روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

 

قطع انگشتان کودک کار ۱۴ساله درچرخ گوشت

خبرگزاری هرانا - دختر ۱۴ ساله که در قنادی کار می‌کرد، چهار انگشت خود را در چرخ گوشت از دست داد.

بنا به گزارش آفتاب، در این حادثه که در یک کارگاه قنادی در روستای رباط سرپوش از توابع شهرستان سبزوار صبح امروز به وقوع پیوست چهار انگشت کارگر ۱۴ ساله قنادی قطع شد.

ماموران نجات آتش نشانی سبزوار بلافاصله به محل حادثه اعزام شدند که پس از رسیدن به محل و ارزیابی حادثه، اقدام به بازکردن محفظه تیغ و می‌له مارپیچ چرخ گوشت کردند و همراه مصدوم با خودرو اورژانس ۱۱۵ به بیمارستان امداد سبزوار انتقال دادند.

به گزارش فارس، بعد از عملی که ۴۵ دقیقه به طول انجامید، دست دختر ۱۴ ساله در حالی از چرخ گوشت‌‌‌ رها شد که متاسفانه ۴ انگشت خود را از دست داده بود.

منبع :     http://hra-news.org/1389-01-27-05-29-40/15144-1.html

 




تاریخ: جمعه 25 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

برای شیوخ اسراف حلال، و برای مردم حرام است؟!!




تاریخ: جمعه 25 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

کار زنان یا اجباری برای زنده ماندن؟

سروناز بهبهانی

(وبلاگ آموختن ضمن تبریک روز جهانی زن به خانم سروناز بهبهانی و دست مریزاد به خاطر مقاله‌ی مبسوط و زیبایی که به نگارش در آورده‌اند به همه‌ی کاربران عزیز توصیه می‌کنم که حتما" این مقاله را با صبر و حوصله مطالعه نمایند زیرا بسیار آموزنده است.)

در این روزگار بی سر و سامان و این روزهای شلوغ و پر ترافیک که اخبارقیمت‌ها از سکه و دلار گرفته تا آجیل و لباس، ذهن شهروندان را پر کرده و مردم لنگ لنگان و شتاب زده به استقبال نوروز می‌روند، شاید به خاطر آوردن روز ۸ مارس از لابه لای صفحات تقویم‌های مردانه انتظار زیادی باشد. اما تلاش برای هم صدایی با مردمان مترقی جهان وآداب حضور در دهکده جهانی حکم می‌کند که روز هجدهم اسفند ماه را که مصادف با روز جهانی زن است به خاطر بیاوریم. روزی که سالهاست بر پایه سنتى مبارزه کارگران زن علیه شرایط سخت کاریشان در خاطرهٔ آزاد اندیشان دنیا مانده است.

تاریخ روز جهانى زن هم زمان با تاریخ مبارزه سیاسى و اجتماعى علیه تبعیض است. این روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرایط بهتر کارى و زندگى زنان است. انتخاب این روز به عنوان روز جهانى زن به زمانی بر می‌گردد که زنان کارگر نساجى در شهر نیویورک امریکا دست به اعتراض زدند. شرایط کارى سخت و غیر انسانى و دستمزد کم کارگران زن که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم همراه با مردان در کشورهاى صنعتى وارد بازار کار شده بودند، آنان را وادار به اعتراض و مبارزه صنفى به شکل هاى سازمان یافته و یا غیر متمرکز علیه این بى عدالتى مى کرد.

در چنین روزی یعنی روز ۸ مارس ۱۸۷۵(وبلاگ آموختن:1857 صحیح است.) زنان کارگر کارخانجات نساجی در شهر نیویورک برای بهبود شرایط کارشان و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدشان، دست به تظاهرات زدند. این حرکت به درگیری قهر آمیز با پلیس آمریکا انجامید و پلیس بطور وحشیانه به تظاهرات حمله کرد و آنرا سرکوب نمود. عده‌ای از زنان تظاهر کننده زخمی و دستگیر شدند. این مسئله باعث شد که زنان کارگر دیگر هم کم کم به حقوق انسانی خود آگاهی پیدا کنند و سعی کنند که راه آن‌ها را ادامه بدهند.

حرکت اعتراضی هر سال به حالت آشکار و یا مخفی در کارخانه‌های مختلف ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال ۱۹۰۹ این روز به عنوان نخستین روز ملی زنان در آمریکا تثبیت شد. سپس در کنگرهٔ بین المللی سوسیالیست‌ها که در سال ۱۹۱۰ در کپنهاگ دانمارک برگزار گردید، «کلارا زتکین» زن سوسیالیست از حزب سوسیال دموکرات آلمان ۸ مارس را به عنوان روز جهانی مبارزه زنان پیشنهاد و کنگره این پیشنهاد را تصویب می‌کند. یک میلیون زن سوسیالیست و کارگر و دیگر اقشار اجتماعی همراه مردان خواهان حقوق سیاسی ـ اجتماعی برابر برای همه زنان و مردان شدند. آن‌ها در ۸ مارس سا ل ۱۹۱۱ در کشورهای آلمان، دانمارک، سویس و استرالیا تظاهراتی بر پا كردند و با جشن و سخنرانی، خواهان حق رأی، حق کار و آموزش حرفه‌ای برای زنان شدند. در همین سال در روسیه و چین هم تظاهراتی به مناسبت ۸ مارس برگزار شد. در مدتی کمتر از یک هفته از ۸ مارس در آتش سوزی «تریانکل» در شهر نیویورک به خاطر نبود دستگاههای امنیتی و بدی شرایط کار، ۱۴۹ زن کارگر جان باختند. همین موضوع باعث شد که تظاهرات ۸ مارس سال بعد به طور وسیعی در سراسر دنیای متمدن برگزار شود و بدی شرایط کار، مورد اعتراض قرار گیرد. این روز کم کم به روز مخالفت زنان کارگر با کارفرمایان سرمایه دار، برای بهبود شرایط کار و کسب حقوق اجتماعی برای کل زنان در سراسر دنیای صنعتی، تبدیل می‌گردد.

در واقع هشتم مارس روزی است که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی، قومی و ملیتی، نژادی، زبانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به یادآوری موفقیت‌ها و دستاورد‌هایشان می‌پردازند و در حقیقت با نگاهی به گذشته، انرژی و توان بیشتری برای احقاق حقوق انسانی خود می‌یابند تا در دنیایی که هنوز نابرابری‌های جنسیتی در بخش‌های مختلف آموزشی، سیاسی و.. وجود دارد و در پاره‌ای نقاط جهان هنوز دختران را ختنه می‌کنند، زنان را از حقوق قانونی شان محروم می‌دارند و در بسیاری جوامع پیشرفته هنوز با انواع شیوه‌های لوکس و نوین استثمار زنان و دختران ادامه دارد؛ راههای تازه‌ای برای سالم زیستن و بی‌دغدغه نفس کشیدن بیابند.

اما با گذشت سال‌ها ازتاریخ هشتم مارس۱۸۷۵اگرچه شرایط زنان به ویژه زنان کارگر کمی بهبود یافته است، اما همچنان مشکلات عدیده‌ای در این زمینه وجود دارد و چه بسا با پیشرفت تکنولوژی و تکامل جوامع مسائل و بحران‌های تازه‌ای نیز در این زمینه ایجاد شده است.

در دنیای امروز، گذشته از عدهٔ قلیلی که صاحبان قدرت و سرمایه هستند مشکلات و بحران‌های اقتصادی تمامی کشور‌ها را به نوعی تحت تاثیر خود قرار داده است و بسیاری از افراد برای زنده ماندن باید تا سر حد مرگ تلاش کنند و بنا به آمار دفتر برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد (WFP) تعداد گرسنگان جهان امسال از مرز یک میلیارد نفر خواهد گذشت. در چنین شرایطی شاید پرداختن به رضایت شغلی و اهمیت آن در سلامت روان افراد یک جامعه، چندان منطقی به نظر نرسد اما از آنجا که نمی‌توان با یأس و سرخوردگی و انکار حقایق تنها به گذران معیشت پرداخت و حقوق شهروندان دهکدهٔ جهانی را از مناظر مختلف نادیده گرفت، باید در کنار تلاش برای رفع بحران‌های اقتصادی که البته پرداختن به آن نیازمند اقتصاددان و متخصص امر می‌باشد، در دیگر جنبه‌های انسانی نیز فعالیت نمود.

بسیارند افرادی که برای گذران زندگی در هر شغل و حرفه‌ای به سختی تلاش می‌کنند و صرف‌نظر از علاقمند بودن یا نبودن به شغل مربوطه روز‌ها و ماه‌های خود را بدین منوال می‌گذرانند. در این بین زنان به فراخور شرایط سخت‌تر در احراز مشاغل و عدم توزیع برابر حِرَف که هنوز هم در بخش‌های مختلف خود را نشان می‌دهد، با معضلات بیشتری در بازار کار مواجه هستند، به ویژه در مورد زنانی که نان‌آوران خانه و سرپرست خانوار محسوب می‌شوند. مشکلات زنان در بازار کار بر هیچ کس پوشیده نیست.

جداسازی جنسیتی مشاغل و وجود این تفکر غالب که مردان توانایی بیشتری نسبت به زنان دارند و وجود محدودیت‌هایی از جمله ساعات کاری نامنظم، کمی دستمزد و عدم حمایت‌های قانونی از جمله عواملی است که هنوز هم زنان را در انتخاب شغل محدود می‌کند. از سوی دیگر مناسبات بی‌رحم جامعه سرمایه‌داری موجب شده که زنان علی‌رغم اینکه بین دو تا سه چهارم کارهای انجام شده در مقیاس جهانی را انجام می‌دهند و ۴۵درصد مواد غذایی جهان را تامین می‌کنند، دستمزد کمتری دریافت کرده و نیروی کار ارزان محسوب ‌شوند. برخی آمار‌ها حاکی از آن است که زنان در یک روز به اندازه ۲روز کار می‌کنند، این در حالی است که اگر خانه‌داری، نگهداری از فرزندان و خدمات درون محیط خانواده را نیز به عنوان کار مضاعف در نظر بگیریم، زنان نسبت به کاری که در جهان انجام می‌دهند دستمزد بسیار ناچیزی دریافت می‌کنند و درصد زیادی از ثروت ایجاد شده در کشورهای صنعتی را کار بی‌مزد خانگی در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر این کار بی‌مزد در پرورش و تربیت نسل آینده لازمهٔ نظام سرمایه‌داری محسوب می‌شود و بیراه نیست اگر عواملی چون تسری فحشا، زنانه شدن بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، فقر و بی‌عدالتی را ثمرهٔ سیاست‌های سرمایه‌دارانهٔ حاکم بر جهان امروز دانست.

در عین حال در شرایط حاضر، وضعیت زنان کارگر به مراتب سخت‌تر و بحرانی‌تر از دیگر اقشار زنان در جوامع مختلف است. به هر صورت نمی‌توان انکار کرد که پس از طی شدن دوره مردسالاری در جهان و ورود زنان به عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و هنری، امروز فعالیت و کار در بیرون از خانواده در بخشیدن وجهه‌ای ارزشمند‌تر و اعتباری بیشتر برای زنان بسیار تاثیرگذار است. امروزه مدیران توانمند، سیاستمداران و هنرمندان زن، حتی کارمندان زن نیز خود را در دستیابی به ارج و منزلت انسان و احقاق حقوق از دست رفته نزدیک‌تر می‌بینند و جامعه نیز به ویژه در کشورهای در حال توسعه به این زنان با دیدهٔ احترام‌آمیزتری می‌نگرد. مثلا امروز، مادری که در یک اداره شاغل است برای فرزندش اعتبار بیشتری در مدرسه فراهم می‌کند تا مادری که در دنیای مدرن و پرطمطراق امروز هنوز عنوان خانه‌دار را یدک می‌کشد. اما شاید کمتر به این مساله پرداخته شده که زنان کارگر تا حدودی از این قاعده مستثنی هستند و علی‌رغم فعالیت اجتماعی و تحمل بخش سنگینی از وظیفه گرداندن صنایع و چرخ‌های نظام سرمایه‌داری همواره از لحاظ وجهٔ اجتماعی کمتر دیده شده و شاید بسیاری از فرزندانشان به داشتن یک مادر خانه‌دار راضی‌تر باشند.

در حقیقت عده قریب به اتفاق زنان کارگر نه تنها رضایت شغلی نداشته بلکه تنها به واسطه شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه و خانواده برای گذران زندگی و کسب حداقل درآمد برای اندک رفاه فرزندانشان، ساعت‌ها کار طاقت‌فرسا را به جان می‌خرند. در عین حال همواره شرایط نابرابر دستمزد و حاشیه امنیت شغلی بین زنان و مردان کارگر وجود داشته و در مواجهه با هر بحران اقتصادی، اول این زنان کارگر هستند که شغل خود را از دست خواهند داد و عقد قراردادهای پیمانی، موقت و سفید امضا و استثمار کارگران زن مجرد تنها گوشه‌ای از مسائل و مصائب زنان کارگر می‌باشد.

از سوی دیگر تمام آزاداندیشان و عدالت‌خواهان می‌دانند که اساسا حقوق زنان، حقوقی جهان‌شمول است و هر فردی که مدافع حرمت، حقوق و آزادی‌های انسان است باید در جهت رفع ستم تبعیض جنسی نیز تلاش کند. تا به جایی برسیم که درستکاری و تقوا بدون در نظر گرفتن جنسیت افراد ملاک برتری باشد.

همچنین باید پذیرفت که برای دستیابی به جامعه‌ای سالم‌تر باید ضوابط انسانی را حکمفرما نمود و‌‌ همان طور که انگلس در کتاب منشاء خانواده خویش می‌نویسد: «اولین ستم طبقاتی مقارن است با ستم جنس مذکر بر مونث» در نتیجه رفع هر گونه ستم جنسی به نوعی در گرو رفع ستم طبقاتی است و میان ستم طبقاتی و ستم جنسی رابطه متقابل و تنگاتنگی وجود دارد. در نتیجه برای رفع چنین تبعیض‌هایی نه تنها زنان بلکه مردان و زنان برابری‌طلبی باید دوش به دوش یکدیگر موانع را از سر راه بردارند و بیش از هر چیز بر حرمت انسانی افراد صحه بگذارند. به همین روی باید در نظر داشت که مشکلات زنان کارگر نیز بخشی از مشکلات کل افراد جامعه است.

به نظر می‌رسد که باید نگاه دقیق‌تر و جدی‌تری به مسائل زنان کارگر داشته باشیم چرا که زنان بخش اعظمی از نیروی کار را تشکیل می‌دهند که اگر از نظر روحی و روانی و عاطفی دچار رضایت نسبی نباشند آثار مخرب آن را در تمامی سطوح و لایه‌های جامعه حس خواهیم کرد و بپذیریم که یک زن کارگر حق دارد به عنوان یک انسان، از دسترنج خود صاحب درآمد مستقلی گردد. زنانی که پس از ۸ تا ۱۲ ساعت کار متوالی و طاقت‌فرسا و در شهرهای بزرگ با هدر دادن ساعت‌ها در ترافیک، با رسیدن به خانه‌هایشان، تازه بخش دیگری از مسئولیت‌هایشان آغاز می‌شود. زنانی که اگر چه صدایشان کمتر شنیده می‌شود اما وجود دارند؛ ‌ در همین نزدیکی‌ها، کافی‌ست کمی سرمان را بچرخانیم.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=56771




تاریخ: جمعه 25 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

سازمان ملل: تصادف رانندگی هر سال جان یک میلیون و ۲۴۰ هزار نفر را می‌گیرد

جدیدترین گزارش سازمان جهان بهداشت که امروز انتشار یافت هر سال یک میلیون و 240 هزار نفر در جهان به دلیل صدمات ناشی از تصادفات ترافیکی جان خود را از دست می‌دهند.
سازمان جهان بهداشت می‌گوید در منطقه آفریقا خطر مرگ به دلیل جراحت تصادف ترافیکی 24.1 در هر 100 هزار نفر، در منطقه شرق مدیترانه 21.3 در هر 100 هزار نفر و در منطقه اروپا 10.3 در هر 100 هزار نفر است.
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/262889

وبلاگ آموختن: با حذف تولید خودروهای شخصی و جایگزینی آن‌ها با خودروهای عمومی(قطار، مترو، اتوبوس، هواپیما، مینی‌بوس و ...) و حمل و نقل رایگان برای تمام افراد بشر بر روی کره زمین است که مرگ و میر انسان‌ها ناشی از عوارض مصرف گسترده از خودروهای شخصی پایان می‌پذیرد. با برچیده شدن نظام سرمایه‌داری این امر ممکن خواهد شد. تا آن موقع همچنان مرگ و میر ناخواسته در انتظار تمام بشریت است.

 نمک آبرود شبی یک میلیون تومان!

در شهرهایی که بیشترین مسافرت‌های نوروزی به آنجا صورت می‌گیرد، نرخ اجاره ویلا برای نوروز 92 بین 35 تا 100 درصد نسبت به نوروز 91 افزایش پیدا کرده است، طوری که در یکی از توریستی‌ترین شهرهای شمالی – نمک آبرود – اجاره هر شب ویلا یک میلیون تومان اعلام شده است.
دلالان ویلا می‌گویند: از یک ماه پیش رزرو ویلا توسط تهرانی‌ها و برخی شرکت‌های دولتی برای کارمندان شان انجام شده است.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/262891

"سن مصرف مواد مخدر در کشور به 10 سالگی رسید"

سن مصرف كنندگان مواد مخدر در كشور در حال حاضر به 10 سالگي رسيده است و اين مي تواند يك خطر بسيار جدي براي نسل جوان جامعه باشد.
مسئولان نيز بايد سعي كنند فضاهايي را براي مردم ايجاد كنند تا مردم در شرايط بد روحي بتوانند اوقات خود را درآنجا بگذرانند و متاسفانه امكاناتي كه امروزه براي مردم فراهم است قيمت آنها بيشتر از فروش مواد مخدر است.
در سال 84  دوسوم مواد مخدر ما از كشورهاي خارجي وارد كشور مي شد و فقط يك سوم آن در كشور توليد مي شد، اما متاسفانه در حال حاضر بخش عمده مواد مخدر در داخل كشور توليد مي شود و بيش از نيمي از معتادان ما را معتادان كراك و هروئين تشكيل مي دهند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/262946




تاریخ: جمعه 25 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

دستمزد ۹۲ توهین به کارگران است

یک تشکل مستقل صنفی در شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران در اعتراض به مصوبه دستمزد سال آینده بیانیه‌ای صادر کرد.

بر خلاف شعار اقتصادی سال ۱۳۹۱نه تنها نیروی کار مورد حمایت قرار نگرفت بلکه با شرایط طوفانی و سخت‌تر اقتصادی معیشت حداقلی نیروی کار مورد هجوم همه جانبه قرار گرفته است.

در این بیانیه تصویب حداقل دستمزد ۴۸۷ هزارتومانی برای سال ۹۲ مصداق ضرب‌المثل «گل بود به سبزه نیز اراسته گشت» دانسته شده و تاکید شده است: شورای عالی کار علیرغم در خواست‌های گسترده کارگران جهت تعیین دستمزد عادلانه که هزینه زندگی انسانی یک خانوار کارگری را تامین کند، حداقل دستمزد کارگری سال ۱۳۹۲ را ماهیانه نزدیک به پانصد هزارتومان تعیین کرده و بدین وسیله حلقه محاصره را علیه معیشت و زندگی کارگران تنگ و تنگ‌تر کرده است.

این اوضاع و احوال تلخ و طاقت فرسا با اقدام نا‌عادلانه شورای عالی کار دولتی، با سرکوب گسترده حقوق بین الملی کارگران نظیر حق تشکیل سندیکای کارگری و حق اعتراض و راهپیمایی و اعتصاب کارگری- آنچنانکه در دنیا مرسوم و متداول است- تشدید شده و می‌شود.
رانندگان شرکت واحد اعتراض شدید خود را علیه پایین بودن حداقل دستمزد سال ۱۳۹۲ اعلام کرده و این عمل را توهین و تحقیر به طبقه کارگر دانسته‌اند.

مسئولان وظیفه دارند شکاف گسترده حداقل دستمزد و هزینه و مخارج زندگی یک خانوار ۴ نفره کارگری را تامین نمایند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=56729

راننده‌های خشمگین گاردریل اتوبان آزادگان تهران را با آچار باز کردند

عصر روز چهارشنبه 23 اسفندماه، انسداد دوربرگردان یکی از اتوبان‌های جنوب غرب تهران توسط پلیس با نارضایتی و اعتراض راننده‌ها همراه شد.
پس از آن که ماموران پلیس راهور دوربرگردان اتوبان آزادگان در مسیر شمال به جنوب را مسدود کردند، چندین کیلومتر صف طولانی از اتومبیل، اتوبوس و تریلی و کامیون‌هایی ایجاد شد که قصد دور زدن را داشتند.
به دنبال طولانی شدن زمان و استمرار این وضعیت، گروهی از راننده‌های عصبانی نیز دست به کار شده و پس از باز کردن گارد ریل‌های وسط اتوبان به وسیله آچار و ابزارآلاتی که همراه داشتند، یک به یک دور زدند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/262883




تاریخ: جمعه 25 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

بدون شرح!




تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

نشانه‌های تازه از شرایط وجود حیات احتمالی در مریخ پیدا شد

ناسا، سازمان فضایی آمریکا می‌گوید که مریخ‌نورد کیوریاسیتی موادی شیمیایی در مریخ پیدا کرده است که می‌تواند نشانه وجود نوعی حیات اولیه در گذشته باشد.

کیوریاسیتی مواد مذکور را زمانی پیدا کرد که در حال بررسی نمونه سنگ بستر یک رودخانه قدیمی در مریخ بود که ماه گذشته میلادی استخراج کرده بود.

در این نمونه سولفور، نیتروژن، هیدروژن، اکسیژن، فسفر و کربن پیدا شده است.

محققان می گویند که ترکیب این عناصر می توانسته منبع انرژی احتمالی برای میکرواورگانیسم ها (ریزاندامگان ها) باشد.

مواد معدنی یافته شده در این نمونه برداری همچنین می تواند نشان دهنده وجود آب در سطح مریخ در گذشته باشد.

جان گروتزینگر، از دانشمندان پروژه کیوریاسیتی می گوید: "ما محیطی قابل سکونت یافته ایم که برای حیات بسیار مناسب بوده است. اگر این آب وجود داشت و شما آنجا بودید، شاید می توانستید آن را بنوشید".

منبع: دانش و فن بی بی سی فارسی




تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

شرکت های بزرگ خودروسازی ایران در آستانه تعطیلی

یک منبع آگاه از تعطیلی تمام خطوط شرکت های خودروسازی کشور با ادامه روند موجود در صنعت خودروسازی به زودی خبر داد.
این منبع آگاه با اشاره به روند عدم حمایت از صنعت خودروسازی کشور و عدم امکان تولید خودرو  و قفل شدن فروش خودرو با روند موجود در کشور از تعطیلی خطوط تولید بزرگترین شرکت های خودروسازی های کشور بزودی خبر داد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/262706

محرومیت کارگران «شركت ملی نفتکش» و «فلات قاره» از قانون مشاغل سخت و زیان آور

شرکت‌های دوقلوی «ملی نفتکش» و «فلات قاره» وابسته به وزارت نفت تا کنون اقدامی در خصوص اجرای قانون مشاغل سخت و زیان آور برای بیش از ۲۰۰۰ پرسنل خود انجام نداده‌اند.

طبق این نامه، این شرکت‌ها موظف شده ‌اند  تا قانون مشاغل سخت و زیان آور را برای پرسنل خود اجرایی کنند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=56501

معادن چین جان ۲۱ کارگر را گرفت

رسانه‌های داخلی چین از وقوع دو حادثه در دو معدن ذغال‌سنگ این کشور و ناپدید شدن ۲۲ کارگر معدن خبر دادند.

یکی از این حوادث: در پی انتشار گاز داخل این معدن ذغال‌سنگ، ۲۱ کارگر کشته شدند و چهار تن دیگر همچنان ناپدید هستند.در زمان وقوع حادثه ۸۳ کارگر در حال کار کردن در این معدن بوده‌اند که تعدادی از آنان فرار کرده و جان خود را نجات دادند.

در حادثه دیگری که در یکی از معادن ذغال‌سنگ استان «هیلانگ جیانگ» اتفاق افتاد ۱۸ کارگر داخل معدن گرفتار شدند. هنگام وقوع حادثه ۲۵ کارگر داخل معدن مشغول به کار بودند که تنها هفت تن از آنان نجات یافتند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=56596

تعدیل ۷۰ درصدی نیروی كار «ایران سوئیچ»

مدیران کارخانجات ایران سویچ ۲۱۰ کارگر این کارخانه را با سابقه ۴ تا ۱۸ سال کار، طی دو سال گذشته به تدریج اخراج کرده‌اند.
از ۳۰۰ کارگر این کارخانه هم اکنون ۹۰ نفر شغل خود را حفظ كرده‌اند و پیش بینی می‌شود با ادامه روند کنونی و وضعیت نامناسب کارخانه، در سال آینده تعداد کارگران حداکثر به ۳۰ نفر برسد.
کارخانه ایران سویچ تولید کننده تابلوهای برق صنعتی و.. توان نگهداری این واحد تولیدی را ندارد و با اخراج نیروی کار  سعی دارد انجام سفارشات کاری خود را به پیمانکاران (دلالان نیروی كار) واگذار کند.

منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=56214

 

 




تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

به مناسبت 14 مارس

"قامت بشريت با از دست دادن يک سر، و بزرگ‌ترين سر زمان ما، کوتاه‌تر شد."

فردريک انگلس يار وفادار، هم‌رزم و دوست چهل ساله‌ کارل مارکس، خبر مرگ او را اين‌گونه انتشار داد: "قامت بشريت با از دست دادن يک سر، و بزرگ‌ترين سر زمان ما، کوتاه‌تر شد."

130 سال پيش، روز 17 مارس 1883 انگلس نوشت:" 14 مارس يک ربع  به ساعت سه بعدازظهر بزرگ‌ترين انديشمند روزگار ما از انديشيدن باز ايستاد. فقط دو دقيقه او را تنها گذاشته بوديم. همين که به اتاق آمديم ديديم که آرام روي صندلي خوابيده است اما اين بار براي هميشه. مرگ اين انسان، براي پرولتارياي رزمنده اروپا و آمريکا و براي تاريخ علوم، ضايعه‌اي بود که آن را نمي‌توان سنجيد. همان‌طور که داروين قانون تکامل جهان ارگانيک و موجود زنده را باز نمود. مارکس قانون تکامل تاريخ بشر را باز نموده است."

انگلس نوشت: "مارکس، برتر، دورانديش‌تر، تيزبين‌تر و ژرف‌نگرتر از بقيه‌ي ما بود. مارکس يک نابغه بود؛ ما حداکثر افراد با استعدادي بوديم."

از زمان مرگ مارکس تاکنون رويدادهاي، دو جنگ جهاني، اردوگاه‌هاي قتل، بمب اتمي، احتراق داخلي موتور، تلويزيون، ميکروسکوپ، تلسکوپ‌هاي غول‌پيکر، ماهواره، اينترنت، سفر به ماه و کرات ديگر با رباط‌ها به وجود آمده است. با اين شرايط و اوضاع اقتصادي اجتماعي جامعه‌ي جهاني در آغاز دهه دوم قرن بيست و يک ميلادي به صراحت و روشني تمام نشان مي‌دهد که نقد کارل مارکس از جامعه‌اي سرمايه‌داري امروز نيز با گذشت 130 سال از مرگ او، همچنان معتبر است. نقدي که در آن به صورتي داهيانه مرگ نظام سرمايه‌داري را حتمي مي‌شمارد و جايگزيني آن را با سوسياليسم، به تنها طبقه‌ي تا آخر انقلابي يعني پرولتاريا معرفي مي‌کند. سوسياليسمي که ذاتا" دموکراتيک است زيرا خود کارگران آن را مي‌سازند. اين سوسياليسم ابتدا در دکترين مارکس و دوست بسيار نزديکش انگلس و سپس با دکترين لنين و رزالوکزامبورگ ادامه يافت. در مقابل اين دکترين‌ها، انواع و اقسام سوسياليسم تحريف شده مانند، سوساليسم اردوگاه شرق سرنگون شده در 1990، و سوسيال دموکراسي غرب و ... را مي‌توان نام برد. شوروي و اقمارش در ظاهر سوسياليسم اما در واقعيت و در عمل، سرمايه‌داري دولتي ديوان سالار بودند و همان استثماري که در کشورهاي غربي حاکم بود، در کشور آن‌ها هم بود. سقوط سرمايه‌داري دولتي(شوروري و اروپاي شرقي) براي طبقه کارگر نه تنها جاي سوگواري نيست، بلکه جاي خوشحالي و جشن و شادماني است. زيرا اين کشورها با اعمال خود هميشه بر چشم طبقه کارگر خاک مي‌پاشيد.

مارکس يکي از آن متفکران برجسته جامعه‌ي بشري است که شيوه‌ي نگرش ما را به جهان از بنياد تغيير داد. پايه‌ي علمي بسياري از رشته‌هاي علوم اجتماعي مانند، علوم تربيتي، روان‌شناسي علمي، اقتصاد، جامعه‌شناسي و ... را تغيير بنيادي داد. او بدين لحاظ نه تنها هم رديف افلاطون، ارسطو، کوپرنيک، گاليله، نيوتن، داروين، انيشتين و ديگر بزرگان جامعه‌ي جهاني، بلکه يک سر و گردن از آنان بلندتر است. اين انديشه‌ي سترگ را دريابيد که هيچ انسان سالمي نمي‌تواند آن را ناديده بگيرد: "اين حقيقت ساده، که تاکنون بر اثر فرارويش ايدئولوژي پنهان بود، که بشريت پيش از هر چيز، پيش از آن که به سياست، علم، هنر و دين و جز اين‌ها به پردازد، بايد بخورد، بياشامد، مسکن و پوشاک داشته باشد." از آن اوست.

در بزرگي و شهير بودن مارکس يکي از هم عصرانش او را در بيست و چند سالگي‌اش چنين توصيف مي‌کند: روسو، ولتر، هولباخ، لسينگ، هاينه و هگل را در يک شخص ترکيب کنيد ... و شما دکتر مارکس را مي‌يابيد."

مارکس زندگي خود را وقف امر انقلاب سوسياليستي کرد. درکي از تفکر او براي هر کس که خود را سوسياليست مي‌خواند ضروري است، کسي که آرزو دارد مانند مارکس استثمار، رنج و درد و خشونت ناشي از نظام سرمايه‌داري که او قوانين حرکت آن را کشف کرد، از ميان برود.

کارل مارکس در برابر شعار "همه‌ي انسان‌ها برادرند" گفت: "انسان‌هاي فراواني وجود دارند که او نمي‌خواهد با آنان برادر باشد." بنابراين به جاي اين شعار همراه با دوست‌اش "کارگران همه کشورها متحد شويد!" گذاشت.

افرادي از هم عصران مارکس که او را ديده‌اند: "خود مارکس از آن نوع انسان‌هاي سرشار از انرژي، اراده و اعتقاد تزلزل‌ناپذير بود. چهره‌ي ظاهر‌اش بسيار استثنايي بود. موهاي سرش پر پشت و سياه بود و دست‌هايي پر مو داشت ... گويي براي رهبري مردم زاده شده بود. سخنراني‌اش مختصر، منطق‌اش قانع کننده و مجاب کننده بود. او هرگز سخن سطحي و بي معنا نمي‌گفت؛ هر جمله‌اش حاوي ايده‌اي بود و هر ايده حلقه‌اي ضروري در زنجير استدلال او بود. مارکس هيچ چيز رويايي در باره خود نداشت."

بدون کمک‌هاي منظم انگلس، مارکس‌ها بدون بر جا گذاشتن ردپايي نابود شده بودند. مارکس اين بدهکاري را پس از ارسال جلد نخست کاپيتال به ناشران متذکر مي‌گردد: "بدون تو من قادر به تکميل کتاب نمي‌بودم و به تو اطمينان مي‌دهم که اين دين هميشه چونان باري بر وجدان من سنگيني مي‌کند. من فکر مي‌کنم تو بيشتر به خاطر من، استعدادهاي درخشانت را در کارهاي عادي تلف کردي و ناگزير بودي در همه بدبختي‌هاي کوچک من سهيم شوي."

يک جاسوس پليس که در سال 1852 از منزل مارکس‌ها ديدن کرده اين تصوير از خانواده مارکس را به دست مي‌دهد:"مارکس چونان پدر و همسر، به رغم روحيه‌ي وحشي و بي‌قرارش نجيب‌ترين و ملايم‌ترين انسان‌هاست... هنگامي که وارد اتاق مارکس مي‌شويد دود سيگار و تنباکو چشمان شما را آب مي‌اندازد که براي لحظه‌اي به نظر مي‌رسد که کورمال کورمال در بخاري راه مي‌رويد، اما به تدريج همين که به مه عادت مي‌کنيد، مي‌توانيد از چيزهاي معيني که خودشان را از غبار پيرامون متمايز مي‌کنند. سر در آوريد همه چيز کثيف و غبار گرفته است، طوري که نشستن عادي کاملا" خطرناک است. اين‌جا يک صندلي است که سه پايه بيشتر ندارد، روي صندلي ديگر بچه‌ها بازي آشپزي مي‌کنند. اين صندلي اتفاقا" چهار پايه دارد که روي آن به مهمان تعارف نشستن مي‌کنند. اما پخت و پز بچه‌ها جمع نشده است؛ و اگر شما بر آن بنشينيد دو جفت شلوار را به خطر انداخته‌ايد. اما هيچ يک از اين چيزها مارکس و همسر او را آزار نمي‌دهد. شما به دوستانه‌ترين وجهي پذيرايي مي‌شويد. به شما پيپ و توتون و هر چيز ديگري که اتفاقا" ممکن است باشد تعارف مي‌کنند؛ و آخر سر يک مکالمه‌ي با روح و دوستانه همه کمبودهاي خانگي را جبران و ناراحتي را تحمل‌پذير مي‌کند. سرانجام شما عادت به همراهي مي‌کنيد و آن را جالب و اصيل مي‌يابيد."

در سال1881 همسر مارکس مبتلا به سرطان کبد غيرقابل علاجي بود. خود مارکس مبتلا به برنشيت بود. النور دخترشان آن زمان را اين چنين به خاطر مي‌آورد:"زمان وحشتناکي بود. مادر عزيز ما در اتاق جلويي بزرگ دراز کشيده بود و مور (لقب خانوادگي مارکس) در اتاق کوچک پشتي. و اين دو نفر که به با هم بودن عادت داشتند و اين‌قدر به يکديگر نزديک بودند ديگر نمي‌توانستند حتا در يک اتاق با هم باشند ... من هرگز فراموش نخواهم کرد صبحي را که او احساس مي‌کرد آن‌قدر توانايي دارد که به اتاق مادر برود. سپس آن‌ها دوباره جوان شدند- دختري جوان و پسري عاشق هر دو در آستانه‌ي زندگي نه پيرمردي مفلوک از بيماري و پيرزني در حال مرگ، براي هميشه از يکديگر جدا شدند."

روز 2 دسامبر 1881 همسرش، يني مارکس درگذشت. آن‌ها سه دختر از خودشان باقي گذاشتند: يني، لورا و النور.

اگر قرار است جهاني که در چنگ بحران و رکود اقتصادي و تب جنگ گرفتار است، جهاني که در آن ده‌ها ميليون جوان کره زمين در صف دريافت‌کنندگان اعانه‌ي بيکاري هستند و بيش از يک ميليارد نفر در جهان در گرسنگي به سر مي‌برند تغيير کند، انقلاب سوسياليستي بدين لحاظ، امري اجباري است. ايده‌هاي اين بزرگ‌ترين فرزانه‌ي قرن نوزده، امروز از 130 سال پيش به هنگام‌تراند. سرمايه‌داري از سال 1883 چنگال آهنين خود را بر هر قسمتي از کره‌ي زمين گير انداخته است و دير يا زود، يا به دست خودش از طريق جنگ هسته‌اي، يا به دست طبقه‌ي کارگر، در شرف نابودي است. ميان قدرت کارگران –سوسياليسم- يا نابودي همه‌ي طبقات متخاصم –بربريت يا توحش- جهان بر سر اين دو راهي ايستاده است.

منبع مورد استفاده: ويکي‌پديا و انديشه‌ي انقلابي مارکس؛ آلکس کالينيکوس؛ ترجمه پرويز بابايي، انتشارات آزدمهر، قطره چاپ سوم 1389




تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan

فساد بزرگ پس از ۳۲ بار بازرسی کشف شد

فساد بزرگ ۳ هزار میلیاردی پس از ۳۲ بار بازرسی از شعبه بانک صادرات اهواز کشف شد.

LCها بدون مبادله کالا و معامله واقعی بین گروه ملی فولاد اهواز و چند شرکت فروشنده شمش و قراضه، گشایش شده و در سال های 89 و 90 آقای جهرمی مدیر عامل بانک صادرات بوده‌اند.

آقای باقری افشار بعد از 32 بار انجام بازرسی از شعبه بانک صادرات، یک‌باره در تاریخ 1390.5.10 موضوع را کشف کرده و گزارش می‌دهد.

اتفاقاً سؤال بزرگ این پرونده همین است که چگونه در بازرسی‌ های قبلی این موضوع کشف و گزارش نشده بود و اگر علت عدم کشف، عدم ثبت در دفاتر بوده که این وضعیت در مرداد 1390 همچنان ادامه داشت و LCهای فاقد مجوز در دفتر بانک ثبت نشده بود.

همه مسئولان منطقه‌ای و مرکزی بانک از ماجرا اطلاع داشته‌اند اما در قبال منافع این کار عملاً اجرای آن را تجویز کرده بودند اما وقتی پرونده به جریان افتاد همه مسئولیت‌ها به گردن رئیس‌ شعبه افتاد».

رئیس سازمان بازرسی کل کشور که در برنامه تلویزیونی «شناسنامه» گفته بود «رقم فساد مالی مدیر عامل بانک ملی خیلی کوچک بود و افسوس باید خورد این آدم خودش را ارزان فروخت»، گفت: بنا بر اقاریر مه‌آفرید خسروی رقم رشوه‌های پرداختی به خاوری بیش از 7 میلیارد تومان بوده که رقم کوچکی نیست.

خاوری 4 روز پس از بازگشت از اهواز و حصول اطمینان از اینکه ممنوع‌الخروج نیست، روز سوم مهر ماه به عنوان شرکت در جلسه هیئت مدیره شرکتی در لندن از کشور خارج شده و از هتلی در آنجا استعفای خود را به تهران فاکس کرد و از همانجا راهی کانادا شد.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/308569

564 تن سيب زميني در گمرک مهران فاسد شد!

مدیر کل گمرکات استان ایلام ازفاسد شدن 564 تن سيب زميني در گمرک مهران خبر داد.
564 تن سیب زمینی انبار شده در گمرکات مرز بین المللی مهران به علت تخلیه نشدن به موقع و بارگیری به مقصد کشور عراق فاسد شد.
به علت نداشتن کیفیت، بسته بندی نامرغوب و اصولی و رغبت نداشتن عراق به خرید این محموله سیب زمینی ، گمرک این استان مستقر در مرز مهران از خروج آن به خارج خودداری کرده است.
ارزش این مقدار محصول سیب زمینی که به استان اربیل عراق فرستاده شده بیش از یک میلیارد و 500 میلیون ریال برآورد می شود.
تاریخ ورود این مقدار سیب زمینی به انبار گمرک 29 دی امسال بود.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/262648/564




تاریخ: پنج‌شنبه 24 اسفند 1391
ارسال توسط amokhtan
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران