اقتصاد سياسي به زبان ساده(40)

کار مجرد(ارزش مبادلهاي)
قبلا" مفهوم ارزش مبادلهاي و ارزش مصرف را بيان کرديم. اکنون ميخواهيم ببينيم که عامل به وجود آورندهي اين دو، يعني ارزش مبادلهاي و ارزش مصرف چيست؟
در يک جفت کفش، يک دست لباس، يک پنجره آهني، سنگ معدن، يک خودرو، يک ساختمان و يک فرش، کار چه کساني منعقد و نهفته است؟ در پاسخ به ترتيب بايد بگوييم؛ کار کفاش، کار خياط، کار آهنگر، کار معدنچي، کار سازنده خودرو، کار بنّا، کار قاليباف نهفته است. همهي اين کارها چه کار پيچيده باشد و چه کار ساده، فرقي نميکند که در بين آنها يک وجه مشترک وجود دارد که همهي اين کارگرها کار ميکنند. وجه مشترک در همهي اينها، کار است به عبارتي ديگر، همهي اين محصولات توليد شده، نتيجهکار است.
چون همهي کالاها براي فروش توليد ميشوند، پس کار انسان که در کفش، لباس، پنجره و تمام کالاهاي ديگر وجود دارد، به کالا ارزش ميدهد يعني داراي ارزش مبادلهاي ميگردد. اين کاري که به کالا ارزش مبادلهاي ميبخشد کار مجرد است. به عبارت ديگر، کار انسانها را که در تمام کالاهايي که برای فروش وجود دارد، کار مجرد ميگويند. کار مجرد به کالاها ارزش ميدهد. کار مجرد به وجود آورندهاي ارزش مبادلهاي است.
در کار مجرد است(با پيشرفت نظام سرمايهداري) که، ابزار و وسايل توليد از کارگر گرفته ميشود و کارگران تابعي از دستگاه خودکار کارخانه ميگردند و تنها يک جزء از عمل توليد يک کالا را انجام ميدهد. مثلا" در توليد اتومبيل هزاران کارگران نقش دارند و هرکدام يک قسمت از کار را که بر روي خط توليد قرار دارد انجام ميدهند. در کار مجرد چه کار ساده باشد و چه کار پيچيده، محصول کار که کالا نام دارد از آن کارگر نيست و به شخص ديگري که سرمايهدار باشد تعلق دارد.
