روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست

 اقتصاد سياسي به زبان ساده(35)

 توليد‌ کالايي‌ سرمايه‌داري:

گفتيم که در توليد‌ کالايي ساده هدف توليد‌ کالاهايي براي مصرف(ارزش مصرفي) خود و خانواده است، اما در توليد‌ کالايي سرمايه‌داري هدف اصلي فروش (مبادله) است. در اين شيوه توليد سرمايه‌داري‌ کالاهاي فراواني بدون اين که مالک آن به آن نياز داشته باشد، توليد‌ مي‌کند تا در معرض فروش قرار دهد و بدين ترتيب پولي بيشتر از پول اوليه خود به دست آورد. براي انجام اين عمل آقاي سرمايه‌دار بايد کارگرانی را استخدام کند و از نيروي کار آن‌ها خط توليد‌ کارخانه‌ي خود را که از قبل آماده کرده است به کار اندازد. یعنی با استفاده از نیروی کار‌ کارگران‌، کالاي مورد نظر خود را توليد‌ مي‌نماید.

فردریک انگلس دوست نزدیک کارل مارک در کتابی تحت عنوان "درباره سرمايه مارکس" به اين شيوه توليد سرمايه‌داري‌ هم اشاره دارد و مي‌نويسد:

      "خريد به خاطر فروش: پول M در مقابل يك كالاC  مبادله مي‌شود و اين كالا مجددا" در برابر پول M مورد مبادله قرار مي‌گيرد؛ که می‌توانیم به صورت خلاصه بنویسیم:

M-C-M            یا           پول  - کالا  -  پول  (2)

      فرمول M-C-M، (پول-کالا-پول) از طرف ديگر نمايانگر آن شكل گردشي است كه پول در آن خود را به سرمايه‌ تبديل مي‌نمايد.

      پروسه خريد به منظور فروختن: بديهي است كه مي‌توان فرمول M-C-M (پول-کالا-پول) را در فرمول M-M گنجاند، اين يك مبادله غيرمستقيم پول با پول مي‌باشد. فرض كنيد من مقداري پنبه را به 1000 پوند بخرم و آن را به 1100 پوند بفروشم. پس من در نهايت 1000 پوند را با 1100 پوند مبادله كرده‌ام – يعني مبادله‌ي پول با پول.

حال اين دو فرمول شماره1و2 را با هم مقايسه مي‌كنيم:

      هر پروسه از دو عمل (خريدن و فروختن) يا مرحله تشكيل شده است. اين دو عمل در هر دو فرمول يكسان مي‌باشند ولي تفاوت بزرگي ميان دو پروسه وجود دارد. در پروسه‌ي C-M-C،(کالا-پول-کالا) پول صرفا" نقش ميانجي را دارد و كالا، ارزش سودمند[ارزش مصرفي]، نقطه ابتدا و انتها را تشكيل مي‌دهد. در پروسه‌ي M-C-M،(پول-کالا-پول) كالا رابط مياني است در حالي كه پول ابتدا و انتها مي‌باشد. در پروسه‌ي C-M-Cپول يك مرتبه و براي هميشه خرج مي‌شود، در حالي كه در پروسه‌ي M-C-M ، پول به قصد وصول آن صرفا" به مساعده گذاشته مي‌شود و به نقطه صدور باز مي‌گردد. و بدين طريق نخستين تفاوت آشكار مابين گردش پول به عنوان پول رايج و گردش پول به عنوان سرمايه به دست مي‌آيد.

      در پروسه‌ي فروختن به منظور خريدن،  C-M-Cپول فقط به شرطي مي‌تواند به نقطه‌ي صدورش باز گردد كه تمام پروسه تكرار شود، بدان معني كه مقدار تازه‌اي از كالا به فروش برسد. بنابراين، بازگشت، مستقل از خود پروسه مي‌باشد. اما در پروسه‌ي M-C-M، اين بازگشت يك ضرورت مي‌باشد چرا كه مقصود، از ابتدا همين بوده است. چنان‌چه اين بازگشت به وقوع نپيوندد، محضوري در كار مي‌باشد و پروسه ناتمام باقي مي‌ماند.

      هدف از فروختن به منظور خريدن، به دست آوردن ارزش سودمند[ارزش مصرفي] بوده و هدف از خريدن به منظور فروختن به دست آوردن ارزش قابل مبادله [ارزش مبادله‌اي] مي‌باشد.

      در فرمولC-M-C دو انتها، از لحاظ اقتصادي، همانندند. هر دو كالا مي‌باشند، به علاوه هر دو داراي ارزش كميّ يكساني مي‌باشند، چرا كه كل تئوري ارزش دلالت بر اين فرض دارد كه معمولا" فقط معادل‌ها [هم‌ارزها] مبادله مي‌شوند."

 بنابراين در اين‌جا مي‌توانيم تفاوت و شباهت‌هاي توليد‌ کالايي ساده و توليد‌ کالايي شيوه سرمايه‌داري را بيان نماييم.‌ شباهت توليد‌ کالايي ساده با شيوه توليد کالاي سرمايه‌داري در آن است که صاحبان هر دو بر ابزار توليد‌ مالکيت دارند. در توليد‌ کالايي ساده، توليدکنندگان کوچک، مانند دهقانان جزء و صنعتگران کارگاهي‌ مالک ابزار توليد‌ هستند، و در شيوه توليد سرمايه‌داري‌، سرمايه‌داران، مالک ابزار توليد‌ هستند.

اما تفاوت توليد‌ کالايي ساده با شيوه توليد سرمايه‌داري‌ در اين است که در توليد‌ کالايي ساده، توليد‌کنندگان کوچک خود نيز با ابزار کارشان، کار مي‌کنند و محصول توليد‌ي خود را نيز مالک مي‌شوند؛ در حالي که در شيوه توليد سرمايه‌داري‌، سرمايه‌داران که مالک ابزار توليد‌ هستند، خود هيچ کاري انجام نمي‌دهند و با تحت استثمار قرار دادن کارگران، محصول کار کارگران را نيز تصاحب مي‌کنند.

ادامه دارد


 




تاریخ: جمعه 25 مهر 1393
ارسال توسط امید

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران