
اعتصابات سراسری کارگری در یونان در اعتراض به ریاضت اقتصادی


بدون شرح

هرچه آدمي خود را بيشتر ...
به رفتار اين مرد هندی که در مراسم آیینی هندوها در حاشیه رود گنگ، به دقت نگاه کنید که چگونه با تمام وجود خود را وقف بتش میکند. يکي از معضلات عظيمي که انسانهاي امروزي به آن گرفتارند، "ازخود بيگانگي" است. اثر ظاهري اين "ازخود بيگانگي" طوري است که انسان کمتر به خود ميپردازد و بيشتر به ذهنيات خود مشغول ميگردد و آن را همانند يک مسکن قوي شبيه مرفين در وجود خود به کار ميبرد تا از دردهايي که براثر "ازخود بيگانگي" به آن مبتلا شده است، بکاهد. مفهوم ساده "ازخود بيگانگي" اين است که محصول کار روزانهی کارگر از آن خود کارگر نيست بلکه از او ربوده میشود و متعلق به کسی است که نيروی کار او را به عنوان يک کالا خريداری کرده است :
"واقعيت يافتگي كار به عنوان از دست دادن واقعيت تا آن حد است كه كارگر واقعيت خويش را تا مرز هلاك شدن از فرط گرسنگي از دست ميدهد. عينيت يافتن به عنوان از دست دادن شيء تا آن حد است كه از كارگر اشيايي ربوده ميشود كه نه تنها براي زندگيش بلكه براي كارش ضروري است. در حقيقت خودِ كار به شيء تبديل ميشود كه كارگر تنها با تلاشي خارقالعاده و با وقفههاي بسيار نامنظم ميتواند آن را به دست آورد. تصاحب شيء به شكل بيگانگي با آن تا آن حد است كه كارگر هرچه بيشتر اشيا توليد ميكند، كمتر صاحب آن ميشود و بيشتر نفوذ محصول خود يعني سرمايه قرار ميگيرد."
"تمام اين پيامدها از اين واقعيت ريشه ميگيرد كه رابطهي كارگر با محصول كار خويش، رابطه با شيء بيگانه است. براساس اين پيش فرض، بديهي است كه هرچه كارگر از خود بيشتر در كار مايه گذارد، جهان بيگانهي اشيايي كه ميآفريند بر خودش و ضد خودش قدرتمندتر ميگردد، و زندگي درونيش تهيتر ميگردد و اشياي كمتري از آنِ او ميشوند. همين جريان نيز در مذهب اتفاق ميافتد. هرچه آدمي خود را بيشتر وقف خدا ميكند، كمتر به خود ميپردازد. كارگر زندگي خود را وقف توليد شيء ميكند اما زندگيش ديگر نه به او كه به آن شيء تعلق دارد. از اينرو هرچه اين فعاليت گستردهتر شود، كارگران اشياي كمتري را تصاحب ميكنند. محصول كار او هرچه باشد، او ديگر خود نيست و در نتيجه هرچه اين محصول بيشتر باشد، او كمتر خود خواهد بود. بيگانگي كارگر از محصولاتي كه ميآفريند، نه تنها به معناي آن است كه كارش تبديل به يك شيء و يك هستي خارجي شده است بلكه به اين مفهوم نيز هست كه كارش خارج از او، مستقل از او و به عنوان چيزي بيگانه با او موجوديت دارد و قدرتي است كه در برابر او قرار ميگيرد. اشيا با حياتي كه كارگر به آنها ميدهد، چون چيزي بيگانه در برابر او قرار ميگيرند."
دستنوشتههاي فلسفي اقتصادي و فلسفي1844 / ماركس كارل؛ صص 126-127ترجمه حسن مرتضوي انتشارات آگاه 1387
منجی جهان
(عنوان انتخابی از طرف وبلاگ آموختن است)
کسی منجی جهان است که ضرورت هنر را درک میکند! مثلاً تو بالقوه میتوانی منجی جهان باشی چرا که با یقین کامل میتوان گفت که از تو سیاست بازی برنمیآید چون نمیتوانی جلاد باشی.
سیاستبازی و قدرت طلبی که لازم و ملزوم هم است کار کسی است که لزوماً برای حیات ذیروحی اهمیتی قائل نیست و از دروغ بافتن و حیله در کارکردن و کشتار و ویرانی هراسی ندارد. در امر سیاست هر رذالتی امتیازی است. تا آنجا که شاه عباس صفوی میتواند به برکت کارنامهی خونینش لقب کبیر دریافت کند.اهل سیاست به قداست زندگی نمیاندیشد بلکه زندگان را تنها به مثابهی وسائلی ارزیابی میکند که عندالاقتضا باید بیدرنگ فدای پیروزی او شوند. کسانی این عقیده را نمیپذیرند و شناخت و لاجرم حرمت نهادن به هنر را مقولهی جداگانهئی به حساب میآورند و ارتش رایش آلمان را مثل میزنند که غالب افسرانش در نواختن دست کم یک ساز مهارت داشتند. پاسخ چنان کسانی این است که بله، و اگر فراموش کردهاید خودم به خاطرتان میآورم که آنها از فرط “علاقه به این هنر والای انسانی” حتا در کشتارگاهها دستههائی را که به سوی سالنهای گاز هدایت میشدند با ارکسترهائی بدرقه میکردند که نوازندگانشان از میان خود زندانیان انتخاب شده بود و تقریباً همگی نوازندهی حرفهئی ارکسترهای فیلارمونیک یا سمفونیک کشورهای فتحشده بودند که فقط به گناه “آلمانی نبودن” میبایست با روزی چند ده گرم نان در کارخانههای تهیهی ابزار جنگی جان بکنند و به مجرد بروز آثار فرسودگی در آنها به اتاقهای گاز فرستاده شوند. حق همین است که آن ستایندگان موزار و بتهوون با همهی وجودشان به موسیقی، و از طریق موسیقی به همهی هنرها، مهر میورزیدند و نیاز روانی داشتند و به آن حرمت میگذاشتند و تبحرشان در نواختن دست کم یک ساز به هیچ وجه ربطی به سنتهای تربیت اشرافیشان نداشت! با وجود این باید قبول کرد درجهانی که برای هیچ چیز انسانی حرمتی قائل نیست و اداره و هدایتش به دست دیوانگان و اوباش افتاده است، به هرحال از شعر و به طور کلی هنر، انتظار نجات بخش بودن نمیتوان داشت، هر چند که آرمان هنر چیزی به جز این نیست!
البته اگر روزی حکومت خرد برقرار شود سیاست نیز معنای درست خود را باز مییابد. یعنی آنگاه این کلام آلوده به تمهیدهای شرافتمندانهئی اطلاق خواهد شد که برای وصول به نظم و معدلتی شایسته و درخور انسان به کار بسته میشود.
نوشـته ی احـمد شامـلو
منبع:http://shahresiyah.blogfa.com
پیمانكار ترابر گستر: سازمان بدهیاش را نداد، ۴۰ کارگر اخراج شدند
در پی انتشار خبری مبنی بر اخراج ۴۰ كارگر شركت پیمانكاری «ترابر گستر نکو» وابسته به سازمان مدیریت پسماند تهران و درج توضیحات روابط عمومی این سازمان، مدیرعامل این شرکت پیمانكار نیروی انسانی دلیل اخراج و عدم پرداخت بخشی از دستمزد و حقوق سنوات كارگران را عدم پرداخت ۱۸ ماه از معوقات مالی شرکت ترابر گستر نکو توسط سازمان مدیریت پسماند تهران عنوان كرد.
عدم پرداخت ۱۸ ماه از معوقات مالی شرکت ترابر گستر نکو توسط سازمان مدیریت پسماند تهران باعث شده علاوه بر اخراج ۴۰ کارگر نتوانیم حقوق سنوات آنان را پرداخت کنیم.
این پیمانكار، میزان معوقات مالی شرکت ترابر گستر نكو از سازمان مدیریت پسماند را یک میلیارد و ۱۴۰ میلیون تومان عنوان کرد و گفت: سازمان مدیریت پسماند مدعی است این شرکت۸۰۰ میلیون تومان خسارت مالی به سازمان وارد کرده و به این بهانه از پرداخت بدهیهای خود طفره میرود.
حدود ۴۰ کارگر با مجموع مطالبات حدود ۲۰۰ میلیون تومان با احتساب سنوات در نتیجه بیتوجهای مسئولان سازمان پسماند اکنون با وجود آنكه حقوق خود را دریافت نكردهاند، بیکار و بلاتکلیف شدهاند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=49519
مرگ یك كارگر ساختمانی در یزد
یک کارگر ساختمانی در یزد بر اثر ریزش ساختمان جان خود را از دست داد.
در پی ریزش آوار یک ساختمان ۳ طبقه قدیمی واقع در بلوار شهید بهشتی یزد ۲ كارگر محبوس شدند كه با تلاش آتشنشانان یكی از آنان كه كارگر ۲۰ سالهای بود به بیرون منتقل و تحویل نیروهای فوریت پزشكی شد.
آتشنشانان همچنین تجسس را برای یافتن کارگر دوم ادامه دادند ولی با توجه به حجم زیاد آوار و پس از تجسس ۳ ساعته، با بیل مکانیکی پیکر بی جان کارگر دوم را یافتند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=49469
درگیری پلیس یونان با کارگران معترض
پلیس یونان برای متفرق کردن هزاران کارگر اعتصاب کننده در آتن که قصد داشتند در اعتراض به سیاست ریاضت اقتصادی دولت، به سمت پارلمان این کشور تظاهرات کنند گاز اشک آور شلیک کرد.
شاهدان عینی گفتند که پلیس ضد شورش یونان در جریان درگیریاش با كارگران معترض به سمت آنان گاز اشک آور شلیک کرد. معترضان نیز به سمت پلیس سنگ و شیشه پرتاب کردند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=49446
برخورد تحقیرآمیز با كارگران ساختمانی در هنگام صدور كارت مهارت
همه کارگران و بنایان ساختمانی شهر تهران طبق ماده 18 قانون «بهبود مستمر فضای كسب و كار» برای بیمه شدن نیاز به تایید انجمن صنفی کارگران و بنایان دارند، این در حالی است که بصورت غیر قانونی سازمان فنی حرفهای با بیتوجهای به این نهاد كارگری، برای صدور کارت مهارت با معاونت امور اجنماعی شهرداری تهران قرار داد منعقد کرده است.
به گفته این فعال كارگری، برخورد ناشایسته برخی از کارمندان شهرداری که مامور رسیدگی به صدور کارت مهارت كارگران ساختمانی هستند باعث اعتراض کارگران ساختمانی شده است.
این کارمندان که وابسته به یک شرکت کاریابی هستند، با توهین به کارگران ساختمانی از وضعیت ظاهری و پوشاک آنان ایراد میگیرند و در مواردی درگیریهای فیزیكی نیز ایجاد کردهاند. در چند مورد هم این كارمندان از بوی بدن كارگران ساختمانی ایراد گرفتهاند و آنان را مورد تمسخر قرار دادهاند.
طبق قانون، کارگران ساختمانی پس از تایید انجمن صنفی باید تنها در مراکز فنی و حرفهای برای دریافت كارت مهارت آزمون بدهند و سپس با ارائه كارت مهارت به سازمان تامین اجتماعی از خدمات بیمهای بهرهمند شوند.
منبع:http://ilna.ir/news/news.cfm?id=49420
تایید وجود دانشجوی ستارهدار
دکتر ابراهیم خدایی: با تایید وجود دانشجوی ستارهدار گفت: از بعد از انقلاب اسلامی در کلیه دوران استعلام برای پذیرفتهشدگان دورههای تحصیلات تکمیلی وجود داشته است.
استعلام از وضعیت پذیرفتهشدگان دورههای تحصیلات تکمیلی از نهادهای اطلاعاتی، کمیته انضباطی دانشگاهها و نیروی انتظامی انجام میشود، بر اساس نتایج این استعلامها پذیرفتهشدگان میتوانند با تعهد یا بدون آن ادامه تحصیل دهند.
خدایی با رد برخی ادعاها که در برخی دولتها دانشجوی ستارهدار وجود نداشته است این اظهارنظرها را غیرمنصفانه خواند.
استعلام از وضعیت دانشجویان قانون مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و ربطی به دولتها ندارد.
به عنوان مثال از تعداد 11 هزار پذیرفته شده دوره دکتری 91 حدود 32 تن به عنوان دانشجوی ستارهدار معرفی شدند که آنان نیز درخواست تجدیدنظر کردهاند بنابراین روند تعداد دانشجویان ستارهدار افزایشی نداشته است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/304242
دلالان هر کیلو پسته را 12 هزار تومان خریدند!
قیمت پسته در بازار نسبت به سال گذشته افزایش سرسامآوری داشته است، این به معنای سود کشاورز نیست؛ چرا که هر کیلوگرم پسته 12 هزار تومان از باغدار خریداری شده است.
پسته محصولی صادراتی است و مبنای قیمتگذاری آن دلار است.
از آذرماه هر سال 25 هزار تن پسته از استان به 60 کشور جهان صادر میشود که هر کیلوگرم 9 تا 10 دلار به فروش میرسد.
دلالان مقصر اصلی بالا رفتن قیمت پسته در بازار هستند(وبلاگ آموختن: حاکمیت اقتصاد دلالی عامل اصلی است نه فرد دلال). بهعنوان مثال هر کیلوگرم پرتقال تامسون در برزویه کرمان یکهزار تومان است، در حالی که همان پرتقال در خیابان کارگر تهران سههزار و 800 تومان به فروش میرسد که در این میان 280 درصد سود به جیب کسانی میرود که کمترین زحمت را میکشند.
منبع: http://www.asriran.com/fa/news/258986
پسته نخورید، خطرناک است!(طنز)
این روزها همه از قیمت پسته میگویند و دربهدر دنبال قیمت پسته ارزانتر میگردند. قیمت پسته حتا دولتمردان را که باید به فکر مسائل مهمتر باشند، به تکاپو واداشته است. اما در این بین کسی از مضرات پسته برای جامعه چیزی نمیگوید و به مردم هشدار نمیدهد که خریدن و خوردن پسته به چه مقدار میتواند بر سلامتی آنان تأثیر بگذارد! اما من در این فرصت به برخی از مضرات پسته اشاره میکنم. امیدوارم که مردم با خواندن این متن دست از خرید پسته بردارند و این مادهی سمی را از خود و خانوادهی خود دور کنند.
عرض به حضورتان که مغز پسته از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و برای افراد گرممزاج مناسب نیست. پس شما اگر گرممزاج هستید، پسته برایتان سم است و نباید بخورید!
پسته حاوی مواد مغذی مناسب به همراه ویتامینها بوده و کالری بالایی دارد و برای زندگی مدرن اصلا غذای مناسبی نیست و خوردن آن باعث چاقی مفرط میشود!
خوردن پسته برای افزایش حافظه و تقویت ذهن نیز مفید است و ذهن شما را فعال نگه میدارد و دائم به شما استرس وارد میکند. پس اگر میخواهید دشواریهای زندگی را فراموش کنید و از روز اول ماه به فکر روز آخر ماه و بدهی و قسط و اجاره خانه نباشید، پسته را فراموش کنید.
علاوه بر اینها برخی معتقدند که مصرف زیاد پسته، باعث کثیف شدن خون می شود که این به دلیل بالا رفتن ازت در خون است و اشخاصی که دچار ضعف و نارسایی کبد هستند و مبتلایان به بیماریهای نقرس و دیابت و ناراحتی کلیه، باید از خوردن پسته خودداری کنند. این هم که میگویند ورزشکاران، دانشآموزان، نوجوانان به خصوص در سنین رشد و زنان باردار و شیرده باید از پسته استفاده کنند، دروغی بیش نیست و از نظر علمی ثابت نشده است. یا اگر تبلیغ میکنند پسته املاح مغذی شامل آهن، پتاسیم، فسفر و کلسیم دارد، میخواهند محصولشان را بفروشند! اصلا پسته املاح ندارد، شما بگو یک ذره! همچنین مصرف پسته به افرادی که میزان تریگلیسرید خون بالایی دارند، توصیه نمیشود. از سویی، پسته به دلیل هضم دشوار برای معده مناسب نیست.
امیدوارم با خواندن این متن کاملا علمی دریافته باشید که خوردن پسته چه خطراتی دارد، من خودم یک بار پسته خوردم و یک هفته بستری شدم. شما هم نخورید خطرناک است!
(وبلاگ آموختن: دلالان بسیار ثروتمند و بسیار خیر مصرف کنند!!!)
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/304272
ضرب و شتم شهردار نوشهر در اتاق کارش
علی امانی شهردار نوشهر روز چهارشنبه توسط یکی از شهروندان در اتاق کار خود مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
امانی توسط یکی از شهروندان نوشهری به دلیل مشکلات و سردرگمی درخواست های اداری خود مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/258893
کمــــــبود محـــبت! (طنز)
ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺣﺲﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﺤﺒﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺑﺘﺎﺩﯾﻦ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺟﻠﻮ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡﮔﻔﺘﻢ ﻭﺍﯼ ﺧﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﻥ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺑﺴﮑﻪ ﻣﯿﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﻭﻥﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﯽ ﺻﺎﺣﺎﺏ ﺑﺮﻭ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻓﺮﺷﺎﻣﻮ ﮐﺜﯿﻒ ﮐﺮﺩﯼ...
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﻼ ﻣﺤﻠﻢ ﻧﺬﺍﺷﺖ. ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿ ﭙﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: آﺥ ﺟﻮﻥ! اگه ﺑﻤﯿﺮی ﺍﺗﺎﻗت ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻣﯿﺸﻪ .
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/258909
ایرانیها رکورددار سرطان معده در جهان
میزان مصرف کود در کشور را نگرانکننده است و این مواد را بهدلیل دارا بودن کادمیوم و نیترات باعث افزایش نرخ سرطان در جامعه معرفی کرد. مصرف سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی در مناطق کشاورزی ایران، باعث رشد فزاینده سرطان در این مناطق شده است.
و نیز علاوه برعوامل محیطی مثل افزایش روزافزون امواج یونیزان در محیط اطراف ما، آلودگی هوا و تغییر رژیم غذایی و روش زندگی ماشینی میتوانند در این امر مؤثر باشند.
طبیعی است زندگی ماشینی و فشارهای روحی و روانی محیط کار و زندگی میتوانند نقش مهمی را در ابتلا و یا حتی عود سرطان داشته باشند .رژیم غذایی مناسب که حاوی میوه و سبزیجات تازه ولی قند و چربی و گوشت قرمز کمتر باشد و همینطور تهیه و مصرف غذای تازه و پرهیز از غذاهای کنسروی و یخچالی به همراه ورزش منظم و دوری از آلودگیهای محیطی و فشارهای روحی روانی و اتخاذ شیوه مناسب زندگی میتواند در کاهش ابتلا به سرطان مؤثر باشد.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/258954
کشف 24 هزار لیتر شیر فاسد در خرمآباد
مأموران مبارزه با کالای قاچاق پلیس آگاهی استان در پی بازرسی از یک دستگاه کامیون در محور ورودی خرمآباد، 24 هزار لیتر شیر فاسد شده را کشف کردند.
راننده کامیون، شیر فاسد شده را از استان خوزستان بارگیری و قصد حمل آن را به استان اصفهان داشته که در محور ورودی خرمآباد توقیف و تحویل سازمان دامپزشکی استان شد.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/304239
الماس کوه نور را پس نمیدهیم
انگلیس الماس کوه نور را که اکنون در برج لندن به معرض نمایش گذاشته شده، به هند پس نمیدهد.
نخستوزیر انگلیس تاکید کرد: این الماس گرانبها در تاج مادر ملکه الیزابت نصب شده است.
نوه ماهاتما گاندی از انگلیس خواسته بودند کوه نور را که در دوران استعمارگری از هند برده شده است، بازگرداند.
کوه نور زمانی بزرگترین الماس دنیا بود. این الماس در گذشته ۱۸۶٫۰۶۲۵ قیراط معادل ۳۷٫۲۱ گرم وزن داشته که در تراش جدید وزن آن ۱۰۵٫۶۰۲ قیراط معادل ۲۱٫۶۱ شده است. این الماس زوج الماس معروف دریای نور است و هر دو از قدیمیترین جواهرات شناخته شده در جهان هستند.
این سنگ قیمتی از ناحیه قلعه باستانی «گلکنده» در نزدیکی حیدرآباد در ایالت آندرا پرادش در کشور هند در سال ۱۶۵۶ میلادی بدست آمد. این الماس توسط میرزا محمد میر جمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و در آنجا ماند و در سال ۱۷۳۸ میلادی به دست نادر شاه رسید. کوه نور پس از مرگ نادر توسط احمدشاه درانی به افغانستان منتقل و سپس به شاه شجاع رسید. پس از شکست شاه شجاع از سردار هندی ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور توسط سردار نامبرده به هند بازگشت داده شد و بعدها به دست کمپانی هند شرقی بریتانیا افتاد. در سال ۱۸۷۷ رسما اعلام شد این الماس در اختیار ملکه ویکتوریا امپراتور بریتانیا در دوران استعمار بریتانیا بر هند است. الماس کوه نور اکنون در برج لندن، قصری تاریخی در ساحل شمالی رود تایمزنگهداری میشود.
منبع:http://www.asriran.com/fa/news/259073
جمعیت ایران به ۷۷.۱ میلیون نفر رسید
بر اساس برآورد مرکز آمار ایران، جمعیت ایران به ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار و ۹۳۰ نفر رسید.
محاسبه جمعیت کشور بر اساس رابطه رشد به صورت زیر انجام میشود:
رابطه رشد عبارت است از : Pn=P0(1+r)n
که در آن Pn پیش بینی جمعیت میانه سال 1390 و P0 جمعیت سرشماری سال 1385 و r رشد جمعیت سالانه کشور است که حدوداً برابر با 0.015 میباشد.
بر اساس یکی از نتایج مهم سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 کاهش نرخ رشد جمعیت از 1.62درصد سال 1385 به رقم 1.29درصد سال 1390 کاهش یافته است و بُعد(اندازه) خانوار از 4.03نفر سال 1385 به رقم 3.55نفر در سال 1390 رسیده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/304341
نمایی از سطح مریخ که توسط دوربین کاوشگر مریخنورد ناسا به نام "کنجکاوی" گرفته شده است.
انواعخانواده:1-خانوادهي همخون2-خانوادهي پونالوايي3-خانوادهي يارگير4-خانواده تک همسري
3-خانوادهي يارگير
"ازدواج ميان يک زن و مرد، که به سادگي هر يک از آنها ميتوانست پيوند را بگسلد- و مورگان آن را "خانوادهي يارگير" ناميد." ص39
"پيچيدگي روزافزون نبايدهاي ازدواج، ازدواجهاي گروهي را بيش از پيش دشوار کرد؛ به جاي اين ازدواجها، خانوادهي يارگير پديد آمد. در اين مرحله، يک مرد با يک زن زندهگي ميکند، ولي هنوز چند همسري و بيوفايي گاهگداري حق ويژهي مرد ميماند، هرچند که چند همسري، به دليلهاي اقتصادي کمتر انجام ميشود؛ با اين حال در دوراني که زن با مرد زندهگي ميکند، از او وفاداري بيچون و چرا خواسته و اگر زنا کند به سختي مجازات ميشود. ولي پيوند زناشويي ميتواند به سادهگي از سوي طرف گسسته شود و فرزندان مانند گذشته همچنان به مادر ميرسند."ص60
"با ازدواج يارگيري، ربودن و خريدن زن آغاز ميشود. ... پيمان زناشويي به ميل هريک از دو طرف فسخ شدني است. ... فرزندان نزد مادر ميمانند و هر يک از دو طرف آزاد است که دوباره ازدواج کند."ص61
"اين که زن، در آغاز پيدايش جامعهي انساني بردهي مرد بود، يکي از بيپايهترين پنداشتهايي است که از عصر روشنگري سدهي هجدهم به ما رسيده است. زنان در ميان همهي مردمان وحشي و بربر- در مرحلهي پاييني و مياني و حتا بخشي از مرحلهي بالايي نه تنها پايگاهي مستقل، بلکه جايگاهي بسيار ارجمند داشتند."ص62
""بانوي" دوران تمدن- که دربند احترام دروغين و بيگانه شده از کارِ واقعي است- از ديد اجتماعي، بسيار پايينتر از زن سختکوشِ دوران بربري است که در ميان مردم خود بانوي راستين به شمار ميآمد."ص63
"تنها پس از آن که گذار به ازدواجِ يارگيري با تلاش زنان انجام شد، مردان توانستند تک همسري سفت و سخت را- البته تنها براي زنان- پديد آورند."
"خانوادهي يارگير در مرز ميان توحش و بربريت، و بيشتر در مرحلهي بالايي توحش و تنها گاهگاهي در مرحلهي پاييني بربريت، پديد آمد. اينگونه از خانواده ويژهگي روزگارِ بربريت است، همانگونه که ازدواج گروهي ويژهگي دورانِ توحش و تکهمسري ويژهگي تمدن هستند."ص67
"به راستي چند همسري از سوي مرد آشکارا محصول بردهداري است و به چند نمونهي استثنايي محدود ميباشد. در خانوادهي پدرسالاري سامي، تنها پدرسالار، و دست بالا يکي دو تن از پسراناش، چند همسر بودند؛ ديگران ناگزير بودند هر کدام به داشتن يک زن راضي باشند. امروزه نيز در سراسر سرزمينهاي خاوري چنين است. چند همسري امتياز ثروتمندان و بزرگان است، زنان را بيشتر با خريد بردههاي زن به دست ميآورند؛ و تودهي مردم در حالت تک همسري به سر ميبرند." ص75
فردريک انگلس؛منشاء خانواده، مالکيت خصوصي و دولت؛ ترجمه خسرو پارسا، نشر ديگر 1386
انواعخانواده:1-خانوادهي همخون2-خانوادهي پونالوايي3-خانوادهي يارگير4-خانواده تک همسري
4-خانواده تک همسري
"اين گونهي خانواده در دوران گذار از مرحلهي مياني به مرحلهي بالايي بربريت، از خانوادهي يارگير1 سرچشمه گرفت، و پيروزي فرجامين آن يکي از نشانههاي آغاز عصر تمدن است. اين شکل از خانواده بر برتري مرد استوار است؛ هدف آشکار آن توليد فرزنداني با تبار پدري روشن است، به اين پدر تباري، براي اين که فرزندان در زمان لازم بتوانند ثروت پدرشان را همانند ارثبر طبيعي او به ارث ببرند، نياز است. خانوادهي تکهمسر با بسيار سختتر بودن پيوند ازدواج، که ديگر اکنون نميتواند به دلخواه هريک از دو طرف فسخ شود، با ازدواج يارگيري متفاوت است. اکنون بنابر قاعده تنها مرد ميتواند آن را فسخ کرده و زناش را رها کند. حق بيوفايي در زناشويي، حتا تا امروز نيز از آن مرد است، و دستکم بنا به رسم پذيرفته شده است(مجموعهي قانونهاي ناپلئون آشکارا اين حق را تا هنگامي که رفيقهي خود را به خانهي زناشويي نياورد به شوهر ميدهد) و با تکامل بيشتر جامعه، اين کار بيش از پيش انجام ميگيرد. اگر زن به ياد انجام رويهي جنسي کهن بيافتد و بخواهد آن را از نو زنده کند، شديدتر از هميشه تنبيه خواهد شد."ص76
"بردهداري در کنار تک همسري، با بودن بردههاي جوان و زيبايي که با همه چيزشان که دارند از آنِ مرد هستند، از همان آغاز، بر تک همسري، و سرشت ويژهي آن، يعني تک همسري تنها براي زنان، و نه براي مردان، مهر زد. و اين سرشت تا امروز نيز خود را نگه داشته است."ص77
"تک همسري به هيچروي نه پيآمد عشقِ جنسي فردي بود و نه به آن هيچ کاري داشت، زيرا ازدواج مانند هميشه ازدواجِ مصلحتي بود. اين نخستين شکل خانواده است که نه برپايهي شرايط طبيعي، بلکه بر پايهي شرايط اقتصادي استوار بود، به عبارت ديگر چيرهگي مالکيت خصوصي بر مالکيت اشتراکي بود." ص80
"در يک نوشتهي منتشر نشدهي قديمي اثر مارکس و من در سال 1846 (منظور انگلس ايدئولوژي آلماني است که بعدها منتشر شد.) عبارت زير را مييابيم:
"نخستين تقسيم کار ميان مرد و زن براي توليد مثل است" و امروز ميتوانم بر آن بيافزايم: نخستين دوگانهگي طبقاتي که در تاريخ پديد ميآيد همزمان است با تکاملِ دوگانهگي ميان مرد و زن در ازدواج تک همسري و نخستين ستم طبقاتي همزمان است با ستمِ جنس نر بر جنس ماده. تک همسري يک پيشرفت بزرگ تاريخي بود، ولي از سويي همراه با بردهداري و ثروت خصوصي، عصري را آغاز کرد که تا امروز ادامه دارد، و در آن هر پيشرفتي، پسرفتي نسبي را در خود دارد که در آن رفاه و تکامل يک گروه به بهاي بدبختي و سرکوب گروهي ديگر به دست ميآيد. تک همسري شکل ياختهيي جامعهي متمدن است، شکلي که در آن ميتوانيم سرشتِ تناقضها و تضادهايي را که پس از آن در جامعه به شدت رشد ميکنند، بررسي کنيم."ص80
فردريک انگلس؛منشاء خانواده، مالکيت خصوصي و دولت؛ ترجمه خسرو پارسا، نشر ديگر 1386
1 – ازدواج ميان يک زن و مرد- به سادهگي هريک از آنها ميتوانست پيوند را بگسلد- و مورگان آن را "خانواده يارگير" ناميد، در ميان آنان اين قاعده بود. همهي مردم نوزادِ چنين جفتي را، پذيرفته و فرزندِ آن دو ميشناختند و بدون ترديد ميتوانستند واژهي پدر، مادر، پسر، دختر، برادر و خواهر، دربارهي او به کار برند. ولي اين با به کارگيري واقعي اين واژهها، هم خواني نداشت. ص 39 همانجا
