
اقتصاد سياسي به زبان ساده(38)
قيمت واقعي کالا چگونه تعيين ميشود؟
هرگاه بخواهيم کالايي بخريم با قيمتهاي متفاوت و مختلفي برخورد ميکنيم. ميتوانيم از خود به پرسيم که چرا کالاها قيمتهاي متفاوتي دارند؟ آيا قيمت بالاي کالا ناشي از وزن زياد، حجم زياد و يا کمياب بودن آن است و تقاضا براي آن بيشتر است؟
اگر اقتصاد متعادل و خارج از بحران داشته باشيم و با کمي تعمق متوجه ميشويم که هيچ يک از عوامل گفته شده بالا، عامل افزايش قيمت يا گراني کالا نيست. اما در اقتصاد دلالي ايران، هم اکنون حجم زياد و کمياب بودن کالا بر روي قيمت تاثير دارد. به طوري که کمبود مرغ توليدي به شدت قيمت آن را افزايش ميدهد. به طور کلي در ايزان اکثريت قريب به اتفاق کالاها قيمت ثابتي ندارند و هميشه جهت حرکت قيمتها به طرف افزوده شدن است.
اما در يک اقتصاد متعادل و به طور کلي در مبحث اقتصاد سياسي، وزن و حجم کالا تاثيري بر قيمت کالا ندارند. براي بررسي کمبود کالا فرض کنيم که در بازار، چاي بسيار کم و طلا بسيار زياد باشد. حال هرچه طلا زياد باشد و چاي کم، آيا قيمت يک کيلو طلا با يک کيلو چاي و حتا چندين کيلو چاي برابر خواهد شد؟ اگر علت گراني (افزايش قيمتها) کمبود باشد، وقتي چاي کمياب شود بايد قيمت يک کيلوي آن بيش از يک کيلو طلا باشد، در حالي که اين طور نيست، چاي هر چقدر هم در بازار کمياب باشد، قيمت آن با طلا برابر نخواهد شد. پس کمياب بودن و يا زياد بودن کالا دليل بر گراني کالا نيست.
پس هيچگاه زياد بودن مشتري يعني بالا رفتن تقاضا و کمي موجودي کالا يعني پايين بودن عرضه و يا همچنين کم بودن مشتري يعني پايين آمدن تقاضا و يا زياد بودن کالا يعني زياد بودن عرضه دليل بر گراني و يا ارزان بودن کالا نيست. عرضه و تقاضا ممکن است در يک اقتصاد ناسالم بر قيمت واقعي کالا که به عنوان قيمت پايه شناخته ميشود، تاثير بگذارد و کالايي پايينتر و بالاتر از قيمت واقعي آن به فروش برسد.
"قيمت اگر چه ممکن است در نتيجهي تاثيرات عرضه و تقاضا تغيير کند، اما آنچه زير تاثير عرضه و تقاضا قرار دارد تغييرات قيمت است نه خود آن. اصل قيمت از ارزش کالا مشتق ميشود و ارزش، تابع مقدار کاري است که در کالا تبلور يافته است. ... ارزش کالا از روي کميت زمان کاري تعيين ميشود که براي توليد آن لازم است."
استادنيچنکو؛ نظام پولي بينالمللي و بحران مالي جهاني؛ص15ترجمه ناصر زرافشان، چاپ اول1389، انتشارات آزادمهر
"اگر عرضه و تقاضا توازن داشته باشد، و علاوه براين تمام شرايط ديگر تغيير نکند، نوسان قيمت از بين ميرود." همان منبع 577
اين جمله فوق در قسمت عرضه و تقاضا قرار گيرد
قيمت واقعي هر کالا به وسيلهي کاري که صرف تهيهي آن ميشود تعيين ميگردد. مثلا" يک پالتو نخي را در نظر بگيريد، اين پالتو ابتدا به صورت پنبه در مزارع کشاورزي قرار داشته، مقداري کار صرف کاشت و داشت و برداشت پنبه صورت گرفته است. و مقداري کار هم صرف ريسندگي و تبديل آن به نخ گشته و مقداري کار هم صرف بافتن پارچه پالتو و تبديل آن به پالتو گرديده است. بنابراين قيمت اين پالتو برابر است با کاري که صرف آن شده است. هرگاه براي توليد يک کالا کار کمي صرف گردد، قيمت آن کالا ارزان خواهد بود؛ و برعکس، هرگاه براي توليد يک کالا، کار زيادي صرف گردد، قيمت آن کالا گران خواهد بود.
بسياري از کالاها که قبلا" گران بودند، به علت رشد ابزار توليد، ارزانتر شدند، چون از بر اثر رشد و تکامل ابزار توليد، مدت زمان کار لازم براي تهيهي آن کالاها کمتر شد.
حال اگر توليد کنندهاي به علت کمي تجربه و يا کندکاري، کالايي را که تهيهي آن در واقع به چهار ساعت کار احتياج دارد، در مدت 6 ساعت تهيه کند، در اين صورت آيا قيمت کالاي او گرانتر خواهد بود؟
در حقيقت با توجه به تعريفي که براي قيمت کالا گفتيم، پاسخ به پرسش فوق بايد مثبت باشد. اما با توجه به شيوه توليد سرمايهداري پاسخ پرسش فوق منفي است. همراه با مثال توضيح بيشتري ميدهيم:
فرض کنيم که براي تهيهي يک جفت کفش، 4 ساعت کار لازم مورد نياز باشد، و قيمت يک جفت کفش هم 50 هزار تومان باشد؛ اما کفاشي که يا کم تجربه و يا کند کار ميکند، همين کفش را در مدت زمان کار لازم برابر با 6 ساعت، تهيه مينمايد؛ در اين صورت آيا اين کفاش ميتواند کفش خود را گرانتر از کفاشاني که همان کفش را در مدت 4 ساعت توليد نمودهاند، بفروشد؟
پاسخ منفي است. زيرا يک جفت کفش در آن مکان و زمان شيوه توليد سرمايهداري به طور متوسط 4 ساعت کار ميبرد. يعني در سطح توليدات کل جامعه مفروض، ارزش يک جفت کفش برابر است با 4 ساعت کاري که کفاش بر روي آن انجام داده، به اضافهي قيمت چرم (يعني به اضافهي مقدار کاري که صرف تهيهي چرم شده است.) بنابراين قيمت هر کالا را از روي متوسط مدت زمان کار لازم براي تهيهي آن کالا تعيين ميکنند.
مثالي ديگر؛ براي تهيهي يک دست لباس هشت ساعت کار لازم است، حال اگر خياط براي تهيهي همان دست لباس، 10 ساعت وقت مصرف کرد، مدت زمان کار لازم براي تهيهي يک دست لباس که 8 ساعت است در نظر ميگيرند، چه خياط 10 ساعت وقت صرف تهيهي آن کرده و چه 6 ساعت، در هر صورت قيمتش يکي است. منتها در مدت زماني که 6 ساعت کار لازم صرف ميکند، سود بيشتري ميبرد.
کارل مارکس در جلد نخست کاپيتال در يک جملهي کوتاه مفهوم علمي قيمت را به زيبايي اين چنين مينويسد:
"قيمت عبارت است از نام پولي كار شيئيت يافته در كالا1."
ادامه دارد
1 - مارکس. کارل ؛ كاپيتال جلد يكم ص 131 ترجمه حسن مرتضوي، چاپ يكم سال 1386 انتشارات آگاه
