روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

***

 براي انداختنِ چنار

              تبر بر ريشه‌اش مي‌زنند،

براي به آتش کشيدن خانه

             باروت در پِي‌اش کار مي‌گذارند.

هرگز به پرواز در نمي‌آيد عقاب

          اگر بال‌اش را بشکنند،

پس ما چگونه مي‌توانيم بيانديشيم

        اگر سرمان را بزنند؟

 

آن‌ها، ريشه‌هاي مملکت‌اند،

آبي که به سوي شاخه‌ها مي‌دَوَد

       در ريشه‌ها ذخيره شده.

آن‌ها، پِي‌هاي اميدند،

آن‌ها، بال‌هاي آزادي و

       انديشه‌هاي مردم‌اند.

چند بار، و در چند جا، ريشه‌ها را تبر زدند

آب از جريان افتاد

شاخه‌ها خشکيد.

بال‌ها شکست

به قتل رساندند تفکر و انديشه را

و آن‌گاه به مسلخ فرستادند مردم را.

 

چرا که اين گونه است

           اين گونه است يکي از واقعيت‌هاي قرن‌مان.

                                                                                                   1956

تاريکي صبح، ناظم حکمت، ترجمه پروين همتي ص196 نشر دنياي نو، 1383





تاریخ: شنبه 18 خرداد 1392
ارسال توسط amokhtan

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید