در باره تب خونريزي دهنده کريمه کنگو چه بايد بدانيم؟
هر سال در فصل گرما گزارشهايي از شيوع برخي بيماريها منتشر ميشود که تب خونريزي دهنده کريمه کنگو يکي از آنها است. اعلام شده که اين بيماري در ايران امسال دستکم ۲۸ نفر را مبتلا کرده است. در باره اين بيماري چه بايد بدانيم؟
تب خونريزيدهنده کريمه کنگو چگونه منتقل ميشود؟
اين يک بيماري ويروسي است که نوعي کنه سخت هم مخزن و هم ناقل آن است. اين ويروس ميتواند بسياري از حيوانات اهلي و وحشي را مبتلا کند. انسان هم در صورت تماس با حيوان مبتلا يا کنه آلوده به ويروس ممکن است مبتلا شود. اين ويروس بيشتر حيوانات را مبتلا مي کند، اما موارد تک گير يا اپيدمي انساني هم ميتواند اتفاق بيفتد. پرندگان بجز شترمرغ در مقابل اين ويروس مقاوم هستند. تماس با فرد مبتلا هم ميتواند باعث بيماري شود.
آيا بيماري تازه وارد ايران شده است؟
اين بيماري در ايران اولين بار در کتاب گنجينه خوارزمشاه جرجاني در حدود سال ۱۱۱۰ توصيف شد و در سال ۱۹۷۰ وجود بيماري در ايران ثابت شد.
اين بيماري در حيوانات چه علائمي دارد؟
در حيوانات اهلي مثل گاو و گوسفند بيماري علائم مشخصي ندارد و حداکثر باعث تب ميشود، بنابراين کارکنان کشتارگاهها و سلاخخانهها به احتمال زياد متوجه بيماري دام نخواهند شد.
علائم بيماري در انسان چيست؟
شيوع بيماري بيشتر در فصل گرم سال همزمان با فصل فعاليت کنه است. علائم بيماري در انسان: سردرد، تب شديد، کمردرد و درد مفاصل و عضلات، دل درد، اسهال، استفراغ، قرمزي چشم و سرخي گونه، خونريزي (مثلا بصورت نقطههاي ريز مثل سر سوزن يا خونريزيهاي وسيعتر يا خون دماغ)، يرقان.
علائم بيماري يک تا سه روز بعد از نيش کنه آلوده يا پنج تا شش روز بعد از تماس با حيوان آلوده ايجاد ميشود. بعد از چند روز بيماري وارد مرحله خونريزي ميشود. خونريزي خطر اصلي براي بيمار است و موارد منجر به مرگ اکثرا به دليلي خونريزيهاي شديد داخلي است. مرگ و مير بر اثر بيماري زياد است و به سي درصد ميرسد.
آيا اين ويروس واکسن دارد؟
براي دامها واکسن معتبر براي پيشگيري وجود ندارد. در انسان هم واکسن ندارد.
چه درماني براي اين بيماري وجود دارد؟
درمان بيماري در انسان هم بيشتر درمان حمايتي براي رفع عوارض و خطرات بيماري است. داروهاي ضد ويروس براي درمان اين بيماري بکار گرفته شده و تاثير مثبتي هم داشته اما بيماري درمان اختصاصي ندارد.
چه کساني در معرض ابتلا هستند؟
دامداران، کشاورزان، کارگران کشتارگاهها، دامپزشکان و کارکنان بهداشتي و درماني، بخصوص در بيمارستانها.
آيا با خوردن گوشت ميتوان به بيماري مبتلا شد؟
اين بيماري از راه خوردن گوشت حيوان ذبح شده منتقل نميشود، اين ويروس بيرون بدن از بين ميرود بنابراين مگر اينکه فرد بلافاصله گوشت حيوان تازه ذبح شده را خام بخورد احتمال ابتلا وجود ندارد. گوشتي که مهر سازمان دامپزشکي را دارد ميتوان بدون نگراني مصرف کرد.
این فسیل شگفتانگیز در سال 2011 کشف و پس از پنج سال عملیات مونتاژ و بازسازی بخشهای آسیبدیده در نمایشگاه کانادا برای بازدید علاقهمندان آماده شده است.
شاخه نودوسورها در دوره زمانی بین 110 تا 112 میلیون سال قبل در زمین میزیستهاند که علت پیدایش و ناپدید شدن سریع این گونه هنوز مشخص نیست.
این کهکشان که چندین ستاره در آن وجود دارد در پی دریافت امواج ناشی از انفجارهای رادیویی که فقط چند میلیثانیه طول میکشند، کشف شده است.
محل وقوع این انفجارها، هسته نوترونی یک ستاره در فاصله 12 کیلومتری صورت فلکی "ارابهران"( Auriga) بوده است.
در بالای سر پیکر آسمانی گاو، چند ضلعی بزرگی به نام ارابه ران(Auriga) قرار دارد. درخشانترین ستاره این پیکر آسمانی، بزبان(عیوق، Capellaa) است که ششمین ستارهٔ درخشان آسمان است.
محققان در ابتدای کار تصور کردهاند که به امواجی از دنیای بیگانگان دست یافتهاند که در حال تلاش برای ارسال پیام بودهاند اما مشخص شد که منبع این امواج یک انفجار ستارهای است.
نزدیکترین کهکشان کشف شده به این کهکشان جدید، " FRB 121102" نام دارد که 62 هزار سال نوری از آن فاصله دارد.
این کهکشان پیش از این تنها نمونه از کهکشانهای دارای انفجارهای رادیویی بود.
محققان اعلام کردهاند که یک خوشه ستارهای در لبههای این کهکشان قرار دارد که گستردگی آن به تنهایی حدود 4400 سال نوری است.
میزان گستردگی این کهکشان حدود 20 هزار سال نوری است. این میزان در کهکشان راه شیری 100 هزار سال نوری است.
امواج ارسال شده از طرف این کهکشان برای اولین بار در ماه دسامبر سال 2016 ثبت شده و در دانشگاه مونترال کانادا و یک رصدخانه در پروتوریکو مورد ارزیابی قرار گرفت.
آنالیز جمجمه انسان های اولیه نشان می دهد، مغز اجداد ما بسیار پیچیده بوده است. البته مغز آنها به بزرگی مغز انسان های مدرن نیست. محققان می گویند، گونه های انسان های اولیه به تازگی کشف شده دارای جمجمه ای بوده اند که تنها اندکی از جمجمه شامپانزه ها بزرگتر بوده است، اما مغز این انسان های اولیه به طرز شگفت آوری شبیه مغز ما بوده است.

این یافته های جدید از فرضیه ای پشتیبانی می کند که نشان می داد، انسان های اولیه دارای رفتارهای پیشرفته ای مانند، کار تیمی و تدفین مردگان بوده اند، این در حالی است که هنوز به درستی نمی دانیم، انسان های اولیه دقیقا در چه زمانی می زیسته اند.
در سال ۲۰۱۳، دیرینه شناسان خبر از یک کشف بزرگ دادند. دیرینه شناسان در اعماق غاری در آفریقای جنوبی حفره ای مملو از استخوان انسان های اولیه کشف کردند. بررسی های دیرینه شناسان نشان می داد، به نظر این انسان تبارها، اجساد مردگان خود را در این حفره نگه داری می کردند. این نخستین باری بود که چنین رفتارهای آئینی در گونه دیگری به جز هومو سایپنس ها و نئاندرتال ها مشاهده می شد.
گونه جدید هومو نالدی نام گذاری شد. از زمان کشف اولیه این فسیل ها در ۲۰۱۳، در غاری به نام طلوع ستاره در فاصله ۵۰ کیلومتری شهر ژوهانسبورگ، تیم بین المللی متشکل از ۶۰ دانشمند در حال مطالعه ویژگی های کالبدشناختی استخوان ها (گفته می شود ۱۵۵۰ قطعه استخوان کشف شده متعلق به ۱۵هومونالدی بوده اند) هستند.

تصویر هنری از هومو نالدی، نام اینگونه از روی محل کشف آن نام گذاری شد. نالدی در زبان سوتو که یکی از زبان های محلی آفریقای جنوبی است، به معنی ستاره است
پروفسور لی برگر که رهبری این پروژه را بر عهده دارد، میگوید، هومو نالدی می تواند به عنوان پلی مابین پستانداران ابتدایی تر و انسان در نظر گرفته شود. این فسیل ها دارای تلفیق خارقالعاده ای از ویژگی های مدرن و ابتدایی هستند، به جز این رازهای کشف نشده زیادی باقی مانده است. یکی از این رازها سن فسیل ها است.
تکنیک های کنونی تعیین سن و تاریخ گذاری زمین شناختی نتیجه ای در برنداشته است. از این رو، تخمین های متفاوتی از ۲.۵ میلیون سال تا حتی ده ها هزار سال در مورد سن این فسیل ها مطرح شده است.
پروفسور کریس استرینگر رئیس بخش سرمنشأ پیدایش انسان در موزه تاریخ طبیعی لندن، می گوید: "هومو نالدی از برخی جهات، مانند شکل دستان، مچ و پاها شباهت بسیاری به انسان های مدرن دارد. از سوی دیگر مغز کوچک هومو نالدی که تنها به اندازه یک سوم مغز یک فرد بالغ است، و شکل قسمت بالای بدن، شباهت بسیاری به انسان های اولیه و گونه های بسیار ابتدایی مانند هومو هابیلیس دارد که بیش از ۱.۵ میلیون سال قبل می زیستند.”

هومو نالدی از برخی جهات، مانند شکل دستان، مچ و پاها شباهت بسیاری به انسان های مدرن دارد. از سوی دیگر مغز کوچک هومو نالدی که تنها به اندازه یک سوم مغز یک فرد بالغ است، و شکل قسمت بالای بدن، شباهت بسیاری به انسان های اولیه و گونه های بسیار ابتدایی مانند هومو هابیلیس دارد که بیش از ۱.۵ میلیون سال قبل می زیستند
براساس این ویژگی ها، هومو نالدی ها میتوانند یکی از نخستین گونه های کشف شده انسان یا گونه ای که بسیاری از ویژگی های مراحل اولیه تکامل انسان در آن باقی مانده باشد. اما اندازه جمجمه هومو نالدی ها تقریبا یک سوم انسان های مدرن است، آیا این چنین مغز کوچکی برای انجام رفتارهای پیچیده ای همچون کار گروهی و یا حتی دفن مردگان طراحی شده است؟
تیم برگر چنین فکر می کند. این تیم تحقیقاتی با استفاده از قطعات جمجمه های فسیلی، قالب هایی از مغز هومو نالدی ها ساخته اند. اما چیز تعجب بر انگیز در مورد این کشف، شباهت بخش لوب پیشانی هومو نالدی به انسان های مدرن است. لوب قدامی بخشی از مغز پستانداران است که تصور می شود، برخی از قابلیت های پیشرفته از جمله صحبت کردن مرتبط به این لخته از مغز باشد.
در این بخش از مغز ما، الگوی فرورفتگی و برآمدگی با جمجمه شامپانزه ها کاملا متفاوت است. حال به نظر می رسد، جمجمه هومو نالدی ها دارای الگوهایی مشابه انسان های مدرن هستند.

مقایسه جمجمه انسان مدرن و هومو نالدی، محققان در این مطالعه جدید، موفق به کشف شباهت بخش لوب پیشانی هومو نالدی به انسان مدرن شده اند. لوب قدامی بخشی از مغز پستانداران است که تصور می شود، برخی از قابلیت های پیشرفته از جمله صحبت کردن مرتبط به این لخته از مغز باشد
این می تواند از فرضیه محققان مبنی بر وجود یک نوع مراسم آیینی مربوط تدفین مردگان، پشتیبانی کند. دیرینه شناسان می گویند، این انسان تبارها، اجساد مردگان خود را در غار نگه داری می کرده ند. این نخستین باری است که چنین رفتارهای آئینی در گونه دیگری به جز هومو سایپنس ها و نئاندرتال ها مشاهده می شود. در واقع فسیل های مربوط به هومو نالدی ها در حفره ای در فاصله ۹۰ متری دهانه غار قرار گرفته بودند.
برخلاف دیگر مکان های باستان شناسی که انسان تبارهای قبلی در آن کشف شده بودند، هیچ گونه فسیل حیوانی و علائم مربوط به گوشت خواران، لاشه خواران یا حتی فرایندهای طبیعی مانند جریان یافتن آب که دال بر زندگی هومو نالدی در غار بوده باشد، وجود ندارد .محتملترین امکان این است که هومو نالدی به صورت عمدی اجساد مردگان را در این مکان رها کرده است.
جان هاکس یکی از اعضای این تیم از دانشگاه ویسکانسین مدیسون، می گوید: "وقتی به قالب جمجمه هومو نالدی نگاه می کنیم، متوجه می شویم، درست جمجمه انسان است، تنها کوچک است.”

تصویر هنری که هومو نالدی ها در حال انتقال اجساد به غار نشان می دهد. برخلاف دیگر مکان های باستان شناسی که انسان تبارهای قبلی در آن کشف شده بودند، هیچ گونه علائمی دال بر زندگی هومو نالدی در غار بوده باشد، وجود ندارد محتملترین امکان این است که هومو نالدی ها به صورت عمدی اجساد مردگان را در این مکان رها کرده اند
شان هرست یکی دیگر از اعضای این تیم تحقیقاتی از دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، هفته گذشته در خلال نشست انجمن انسان شناسان فیزیکی آمریکا در نیواورلئان، لوئیزیانا، گفت: "فکر می کنم، این یافته بدین معنا باشد که هومو نالدی ها به شدت تمایل به ارتباطات داشته اند.”
هرست می گوید، این مشاهدات ممکن است، به توضیح اینکه چرا گروهی از انسان تباران کوچک مغز به تدفین مردگان علاقمند بوده اند و اینکه چگونه برای حمل اجساد به این حفره های باریک همکاری می کرده اند، کمک کند.
دین فالک محققی از دانشگاه ایالتی فلوریدا در تالاهاسی، با مشاهده قالب گچی هومو نالدی در این مورد با هرست به بحث نشسته است، او می گوید: "با بسیاری از تفاسیر موافقم، اما این تنها یک واکنش اولیه است، برای من، شکل کلی این ناحیه بسیار شبیه میمون است.”
هرست می گوید، واکنش اولیه او هم چنین بوده است، اما او و دیگر محققان با ساعت ها مقایسه جمجمه هومو نالدی با دیگر انسان تباران و میمون ها، بیشتر و بیشتر متقاعد شدند که این بخش از جمجمه، ساختاری بسیار شبیه به مغز انسان مدرن دارد.
سیمون نیبایر از انیستیتوی ماکس پلانک برای انسان شناسی تکاملی، می گوید، این یافته ها از فرضیه ای پشتیبانی می کند که نشان می دهد، ساختار مغز انسان قبل از بزرگ شدن تغییر یافته است. اما سن جوان هومو نالدی از لحاظ زمین شناسی باعث می شود، این یافته ها برای درک منشأ مغز انسان های مدرن که در آن زمان می زیسته اند، کمتر قابل توجیه باشد.
کارگران معادن زغال سنگ: سهم ما درد و غم و ابتلا است
"ميدانيد ۱۵ ساعت کار يدي آن هم در دو شيفت در عمق ۳۰۰ يا ۷۰۰ متري زمين، چه معني دارد؟ تصوري از تاريکي، تنگي نفس يا افت فشار داريد؟"
اين سخنان يک کارگر معدن است که يک سال و نيم از بازنشستگياش ميگذرد و به بيماري ريه سياه يا پنوموکونيوز مبتلا است:
"۲۰ ساله بودم که کارگر معدن شدم. يک سال اول دورههاي آموزشي گذاشتند، اما در خلال سالهاي کار دورههاي آموزشي کم شد، تجهيزات هم فرسوده. حالا با اين مريضي که دکترها گفتند مال کار در معدن زغال سنگ است، خانهنشين هستم، هر ماه بايد به دکتر مراجعه کنم اما بيمه ما مشکل دارد و روند درماني هم تحت تاثير اين مسئله است."
"قسمت ما معدنچيها درد، غم و ابتلا به هزار و يک بيماري و مشکلات مختلف است."
براساس آمار مرکز آمار ايران در سال ۱۳۹۲ بيش از ۸۴ هزار نفر در بيش از پنج هزار معدن مشغول به کار بودند اما احتمالا اين آمار بيشتر است چون کارگران فصلي يا روزمزد در اين آمار جاي ندارند.
پژوهش مرکز آمار ايران نشان ميدهد عمده معادن ايران در اختيار بخش خصوصي است، براساس اين آمار "۹۸ درصد معادن ايران خصوصي" است و فقط "۲ درصد معادن دولتي" است.
معدن زمستان يورت در آزادشهر استان گلستان، هم در زمره "معادن خصوصي" است و سهامداران آن عبارتند از "پنج هزار کارگر بازنشسته معدن، شرکت ذوب آهن اصفهان و شرکت سرب و روي وابسته به بنياد تعاون بسيج."
يک کارگر معدن زغال سنگ ميگويد: "بيمه ما بسته به نظر کارفرما است، اگر کارفرما انصاف داشته باشد بيمه رد ميکند، در غير اين صورت دست ما به جايي نميرسد، به محض انتقاد، اخراج و قطع حقوق، گزينه پيشرو کارگر معدن است."
در حال حاضر حقوق کارگراني که قرارداد داشته باشند، حدودا بين ماهي ۹۰۰ هزارتومان يا يک ميليون تومان است.
اما عدم پرداخت بموقع حقوق يکي ديگر از مشکلات اين کارگران است. برخي از اين کارگران ممکن است ماهها حقوق دريافت نکنند؛ مثل همين کارگران معدن زمستان يورت که به گفته وزير صنايع، معوقات سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ اين کارگران هنوز پرداخت نشده است.
يکي از کارگران معدن زغال سنگ ميگويد: "هميشه به همه مقروض هستم. وقتي هر چهار يا شش ماه يکبار حقوق ميگيرم، بايد پيش صاحبخانه، بقال محل و ... گردن کج کنم. اگر حقوقم را هم پس از ماهها تعويق پرداخت کنند، يک قرآنش نميماند، فلاکت دوباره از نو."
وقتي در معدن کارگر روزمزد باشي اوضاع سختتر است. يکي از کارگران روزمزد معدن زغال سنگ ميگويد: "بيمه که نداريم، ما پيمانکاري هستيم، وضعيت حقوق و بيمه ما اصلا مناسب نيست. هيچ وقت به ياد ندارم که حقوقم سر وقت پرداخت شده باشد، هر چند وقت يکبار حقوقمان پرداخت ميشود. بيمه هم بستگي به کرم کارفرما دارد."
جداي از مسئله حقوق، موضوع ايمني در معدن يکي از موضوعات مهم است و به همين منظور، وزارت صنايع در سال ۱۳۹۴مبلغ ۸۰ ميليارد تومان براي ايمني معادن در نظر گرفت.
به گفته سازمان نظام مهندسي در معدن يورت "هشت دستگاه گاز سنج" نصب بوده است اما حبيب، کارگر معدن يورت، به روزنامه شهروند گفت: "در کل اين معدن چهار دستگاه ديجيتال گازسنج داشت. همه آنها قديمي بودند، تا جايي هم که من يادم هست اين دستگاهها هيچ وقت چک نشدند. بقيه تجهيزات هم تعريفي نداشت. متاسفانه يکي از مهندسان ما در همين حادثه جانش را به خاطر فاسد بودن کپسول اکسيژن از دست داد. او رفت تا به بچهها در عمق تونل کمک کند، کپسول را برداشت تا نفس بکشد ولي نميدانست که کپسول شارژ ندارد."
تعدادي از کارگران معدن زغال سنگ نيز درباره وضعيت ايمني کار گفتند: "کپسولهاي اکسيژن اکثرا خالي هستند و بيشتر گازسنجها کار نميکنند. هر بار که قرار است براي بازرسي بيايند، همه تجهيزات کار ميکند اما بعد از رفتن بازرسان همه چيز به شکل قبل باز ميگردد."
"هر بار که حادثهاي در معدن رخ ميدهد ما براي چند روز مورد توجه رسانهها قرار ميگيريم اما شرايطمان عوض نميشود. بعد از هر حادثه فيلم و تصوير از وضعيت کار ما منتشر ميکنند بعد دوباره در همين شرايط دست و پا مي زنيم تا فاجعه بعدي."
برخي از قوانين ايمني معادن در ايران
براساس آئين نامه معادن در کليه معادن با حداقل ۲۵ کارگر يک نفر مسئول ايمني و يک نفر مسئول بهداشت در نظر گرفته شود.
همچنين کليه کارگاهها بايد قبل از آغاز به کار هر روز بررسي شود. کارفرما موظف است دستورالعمل آموزش را با توجه به نوع کار به کارگران آموزش دهد.
تمام تجهيزات و ماشين آلات داخل معدن بايد داراي استاندارد ملي يا يکي از استانداردهاي مورد تائيد سازمان استاندارد ايران باشد.
تجهيزات خودنجات از مهمترين تجهيزات در معادن زغال سنگ است و همه افراد بايد آن را به همراه داشته باشند و آموزش استفاده از کپسول خود نجات اجباري است.
نصب گاز سنج از ديگر موارد اجباري است
نتایج یک مطالعه نشان می دهد با وجود اینکه مغز مردان از زنان بزرگتر است اما مغز زنان کارآمد تر است.
نکاتي که بايد درباره اچآيوي بدانيد
هفته گذشته خبري به نقل از سازمان بهزيستي ايران منتشر شد که بر اساس آن ابتلا از طريق روابط جنسي محافظت نشده که از آن به عنوان موج سوم ياد ميشود بيش از ديگر موارد سبب افزايش بيماران اچآيوي/ايدز در ايران شده است.
اين خبر همچنين بر اين تأکيد داشت که بسياري از زنان ايران مبتلا به اچآيوي/ايدز، "در دوران ازدواج بيمار شدهاند."
اين موضوع سوالهايي را درباره اچآيوي/ايدز براي مخاطبان ما به وجود آورده است که در اينجا به برخي از اين سوالها پاسخ ميدهيم.
علائم اچآيوي/ايدز چه هستند و چقدر طول ميکشد که علائم بروز کند؟
بيشتر افرادي که اچآيوي مثبت ميشوند، دو تا شش هفته پس از گرفتن ويروس علائمي شبيه سرماخوردگي يا آنفلوآنزا را تجربه ميکنند. تقريبا ۸۰ درصد افراد اچآيوي مثبت، به مدت چند هفته اين علائم را تجربه ميکنند:
تب
گلودرد
خارش بدن
علائم ديگري هم وجود دارد که ممکن است چندان شايع نباشد و در همه افراد بروز نکند:
خستگي
درد مفاصل
درد عضلاني
تورم غدد
با توجه به اينکه چنين علائمي ممکن است بر اثر بيماريهاي ديگر نيز بروز کنند، اگر فردي اين علائم را تجربه کند، لزوما به معناي آلوده شدن به ويروس اچآيوي نيست، مگر آنکه در فاصله کوتاهي پيش از آن رفتار پرخطر انجام داده باشد.
اگر تعدادي از اين علائم را داريد و فکر ميکنيد که در چند هفته گذشته در خطر آلودگي به اچآيوي قرار گرفتهايد، حتما بايد در اولين فرصت آزمايش اچآيوي بدهيد.
اين علائم نشانه مبارزه سيستم ايمني بدن با ويروس هستند، اما پس از يک دوره کوتاه چند هفتهاي اچآيوي ديگر تا سالها هيچ علائمي براي بيمار ندارد. اين مرحله از بيماري دوران نهفتگي اچآيوي ناميده ميشود که ميتواند تا ده سال ادامه داشته باشد.
پس از پايان دوران نهفتگي اچآيوي، سيستم ايمني بدن بيمار شديدا تخريب ميشود که با علائم زير خود را نشان ميدهد:
کاهش وزن
اسهال مزمن
تعرق شبانه
مشکلات پوستي
عفونتهاي مکرر
بروز ديگر بيماريهاي جدي و مرگبار
تشخيص زودهنگام اچآيوي در جلوگيري از بروز اين علائم اهميت حياتي دارد و ميتواند به کنترل و درمان بيماري کمک کند. به همين دليل پزشکان توصيه ميکنند که اگر فردي اعمال پرخطري مانند آميزش جنسي محافظت نشده انجام داده است که فکر ميکند خطر ابتلا به اچآيوي/ايدز براي او وجود دارد، بايد بلافاصله براي انجام آزمايش به مراکز درماني مراجعه کند.
هرچه زودتر فرد در مورد بيمارياش بداند بهتر است. اين بيماري تا به حال درمان قطعي ندارد، اما ميتوان با درمانهاي موجود تعداد ويروس را کنترل کرد و کاري کرد که طول عمر و کيفيت زندگي بيماران مانند ساير افراد جامعه باشد.
اگر فردي متوجه شد که مبتلا به اچآيوي/ايدز است بايد چه کند؟
اگر جواب آزمايش اچآيوي فردي مثبت باشد، بايد پس از آن به طور مرتب آزمايش خون بدهد تا پيش از شروع درمان ميزان پيشرفت آلودگي به اچآيوي بررسي شود. اين آزمايشها شامل بررسي مقدار ويروس در خون بيمار و همچنين تاثير ويروس اچآيوي بر سيستم ايمني بدن است.
پس از انجام اين آزمايشها مراحل درمان شروع ميشود که هدف آن کاهش ميزان ويروس در خون بيمار است تا به سيستم ايمني بدن فرصت ترميم بدهد و از بروز بيماريهاي ديگر مرتبط با اچآيوي نيز پيشگيري کند.
اگر بيمار تحت درمان قرار بگيرد، معمولا ميزان ويروس در خون او به اندازهاي پايين ميآيد که ديگر احتمال بسيار کمي وجود دارد که ويروس را به ديگران انتقال دهد.
تشخيص ابتلا به اچآيوي/ايدز براي بيماران ميتواند به قدري ناراحتکننده باشد که دچار اضطراب يا افسردگي شوند. کلينيکهاي درمان اچآيوي/ايدز، معمولا به بيماران مشاوره ميدهند تا بتوانند با مشکلات رواني مرتبط با ابتلا به اين بيماري مقابله کنند.
اگر بيمار به روانشناس يا مشاور دسترسي نداشته باشد، معمولا توصيه ميشود که سعي کند با ديگر بيماران مبتلا به اچآيوي/ايدز در ارتباط باشد و از تجربههاي آنها استفاده کند.
فردي که با اچآيوي مثبت زندگي ميکند، به پزشک، روانشناس و متخصص تغذيه نياز دارد، هر کدام از اين گروهها ميتوانند به اين بيماران کمک کنند تا اين افراد مانند ساير افراد در جامعه زندگي کنند.
رابطه جنسي امن براي جلوگيري از ابتلا به اچآيوي/ايدز چيست؟
به هر دونفري که تماس جنسي دارند، توصيه ميشود از کاندوم استفاده کنند. افرادي که تمايل دارند با هم جنس خود باشند نيز بايد از کاندومهاي مردانه و زنانه استفاده کنند.
رابطه جنسي مقعدي باعث نميشود که ويروس اچآيوي/ايدز منتقل نشود. حتي گفته ميشود که احتمال انتقال از طريق آميزش مقعدي بيشتر از آلت تناسلي است. بنابراين بايد در هرگونه رابطه مقعدي از کاندوم استفاده شود.
احتمال انتقال ويروس اچآيوي/ايدز از طريق رابطه دهاني با آلت تناسلي وجود دارد، ولي کمتر از انواع ديگر روابط جنسي است. به دليل احتمال انتقال ويروس براي رابطه دهاني با آلت تناسلي نيز بايد از کاندوم استفاده شود.
به هيچ عنوان نميتوان از ظاهر کسي متوجه شد که فرد مبتلا است يا خير. بنابراين هر رابطه جنسي با استفاده از کاندوم خطر ابتلا را به اندازه قابل توجهي کاهش ميدهد.
نکات مهم و لازم درباره زندگي کردن با افراد مبتلا به اچآيوي/ايدز چيست؟
بهترين مکاني که بيماران مبتلا به اچآيوي/ايدز ميتوانند مورد مراقبت قرار بگيرند، در خانه خود و در ميان افرادي است که آنها را دوست دارند. در سراسر دنيا افراد زيادي با اين بيماري زندگي ميکنند و ميتوانند براي مدت طولاني يک زندگي فعال و پربار داشته باشند.
اگر به عنوان شريک زندگي، خانواده يا دوست با فرد مبتلا به اچايوي/ايدز زندگي ميکنيد، نکات زير را در خاطر داشته باشيد:
به طور مرتب با پزشک فرد مبتلا در ارتباط باشيد تا از آخرين مراحل درمان و مراقبت مورد نياز بيمار مطلع شويد.
يادتان باشد که ويروس اچآيوي از طريق هوا، غذا، آب، قاشق و بشقاب و ليوان، نشيمنگاه توالت، حشرات، حيوانات خانگي و هر چيزي که آغشته به خون، مني، ترشحات واژني يا شير پستان فرد مبتلا نباشد، منتقل نميشود.
شما از طريق ادرار، مدفوع، استفراغ، آب بيني، بزاق و عرق فرد مبتلا، آلوده به ويروس اچايوي نخواهيد شد مگر آنکه اين موارد به خون بيمار آغشته باشند.
شما ميتوانيد به غذا خوردن، لباس پوشيدن و حتي توالت و حمام کردن بيمار کمک کنيد، بدون اينکه خودتان در خطر ابتلا به ويروس قرار بگيريد.
گرفتن دست، بغل کردن، ماساژ دادن و هرگونه تماس ديگري با فرد مبتلا هيچ خطري براي شما ندارد و حتي براي حمايت عاطفي فرد مبتلا توصيه ميشود.
با توجه به اينکه بيمار مبتلا به به اچايوي/ايدز سيستم ايمني ضعيفي دارد، هميشه يادتان باشد که پيش از تماس با بيمار دستانتان را بشوييد تا باعث انتقال بيماريهاي ديگر به او نشويد.
اگر جايي از بدنتان به خصوص دستانتان زخم يا بريدگي داريد، هنگام تماس با بيمار احتياطهاي لازم را انجام دهيد تا خودتان و او را در خطر قرار ندهيد.
اگر سرماخوردگي يا آنفلوانزا گرفتهايد، مدتي از فرد مبتلا به اچايوي/ايدز دور شويد؛ بدن اين بيماران گاهي حتي توان مقابله با يک سرماخوردگي ساده را ندارد.
تيغ، مسواک، موچين، ناخنگير، گوشواره يا هر وسيله ديگري که احتمال آلوده شدن به خون بيمار را دارد، با فرد مبتلا به اچآيوي/ايدز به طور مشترک استفاده نکنيد.
لباسهاي بيمار را ميتوانيد همراه با لباسهاي خودتان بشوييد، اما اگر نگران آلودگي آنها به خون يا ديگر مايعات بدن بيمار هستيد ميتوانيد از آب جوش و سفيدکننده استفاده کنيد.
مهمترين رکن اساسي مرتبط با اچآيوي، پذيرش جامعه و خانواده است. اين بيماري فقط از راه تماس جنسي، ترزيق و مادر به نوزاد منتقل ميشود. فرد مبتلا بايد به درمان و بازگشت به جامعه تشويق شود. بيماران اچآيوي/ايدز نياز به ترحم ندارند، نياز به برخورد يکسان دارند و همه افراد جامعه ميتوانند در کنترل اين بيماري موثر باشند.
189- انسان میمون مانند چینی

پرموترین انسان زنده که نشانده ارتباط ژنتیکی او با اجداد گذشته بسیار دورش است.
تصاویری خارقالعاده از سیاره پلوتو

شاید بتوان گفت که اکنون ناسا توانسته به بهترین دید از پلوتو دست یابد. اما این تصویر مربوط به این روزها نیست. کاوشگر جدید Horizons حدود 16 گیگابایت تصویر را در ماه جولای ثبت کرده است و این تصاویر با سرعت 1 تا 4 کیلوبایت در ثانیه از سرزمین یخها به زمین فرستاده شدهاند و در واقع این تصاویر واقعا غیر قابل باور هستند و اطلاعات بسیاری را از پلوتو در اختیار ما قرار میدهند. در واقع این تصاویر بهترین عکسهای ثبت شده از پلوتو هستند و میبایست تا ثبت تصاویر دیگر صبر کنیم.
Tombaugh Regio یک منطقه قلب شکل در پلوتو است که از قابلیت معروفی بهره میبرد و اکنون ناسا توانسته به بهترین دید از آن نسبت به نیم کره دیگرش دست یابد. گفته میشود که سطح این کره از نیتروژن مایع تشکیل شده است.
تپهها، کوههای کوچک و غبار اتمسفر در زمان غروب آفتاب چیزهایی هستند که در این تصاویر از سرزمین یخ زده ثبت شدهاند.
همان طور که در تصاویر مشاهده میکنید در سطح پلوتو کوه وجود دارد و در واقع این کوهها نیز بسیار زیاد هستند. یخچالهای طبیعی، کوهها و مه چیزهایی هستند که از منطقه Sputnik Planum ثبت شدهاند.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/418113
از آب معدنی دماوند تا آبلیموهای شیمیایی و آب میوه های تقلبی: جان یک ملت بازیچه شرکت های جنایتکار
عصر ایران؛ جعفر محمدی - در هجدهم خرداد 1389 ، جلسه ای در یکی از شرکت های وزارت نفت برگزار شد. دستور کار این جلسه، جمع بندی آزمایش های انجام شده بر روی آب های معدنی/آشامیدنی موجود در بازار بود تا خریدهای وزارت نفت، با توجه به میزان سلامت آب های معدنی انجام گیرد.
چندی نگذشت که صورتجلسه این شرکت در خصوص میزان سالم یا آلوده بودن آب های معدنی/آشامیدنی به بیرون درز کرد: از 21 برند آب معدنی که در آزمایشگاه های مجهز وزارت نفت بررسی شده بودند، تنها 9 برند از نظر سالم بودن مورد تأیید قرار گرفت. "دماوند" یکی از برندهایی بود که طبق آن صورتجلسه تأیید نشده بود.
در آن زمان، مدیران آب دماوند، در مقام دفاع از خود برآمدند و با استناد به پروانه های بهداشتی و تأییدیه های استاندارد، مدعی شدند که تولیدات شان سالم است و جای هیچگونه نگرانی نیست.
در چنان وضعی انتطار می رفت وزارت بهداشت، به مسؤولیت قانونی خود عمل کند و به عنوان داور ، کیفیت دماوند و دیگر آب های معدنی/آشامیدنی را بسنجد و گزارش آن را به مردم بدهد ولی گویا مسؤولان آن دوران، چندان به سلامت مردم اهمیتی نمی دادند و ای بسا فکر می کردند این فقط دعوایی است بین وزارت نفت و شرکت دماوند!
مسؤولان وقت ، نه تنها در این مورد بلکه پیشتر نیز بعد از انتشار اخباری راجع به مرجوع کردن محموله آب دماوند از افغانستان به دلیل سرطان زا بودن نیز سکوت اختیار کردند. خبری که روز هفدهم مهر 1388 در روزنامه اعتماد منتشر شد و البته ما بر صحت و سقم آن اشراف نداریم این بود:
« پس از آنکه نیروهای ناتو مستقر در افغانستان برای تامین آب شرب مورد نیاز خود با طرف ایرانی وارد مذاکره شدند، مقرر شد شرکت آب معدنی دماوند به عنوان بزرگ ترین تولیدکننده آب معدنی در ایران، آب شرب ناتو را تامین کند. در این راستا اولین محموله هم به افغانستان صادر شد اما پس از مدتی محموله مذکور به دلیل غیربهداشتی و سرطان زا بودن به ایران عودت داده شد. این در حالی است که در این خصوص اطلاع رسانی صورت نگرفت و محموله مذکور به همراه سایر تولیدات آب معدنی دماوند در داخل توزیع و در اختیار مردم قرار داده شد... .»
اینک اما اتفاق جدیدی در وزارت بهداشت رخ داده است و معروف ترین برند آب بسته بندی ایران، به اتهام توزیع آب آلوده، هم پلمپ شده و هم تحت پیگیرد قضایی قرار گرفته است.
ماجرا نیز از آنجا آغاز شد که وزیر بهداشت، دستور بررسی تمام آب معدنی های موجود در بازار را به سازمان غذا و دارو صادر کرد و نهایتاً اعلام شد که حدود 10 درصد از آب های بسته بندی در بازار ، غیربهداشتی هستند و ملزم به توقف خط تولید و اصلاحات هستند. دماوند یکی از این شرکت ها بود که علیرغم دریافت دستور توقف تولید، همچنان به کارش ادامه داد و آن طور که وزارت بهداشت اعلام کرده ، محصولاتش را که دارای آلودگی میکروبی بودند با "تاریخ قبل از دستور توقف" به بازار عرضه کرد. این جا بود که وزارت بهداشت، نام دماوند را اعلام کرد و از مردم خواست این برند آب معدنی را مصرف نکنند.
در این باره نکاتی چند قابل توجه است:
1 - در ابتدا باید از وزارت بهداشت و مشخصاً وزیر بهداشت قدردانی کرد که بعد از مدت ها، یکی از دغدغه های اصلی مردم در خصوص سلامت آب های معدنی را مورد توجه قرار دادند. امیدواریم این بررسی ها ، مستمر و بی رحمانه ادامه یابند و مسؤولان سازمان غذا و دارو ، منتظر دستور وزیر برای انجام این وظیفه قانونی نمانند.
از این رو، همچنان منتظر هستیم که این سازمان، در بازه های زمانی تعریف شده ای، گزارش سلامت آب های معدنی/آشامیدنی موجود در بازار را به مردم ارائه دهد.
2 - شجاعت سازمان غذا و دارو در اعلام نام معروف ترین برند آب معدنی ایران ستودنی است. در ایران معمولاً گزارش های این چنینی به ذکر کلیات می گذرد و نامی از متخلفان ( و نه صرفاً متهمان برده نمی شود) ولی این بار خرق عادت شد و مردم امیدوار شدند. با این حال انتظار می رود اعلام نام متخلفانی که منافع مادی خود را بر سلامت جامعه ترجیح می دهند، به عنوان یک روال دائمی در پیش گرفته شود چرا که این کار، خود عامل مهمی در بازدارندگی است.
اگر نام متخلفان اعلام نشود یا به اعلام یکی دو نام بسنده شود، آنگاه خود مسؤولان در مظان اتهامات خاص در محضر افکار عمومی خواهند بود، هر چند که ناوارد باشد.
3 - تنها آب معدنی نیست که مردم را نگران کرده است. چندی پیش ، در عصر ایران خبری منتشر شد مبنی بر این 500 تن آبلیمو که توسط برند مطرح "دستچین" تولید شده بود، در واقع آب لیمو نبود بلکه یک ماده شیمیایی با طعم و رنگ آبلیمو بود. این مایع به حدی خطرناک بود که سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد معدوم کردنش در طبیعت نیز به محیط زیست آسیب می رساند.
اخیراً هم سازمان تعزیرات حکومتی اعلام کرد که اکثر برندهای آبلیمو و آبمیوه در ایران، صرفاً محصولات شیمیایی هستند که به اسم محصولات طبیعی به مردم فروخته می شوند.
هم اکنون انواع بیسکویت ها، آب میوه ها، نوشابه ها، لبنیات، کمپوت ها، کنسروها، تن ماهی ها، سوسیس ها و کالباس ها و محصولات دیگر با نشان بهداشت و آرم استاندارد در بازار توزیع می شوند و مردم نگرانند که نکند این محصولات هم - دستکم برخی شان - دچار مشکلات بهداشتی باشند و همانند برخی آب معدنی ها ، مشکلات شان لاپوشانی شود.
از وزارت بهداشت، تقاضای جدی می شود، در یک برنامه ضربتی اولیه ، همه این محصولات را با شجاعت و قاطعیت و البته شفافیت، تحت بررسی قرار دهد و نتایج را اعلام کند و بعد از آن نیز این روند را ادامه دهد. اطمینان بخشی باید به حدی بالا باشد که درج پروانه بهداشتی بر روی یک محصول، خیال مصرف کننده را نه 99 درصد که 100 در صد، آسوده کند.
4 - سازمان ملی استاندارد، باید پاسخ دهد که چگونه آرم بر روی محصولاتی قرار دارد که نه تنها استاندارد نیستند بلکه اساساً چیزی غیر از نامشان هستند. مثلاً یک ماده شیمایی که تنها رنگ و طعمش شبیه آبلیمو یا آب میوه است را به نام محصول طبیعی عرضه می کنند و سازمان استاندارد هم آن را استاندارد اعلام می کند!
به نظر می رسد یکی از ریشه های اساسی مصائب موجود در عرصه تولیدات داخلی، استاندارد نبودن عملکرد سازمان استاندارد ایران است. اگر این سازمان به وظائف خود درست عمل می کرد، این همه شرکت و حتی برندهای مشهور به خود جرأت نمی دادند تحت پوشش آرم استاندارد، محصولات آلوده و غیراستاندارد به مردم عرضه کنند و سلامت جامعه را به سخره بگیرند.
این موضوع ، فقط در خصوص مواد غذایی نیست و درباره محصولات دیگری مانند خودرو نیز صادق است. به عنوان مثال، اگر سازمان استاندارد، کامیون های چینی "هوو" را که به علت نقص فنی در سیستم ترمزهایشان صدها ایرانی را به کام مرگ فرستادند، تأیید نمی کرد یا اگر به خودروی تاریخ مصرف گذشته ای مانند پراید، تأییدیه استاندارد نمی داد، سایپا نمی توانست برای سال ها خود را پشت نام استاندارد پنهان کند و این ارابه مرگ را به مردم بفروشد و هزاران فاجعه را رقم بزند.
از این رو، بازبینی ساختار و عملکرد سازمان استاندارد به عنوان یک الزام گریز ناپذیر باید در دستور دولت و مجلس قرار گیرد و الّا اگر این نهاد نظارتی همچنان با وضعیت اسفناک کنونی به کار خود ادامه دهد، باید منتظر فجایع بیشتری باشیم.
5 - از قوه قضائیه به عنوان نهادی که حافظ جان و مال مردم است انتظار می رود، با قاطعیت بیشتری وارد این پرونده شود اجازه ندهد برخی مناسبات ناسالم و سودجویی های جنایتکارانه، جان و مال مردم را در سطحی چنین گسترده به خطر بیندازند. محاکمه علنی و محکومیت سنگین و عبرت آموز چند تن از این اشخاص و شرکت های بی مسؤولیت، می تواند به طور جدی بازدارنده و اطمینان آفرین باشد.
اگر مجرمی مانند یک کیف قاپ یا زورگیر با به جان خریدن خطر و پذیرفتن بدنامی اقدام به جنایت می کند و هر بار ، یک نفر را قربانی می کند و آسیب مالی به او می زند، این مجرمان در لباس انسان های محترم، هر روز نه فقط مال که جان مردم را می گیرند و نه فقط یک نفر که مردم یک کشور را قربانی می کنند.
مردم چشم انتطار دستگاه عدالت هستند.منبع:http://www.asriran.com/fa/news/





