسم دولت های حاکم نشوند. فجایع انسانی ناشی از عملیات های تروریستی در عراق و سوریه و افغانستان چنان به امری روزمره تبدیل شده است که خبرگزاری ها با اکره اخبار مربوط به این وقایع را در ردیف اخبار خود جای می دهند. روزی نیست که جوانان فلسطینی طعمه تروریسم هار دولت نژادپرست اسرائیل نشوند. چند ماه است که دولت ترکیه به بهانه مقابله به پ . ک . ک  شهرهای کردستان ترکیه را یکی بعد از دیگری محاصره کرده و مقررات حکومت نظامی را به اجرا در می آورد و در تبانی با داعش و انجام عملیات تروریستی در شهرهای مختلف مخصوصا" کردنشین، فضای حاکم بر جامعه را تروریزه کرده است. 
حکومت های عربستان، ترکیه و قطر  که از هم پیمانان آمریکا، بریتانیا و فرانسه در خاورمیانه بحساب می آیند حامی و پشت و پناه اصلی گروه های تروریسم اسلامی فوق‌ارتجاعی داعش و امثال آن‌ها، در منطقه هستند.

اگر سیاستهای مداخله جویانه قدرت های امپریالیستی جهان در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه زمینه های عینی  و واقعی رشد گروه های تروریستی اسلامی با فرهنگ فوق‌ارتجاعی، در منطقه را فراهم آورده، حمایت همین قدرتهای سرمایه داری از حکومت های حامی تروریسم در منطقه موجبات بقاء، ادامه کاری و گسترش فعالیت های این گروه ها در منطقه و سراسر جهان را تضمین کرده است.

بنابراین مبارزه با تروریسم این گروه های فوق‌ارتجاعی اسلامی از مبارزه با مداخله جویی های امپریالیستی و مبارزه با دیپلماسی ریاکارانه و خونین  آمریکا و دیگر دولت های سرمایه داری در اروپا جدا نیست. همانگونه که جنایات این گروه ها مرزی نمی شناسد، مبارزه علیه این نیروها و حکومت های حامی آنها و سیاست های مداخله جویانه امپریالیستی آمریکا و دیگر قدرت های غربی، امر طبقه‌ی فروشندگان نیروی کار و همه انسان های آزادیخواه در سراسر جهان است.

اکنون در شریطی که موجی از خشم و انزجار علیه جنایت این تروریست های فوق‌ارتجاعی بر فضای سیاسی فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی حاکم شده است، دفاع از ارزش های پیشرو و روح همبستگی انسانی حکم می کند که سازمان ها، نهادها و انسانهای آزادیخواه نگذارند که جریان های راسیستی و احزاب راست گرا این جنایت تروریستی را به بهانه ای برای تشدید سیاست های نژادپرستانه و پناهنده ستیزانه خود تبدیل کنند. مردم عادی در کشورهای مسلمان نشین روزانه قربانی جریان های تروریسم فوق‌ارتجاعی داعش و داعش‌مانندها  هستند، نباید گذاشت شهروندان مسلمان در کشورهای اروپایی نیز به قربانی خشونت جریان های راست گرای افراطی تبدیل شوند. مردم فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی با در نظر گرفتن این واقعیت ساده که بین جریان های تروریستی فوق‌ارتجاعی داعش با شهروندان مسلمان این کشورها تمایز اساسی وجود دارد، نباید بگذارند که واقعه تروریستی شامگاه 13 نوامبر به بهانه ای برای ایجاد ناآمنی و اعمال خشونت علیه شهروندان مسلمان این کشورها ازجانب جریان های نژاد پرست تبدیل گردد. 





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

اقتصاد سياسي به زبان ساده(63)

منظور از سرمايه‌‌ي تجاري و سود تجاري چيست؟

تجربه به سرمايه‌دار صنعتي (سرمايه‌دارهايي که در بخش صنعت فعاليت مي‌کنند.) نشان مي‌دهد که کالاهايش را به سرمايه‌داراني بفروشد که هم بازارهاي مصرف در اختيار داشته باشند(سرمايه‌دارهايي که در بخش تجارت فعاليت مي‌کنند. نام ديگرش دلال است.) و هم از نظر مالي داراي اعتبار و پشتوانه باشند. سرمايه‌دار صنعتي از اين طريق پول‌ خود را بسيار سريع به دست مي‌آورند.

      سرمايه‌اي که سرمايه‌داران تجاري يعني تاجران، با آن کالاهاي توليد‌ سرمايه‌داران صنعتي يعني کارخانه‌داران را مي‌خرند، سرمايه‌ي تجاري مي‌گويند. اما پر واضح است که تاجر هم به خاطر به دست آوردن سود دست به خريد کالاهاي سرمايه‌دار صنعتي مي‌زنند. بنابراين‌ سرمايه‌دار صنعتي که به طور مستقيم ارزش اضافي‌ را تصاحب و مالک مي‌شود، بخشي از آن را به تاجر مي‌دهد. يعني سودي که عايد تاجران مي‌شود نيز بخشي از ارزش اضافي‌‌اي است که از کار پرداخت نشده کارگران‌ کارخانه به دست مي‌آيد.

آيا سرمايه‌دار تجاري يعني تاجر مي‌تواند به کالاها ارزشي بيفزايد؟ خير، زيرا ما مي‌دانيم که ارزش، زماني به کالا اضافه مي‌شود که روي آن (کالا) کار انجام گيرد؛ در اين صورت، تاجر که هيچگونه کاري بر روي کالا انجام نداده، چگونه مي‌تواند ادعا نمايد که سودي که عايد من مي‌شود ارزشي است که به کالا اضافه شده است؟ مگر ارزش خود به خود به چيزي اضافه مي‌شود؟ خير، در خارج از کارخانه به هيچ‌وجه ارزشي به کالاها اضافه نمي‌شود و سودي هم که نصيب تاجر مي‌شود، بخشي از ارزشي است که کارگران‌ بدون دريافت مزد آن به کالاها وارد کرده‌اند. همان‌طور که بيان کرديم سودي که سرمايه‌دار تجاري يعني تاجر به دست مي‌آورد بخشي از ارزش اضافي‌ است که سرمايه‌دار صنعتي به تاجر واگذار مي‌کند.

 

تجارت داخلي

تجارت داخلي يعني مبادله‌ي کالاها در داخل کشور که به دو شکل صورت مي‌گيرد؛ يکي تجارت عمده فروشي و ديگري تجارت خرده‌فروشي

تجارت عمده فروشي: تجارتي است که بين سرمايه‌داران صنعتي يعني کارخانه‌داران و سرمايه‌داران تجاري يعني تاجران انجام مي‌گيرد. اينان با خريد انبوه کالاهاي کارخانه‌داران و توزيع تدريجي آن بين تجار خرده‌فروش که همان مغازه‌داران هستند، ارزش اضافي‌ هنگفتي را بدون اين که ساعتي کار انجام بدهند، به جيب مي‌زنند. جالب‌تر آن که در جامعه‌اي که اقتصادش در بحران، مانند تورم و غيره است، روزهايي براي آن‌ها پيش مي‌آيد که يک شبه قيمت‌ اجناس انبارهاي‌شان دو و يا چند برابر مي‌گردد.

تجارت خرده‌ فروشي: در اين نوع تجارت، خرده‌ فروشان يا همان مغازه‌داران اجناس خود را از عمده فروشي‌ها تهيه کرده و به تدريج آن را به طور مستقيم به مصرف کننده نهايي يعني مردم جهت امرار معاش مي‌فروشند. مانند مغازه‌هاي پوشاک، کفش، کيف، خواربار، قصابي و غيره.

 

تجارت خارجي

تجارت خارجي يعني مبادله‌ي کالاها بين دو يا چند کشور که براي فروش کالا به کشور ديگري، از کلمه صادرات و براي خريد کالا از کلمه واردات استفاده مي‌کنند. در اين مبادلات کالاها از آن‌جا که هدف اصلي به دست آوردن سود بيشتر است. هر کشور سرمايه‌داري‌ سعي مي‌کند که کالاي خود را با بيشترين قيمت‌ صادر و در عوض کالاي مورد نيازش را با کم‌ترين قيمت‌ وارد نمايد. مانند کشورهاي پيشرفته سرمايه‌داري‌ که کالاهاي صنعتي خود را با گران‌ترين قيمت‌ صادر و نفت و گاز و زغال سنگ را با نازل‌ترين قيمت‌ وارد کشور خود مي‌نمايند.

     حالا هر کشوري پس مدت معيني مثلا" يک سال مي‌آيد و قيمت‌ کليه‌ي کالاهايي را که صادر گشته و قيمت‌ کليه‌ي کالاهايي را که وارد شده محاسبه و در نظر مي‌گيرد و نسبت آن‌ها را به دست مي‌آورد. مثلا" در يک سال 10 ميليارد تومان کالا صادر و در همان مدت 15 ميليارد کالا وارد کشور شده است. بين قيمت‌ کليه‌ي کالاهاي صادر شده و قيمت‌ کليه‌ي کالاهاي وارد شده در مدت معين مثلا" يک سال را موازنه‌ي بازرگاني مي‌گويند.

      اگر صادرات کشوري بيشتر از وارداتش باشد، موازنه‌ي بازرگاني گويند مثبت است و اگر واردات بيشتر از صادرات باشد، گويند موازنه‌ي بازرگاني منفي است. کشوري که موازنه‌ي بازرگاني‌اش منفي باشد، يعني وارداتش بيشتر از صادراتش شده باشد، بايد قيمت‌ کليه‌ي کالاهاي صادر شده را از قيمت‌ کليه‌ي کالاهاي وارد شده کم کند، و باقيمانده را که بدهي‌اش مي‌باشد، از منابعي مانند ذخيره‌هاي طلا و معادن کشور مانند نفت و گاز و زغال سنگ جبران نمايد.

 

سرمايه‌‌ي قرضي (يااستقراضي)

      گاهي پيش مي‌آيد که سرمايه‌دار پولي در اختيار دارد که همان موقع مورد احتياجش نمي‌باشد. در نتيجه سرمايه‌ي اين سرمايه‌دار که معطل مانده، سودي براي صاحبش توليد‌ نمي‌کند. و نيز هنگامي پيش مي‌آيد که سرمايه‌دار مي‌خواهد ماشين‌هاي توليد‌ي جديدي بخرد، اما با کمبود پول‌ روبرو مي‌شود.

      سرمايه‌دار پولدار، پولش را به واسطه‌ها يعني بانک‌ها مي‌سپارد که براي او سودي در بر داشته باشد. سرمايه‌دار نيازمند پول‌ هم به بانک مراجعه مي‌کند و جهت خريد ماشين آلات و يا مواد خام از بانک پول‌ قرض مي‌کند تا نيازهايش را برطرف نمايد و با استفاده از ارزش اضافي‌‌اي که به دست مي‌آورد مقداري پول‌ اضافي علاوه بر پول‌ اصلي، به بانکدار مي‌پردازد.

      در چنين حالتي فرد سرمايه‌داري که پول‌ بي‌مصرف داشت، آن را براي مدت معيني از طريق بانک و با مسئوليت بانک، به فرد سرمايه‌داري‌ که به آن پول‌ نياز دارد مي‌دهد، و پس از پايان مدت معيني پولش را همراه با مقداري پول‌ اضافي دريافت مي‌کند. به اين پول‌ اضافي بهره مي‌گويند.‌

بنابراين‌ سرمايه‌ قرضي يا استقراضي، سرمايه‌ي پولي مي‌باشد که براي مدت معيني در مقابل مقداري پول‌ اضافي يعني بهره قرض داده مي‌شود. در فرهنگ اسلامي به بهره، ربا مي‌گويند.

منشاء بهره کجاست؟ هنگامي که سرمايه‌دار پول‌ بي‌مصرف سرمايه‌دار ديگري را از طريق بانک، مي‌گيرد، آن را به کار توليد‌ انداخته و بدين طريق ارزش اضافي‌ که از کار اضافي و بدون مزد کارگران‌ حاصل مي‌شود، به دست مي‌آورد. اين سرمايه‌دار توليد‌کننده پس از به پايان رسيدن مدت زمان معين شده توسط بانک، پولي را قرض گرفته به اضافه‌ي بهره‌ي آن که در حقيقت بخشي از ارزش اضافي‌ مي‌باشد، به سرمايه‌دار قرض دهنده مي‌دهد. بنابراين‌ مي‌بينيم که بهره در واقع بخشي از ارزش اضافي‌ مي‌باشد.

      کارگران‌ به آساني نمي‌توانند متوجه شوند که سرمايه‌داران قرض دهنده هم در استثمار آن‌ها سهيم مي‌باشند، زيرا کارگران‌، آن‌ها را هيچ‌گاه نمي‌بينند؛ اما سرمايه‌داران قرض دهنده از آن‌جا که بخشي از ارزش اضافي‌ را تصاحب مي‌کنند، در استثمار کارگران‌ سهيم مي‌باشند.

 

بانک‌ها

بانک‌ها همانند واسطه‌ها و دلال‌ها عمل مي‌کنند. بدين معني که پول‌ را از يکي گرفته به ديگري مي‌دهند و مقداري پول به دست مي‌آورند. در اين ميان خود بدون هيچ‌گونه کاري اين مقدار از پول‌ که منشاء آن ارزش اضافي‌ ناشي از کار اضافي کارگران‌ که پول‌ آن به اين کارگران‌ پرداخت نشده است، مي‌باشد.

يعني بانک‌ها با جمع کردن سرمايه‌هاي بدون مصرف سرمايه‌داران و نيز جمع‌آوري پول‌ بقيه‌ي مردم تحت عناوين قرض‌الحسنه و سپرده و غيره، و سپردن آن‌ها به سرمايه‌داراني که به آن سرمايه‌ها احتياج دارند، مي‌باشد. امروزه به اين سرمايه‌هاي مورد نياز نقدينگي مي‌گويند.

در حالتي که اوضاع اقتصادي عادي باشد، ممکن است چندين نفر هم‌زمان به بانک مراجعه و مقداري و يا تمام پول‌ خود را طلب نمايد؛ در همين زمان هم عده‌اي به بانک مراجعه و پول‌ خود را به حساب خود واريز مي‌نمايند. اما زماني که کشوري دچار بحران اقتصادي، جنگ و غيره بشود، مانند بحران کنوني نظام سرمايه‌داري‌ که در سال 2008 آغاز و هم اکنون (2014) ادامه دارد، صاحبان پس‌انداز، گروه گروه براي خارج کردن پول‌‌هاي خود به بانک‌ها مراجعه مي‌کنند. در چنين صورتي اگر مالکان بانک‌ها نتوانند به وسيله‌ي قرض کردن پول‌ کافي از دولت، جواب طلبکاران را بدهند، ورشکست مي‌شوند. مانند ورشکست شدن بسياري از بانک‌هاي اروپايي و آمريکايي.( در نخستين ساعات بامداد پانزدهم سپتامبر سال 2008 ميلادي، با اعلام رسمي ورشكستگي بانك "لمان برادرز"، يكي از بزرگترين بانكهاي آمريكا.)

ورشکست شدن بانک‌ها، هستي سرمايه‌داراني را که صاحب بانک مي‌باشند نابود مي‌کند؛ علاوه بر اين سرمايه‌ي پولي سرمايه‌داراني هم که به بانک‌ها سپرده شده، از بين مي‌رود؛  و مردم عادي هم، پس‌اندازهاي خود را از دست مي‌دهند.

 

سود بانکي(بهره بانکي)

هنگامي که سرمايه‌دار صنعتي و يا تجاري براي گرفتن وام به بانک مراجعه مي‌کند، صاحب بانک يعني سرمايه‌دار بانکي در ازاء مقدار پولي که مي‌دهد، از او مي‌خواهد که پس از مدت معيني همان پول را، همراه با 18% بهره يا سود به بانک برگرداند. يعني بانکدار براي دادن وام به سرمايه‌داران و يا بقيه‌ي مردم، 18% بهره طلب مي‌کند.

هنگامي که سرمايه‌دار صنعتي و يا تجاري و يا عموم مردم پول‌ خود را به بانک مي‌سپارند، بانک در همان مدت معين، 12% سود يا بهره با صاحبان پس‌انداز پرداخت مي‌کند.

بنابراين‌ مي‌بينيم که بانکدار پول‌ را با 12% بهره از مردم و سرمايه‌داران صنعتي و تجاري مي‌گيرد و آن را با بهره‌ي 18% به ديگران مي‌دهد. در نتيجه از تفاضل اين دو عدد 6% به دست مي‌‌آيد که به آن سود بانکي يا بهره‌ي بانکي مي‌گويند.

 

شرکت‌هاي سهامي

براي به وجود آوردن شرکت‌هاي بزرگ صنعتي و تجاري، احتياج به سرمايه‌هاي بزرگي است که يک سرمايه‌دار به تنهايي نمي‌تواند، آن سرمايه‌ را تامين نمايد. بنابراين‌ براي به وجود آوردن چنين شرکت‌هايي، بايد عده‌ي زيادي پول‌‌هاي خود را روي هم بريزند تا بدين طريق سرمايه‌هاي بزرگي جمع شود. به همين دليل شرکت‌هاي سهامي به وجود آمدند.

بدين جهت به منظور جمع‌آوري منابع مالي آن را در ميان عموم مردم گسترش دادند و مردم را تشويق مي‌کنند که به منظور سرمايه‌‌گذاري بيايي سهام بخريد. مثلا" براي تاسيس شرکتي 100 ميليون تومان سرمايه‌ نياز است. آن‌ها اين سرمايه‌‌ي 100 ميليون توماني را به قطعات کوچک‌تر مثلا" 100 هزار توماني تقسيم مي‌کنند و مقداري از آن را که زير 50% باشد در بازار دلالي بورس سهام به معرض فروش مي‌گذارند و افراد با خريد تعدادي از اين سهام، سهامدار شرکت محسوب مي‌شود اما چون سهم آن‌ها اندک است نمي‌توانند هيچ‌گونه دخالتي در مديريت شرکت داشته باشند، فقط منتظر مي‌مانند اگر شرکت سود داشته باشد در پايان سال مقداري سود به اين سهام تعلق مي‌گيرد که به سود سهام معروف است.

اما سرمايه‌دارها خود به خوبي مي‌دانند براي اين که مديريت شرکت از دست آن‌ها خارج نشود، هيچ وقت سهم خود را کم‌تر از 50% نخواهند کرد. و نيز در بوق و کرنا مي‌دمند که کارگران‌ هم مي‌توانند بيايند و سهام بخرند و تبديل به کارخانه‌دار شوند تا فاصله‌ي طبقاتي هم از بين برود!

ادامه دارد





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

پيدايش حيات، ظهور و تکامل انسان(8)

ظهور و تکامل انسان

 اصل و نسب انسان

      بحث درباره اصل و نسب انسان هميشه مردم را مشغول داشته و مشغول مي‌دارد. جاي انسان در طبيعت مدت‌هاست تعيين شده است. انسان از شاخه پستانداراني است كه در آن اسب، سگ، گاو، خوك، و گوسفند و ... هم قرار دارند. براي اين است كه به طور واضح ساختمان بدن و كار اندام‌هاي مختلف انسان مانند ساير پستانداران است. اما در شاخه پستانداران، انسان با ميمون‌هايي مانند ژيبون، اورانگ‌اوتان، گوريل و شمپانزه مشابهت بيش‌تري دارد.

      از نظر ساختمان بدني، فرق بزرگي بين انسان با ديگر پستانداران وجود دارد. در انسان و شامپانزه نيم‌كره‌هاي مخ خيلي شباهت ظاهري به هم دارند اما از نظر وزن، بين مغز انسان و شمپانزه اختلاف وجود دارد. وزن مغز در يك شخص 14 كيلوگرمي 400 گرم است؛ اما وزن مغز يك شمپانزه 15 كيلوگرمي تقريبا" 100 گرم است. شيارهاي مخ در انسان فراوان و عميق است اما در شمپانزه شيارهاي مخ كم‌تر است و چندان عميق نيستند.

 

کودکي از کشور پرتقال که مانند ده‌ها کودک ديگر با دم زاده شده است.

منبع‌عکس:"آيا براستی انسان زاده‌ ميمون است؟" دکترمحمودبهزاد

      در بعضي از ميمون‌ها دُم حقيقي وجود ندارد اما انتهاي ستون مهره‌ آن‌ها را استخوان دُم يا دنبالچه مي‌نامند. در واقع دم در آن‌ها تحليل رفته است. بقاياي دنبالچه كه در ميمون‌هاي شبيه انسان وجود دارد باقيمانده دم در اجداد خودشان ‌كه ميمون‌هاي دم‌دراز بوده‌اند مي‌باشد. دنبالچه‌اي كه در انسان هم وجود دارد، به ارث به او رسيده است.

      اين تصاوير خويشاوندي انسان را با ميمون‌هاي آدم نما را نشان مي‌دهد:

 

 

 

      بعضي قسمت‌هاي بدن انسان از مو پوشيده شده اين مو از بقاياي موهاي انبوهي است كه در انسان‌هاي اوليه تمام بدنش را مي‌پوشانده. چنين اثري در انسان تحليل رفته است. اتفاق افتاده است كه يك پسر نوزاد، تمام بدنش از سر تا پا از مو پوشيده شده است. هستند نوزاداني كه يا دم دارند و يا در عوض 12 جفت دنده، 13 جفت دنده دارند. (ژيبون و شمپانزه و ساير ميمون‌ها 13 دنده دارند.) اين اتفاق‌ها، خويشاوندي انسان را با ميمون‌هاي آدم نما را نشان مي‌دهد.

      جنين خوك، خرگوش، گربه، ميمون و انسان در مراحل اوليه تكامل تفاوت كلي با هم ندارند. حتا دانشمندان با تجربه هم نمي‌توانند به درستي بيان كنند كه كدام يك از جنين‌ها بچه گربه يا ميمون يا انسان مي‌شود. زيرا جنين آن‌ها بسيار به هم شبيه است. دليل اين شباهت اين است كه اين جنين‌ها همگي متعلق به يك گروه از جانوران يعني پستانداران هستند، و از يك شاخه به وجود آمده‌اند.

      جنين انسان در ماه‌هاي پنجم و ششم حاملگي از موهاي نرم پوشيده شده است كه به تدريج اين موها از بين مي‌رود.

      در هر ميلي‌مترمكعب خون انسان حدود 5 ميليون گلبول قرمز وجود دارد. حال اگر مقداري خون گوسفند را با خون گرگ مخلوط كنيم گلبول‌هاي قرمز خون گوسفند بلافاصله خراب مي‌شود و از بين مي‌رود. اما اگر خون گرگ را با خون سگ مخلوط كنيم همه چيز خوب مي‌گذرد و تغييري حاصل نمي‌شود.

      گلبول‌هاي قرمز خون سگ مي‌توانند در خون گرگ و برعكس، زندگي كنند. اين كيفيت نشان مي‌دهد كه سگ و گرگ خويشاوندي نزديكي به هم دارند. سگ‌ها از اجداد گرگ‌ها بوده‌اند كه از قديم آن‌ها را اهلي كرده‌اند. اگر اين عمل را با خون انسان و ميمون‌ها انجام دهيم گلبول‌هاي قرمز خراب نمي‌شوند. (با رعايت مثبت يا منفي بودن خون) زيرا انسان و ميمون‌ها خويشاوندي خوني نزديكي به هم دارند.

      نبايد فراموش كنيم كه بين انسان و ميمون‌ها تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد. مانند شكل ظاهري، ساختمان اسكلت، وزن مغز، استعداد انسان در فكركردن، تكلم و زندگي اجتماعي انسان. براي اين تفاوت‌ها است كه نبايد فكر كنيم كه نژاد انسان مستقيما" از ميمون‌ها به‌وجود آمده و اشتباه است كه بگوييم انسان از ميمون است. نبايد بگوييم كه داروين گفته است انسان از نژاد ميمون است. بل‌كه گفته است ژيبون، گوريل، اورانگ‌اوتان و شامپانزه با انسان‌هاي اوليه خويشاوندي دارند. يعني بين انسان و ميمون‌هاي آدم‌نما اجداد مشتركي وجود داشته است. اين اجداد مشترك مانند ساقه درختي است كه شاخه‌هايي دارد كه شاخه‌هايي از آن‌ها در مراحل تكامل باقي‌مانده و ميمون‌هاي آدم‌نماي امروزي هستند. شاخه ديگر تكامل زيادي حاصل كرده و از آن جوانه‌هايي به‌وجود آمده است كه شكوفه‌هاي آن نژاد انسان است كه به صورت طايفه‌هاي مجزا پديدار گشته‌اند.

        بيش‌تر دانشمندان تابع اين نظر هستند كه انسان پتيك‌آنتروپ با اجداد انسان جد مشتركي داشته‌اند. در اين زمان اجداد انسان تكامل حاصل كرده‌اند و خيلي از نظر تكامل به جلو رفته‌اند اما تكامل انسان پتيك‌آنتروپ متوقف شده است. اجداد انسان بعد از چند ميليون سال نسبت به حيوانات ديگر خيلي تكامل حاصل كرده است. در نتيجه گذراندن اين مراحل تكامل تدريجي در زمان‌هاي بعد آدم سين‌آنتروپ يا انسان چين پيدا شده و بالاخره آدم هايدلبرگ و انسان نئاندرتال ظاهر گشته است كه از تكامل تدريجي آن‌ها انسان‌هاي كنوني يعني هموساپينس به وجود آمدند.

      نخستين نژاد انسان هوموپري‌مي‌ژينوس (يعني نخستين نسل انسان) است. كه به تكامل خود ادامه داده و قدم به قدم فكرش توسعه يافته و مسير بالاتري را طي كرده است. مغز آن‌ها آن‌چنان تكامل يافت كه آن‌ها را هوموساپينس( يعني انسان عاقل) مي‌گويند.

      انسان تصادفا" به وجود نيامده بل‌كه مانند تمام موجودات ساكن كره زمين با گذشت ميليون‌ها سال و با تكامل تدريجي به وجود آمده است. شكل ساده جانوران به تدريج پيچيده گشته و تحت تاثير قوانين طبيعت مراحل تكامل را طي نموده است. انسان هم مانند حيوانات تحت قوانين طبيعت تكامل تدريجي را پيموده است.

      پس فرق اساسي و اصلي بين انسان و حيوان اکنون نه در مقايسه‌ي اندام‌ها، بل‌که در توليد مي‌باشد. انسان توليدكننده است كه مي‌تواند مواد موجود در طبيعت را با كار بر روي آن در جهت رفع نيازهاي خود تغيير دهد. هيچ موجود زنده‌ي ديگري قادر به توليد‌ و تکامل شيوه توليد‌ خود نيست.

 تكامل انسان از نظر داروين

      داروين دلايل منشاء طبيعي انسان را از علم زمين‌شناسي، تشريح مقايسه‌اي، فيزيولوژي مقايسه‌اي، جنين‌شناسي، روش طبقه‌بندي و ديرين‌شناسي گرفت، و شواهد تاريخي زمين و رشد و تكامل حيات را در اثبات آن به كار برد.

      وي دلايل مبتني بر تشريح مقايسه‌اي و فيزيولوژي مقايسه‌اي جمع‌آوري كرد كه دانشمندان را قادر ساخت از شكل، ساختمان، وظيفه، رشد و تكامل بدن موجودات زنده به وجوه تشابه و اختلاف آن‌ها پي ببرند. جنين‌شناسي دلايل مهمي به دست او داد كه شباهت بين انسان و حيوانات را نشان مي‌داد. داروين هم‌چنين به روش طبقه‌بندي متوسل شد و تمام موجودات فسيل شده و زنده را بنابر درجات تشابه آن‌ها طبقه‌بندي كرد و در نتيجه وجود يا فقدان خويشاوندي بين گروه‌هاي مختلف را ثابت نمود. وجود يا فقدان خويشاوندي به كمك ديرين‌شناسي، مطالعه حيوانات فسيل‌شده و زندگي گياهي و انتشار و تكامل آن‌ها امكان‌پذير گرديد. اين مطالعات او را قادر ساخت كه با اطمينان قاطع بيان كند كه اجداد بلافصل انسان ميمون‌هاي آدم‌نماي فسيل‌شده هستند و در دوران سوم زمين‌شناسي در نواحي گرم نيم‌كره شرقي زندگي مي‌كرده‌اند.

      داروين نوشت: "ميمون‌ها در آن زمان به دو ساقه بزرگ منشعب شدند: ميمون‌هاي نيم‌كره غربي و ميمون‌هاي نيم‌كره شرقي، و انسان يعني افتخار و اعجاب جهان در زمان‌هاي بسيار دور از ميمون‌هاي اخير ناشي شد."

      طبق نظر داروين اجداد پيشين ما، يعني ميمون‌هاي نخستين، به طور دسته‌جمعي روي درختان مي‌زيستند، گوش‌هاي‌شان تيز و بدن‌شان پوشيده از مو بود، و نر و ماده هر دو ريش داشتند. داروين اظهار داشت كه اجداد بعدي ما، ميمون‌هاي آدم‌نما بودند. از ميمون‌هاي آدم‌نما كه وي مي‌شناسد "دريوپتيكوس" را نام مي‌برد. اجداد اوليه ما، يعني ميمون‌هاي آدم‌نماي منقرض شده، در اثر تغييراتي كه در محيط طبيعي‌شان به وجود آمد، مخصوصا" به علت تنگ شدن جنگل‌ها، مجبور شدند طرز زندگي را تغيير دهند، درختان را ترك كنند و در جلگه‌هاي بي‌درخت روي زمين زندگي نمايند، و بعدا" در نواحي مطلقا" باز و بي‌درخت ساكن شوند.

       اين تغييرات اساسي اجبارا" بر شيوه حركت كردن آن‌ها اثر گذاشت: راه رفتن نيمه دوپايي اين جانور چهارپا، به راه رفتن دوپايي محض تبديل شد. اين امر طبعا" يك مرحله طولاني بود. اما نتيجه مهمي كه از آن حاصل گرديد آزاد شدن دست‌ها بود كه قبل از آن وظيفه حمل وزن سنگين بدن را در موقع حركت بر روي زمين ايفا مي‌كردند. انسان فقط ممكن بود از حيواني مشتق شده باشد كه راست راه مي‌رفت، (همو ارکتوس) دست‌هايش آزاد بود، و مغزش ساختمان عالي يافته بود. انسان در جريان تكامل خود بين همه موجودات زنده مقام نخستين را احراز كرد. داروين گفت كه اجداد ما به سبب قدرت عقلاني برجسته و شايان خود قادر شدند دست به ساختن وسائل و ابزار  بزنند، و زبان را براي تكلم به كار اندازند؛ و در نتيجه بر طبيعت تسلط يابند.

      پيش‌رفت علم نظريه داروين را مبني بر اين‌كه انسان از نسل ميمون‌هاي آدم‌نماي فسيل شده پا گرفته، تاييد كرد. اين ميمون‌ها در واقع فقط اجداد بلافصل انسان بودند. هر قدر عقب برويم، اجداد انسان را ميمون‌هاي پست‌تر، لمورها، جنين‌داران پست‌تر مانند پلاسن تاليا، حيوانات كيسه‌دار اوليه مانند مارسوپيال، خزندگان، دوزيستان، ماهي‌هاي ريه‌دار، و ماهي‌هاي بالاتر، كوردات‌هاي اوليه، و ... تشكيل مي‌دهند. در پاي نردبان زندگي حيواني نخستين موجودات زنده قرار دارند و نقطه شروع تكامل انسان را تشكيل مي‌دهند. سلول تخم (نطفه) انسان تاحدي تكرار اولين مرحله فيلوژني1 اوست.

      آنتوژني2 عبارت است از تكرار تكاملي سريع و خلاصه فيلوژني است كه به وسيله اعمال فيزيكي ارثي و سازش با محيط (تغذيه) ايجاد مي‌شود. هر موجود زنده در دوران كوتاه و سريع رشد و تكامل خود مهم‌ترين تغييرات صوري را كه اجدادش در يك دوران طولاني و بطئي تكامل در زمان‌هاي ديرين برمبناي قوانين توارث و سازش با محيط از سرگذرانده‌اند، تكرار مي‌كند.

ادامه دارد



1 – فيلوژني يعني تاريخ كامل تكامل نژاد انسان يا آناليزهاي تبارشناسي

2 – آنتوژني يعني تاريخ كامل تكامل فردي انسان





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

پيدايش حيات، ظهور و تکامل انسان(4)

 

مرحله سوم پيدايش حيات

      وقتي كه امر اتصال كربن‌ها به يك‌ديگر آغاز شد، هم‌چنان ادامه يافت و از ميان موادي آلي ساخته شده، بعضي مواد با يك‌ديگر و با مواد غيرآلي تركيب شدند و ملكول‌هاي پيچيده‌تر به وجود آوردند.

      از ميان مواد آلي كه با يك‌ديگر تركيب شدند، يكي قندها بودند. نتيجه‌ي تركيب شدن آن‌ها پيدايش يك سلسله مولكول‌هاي بزرگ‌تر شد كه رشته‌هاي دراز كربن را شامل بودند. بعضي از پلي‌ساكاريدها كه بدين طريق ساخته شدند بسيار فراوان هستند. مثلا" نشاسته، سلولز، گليكوژن، از پلي‌ساكاريدهايي هستند كه هر يك از 12 ملكول قند يا بيش‌تر از آن تركيب يافته است. ظهور پلي‌ساكاريدها در آغاز امر براي پيدايش ماده  زنده اهميت اساسي داشت زيرا چنان‌كه خواهيم ديد، پلي‌ساكاريدها از مواد ساختماني بسيار خوب و از منابع عالي انرژي براي واكنش‌هاي شيميايي هستند و در حال حاضر نيز به همين منظورها به كار مي‌روند.

      در سلسله واكنش‌هاي ديگر، گليسرين، با اسيد چرب تركيب شد و چربي‌ها را به وجود آورد. اين مواد نيز از مواد عالي انرژي‌زا هستند و از نظر سازندگي بهتر از پلي‌ساكاريدها هستند.

      از مهم‌ترين تركيبات جديد، پروتئين‌ها بودند. پروتئين‌ها از اسيدهاي‌امينه‌اي كه به صورت پيچيده‌اي به يك‌ديگر اتصال دارند، ساخته شده‌اند. ملكول‌هاي بي‌شماري از اسيدهاي‌امينه (يكصد هزار ملكول يا بيش‌تر) ممكن است براي ساختن پروتئيني گرد هم‌آيند. الگوي هندسي چنين ماده‌اي ممكن است بي‌نهايت متغير باشد. حاصل آن‌كه نه تنها پروتئين‌ها بزرگ‌ترين ملكول‌ها را به وجود آوردند بل‌كه شامل متنوع‌ترين ملكول‌ها نيز بودند. پروتئين‌ها به سبب تنوع و پيچيدگي فراواني كه دارند از مناسب‌ترين ماده‌ي ساختماني ماده‌ي زنده نيز هستند.

      فراواني‌ پروتئين‌ها از نظر ديگر، واجد اهميت فراوان بود، زيرا بعضي از پروتئين‌ها توانستند واكنش‌هاي شيميايي ميان مولكول‌هاي ديگر را تسريع كنند. شيميدان‌ها براي تسريع واكنش‌هاي شيميايي، روش‌هاي بسيار مي‌شناسند. مثلا" گرما يكي از عوامل تسريع‌كننده است. ولي بعضي از واكنش‌ها بدون تاثير گرما و تنها با افزودن موادي به نام كاتاليزگر يا کاتاليزور تسريع مي‌شوند. بسياري از پروتئين‌ها مانند كاتاليزگر عمل مي‌كنند. پروتئين‌هاي كاتاليزگر را آنزيم (دياستاز) مي‌نامند. بنابراين با پيدايش پروتئين‌ها، سرعت واكنش‌ها در اقيانوس‌هاي اوليه زياد شد و از همان آغاز تا كنون «حيات تابع واكنش‌هايي شد كه توسط آنزيم‌ها تسريع مي‌گردند.»

      گروه ديگر ملكول‌هاي پيچيده، كه در تنوع و درجه‌ي پيچيدگي دست كمي از پروتئين‌ها نداشتند، ملكول‌هايي بودند كه از پيريميدين‌ها و پورين‌ها ساخته شده بودند. اين دو ماده با دو نوع ماده ديگر تركيب شدند: يكي از دو ماده‌ي اخير يك قند 5 كربني، و ماده‌ي ديگر فسفات بود. (فسفات از مواد كاني است كه در آن ايام و نيز در حال حاضر همواره در اقيانوس‌ها موجود بوده و هست). حاصل آن‌كه دو نوع ماده‌ي مركب بسيار پيچيده به وجود آمد:

      يكي «پورين- قند- فسفات» و ديگري «پيريميدين- قند- فسفات»، هردوي، اين مواد را نوكلئوتيد مي‌گويند. صدها و هزارها ملكول نوكلئوتيد با هم تركيب شدند و ملكول‌هاي بي‌نهايت پيچيده‌ي اسيدهاي‌نوكلئيك را ساختند.

      واكنش‌هاي شيميايي سومين مرحله پيدايش حيات را مي‌توان چنين خلاصه كرد:

     قند + قند                                                                            پلي‌ساكاريد

     اسيد چرب + گليسرين                                                       چربي  

     اسيدامينه + اسيدامينه                                                          پروتئين

     (پورين، پيريميدين) + قند و فسفات                                    نوكلئوتيد

     نوكلئوتيد + نوكلئوتيد                                                       اسيدهاي نوكلئيك

 

مرحله چهارم پيدايش حيات

      فرايندهاي تدريجي توليد تركيبات گوناگون شيميايي هم‌چنان ادامه يافت و ملكول‌هايي از پلي‌ساكاريدها، چربي‌ها، پروتئين‌ها و اسيدهاي نوكلئيك به طرق گوناگون با هم تركيب شدند. از ميان ملكول‌هاي بسيار پيچيده‌اي كه از اين واكنش‌ها حاصل شد، نوكلئوپروتئين‌ها بودند كه تركيباتي هستند از اسيدهاي نوكلئيك و پروتئين‌ها، نوكلئوپروتئين‌ها بزرگ‌ترين و پيچيده‌ترين ملكول‌هاي شناخته شده هستند.

 

توليد مثل

      شواهد موجود نشان مي‌دهد كه نوكلئوپروتئين‌ها، طي تاريخ تكامل خود، صاحب خواص بسيار مهمي شدند. مهم‌ترين اين خواص عبارت از اين بود كه بعضي از ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين مي‌توانستند همانند خود را بسازند. به عبارت ديگر قدرت توليد مثل داشتند.

      اين‌كه ملكول بتواند همانند خود را بسازد، امري خيالي و غيرعملي مي‌نمايد و حال آن‌كه وقتي فرايند همانندسازي را با دقت مطالعه كنيم، مسئله‌اي كاملا" عملي به نظر مي‌رسد و تجسس‌هاي كنوني انسان‌ها پرده را از روي اين راز برداشته‌اند.

      براي ساختن همانند چيزي، ابتدا بايد اجزاي ساختماني آن چيز آماده شود، سپس آن اجزا را به صورتي با‌ هم جور كنند كه نظير الگوي نخستين گردد. بنابراين اگر بايد ملكولي نوكلئوپروتئين ساخته شود، ابتدا وجود ملكول‌هاي قند و اسيدامينه و فسفات و پورين و پريميدين لازم مي‌آيد. اين اجزاي سازنده‌ي نوكلئوپروتئين در اقيانوس‌اوليه به وفور موجود بودند. بخشي از اين مواد، نخستين ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين را به وجود آوردند و بقيه براي ساختن همانندهاي نخستين ملكول‌ها به كار رفتند. بنابراين توليد ملكول نوكلئوپروتئين عبارت مي‌شود از مرتب شدن اجزاي موجود به صورت ملكول بزرگي كه همانند ملكول اصلي است.

      نوكلئوپروتئين‌ها ملكول‌هايي بزرگ و دراز و رشته ماننداند كه يكي از خواص آن‌ها اين است كه هر بخش سازنده‌ي مولكول، ميل تركيبي با بخش آزاد نظير خود، كه در محيط موجود است، دارد. حاصل آن‌كه اگر همه‌ي اجزاي ساختماني يك ملكول نوكلئوپروتئين در حول آن موجود باشد، هر جزيي به جزء همانند خود در طول ملكول متصل مي‌شود و مجموع اجزاي متصل شده به ترتيبي قرار مي‌گيرند كه آن ترتيب در ملكول قبلي بوده است. بنابراين ساخته شدن يك ملكول جديد هنگامي پايان مي‌پذيرد كه اجزاي گرد‌آمده به صورتي «صحيح» به هم متصل شوند.

      ميليون‌ها سال طول كشيد تا در نتيجه‌ي تركيب قند و فسفات و پيريميدين و پورين، نوكلئوتيد به وجود آمد و سپس بر اثر تركيب نوكلئوتيدها اسيدهاي نوكلئيك ساخته شدند. و در نتيجه‌ تركيب اسيدهاي‌امينه، پروتئين‌ها پيدا شدند و سرانجام بر اثر تركيب پروتئين‌ها و اسيدهاي نوكلئيك، نوكلئوپروتئين‌ها ظاهر گشتند. هنگامي كه نخستين ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين ساخته شدند، به عنوان الگو در توليد ملكول‌هاي ديگر، ولي سريع‌تر، به كار رفتند. هر ملكول نوكلئوپروتئين كه در آغاز با كندي بسيار پيدايش مي‌يافت، براي به وجود آمدن مولكول‌هاي نو در حكم «دستور تهيه» بود. به كمك اين دستور تهيه قندها و اسيدهاي امينه و پورين‌ها و پيريميدين‌ها و اسيدهاي فسفريك و غيره به وضعي مناسب به يك‌ديگر متصل شدند و يك‌جا و به طور مستقيم ملكول‌هاي نو ساختند.

      از آن پس معني درست توليد مثل چنين شد: «گرد آمدن سريع مواد ساده‌ي خام، برطبق الگويي از مدل قبلي، براي به وجود آوردن همانند آن» در امر توليد مثل موجودات زنده، خود الگوي قبلي، كار جمع‌آوري و مرتب ساختن اجزاي ساختماني همانند خود را به عهده دارد. الگوي حاصل نيز به نوبه خود الگويي براي ساخته شدن مدل نو مي‌شود. با اين روش بود كه جانشينان نوكلئوپروتئين‌هاي اوليه، يكي پس از ديگري، از آغاز پيدايش تا كنون، به وضعي مداوم به دنبال هم ساخته شدند.

      تا آن‌جا كه اطلاع داريم نوكلئوپروتئين‌ها نخستين و تنها ملكول‌هايي بودند كه مي‌توانستند همانند خود را بسازند و اكنون نيز چنين هستند. اين خاصيت مهم نوكلئوپروتئين‌ها بستگي كامل به سازمان داخلي و پيچيدگي اتمي مولكول‌هاي آن‌ها دارد. هر وقت كه تعداد و انواع معيني از اتم‌ها به صورت درستي گردهم آيند، خاصيت توليد خواهند يافت. اين فرايند هيچ‌گاه نبايد اسرار آميز و عجيب‌تر از خواص تركيبي ساير اتم‌ها به نظر آيد زيرا مثلا" اتم‌هايي هستند كه با هم تركيب مي‌شوند و اسيدي به وجود مي‌آورند و اين اسيد مي‌تواند فولاد را سوراخ كند. حاصل آن‌كه توليد مثل خاصيتي چون خواص ديگر موادي است كه از اتم‌ها تركيب يافته‌اند و حيات جز بسط چنين خاصيتي چيز ديگري نيست.

 

 تغذيه

      يكي از نيازمندي‌هاي توليد مثل فراهم بودن مواد اوليه ساختماني نوكلئوپروتئين‌ها بوده و در حال حاضر نيز هست. بنابراين مواد بي‌شمار آلي و كاني موجود در اقيانوس‌اوليه در حكم مواد خوراكي محسوب مي‌شدند. پس به وجود آمدن نخستين ملكول نوكلئوپروتئين نه تنها موجب فرايند توليد مثل بوده بل‌كه فرايند تغذيه را هم به ميان كشيده‌ است. مواد آلي خوراكي يا غذاها، چون قندها و اسيدهاي‌امينه و پورين‌ها و پيريميدين‌ها و غيره، هم‌راه مواد خوراكي كافي چون فسفات‌ها و آب بودند كه فرايند توليد مثل را امري ممكن ساخته‌اند.

      به تدريج در نتيجه‌ي توليدمثل، مواد خوراكي بيش‌تري، به صورت نوكلئوپروتئين در مي‌آمدند، و اين ملكول‌ها همانند خود را مي‌ساختند و تعداد آن‌ها روزافزون مي‌شد. شك نيست كه سرعت تبديل مواد خوراكي به نوكلئوپروتئين از همان آغاز، بيش از سرعت ساخته شدن ملكول‌هاي نو مواد خوراكي براساس تركيب شدن متان و آمونياك و آب بوده است.

      عامل ديگري نيز وجود داشت كه سبب كاهش مواد خوراكي آزاد و مورد نياز ساخته شدن مولكول‌هاي نو نوكلئوپروتئين‌ها مي‌شد. به درستي نمي‌دانيم كه چگونه و چه وقت اين عامل دست‌اندر كار شد ولي اوضاع فيزيكي روي زمين سرانجام به نحوي تغيير يافت كه اندوخته تازه قند و اسيدامينه و ساير غذاها فراهم نمي‌گشت. شايد تخليه‌ي الكتريكي اتمسفر به درجه‌اي كم شده بود كه متان و آب و آمونياك به مقدار قابل ساخته نمي‌شدند، شايد به سبب روي دادن تغييرات ديگري در اتمسفر زمين، انرژي اشعه‌ي خورشيد با شدت و مقادير قبلي به سطح زمين نمي‌رسيد. تعدادي از اين قبيل تغييرات فيزيكي، كافي بود كه ساخته شدن مواد غذايي را متوقف سازد و حال آن‌كه غذاي موجود در اقيانوس‌ها به وسيله‌ي نوكلئوپروتئين‌هاي روزافزون در شرف اتمام بود. آشكار است كه با پيدايش نوكلئوپروتئين‌هاي توليدمثل‌كننده، دير يا زود، همه‌ي ذخاير ملكول‌هاي آزاد اقيانوس از ميان مي‌رفت و به صورتي در مي‌آمد كه در حال حاضر هست. مسئله كاهش روزافزون اندوخته‌ي غذايي سبب پيش آمدن وضع جديدي شد و آن مسئله تنازع بقا بود. از آن‌جا كه تنها ملكول‌هاي نوكلئوپروتئين مي‌توانستند، ملكول‌هاي آزاد غذايي را از اقيانوس بگيرند، پس در به دست آوردن غذا شروع كردند به تنازع. در چنين اوضاعي، خاصيت ديگري در نوكلئوپروتئين‌ها به ظهور پيوست كه اهميت‌ش كم‌تر از توليد مثل نبود و از اين گذشته روز به روز مهم‌تر شد.

 

تكامل

      مولكول نوكلئوپروتئين سازماني پايدار دارد. يعني برخلاف ساير انواع مولكول‌ها، به آساني تحت اثر عوامل فيزيكي و شيميايي از هم پاشيده نمي‌شود. ولي در عين ثباتي كه دارد تحت تاثير شرايط درونی و محيطی دست‌خوش بعضي از تغييرات می‌شود. وقتي كه چنين تغييري به ملكولي دست داد، ملكول تغيير يافته، ثبات خود را در وضع جديد هم‌چنان حفظ مي‌كند و آن را عينا" به ملكول‌هاي بعدي انتقال مي‌دهد. اين‌گونه تغييرات ارثي را جهش يا موتاسيون (Mutation) مي‌نامند. جهش‌ها ممكن است تغييراتي جزيي يا نسبتا" بزرگ در نوكلئوپروتئين‌ها به وجود آورند.

      بنابراين اگر جهش‌هايي در نوكلئوپروتئيني نو به وجود آيد (بدون شك اين‌گونه جهش‌ها صورت گرفته‌اند)، آن ملكول منفرد خواهد توانست تعداد زيادي مولكول‌هاي همانند خود توليد كند كه سازمان داخلي آن‌ها با سازمان ديگر نوكلئوپروتين‌ها تفاوت دارد. بعضي از اين جهش‌ها ممكن است برحسب شرايط مساعد حال ملكول باشد. مثلا" جهشي كه نوكلئوپروتئين را قادر سازد از ملكول‌هاي غذايي كه قبلا" نمي‌توانسته است مورد استفاده قرار دهد، استفاده كند، يا جهشي كه نوكلئوپروتئين‌هايي را قادر سازد كه بتوانند گرد‌هم آيند و توده‌ي ملكولي به وجود آورند. از آن‌جا كه تعداد ملكول‌هاي فعال در هر توده‌ي ملكولي بسيار است و احتمالا" هر ملكولي مي‌تواند بيش از ايامي كه منفردا" مي‌زيسته، غذا به دست آورد، ممكن است نخستين پديده‌ي همكاري ميان مولكول‌ها بدين روش آغاز شده باشد.

      احتمال دارد كه در نتيجه وقوع اين‌گونه شرايط‌هاي مساعد، گروه مخصوصي از نوكلئوپروتئين‌ها به وجود آمده باشند كه بهتر از اقسام ديگر در تنازع بقا، به دست آوردن غذا، توفيق يافته باشند. در اين صورت گروه نو قاعدتا" سريع‌تر توليد مثل كرده و اخلاف بيش‌تري توليد مي‌كنند و حال آن‌كه اقسام قبلي، كه حتا از به دست آوردن غذايي كه روز به روز كم مي‌شد، عاجز بودند، قدرت توليد مثل نداشتند. حاصل اين جريان به تكامل (Evolution) نوكلئوپروتئين‌ها انجاميد.

      اختصاصات نوكلئوپروتئين‌ بدون تغيير به جانشينان مي‌رسد تا وقتي كه جهشي حاصل شود. جهش به نوبه خود به اخلاف تغيير يافته، انتقال مي‌يابد.

      حاصل آن‌كه :

      1- گروه‌هاي جديد نوكلئوپروتئين ظاهر شدند.

      2- تنازع بقا مؤثري ميان انواع آن‌ها به وقوع پيوست و گروه‌هايي توانستند بهتر از ديگران توليدمثل كنند.

      3- انتقال خواص مفيد، از طريق وراثت، سبب بقاي عده‌ي زيادي از نوكلئوپروتئين‌هاي نو شد.

      4- نوكلئوپروتئين‌هايي كه در به دست آوردن غذا توفيق نيافتند سرانجام نابود شدند. 

      ترديدي نيست كه با چنين تكاملي نسل‌هاي گوناگوني از نوكلئوپروتئين‌ها به وجود آمدند و عوامل تنازع‌بقا، هم‌كاري، جهش، توليدمثل، وراثت و بقاي‌اصلح تكامل را هم‌چنان پيش بردند.

      چهارمين مرحله پيدايش حيات را مي‌توان چنين خلاصه كرد:

پلي ساكاريد‌ها، چربي‌ها، پروتئين‌ها، اسيدهاي نوكلئيك

 

 

ملكول‌هاي درشت بخصوص نوكلئوپروتئين‌ها، تغذيه، توليدمثل، جهش، وراثت، تكامل

 

انواع گوناگون نوكلئوپروتئين‌ها و توده‌هاي نوكلئوپروتئيني

 

      در نتيجه رشد و تنوع نوكلئوپروتئين‌ها، حيات به مرحله‌اي حد واسط ميان موجودات زنده و غيرزنده رسيد. گرچه بعضي از نوكلئوپروتئين‌ها، صاحب بعضي از خواص موجودات زنده بودند ولي موجودات زنده‌ي حقيقي هنوز به عرصه نرسيده بودند. در پنجمين مرحله پيدايش حيات بود كه جان‌داران حقيقي به وجود آمدند.

ادامه دارد





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید

پيدايش حيات، ظهور و تکامل انسان(7)

 

مرحله هفتم پيدايش حيات

      بي‌شك، جانشينان مستقيم نخستين گياهان سبز و نخستين جانوران اكنون نيز در روي زمين موجودند: جلبك‌ از نخستين گياهان سبز منشأ گرفته‌اند و جانوران تك سلولي (آغازيان) از نخستين جانوران. اين دو گروه جديد هنوز هم تك‌سلولي هستند ولي جان‌داراني كه موجد اين دو دسته بودند، گياهان و جانوران پرسلولي جديد را نيز به عرصه رساندند.

 

انقلابي كه اكسيژن برپا كرد

      در جريان اين انقلاب، فتوسنتز رو به فزوني گذاشت و تغييرات عمده در اوضاع فيزيكي زمين حادث كرد. يكي از محصولات فتوسنتز اكسيژن است كه حالت بسيار فعالي دارد، يعني به سهولت با ساير مواد تركيب مي‌شود. از روزي كه اتم‌هاي آزاد اكسيژن به صورت مواد مركب درآمدند، تا زماني كه فتوسنتز ابداع شد، اكسيژني در اتمسفر موجود نبود. اكسيژن‌هايي كه با وقوع فتوسنتز حاصل مي‌شدند، تدريجا" مقادير زياد اكسيژن از گياهان آبي وارد اقيانوس شد و از آن‌جا به اتمسفر آمد. بنا به گفته‌ي اوپارين امروزه ثابت شده است که قسمت اعظم اکسيژن مولکولي جو منشاء حياتي دارد و بعد از پيدايش حيات پديد آمده است. اين گاز يعني اکسيژن با هر ماده‌اي كه در مجاورتش بود و امكان تركيب شدن داشت، تركيب شد و انقلاب عظيمي را در سطح زمين پايه گذاري كرد.

      احتمال دارد كه اكسيژن با متان، كربن دي‌اكسيد ساخته باشد:

O2H 2+ 2CO                      2O 2 + 4CH

      و نيز با آمونياك توليد نيتروژن كرده باشد:

O2H 6+  2N 2                          2O 3 + 3HN4

      در نتيجه‌ي اين واكنش‌ها اتمسفر قديمي سرانجام به اتمسفر كنوني كه نه متان دارد نه آمونياك، تبديل شد و در عوض صاحب بخارآب، كربن‌دي‌اكسيد، نيتروژن مولكولي و مقدار زيادي اكسيژن ملكولي آزاد، شد.

      مولكول‌هاي اكسيژن، در ارتفاعات زياد، تحت اثر اشعه‌ي پرانرژي آفتاب، با هم تركيب شدند و لايه‌اي از اوزون (3O)به وجود آوردند. اين لايه كه در چند كيلومتري بالاي اتمسفر به وجود آمد، سپري بود كه بهتر از كربن‌دي‌اكسيد نفوذ اشعه‌ي پرانرژي آفتاب را مانع مي‌گشت. در نتيجه، موجودات زنده‌اي كه بعد از ساخته شدن سپر اوزوني به وجود آمدند، در محيطي زندگي كردند كه كمابيش عاري از اشعه‌ي پرانرژي خورشيد بود و به همين دليل است كه گياهان و جانوران عالي با تحمل چنين اشعه‌اي سازش ندارند و تحت اثر مقادير كم آن‌ها مي‌ميرند. برعكس نخستين ويروس‌ها و نخستين باكتري‌ها و سلول‌هاي هسته‌دار، هنگامي پيدايش يافتند كه هنوز اوزون كافي در اتمسفر موجود نبود. از اين‌رو كمابيش به تحمل آن سازش يافته بودند. منسوبان كنوني آن‌ها، تحمل اشعه‌ي پرانرژي را از آن‌ها به ارث بردند و آن مقدار اشعه ايكس يا انرژي‌هاي مشابه را مي‌توانند تحمل كنند كه براي كشتن صد انسان كفايت مي‌كند.

      اكسيژن آزاد روي قشر جامد زمين اثر كرد و فلزات و كاني‌هاي خالص را به صورت اكسيدها در آورد. بيش‌تر سطح خشكي‌ها اكنون از اين اكسيدها، يعني سنگ‌ها و كاني‌هاي فلزي، ساخته شده است. شماره‌ي كمي از فلزات، نظير طلا، در برابر اكسيژن مقاومت كردند ولي ساير فلزات قادر به چنين كاري نبودند. اگر امروز بخواهيم مثلا" آهن يا آلومينيوم خالص به دست آوريم بايد به روش‌هاي مخصوصي يا در نتيجه ذوب كردن سنگ‌هاي معدن، پيوند اكسيژن آن‌ها را پاره كنيم.

      اكسيژن آزاد سرانجام فرايند تنفس را، كه در استفاده از انرژي شيميايي مؤثرتر از تخمير است، به ميان كشيد. انرژي كه از اكسيدشدن مقدار معيني غذا حاصل مي‌شود بسيار زيادتر از انرژي حاصل از تخمير همان مقدار غذا است. وقتي كه اكسيژن آزاد زياد شد جان‌داران پيش‌رفته‌تر، وسيله‌اي براي استفاده از آن گاز ابداع كردند. بدين طريق بود كه تنفس آغاز گرديد و به زودي روش عادي استخراج انرژي غذاها شد.

      با وجود اين، تخمير در همه‌ي موجودات زنده صورت مي‌گيرد. مثلا" بعضي از باكتري‌ها هنوز تنها به روش تخمير زندگي مي‌كنند و گمان مي‌رود كه اجداد آن‌ها پيش از ابداع فرايند تنفس وجود داشته‌اند. موجوداتي كه در طي انقلاب اكسيژن و نيز بعد از آن پيدا شدند. قدرت تخمير را به ارث برده بودند ولي تنفس روش اصلي توليد انرژي در آن‌ها بود و تخمير وظيفه‌اي فرعي داشت. نتيجه اين شد كه بيش‌تر گياهان و جانوران صاحب تنفس هوازي شدند ولي هنگامي كه اكسيژن در دسترس نداشته باشند ممكن است تخمير صورت دهند.

      ناگفته نماند كه تاثير فعاليت نخستين موجودات زنده، تغيير كلي در اوضاع فيزيكي زمين و نيز در خواص حياتي خود آن‌ها را سبب شد. و از آن پس همواره، اوضاع فيزيكي زمين سبب پيدايش و تكامل حيات شد و نيز جهان جان‌داران در تغيير اوضاع فيزيكي زمين مؤثر افتاد.

      از ميان هفت مرحله غيرآسماني پيدايش حيات، هيچ يك را نمي‌توان "آغاز حيات" به حساب آورد. سلول محصول هفت مرحله است و ما تنها اين محصول را زنده مي‌شناسيم و حال آن‌كه نخستين نوكلئوپروتئين نيز بعضي اختصاصات حياتي داشته است. نوكلئوپروتئين نيز به نوبه خود آغاز كار نبوده بل‌كه خود از مولكول‌هاي ساده‌تر ساخته شده بوده است. به عبارت ديگر آغاز حيات را بايد در اتم‌هاي آزاد اوليه جستجو كرد، و پيدايش حيات قدم به قدم صورت گرفته و در هر قدمي خاصيت تازه‌اي ظاهر گشته و هر يك از هفت مرحله به منزله‌ي پلي بوده كه ميان انقلاب‌هاي شيميايي حاصل زده شده بوده است و هر مرحله با مرحله قبلي و مرحله بعدي خود ارتباطي مستقيم و پيوسته داشته است.

      بنابراين حيات، به خلاف آن چه غالبا" تصور مي‌شود، به يك باره و خلق‌الساعه پيدايش نيافته، بل‌كه تدريجا" تكامل حاصل كرده است و اين يكي از بهترين نمونه‌هايي است كه نشان مي‌دهد چگونه از آغازي ناچيز، انجامي عظيم و عجيب بر مي‌آيد. مسئله‌ي تكامل از نشان‌هاي بارز حيات شد و در حال حاضر حيات هم چنان در حال پيدايش و شكل گرفتن است و هيچ‌گاه "پايان نمي پذيرد" مگر آن‌كه آخرين جرقه‌ي آن خاموش شود. منظور از آخرين جرقه‌ي آن خاموش شود اين است كه حيات در اثر عواملي مانند انفجارات بمب‌هاي‌اتمي و هيدروژني توسط انسان تحت حاكميت سرمايه و يا برخورد سياركي و يا شهاب سنگ غول‌پيكري به زمين، از بين برود.

      هفت مرحله پيدايش حيات را مي‌توان بدين صورت خلاصه كرد:

مرحله يکم: به وجود آمدن آب، آمونياك، متان.

                                                                         1- قند ساده

                                                                        2- گليسرين

مرحله دوم: تبديل آب و آمونياك و متان به    3- اسيدهاي چرب

                                                                        4- اسيدهاي امينه

                                                                        5- پورين و پيريميدين

                     1- قند ساده + قند ساده                                  پلي‌ساكاريد

                         2- اسيد چرب + گليسرين                             چربي

 مرحله سوم:  3- اسيد امينه + اسيد امينه                               پروتئين

                        4- پيريميدين يا پورين + قند + فسفات           نوكلئوتيد

                        5- نوكلئوتيد + نوكلئوتيد                              اسيد نوكلئيك

 

                                                                                                    1- توليدمثل

مرحله چهارم: اسيدهاي نوكلئيك + پروتئين        نوكلئوپروتئين   3- تغذيه

 

مرحله پنجم:                                                         1- تركيب كردن مواد

                                                                               2- رشد

نوكلئوپروتئين + قشري از مواد آلي و ويروس مانند،  3- تقسيم

سلول اوليه                                                                4- تكامل

                                                                               5- كنترل امور داخلي

                                                                               6- تخمير                2CO

 

                                                                               1- جانوران

مرحله ششم: ويروس مانند، سلول اوليه: 1- انگل     2- ساپروفيت‌ها

                                                                               3- كموسنتزكننده‌ها

 2- كلروفيل            فتوسنتزكننده‌ها (قند + 2O          O2H + 2CO)        گياهان

 

                                                  1- اكسيژن + متان                          2CO

                                                  2- اكسيژن + آمونياك                   N2 

مرحله هفتم: انقلاب اكسيژن:  3- اكسيژن + اكسيژن                    اوزون 3O

                                                 4- اكسيژن + فلزات                      معادن فلزات

                                                 5- اكسيژن + موجودات                تنفس 

 

ادامه دارد





تاریخ: جمعه 06 آذر 1394
ارسال توسط امید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران